خبر اقتصادی - اما آيا اين ايده مورد تاييد نمايندگان در شوراي شهر تهران است؟ سوالي كه رييس شوراي شهر تهران در برابر آن نه تنها نظر مثبتي دارد بلكه اين ايده را نيز از آن خود ميداند.
اوايل بهمن ماه امسال همايشي با عنوان «شهرسازي ريلپايه» از سوي وزارت راه و شهرسازي برگزار شد كه بر ضرورت وجود حمل و نقل يكپارچه در كلانشهرهاي كشور و خداحافظي با شهرسازي خودرومحور تاكيد ميكرد. مديرعامل شركت راهآهن يكي از كساني بود كه در روزهاي برگزاري اين همايش از خروج ايستگاههاي راهآهن از محدوده داخل شهرها انتقاد كرد و رييس بخش توسعه اقتصادي شركت ارپ فرانسه در خاورميانه نيز از مطالعات اين شركت براي ساخت ايستگاه جديد راهآهن در تهران خبر داد. اكنون با گذشت نزديك به دو هفته از اين همايش گفته ميشود كه حتي شوراي عالي معماري و شهرسازي نيز براي اجراي اينگونه طرحها اعلام موافقت كرده است تا با توجه به اسناد بالادستي ساخت ايستگاههاي چندوجهي (TOD) و ايستگاههاي جديد را در تهران و ساير شهرها مورد بررسي قرار دهد. مهدي چمران، رييس شوراي شهر نيز با اين ايده موافق است.
او ميگويد: اگر خطوط راهآهن به وسط شهر منتقل شوند به كاهش ترافيك و آلودگي هواي تهران كمك خواهد كرد و در شهرهاي بزرگ دنيا نيز همين گونه است، اما مسير راهآهن بايد به گونهيي باشد كه براي خيابانها و مردم مزاحمت ايجاد نكند. اين موضوعي است كه بايد مدنظر قرار گيرد و اصلاح شود.
چمران با اعلام مخالفت با جايگزيني و جابهجايي خطوط ريلي به خارج شهر تهران ميافزايد: اگر كسي بخواهد به سمت فرودگاه امام خميني (ره) برود بايد راه زيادي را طي كند تا به آنجا برسد در حالي كه اگر ايستگاه راهآهن را هم به خارج از شهر منتقل كنيم، جمعيت زيادي بايد هر روز مسير زيادي را طي كنند تا به مقصد برسند اما اگر اين خطوط در داخل شهرها طراحي و ساخته شوند اين مشكل حل خواهد شد اما بايد تمهيداتي انديشيده شود كه براي شهروندان ايجاد مزاحمت نكند و مثل خطوط مترو پيادهسازي شود. خطوط مترو نيز به همين منظور در داخل شهرها ساخته شد. اين تجربه نشان ميدهد كه ايستگاه راه آهن نيز ميتواند در داخل شهرها بخشي از مشكلات ترافيكي را حل كند.
معاون وزير راه در همان روزهايي كه همايش شهرسازي ريل پايه در حال برگزاري بود از حذف ايستگاه راهآهن شرق تهران پس از انقلاب در نقشههاي طرح جامع خبر داد و گفت: «مسير ريلي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي براي رسيدن به ايستگاهي در شرق تهران طراحي شده بود كه از نزديك پارچين اين خط آهن جدا ميشد و به سمت شرق تهران ميرفت و اين پيشبيني صورت گرفته بود كه در تهران حداقل دو ايستگاه راهآهن يكي در ميدان راهآهن فعلي و ديگري در منطقه تهرانپارس ايجاد شود ولي هيچگاه اين طرح مصوب اجرايي نشد. در عين حال، براي بسياري از بزرگراههاي تهران مسيرها باز، پادگانها خريداري و تملك اراضي صورت گرفت ولي هيچكس براي عبور خط آهن مذاكره و اقدامي نكرد.» اما اكنون مهدي چمران اين موضوع را رد ميكند و ميگويد: هيچ ايستگاه راهآهني براي شرق تهران در طرحهاي جامع نبود اما اين پيشنهاد را بنده در زمان تصويب طرح جامع عنوان كردم اما موافقت نشد. نظر بنده اين بود كه دو ايستگاه راهآهن ديگر نيز در داخل شهر تهران داشته باشيم تا مردم شهر به سمت يك ايستگاه در جنوب شهر تهران سرازير نشود. اين ايستگاهها ميتوانست يكي در شرق و يكي نيز در غرب پايتخت ساخته شود و از طريق راهآهن و ريل با هم ارتباط داشته باشند تا اگر كسي ميخواست از ايستگاه شرق به سمت ايستگاه جنوب برود باز هم توسط سيستم ريلي به مقصد برسد. معتقدم كه اين اقدام عملي است اما بايد روي آن مطالعات مختلفي انجام شود تا به بهترين شكل اجرا شود.
اتصال شبكه راهآهن به مترو
اقبال شاكري، عضو كميسيون حمل و نقل و عمران شوراي شهر البته نظر ديگري در اين باره دارد. او به «تعادل» ميگويد: البته هنوز در اين باره مطالعه نكردهام و نميتوانم نظر شفافي درباره آن بدهم اما اگر ايده اين باشد كه شبكههاي مترو را در كلانشهرها طوري طراحي كنيم كه به شبكه راهآهن متصل شوند تا به وسيله شبكه سراسري كلانشهرها به هم متصل شوند، ايرادي ندارد و ما هم با آن موافقيم. چندي پيش هم با مسوولان وزارت راه صحبت كرديم تا ايستگاه راهآهن را به علت گرفتاريهايي كه ايجاد ميكند به خارج از شهر ببرند چون مسير راهآهن در تهران خود باعث كلي آسيب اجتماعي شده است.
شاكري ادامه ميدهد: بايد مترو را طوري طراحي كنيم كه به ايستگاه راهآهن در حاشيه شهر متصل شود. دراين صورت ميتوانيم مسافران را با مترو از طريق ايستگاه راهآهن جابهجا كنيم و به داخل شهر بياوريم. البته اين خط مترو بايد مخصوص راهآهن باشد چون مسافراني كه از طريق فرودگاه و راهآهن جابهجا ميشوند با بار و اثاثيه خواهند بود و بايد در اين زمينه برنامهريزي شود. بنابراين اگر منظور وزارت راه هم اين باشد، كار بسيار خوبي است. اما بايد هر چه سريعتر تكليف آن مشخص شود. بنابراين اگر منظور دولت اين باشد كه خطوط مترو براي ايستگاههاي راهآهن طراحي شود بنابراين شركت مترو و شهرداري اين آمادگي را اعلام كرده است كه خطوط لازم را از ايستگاههاي پيراموني به مبادي فرودگاه و راهآهن انتقال داده است و حتي اين پيشنهاد را هم در جلساتي كه با آنها داشتيم، اعلام كرديم.
البته مهرداد تقيزاده، رييس اتاق فكر حمل و نقل ريلي شركت راهآهن اين گفته را قبول ندارد و ميگويد: جايگاه ايستگاههاي راهآهن در درون شهر است و اتصال مترو و راهآهن در خارج از شهر ايدهيي رد شده است.
شهرسازي بر مبناي ريل پايه در روزهاي گذشته باز هم از سوي معاون وزير راه و شهرسازي مطرح شد. پورسيدآقايي در پاسخ به منتقداني كه عنوان ميكنند، عبور راهآهن از شهر ايجاد گسست ميكند، گفت: گسست شهري بر اثر بزرگراهها به مراتب بيشتر از راهآهن است. قطعا نه ارزش زمين در كشور ما به اندازه كشورهاي توسعه يافته است و نه مردم ما مردم متفاوت از مردم كلانشهرهاي ريلپايه هستند، پس طرح چنين مواردي درست نيست.او همچنين با اشاره به نسخه جهاني نجات كلانشهرها با شهرسازي ريلپايه تاكيد كرد: دنيا به اين نتيجه رسيده كه مزاياي راهآهن به قدري بيشتر از معايبش است كه تنها راهكار نجات كلانشهرها همين شهرسازي ريلپايه است.
همپوشاني وظايف شوراي ترافيك و شهرسازي
ادغام شوراي عالي ترافيك و شوراي عالي شهرسازي مساله ديگري بود كه مديرعامل شركت راهآهن و معاون وزير راه و شهرسازي آن را در در اختتاميه همايش شهرسازي ريلپايه مطرح كرد. او با انتقاد از جزيرهيي كار كردن مراكز تصميمگير، گفت: «در حال حاضر شوراي عالي ترافيك زيرنظر وزارت كشور كار تصويب طرحهاي جامع حمل و نقل شهري و حومهيي و شوراي عالي معماري شهرسازي كار تصويب طرحهاي شهرسازي را انجام ميدهند و اين دو نهاد تصميمگير دو روند مجزا از هم را طي ميكنند. اين دو نهاد تصميمگير بايد يكي شوند و حمل و نقل چيزي نيست جز شهرسازي و اين دو در نهايت يك مفهوم هستند. يكي از نتايج شهرسازي يكپارچه بايد ادغام شوراي عالي ترافيك و شوراي عالي معماري و شهرسازي باشد تا آنچه براي رفاه مردم است، از آن خارج شود.»
مهدي چمران به عنوان بالاترين مقام در پارلمان شهري درباره اين پيشنهاد ميگويد: بنده بايد در اينباره مطالعه كنم تا بتوانم نظر دقيقي بدهم چون عضو شوراي عالي ترافيك هستم و در شوراي عالي معماري و شهرسازي هم بنا به مورد دعوت ميشوم. البته وظايف شوراي عالي معماري و شهرسازي فراتر از موضوعهاي ترافيكي است و در واقع ترافيك تنها يكي از موضوعهاي آن است. اما وقتي مساله برنامهريزي براي شهرسازي و معماري پيش ميآيد ترافيك، اقتصاد، مسائل بهداشتي، درماني و فرهنگي نيز در ذيل آن قرار ميگيرد، چون در شهرسازي خالص همه اين موارد در نظر گرفته ميشود. ما وقتي طرح جامع شهرها را تهيه ميكنيم در بخشي از آن به موضوع ترافيك شهري ميپردازيم چون هر طرحي بايد مطالعات ترافيكي هم داشته باشد.
همان زماني هم كه در حال بررسي و تصويب طرح جامع تهران بوديم تعداد 28 مهندس مشاور در كنار ما بودند كه يكي از آنها مشاور ترافيك بود. آن چيزي كه بهطور ضمني در اين باره مشخص است، اين است كه كمي ابهام براي ادغام اين دو شورا وجود دارد، چون كارهاي شوراي عالي ترافيك خاص و كاملا تخصصي است اما در شوراي عالي معماري و شهرسازي وظايف و مسووليتها عام است كه ترافيك هم يكي از اين وظايف عام است. از سوي ديگر مساله ديگر وظايف شوراي عالي ترافيك شهرها است حال اينكه در صورت ادغام چطور ميخواهد درباره راهآهن كه مربوط به ترافيك خارج شهرهاست ورود كند، جاي سوال دارد.
چالش مسووليت متروي فرودگاه امام(ره)
مساله رفت و آمد از متروي امامخميني(ره) چالش ديگري است كه شاكري آن را مطرح ميكند. او ميگويد: در حال حاضر مترو را ساختهايم. اگر بخواهيم آن را به شبكه راهآهن متصل كنيم بايد در ايستگاه پيراموني شبكه راهآهن به اين شبكه متصل شود اما تاكنون اين اتفاق نيفتاده است. منظور اين است كه ايستگاههاي مترو به فرودگاه و راهآهن متصل شود. اما اينكه مسووليت اين اقدام بايد بر عهده كدام يك از دستگاههاي مسوول است همچنان مبهم باقي مانده است چون بخشي از آن به خارج شهر ميرود بنابراين بين شهرداري تهران و وزارت راه و شهرسازي هميشه بر سر اين موضوع مساله وجود دارد البته آخرين بار وزارت راه و شهرسازي وظيفه آن را به عهده گرفت. وي ميافزايد: زيرساختهاي خط متروي فرودگاه حضرت امام(ره) آماده شده است اما بلاتكليف رها شده است. يكسال در دست شهرداري بوده است اما سال بعد دوباره از شهرداري گرفتهاند و مسووليت آن را به راهآهن دادهاند.
در حالي كه وقتي به مسائل و پروژههاي عمراني زمان ميخورد، هزينههاي آن چند برابر ميشود چون عمر مفيد پروژههايي كه نيمهكاره ساخته شدهاند پايين ميآيد همچنين به علت تورم هزينههاي بعدي نيز افزايش مييابد.
تصويب منوريل همت در طرح جامع
پروژه منوريل كه در دوره احمدينژاد حاشيههاي زيادي را رقم زد اكنون دوباره قرار است براي برخي نقاط تهران تعريف شود. عضو كميسيون حمل و نقل شوراي شهر تهران در اين باره ميگويد: الآرتي يا منوريل در طرح جامع شهر تهران براي ادامه همت تصويب شده است كه به بزرگراه آزادگان ميرسد. همچنين اين موضوع را براي فرودگاه، منطقه بازار براي استفاده تجاري هم در كميسوين عمران ارائه دادهاند. البته ما درشوراي شهر تهران با آن موافق هستيم كه الآرتي يا خط سبك شهري براي قسمتهايي كه امكانپذير است، تكميل شود اما تاكنون حركت خاصي در موردش صورت نگرفته است و فقط در حد طراحي اوليه است. دو مورد آخر هنوز به شكل جدي براي اين دو منطقه عنوان نشده است اما زماني كه تصويب شد در كميسيون عمران هم اعلام ميشود.