مدتهاست بحث درخصوص محصولات تراريخته از فضاي آزمايشگاهها به عرصه گفتمان عمومي راه يافته است. متاسفانه گروهي كه مناسبات علمي و تكنولوژيكي را با صفآراييهاي سليقهيي و حتي تشكيلاتي در هم ميآميزند به جاي فراهم كردن بستر مناسب براي انتخاب آگاهانه جامعه در برابر اين فناوري موضع تخريبي گرفتهاند.
خبر اقتصادی - آنچه بر حيرت ميافزايد اينكه آنان كه با مخالفت با محصولات تراريخته آدرسهاي اشتباهي براي ريشهيابي بحرانهاي زيستمحيطي ميدهند چرا در پشت سنگري به نام طرفداري از محصولات ارگانيك پناه گرفتهاند؟ اساسا آنها با كدام مباني علمي توليدات ارگانيك را با محصولات تراريخته در تضاد قرار دادهاند كه هنوز هم به مناظره با صاحبنظران اين حوزه ننشستهاند؟ توليدات ارگانيك در كشاورزي به صورت مطلق تنها يك فرآيند آزمايشگاهي و امكان دستيابي به آن در عرصههاي رايج دشوار است و توجيه اقتصادي ندارد.
اساسا مديريت اجرايي و به طور خاص وزارت جهاد كشاورزي تلاش دارد و بايد داشته باشد كه با كاهش هر چه بيشتر مصرف سموم نباتي و كودهاي شيميايي در سطح ملي گامي به سوي توليد ارگانيك بردارد. مبارزات بيولوژيكي، زراعي و تلفيقي (IPM) كه در برنامه راهبردي سازمان حفظ نباتات گنجانيده شده است از زمره اين اهداف كلان و ملي به شمار ميآيد.
به طور قطع هر قدر هم توليد محصولات ارگانيك (در صورت رعايت كامل استانداردها) مورد حمايت دستگاههاي اجرايي و فراگير در كشور قرار گيرد بايد از روزنه حراست از بستر حيات و براي كل كشور باشد. بستري كه انسان نه محور آن بلكه يكي از اجزاي چرخه حيات به حساب ميآيد.
اما بحث توليدات ارگانيك به گونهيي كه اكنون شناخته شده است(بر فرض نظارت دقيق) مقولهيي لوكس است كه تنها گروه معدود و مرفهتر از مصرفكنندگان را در بر ميگيرد. آنها كه در برنامههاي ملي دولت و دستگاههاي اجرايي هرگز گروه هدف به شمار نميآيند. اين لايه اجتماعي از مصرفكنندگان گرچه ميتوانند مانند تشكلهاي گياهخواران يا خامخواران براي خود و دستورالعملهايشان دلايل و توجيهات گوناگون داشته باشند اما هرگز در برگيرنده اكثريت از مردم نيستند. با اين اشاره انتظار نيز نميرود كه سازمان حفاظت محيط زيست بخواهد از وراي چنين تشكل محدودي اهداف كلاننگرانه و اجتنابناپذير كاهش مصرف سموم يا كودهاي شيميايي در سطح ملي را نهادينه كند. البته كه دستگاه اجرايي كشور بايد كه بر چگونگي فعاليت توليد محصولات ارگانيك نظارتي همه جانبه داشته باشند.
ضرورت اين نظارت آن است كه مبادا كانونهايي در كشور بتوانند تنها با تكيه بر امواج ترس مردم از كابوس سرطان و نه ناشي از كاركردهاي واقعي خود بهرهبرداري كنند. متاسفانه هنوز نشانههاي پرسش و حلقههاي مفقوده زيادي در مسير توليد محصولات ارگانيك قرار دارد. اينكه در گروهبندي محصولات (گياهي و دامي) اولويت انتخاب براي توليد ارگانيك با كدام يك از آنهاست ازجمله اين پرسشهاست. چگونگي مصرف كودها و سموم مجاز و بيولوژيكي و زمان مصرف درست آنها، فقدان دستگاههاي نظارتي مستمر و چند لايه از قبل از توليد تا مرحله توزيع در بازار و... ازجمله مواردي است كه تا قبل از برچسبزني پسوند ارگانيك بر محصولات كشاورزي بايد روشن شود. البته اگرچه تشكلهاي توليدي موسوم به ارگانيك براي تامين هزينه نمايشگاههاي خود نياز به حمايت سازمانهايي مانند حفاظت محيط زيست داشته باشند، قابل خردهگيري نيست. آنچه قابل نقد و ايراد است اينكه سازمان فراگيري مانند حفظ محيط زيست كه بايد جاي جاي عرصه كشور را در بر بگيرد، بخواهد از پشت چنين تابلو محدودي توليد پايدار ملي را سامان دهد. البته كه شگفتآورتر آن است كه اين سازمان بخواهد در گرد و خاك جدال غيرضروري توليد ارگانيك با فناوري مهندسي ژنتيك براي خود اعتباري نيز كسب كند.
* پژوهشگر كشاورزي