تغيير كاربري زمينهاي كشاورزي در استانهاي خطه شمالي كشور نيز معضل ديگري است كه به چاره جويي در سطوحي بالاتر از تصميمگيرندگان وزارت جهاد كشاورزي نيازمند است. در استانهاي گيلان و مازندران، بر تعداد زمينهاي كشاورزيي كه به ويلا و حتي باغهاي ميوه تبديل شدهاند، سال به سال افزوده ميشود و اين يعني معدود زمينهاي كشاورزي باقي ماندهيي كه همچنان كاربري شان حفظ شده است و به كار ادامه ميدهد، بار سيراب كردن تقاضايي را دارند كه اتفاقا بيشتر هم شده است.
تغيير ذائقه ايرانيها به سود مصرف چاي طعمدار خارجي هم مزيد بر علت شده است. ايرانيها اساساً تمايلي به مصرف چاي نداشتهاند و شايد همين كه «قهوهخانه» لفظي است كه بسي پيشتر از «چايخانه» مورد استفاده بوده است، نشانهيي باشد از سمت و سوي ذائقه ايرانيها تا پيش از ورود چاي به كشور. چايي كه در گيلان توليد ميشود از سوي ديگر به ادعاي توليدكنندگان و دست اندكاران بازارش، تنها چاي ارگانيك جهان است و اين باز هم ميتواند سببي ديگر باشد براي آنكه چاي ايراني گرانتر از همتايان چيني و هندياش باشد. طعم متفاوت چاي ايراني و «دير-دم» بودن آن هم باعث شده بسياري تمايلي به استفاده از آن نداشته باشند و شايد بايد پرسيد كه در روزگار فست فودها، چه كسي است كه نقد چاي كيسهيي حاضر و آماده را به نسيه چايها دمي نفروشد؟
«سنواتيهاي» مشكل ساز
خريد تضميني گسترده چاي از چايكاران در سالهاي گذشته و انبار كردن آن به دليل عدم تقاضا در بازار، همان چيزي است كه در اين سالها از آن به عنوان معضل چاي سنواتي ياد شده است. مقادير عظيمي چاي كه گفته ميشود عمر آن حتي به 15سال هم ميرسد، علاوه بر مشكلاتي كه ممكن است از بابت سلامتي مصرفكنندگان داشته باشند، به بازار و چايكاران و دستاندركاران چاي هم اين پيغام را ميرسانند كه توليد بيشتر به صرفه نيست، چرا كه تقاضايي وجود ندارد و بازار از چاي اشباع شده است. اين پيغام در عمل به آن معناست كه بايد با چاي ايراني خداحافظي كرد و براي چايكاران لاهيجاني هم مناسبتر است كه در زمينهايشان كالاي كشاورزي ديگري بكارند.
چند روز پيش بود كه خبرگزاري ايسنا خبري منتشر كرد مبني بر آنكه بعد از برداشته شدن تحريمها و واردات چاي از كشورهاي افريقايي به ويژه كنيا در سه سال آينده 6 برابر خواهد شد. مديركل انجمن تجارت آفريقاي شرقي در مصاحبهيي كه با بلومبرگ انجام داده بود و خبرگزاري ايسنا آن را منتشر كرد، اظهار كرده بود كه صادرات چاي سياه از كنيا از ميزان اندك 3200 تن در سال 2015 ممكن است به 20هزار تن در چهار سال آينده افزايش پيدا كند. وي افزايش صادرات چاي به ايران را به معناي افزايش قيمت آن تفسير كرد.
جان دوباره باغهاي چاي
براي پيگيري اين خبر با محمد ولي روزبهان رييس سازمان چاي كشور گفتوگو كرديم. او به جد افزايش واردات چاي از افريقا را تكذيب كرد و افزود: «سرانه مصرف ما مشخص است و حجم واردات ارتباطي با برداشته شدن تحريمها ندارد. همچنين در تلاشيم تا با افزايش بهرهوري ميزان افزايش تقاضا را با ارتقا توليد داخل پاسخ دهيم. بنابراين افزايش واردات اصلا در دستور كار ندارد.»از رييس سازمان چاي در رابطه با سرانه مصرف چاي در كشور پرسيديم كه در پاسخ گفت: «سالانه 150هزار تن چاي در كشور مصرف ميشود كه 20هزار تن آن از توليدات داخل تامين شده و حدود 80هزار تن از كشورهاي هند، سريلانكا و به مقدار كمي از كشور كنيا واردات داريم. از آنجايي كه كنيا در توليد چاي كله مورچهيي سرآمد است و ايرانيان چاي ارتدكس و رسمي را بيشتر استفاده ميكنند بنابراين فرض افزايش واردات چاي از كنيا كاملا رد ميشود.»
به گفته وي درحال حاضر با احتساب كارخانهها و ميزان اشتغال غير مستقيم حدود 100هزار خانوار ايراني از صنعت چاي كسب روزي ميكنند. در دو سال گذشته با حمايتهاي دولت تدبير و اميد از صنعت چاي با اقداماتي نظير افزايش قيمت تضميني، تشكيل صندوق حمايت از چاي و انجام عمليات به زراعي و تامين نقدينگي خريد تضميني روحيه نشاط و اميد به چايكاران بازگشته است. در اين راستا با احياي مجدد باغات رها شده حدود 3 هزار هكتار از باغات چاي دوباره مورد بهرهبرداري قرار گرفت و حدود 3هزار خانوار ديگر در اين حوزه مشغول به كار شدند.»
تسويه حساب دولت و چايكاران
از روزبهان درباره چرايي اقبال ذايقه ايرانيان به چاي غير ايراني پرسيديم و در پاسخ شنيديم «طي چند سال گذشته چاي ايراني مورد بيمهري مصرفكننده داخلي قرار ميگرفت و طعمدهندهها و اسانسهاي مورد استفاده در چاي وارداتي ذايقه مردم را تحت تاثير قرار داده بود اما در دو سال گذشته با افزايش شناخت و بينش مصرفكننده مواجه بوديم. از آنجايي كه چاي توليد ايران تنها چاي ارگانيك جهان است كه در باغات چاي از سم استفاده نميشود و محصولي كاملا طبيعي اتوليد ميشود، افرادي كه نسبت به محصولات مصرفي خانوادهشان حساس هستند به مصرف چاي ايراني گرايش پيدا كردند. اين تغيير ذايقه مشكل چاي سنواتي را هم بر طرف كرده تا جايي كه تاكنون نه تنها حدود 95درصد چاي توليد كارخانهها در سال جاري به فروش رسيده بلكه چاي باقي مانده از سال قبل نيز وارد بازار شده است. البته توجه چايكاران به آنچه بهزراعي ناميده ميشود، تغذيه و كودزدايي با حمايت دولت و مناسب بودن شرايط آب و هوايي و تلاش كارخانهها برا ي ارائه محصول با كيفيت نيز از ديگر موارد تاثيرگذار بوده است.»
وي همچنين خبر داد كه تاكنون 95درصد بهاي برگ سبز چاي كاران پرداخت شده است. به عبارتي از 5، 136ميليارد تومان خريد تضميني چاي حدود 130ميليارد آن به حساب چاي كاران واريز شده و با پرداخت مبلغ اندك باقي مانده طي چند روز آتي دولت به هيچ چاي كاري بدهكار نيست. روزبهان استمرار روزگار خوش چاي و چايكاران را در گرو پايايي حمايتهاي دولتي ميداند.
معضل تجميع زمينهاي كشاورزي
رييس سازمان چاي كشور با اشاره به چالشهاي مهم چايكاران افزود: «يكي از بزرگترين معضلات ساختاري چايكاران پايين بودن سطح زير كشت چايكاران است كه ارتبا ط مستقيمي با بهره وري كشاورزي دارد. هر چايكار به طور متوسط بايد 2، 5 ميليون هكتار باغ چاي داشته باشد درحالي كه متوسط اين رقم در ميان چايكاران ايراني 3هزار هكتار بوده و 90درصد چايكاران ما كمتر از يك هكتار زمين دارند. وي راههاي پيشنهادي را سياستهاي تشويقي دولت، تجميع باغات و اتصال آنها دانست و افزود:«يكي از بزرگترين اهداف سازمان چاي در برنامه ششم توسعه افزايش سطح زير كشت چاي است»
چاي سفيد هم به بازار آمد
روزبهان با اعلام اينكه چاي توليد داخل تنها پاسخگوي 20درصد از نيازهاي مصرفكننده ايراني است كه كوچك بودن باغات و محدوديت منابع آبي از دلايل عمده آن هستند، ميگويد: «اميدواريم در سالهاي آتي اين رقم به 40درصد افزايش يابد. براي اين مهم به دنبال افزايش سطح زير كشت با حفظ و تثبيت باغات فعلي و احياي باغات رها شده هستيم.»
وي از توليد چاي سفيد در ايران خبر داد كه با رقمي در حدود كيلويي يك ميليون تومان مورد اقبال كشورهاي حوزه خليج فارس قرار گرفته است. اين موضوع حكايت از رويكرد توليدكنندگان به تنوع توليد و بستهبندي دارد.
جدال مافيا و سازمان چاي
امير مظفر نوري رييس اتحاديه توليدكنندگان چاي نيز در رابطه با واردات چاي از افريقا به تعادل گفت: «از آنجايي كه واردات بر اساس نياز صورت ميگيرد و تغييري در ميزان مصرف داخل به وجود نيامده است بنابراين واردات 6 برابري چاي از افريقا هيچ توجيهي ندارد و تاكنون بحثي در اين رابطه در اتحاديه و سازمان چاي مطرح نشده است.»
از نوري در رابطه با چاي سنواتي پرسيديم كه در پاسخ گفت: «اين نوع چاي هنوز معدوم نشده اما با مقاومت و پيگيريهاي مجدانه سازمان چاي اين نوع از چاي در انبارهاي در بسته نگهداري شده و اجازه ورود به بازار را ندارد و تنها ميتواند برا ي مصارف صنعتي مورد استفاده قرار بگيرد.»وي اظهار اميدواري كرد كه سازمان چاي در قبال فشار مافياي چاي تاب مقاومت بياورد و از ورود اين چاي غير استاندارد به چرخه فروش جلوگيري كند.
نوري نيز همچون روزبهان از وفاداري دوباره ايرانيان به چاي توليد داخل گفت و اظهار داشت: «اروپا خواستار تنها چاي ارگانيك جهان است و سالانه حدود 4هزار تن از توليد چاي درجه يك ايراني به اروپا صادر ميشود و حدود 11هزار تن از چاي درجه دو ايراني نيز به كشورهاي حوزه خليج فارس صادر شده كه متاسفانه با بستهبندي جديد و افزودن اسانسها و طعمدهندههاي غير ارگانيك به عنوان چاي خارجي دوباره به كشور وارد ميشود.»
آيا چاي ايراني كالاي لوكس خواهد شد؟
عرضه پايين، تقاضاي بالا و قيمتهاي تعادلي كه حد و اندازه شان به جيب همه نميخورد، ميتوانند هر كالايي را به يك كالاي لوكس تبديل كنند. كالاهاي لوكس كالاهايي هستند كه درصد تغييرات تقاضا براي آنها بيش از درصد تغييرات درآمد در خريداران است، به اين معنا كه با افزايش درآمد تقاضا براي آن هم افزايش مييابد. در يك كلام، كالاي لوكس كالايي است كه ثروتمندان به سراغش ميروند.
در سالهاي اخير و با اتفاقاتي كه چاي ايراني از سر گذرانده است، بسياري معتقدند كه اين كالاي وطني ميرود كه به يك كالاي لوكس تبديل شود و البته كساني ديگر هم هستند كه به استقبال اين رويداد ميروند.
اين دسته اخير معتقدند با كاهش تعداد چايكاران و با فرض ادامه توليد اين محصول در كشور و با در نظر گرفتن بازار محدود و البته قيمتهاي بالاي چاي ايراني، ميتوان تبديل اين محصول به يك كالاي لوكس را به فال نيك گرفت. استقبال از اين اتفاق البته دلايل گوناگوني دارد، از جمله اينكه هم چايكاري به عنواني عاملي هويت ساز براي چايكاران و گيلانيها حفظ ميشود و هم ايران به توليد كالايي پرداخته است كه در آن مزيت نسبي دارد و احياناً ممكن است بتواند صادراتي هم داشته باشد. در آن صورت بايد منتظر باشيم كه چاي دير دم ايراني، چيزي بشود در حد و اندازههاي خاويار يا زعفران ايراني: كالايي با مشتريان بسيار، عرضه كم و قيمت بالا.
سپيده پيري- مهدي حاتمي