اخیرا صحبت از این است که با تحریم خرید آجیل شب عید، میتوان از ثروتمندتر شدن گروهی سودجو جلوگیری کرد و اتفاقی هم نمیافتد اگر شب عید، آجیل سر میز و سفره پذیرایی نباشد. بهنظر حرف درستی است.
از این دست حرفهای انساندوستانه به دل همه مینشیند ولی نباید فراموش کرد که تورم ناشی از کمبود عرضه در مقایسه با تقاضا، در سایر عرصهها نیز بروز کرده است. علاوه بر پیامدهای ناشی از هدفمندکردن یارانهها و بالا رفتن قیمت حاملهای انرژی، محصولات پتروشیمی و...، در ماههای اخیر به دلیل نوسان نرخ ارز و کاهش واردات کالاهای واسطهای و مصرفی و به تبع آن، بالا رفتن هزینههای تولید، عرضه برخی از کالاهای وارداتی و تولیدات داخلی کاهش یافته و شکاف میان عرضه و تقاضا، آهنگ تغییر قیمتها را سریعتر کرده است.
آیا برای مقابله با نوسان قیمتها، میتوان حبوبات، میوه، گوشت، سبزی و... را نخرید؟ اگر همین سناریو را برای تمامی کالاها اجرا کنیم و تقاضای کل کاهش یابد از وضعیت رکود تورمی وارد وضعیت رکود کلاسیک میشویم؛ یعنی رکود به همراه سقوط قیمتها ولی وضعیت اقتصادی بهجای خودش خواهد بود. آیا با تحریم خرید کالاها رونق اقتصادی برمیگردد؟ شغل ایجاد میشود؟ پاسخ منفی است. با نخریدن کالاها، میتوان از بهره بردن گروهی اندک از شرایط تورمی موجود جلوگیری کرد ولی نمیتوان گفت تمام مشکلات حل شده است.
در راستای کاهش قیمت آجیل شب عید، دولت هم صادرات پسته را ممنوع اعلام کرده است. بدین ترتیب از درآمد بیش از یک میلیارد دلاری صادرات پسته محروم شده تا مصرفکنندگان داخلی پسته را ارزانتر خریداری کنند.
ذکر این نکته ضروری است که بسیاری از کشورها در فرآیند توسعه، کسب درآمدهای ارزی را به مصرف داخلی کالاهای لوکس ترجیح دادهاند؛ درعین حال ممکن است افزایش مصرف داخلی نتواند کاهش صادرات را جبران کند و بدین ترتیب بخشی از پسته آماده برای صادرات بلامصرف در انبارها بماند و تولیدکنندگان همانند فروشندگان و بازرگانان از اجرای چنین سیاستی آسیب ببینند. راهحل مشکل اقتصاد، ایجاد فضای مناسب برای کسبوکار و حذف موانع افزایش تولید است.
* اقتصاددان