جمشيد عدالتيان، استاد دانشگاه، فعال اقتصادي و از اعضاي هيات اجرايي انجمن مديران و متخصصان صنعتي و اقتصادي ايران محسوب ميشود. وي زماني نايبرييس اتاق بازرگاني، صنايع و معادن ايران بود و سالها در بحثهاي تشكلي حضور داشته است.
خبر اقتصادی - براي اين پرونده به سراغ وي رفتيم تا مشكل هياتهاي تجاري از زبان وي بشنويم. هرچند كه وي حتي تعداد هياتهاي تجاري در مقايسه با كشورهاي ديگر را كم ارزيابي ميكند و معتقد است كه ايران نياز دارد تغييراتي اساسي در ساختار ارتباط تجاري با ساير كشورها ايجاد كند.
در سال94 با وجود حضور پررنگ فعالان اقتصادي خارجي در ايران اما ميزان صادرات غيرنفتي كاهش چشمگير پيدا كرد. علت اين پديده از ديدگاه شما چيست؟
مساله حضور فعالان اقتصادي و هياتهاي تجاري را بايد از يكديگر تفكيك كرد. نميتوان كاهش 16درصدي صادرات را به نحوه ارتباط با كشورهاي ديگر مربوط دانست. اگر به آمارهاي تجارت خارجي درست نگاه شود متوجه ميشويم كه اتفاقا كاهش 16درصدي آمار خوبي است و ميتوانست شرايط بسيار بدتر از اين باشد. علت اصلي اين كاهش مربوط به اين است كه براساس يك سنت غلط، صادرات ميعانات گازي و پتروشيمي در بخش صادرات غيرنفتي ايران طبقهبندي ميشود. كاهش قيمت جهاني نفت باعث كاهش ارزش صادرات غيرنفتي در ايران شده است در حالي كه بخش مهمي از اين صادرات اولا غيرنفتي نيست دوما به بخش خصوصي ايران ارتباطي ندارد. تا سالهاي قبل چون اين بخش جور اقتصاد را ميكشيد ما آن را به اسم بخش خصوصي مينوشتيم در حالي كه توسط بخش خصوصي صورت نميگرفت. اگر بخواهيم سهم بخش خصوصي در صادرات و تغييرات آن را مشاهده كنيم متوجه ميشويم كه تقريبا ميزان صادرات بخش خصوصي ايران تغييري نكرده است. پس سوال اساسي اين است كه چرا با وجود حضور هياتهاي تجاري و گسترش روابط، بخش خصوصي ايران نتوانسته است صادرات غيرنفتي خود را افزايش دهد. يك مشكل در ماهيت، هياتهاي تجاري است. به صورت يك رسم و سنت هميشه هياتهاي تجاري در تمام جهان براي فروش عازم كشورهاي ديگر ميشوند و هياتي براي خريد به كشور مقابل نميرود. بازاريابي هميشه برعكس است و براي بازاريابي بايد به كشور مقابل رفت. هياتها در يك سال گذشته بيشتر به ايران آمدهاند تا اينكه ايران هيات به كشور مقابل اعزام كند. حال به تركيب هياتهايي كه به ايران ميآيند توجه كنيد. اين هياتها را ميتوان در 3گروه تقسيمبندي كرد. گروه اول كساني هستند كه در ايران كار كردهاند و به دليل تحريم از بازار ايران خارج شدهاند. اين گروه معمولا شركايي در ايران داشتهاند و حال قصد دارند همان كسب و كار را دوباره فعال كنند. اتفاقا مشكل اين است كه اكثر اين افراد فروشنده كالا به ايران هستند و طبيعتا در ايران با ركود و كمبود تقاضاي موثر روبهرو هستند. گروه دوم به دنبال حضور در بخشهايي از اقتصاد ايران هستند كه فكر ميكنند ما در آن داراي مزيت است. مهمترين بخشهايي كه هدف اين گروه است بخشهاي نفت، گاز، پتروشيمي، فولاد و خودروسازي است. گروه سومي هم وجود دارند كه قبلا مذاكرتي در اين خصوص داشتهاند و اكنون براي بررسي و عقد قرارداد به ايران سفر ميكنند. از طرف ديگر مساله اين است كه با وجود تلاش ايران در بازارهاي جهاني، بازار كالاهاي نهايي ايران بيشتر منطقه است و حقيقت اين است كه ما نتوانستهايم بازار جديدي به اقتصاد خود اضافه كنيم.
استراتژي بهينه در ارتباط با ساماندهي اين هياتها چه بايد باشد؟
اين موضوع به استراتژي كل كشور در زمينه صادرات باز ميگردد. واقعيت اين است كه تصور ما از نحوه حضور تجار خارجي در ايران اشتباه است. در كشور ما هر هيات تجاري بايد توسط اتاق بازرگاني، سازمان توسعه تجارت يا وزارت امور خارجه به كشور بيايد ولي در ساير دنيا به چه شكل است؟ در امارات يا شانگهاي هر ساعت چندين هيات تجاري به كشور وارد يا خارج ميشود. نمايشگاهها محل تردد انواع هياتهاي تجاري است. اصولا كسي هم خبردار نميشود كه هياتي به كشور وارد شده است. اين هياتها به صورت مستمر در اين كشورها وجود دارند و حتي كشورهاي ديگر براي خريد و فروش كالاهاي خود اين كشورها را به عنوان مركز قرارهاي تجاري برگزيدهاند. در اين كشورها استراتژي ايجاد فضاي مناسب و دادن اختيار به بخش خصوصي است كه خود اقدام به دعوت اين هياتها كند. نبايد از حضور خارجيها در ايران ترسيد. ما سعي كردهايم اين هياتها را از طريق اتاق بازرگاني يا سازمان توسعه ساماندهي كنيم. نتيجه اين شده است كه برخلاف شعارها، تعداد اين هياتها در مقايسه با امارات اصلا زياد نيست. هياتهاي بزرگي كه به ايران آمدند نهايتا 100 نفر بودهاند. يا 100 فعال اقتصادي از ايران به ايتاليا و فرانسه رفت. در بهترين حالت امسال 2 هزار نفر از كمتر از هزار شركت به ايران سفر كرده است. با اين اعداد و ارقام به جايي نميرسيم و تغييري در حجم تجارت رخ نخواهد داد.
نقش تشكلهاي بخش خصوصي براي گسترش روابط اقتصادي از طريق هياتها چيست؟
تشكلها مهمترين نقش را براي حل مشكلات اين هياتها ميتوانند ايفا كنند. قبل از هر چيز بايد بپذيريم كه بخش خصوصي ايران بيشتر در قالب SME يا بنگاه كوچك و متوسط مقياس تعريف ميشود. اين بنگاهها نميتوانند خود بسياري از هزينههاي ارتباط با شركتهاي خارجي مانند آموزش پرسنل، جمعآوري اطلاعات و بازاريابي را بپردازند. اين هزينهها ميتواند توسط اين تشكلهاي بخش خصوصي جمعآوري شود تا هزينههاي سنگين بازاريابي براي بنگاههاي كوچك سرشكن گردد. از طرف ديگر آموزش از مهمترين وظايف هر تشكل است كه در بحثهاي هياتهاي تجاري خلأ آن به خوبي حس ميشود. اگر تشكلها درست عمل كنند طبيعتا قرارداد بين طرفين شفافتر خواهد بود. با وجود اين شاهد هستيم اتاق بازرگاني به عنوان يكي از مهمترين تشكلها براي اعضاي خود به ويژه بنگاههاي كوچك و متوسط مقياس براي حضور در اين هياتها دعوت نامه نميفرستد. در واقع ضعف توزيع اطلاعات به خوبي در تشكلها از جمله اتاق بازرگاني احساس ميشود. هنوز معلوم نيست كي اتاق تصميم دارد كه درها را به روي اعضاي خود باز كند. در آخر بايد گفت كه امروز نقش تشكلها ميتواند با استفاده از ابزارهاي روز بسيار بيشتر از قبل باشد. براي دعوت از يك هيات تجاري لازم نيست آن هيات به ايران سفر كند بلكه با ابزارهايي مانند ويدئو كنفرانس ميتوان جلساتي بسيار خوب و پرنتيجه برگزار كرد و اين موضوع تنها از طريق تشكلها به ويژه اتاق ايران ممكن است.