خبر اقتصادی - تحریمهای مرتبط با موضوع هستهای ، در حال فروکش بوده و تهدیدها به شیوه مناسبی مدیریت شده است. پر واضح است که برجام پایان کار نیست ، بلکه آغازی برای برنامه ریزی همهجانبه است و برای دستیابی به اهداف غایی که همانا توسعه و پیشرفت کشور در تمامی عرصههاست، مسئولیت سنگینتر شده است؛ چرا که "مدیریت فرصت" شاید مهمتر و حساستر از رفع تهدیدات باشد؛ چون فرصت معمولا با هیجان همراه است، ولی تهدید عمدتا با احتیاط همراه است. آن چه مسلم است اینکه پساتحریم برگشت به دوران پیشاتحریم نیست. جنس پساتحریم نگاه به آینده است. در دوران تحریم، دنیا در حوزههای مختلف فناوری، اقتصادی، پولی و مالی و زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی پیشرفت داشته و تحریمها ما را در برخی زمینهها عقب نگه داشته است؛ بنابراین شایسته است که پساتحریم را با مدلهای اقتصادی، فناوری، فرهنگی و ساختار متناسب با شرایط روز مدیریت و اجرا کنیم.
این روزها متخصصان حوزههای مختلف از ابعاد گوناگون به موضوع زیرساختها و بسترهای لازم برای مدیریت دوران پساتحریم پرداخته و هر یک از دیدگاه خود زیرساختها و پیششرط های لازم برای دستیابی به سرانجام مطلوب دوران پساتحریم را بیان نمودهاند. اما در این میان یکی از مباحث مهمی که لازم است با تعمق بیشتری بدان پرداخته شود و این روزها در مباحث مدیریتی بسیار مطرح میشود، موضوع " مدیریت سرمایه اجتماعی و روانشناختی" است.
بدون شک موتور محرک نظامات یادشده ، نیروی انسانی متعهد و متخصص است که از آن با عنوان " سرمایه انسانی سازمان" یاد میشود. سرمایهها در سازمانها به سرمایه اقتصادی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی دستهبندی میشوند که مهمترین آنها همین "سرمایه روانشناختی" است. بر اساس تعاریف ارائهشده در کتب مرجع، سرمایه روانشناختی فراتر از سرمایه اجتماعی و انسانی است؛ در حالی که سرمایه اقتصادی بر" چه چیزی دارید؟"، سرمایه انسانی بر" چه چیزی میدانید؟" و سرمایه اجتماعی بر " چه کسی را میشناسید؟" تاکید دارد، سرمایه روانشناختی بر " چه کسی هستید؟ و چه کسی میتوانید بشوید؟" تاکید دارد. سرمایه روانشناختی با تکیه بر متغیرهای روانشناختی مثبت همچون امیدواری، تابآوری، خوشبینی و خود-کارآمدی منجر به ارتقای ارزش سرمایه انسانی(دانش و مهارت های افراد) و سرمایه اجتماعی(شبکه روابط میان افراد) در سازمانها و نهادها
میشود.
از حیث سرمایه روانشناختی، دوران پساتحریم نیازمند افراد خود-کارآمد، تابآور ، خوشبین و امیدوار است. خود- کارآمد یعنی باور و اطمینان فرد به توانایی هایش برای دستیابی به موفقیت در انجام وظیفهای معین از راه ایجاد انگیزه در خود و تابآور به معنی برگشت خردمندانه به شرایط مناسب برای ادامه کار پس از حادث شدن شرایط و موقعیت سخت و دشوار در زندگی کاری و شخصی؛ به عبارت دیگر تابآوری یعنی ظرفیت فرد برای پاسخدادن و حتی شکوفاشدن در شرایط فشارزا. این ویژگی در سطح کلان و کشوری نیز یکی از مولفههای اقتصاد مقاومتی است.
از مولفههای دیگر در این زمینه خوشبینی است؛ یعنی نگاه مثبت به وقایع و آینده و تواناییهای خود. افراد خوشبین همواره در انتظار رخدادن اتفاقهای خوشایند در زندگی هستند. البته در سرمایه روانشناختی خوشبینی واقعی مد نظر است؛ زیرا خوشبینی غیرواقعی به پیامدهای منفی منجر میشود.
امیدواری هم یعنی پایداری در راه هدف و در صورت لزوم تغییر مسیر رسیدن به هدف برای دستیابی به موفقیت.
از حیث سرمایه اجتماعی نیز پساتحریم نیازمند سه مولفه مهم اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی است.
از این منظر، دوران پساتحریم دورهای همراه با بیم و امید توامان است. امید و انتظار به این که وضعیت کشور به ویژه در حوزه اقتصادی پس از تحمل سختیها از سوی مردم، رو به بهبود رود و مردم نتایج مثبت آن را در زندگی خود لمس کنند و بیم از این که این فرصت پیشآمده به نحو مطلوبی مدیریت نشود و مولفههای موثر بر چرخه پساتحریم همگرا نباشند و وظایف خود را به صورت شایسته انجام ندهند.
در حوزه مدیریت پساتحریم، یکی از نکات مهم در این خصوص، تعیین و مشخصشدن متولی واحد و اصلی مدیریت دوران پساتحریم در حوزه سیاستگذاری و مدیریت راهبردی و مشخصنمودن وظایف و اختیارات حوزههای مختلف اجرایی و برنامهریزی است. این حوزهها باید کاملا همگرا و متحد و تحت مدیریت متولی اصلی باشند. نکته مهم مدیریت صحیح منابع و سرمایهها جهت دستیابی به اهداف است که لازم است با استفاده از فرصت پیش رو تمامی آنچه برای دستیابی به اهداف تعیینشده ضروریست اعم از انتقال و بومیسازی تکنولوژی، استفاده از تجارب و دانش مدیریتی کشورهای پیشرفته، نوسازی ساختارها و سیستم های اداری این مهم را محقق کنیم.
در حوزه سرمایههای اجتماعی و روانشناختی نیز لازم است در تربیت و به کارگیری نیروی انسانی توانمند و با انگیزه با ویژگیهای خود- کارآمدی، خوشبینی ، امیدواری و تابآوری تلاش و همت بیشتری شده و از حیث سرمایه اجتماعی، فرهنگ اعتماد بین ملت و حاکمیت تقویت شود.
یادمان باشد ژاپن که بعد از جنگ جهانی دوم و خرابیهای فراوان یک انقلاب فرهنگی به نام " انقلاب میجی " به راه انداخت، عمدتا با تکیه بر سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی) و سرمایه روانشناختی (افراد خود-کارآمد، خوشبین، امیدوار و تابآور) توانست بر مصائب فائق آید و عزت و سربلندی را برای کشور خود به ارمغان بیاورد.
غرور ملی ژاپنیها مطمئنا مهمترین عامل توسعه ژاپن است و بدون آن هیچ یک از موفقیتهای این کشور قابل کسب نبود. فرهنگ کار و توسعه، احترام بیش از حد به کار و مقدس شمردن آن، ساختار مدیریتی کارآمد، سیاستها و برنامههای دقیق و قابل پذیرش دولت، خودباوری و اعتماد به نفس زایدالوصف همگی در جهت حفظ اقتدار ژاپن بوده است.
اکنون امور بینالملل و خارجی به شیوه مناسب و معقولانهای مدیریت و در حال مدیریت است (برجام 1)، آنچه لازم است مدیریت داخلی فرصتهای پیش رو است(برجام 2). مدیریتی قوی که بتواند تمامی نظامهای داخلی دولتی و خصوصی و سرمایهها اعم از سرمایههای اقتصادی داخلی و خارجی، سرمایه انسانی و اجتماعی و روانشناختی را در خدمت توسعه و بهبود شرایط بگیرد. امروز که فرصت جدیدی پیش روست و شرایط برای تغییر و تحولات اساسی در کشور مهیاست، به نظر میرسد اگر بخشی از مسائل و مشکلات کشور به ویژه مشکلات اقتصادی را به عوامل بیرونی و به خصوص تحریمها گره نزنیم و بر این اعتقاد و باور باشیم که برخی متغیرها نظیر نرخ پایین بهرهوری، فساد اداری، فساد اقتصادی، کیفیت نامطلوب محصولات تولیدی، ساختارهای ناکارآمد، بوروکراسیهای زاید، عدم رعایت شایستهسالاری، بیتفاوتی نسبت به امور اجتماعی و پیرامون خود و کمانگیزگی در ایجاد بهبود در انجام کارهای محوله درونزا هستند و ارتباط زیادی به عوامل بیرونی و خارجی ندارند و ریشههای داخلی دارند و برای حل آن باید به سرمایه اجتماعی و روانشناختی خود تکیه کنیم و بیشتر به فرصتها بیندیشیم تا به موانع، قطعا ثمرات مثبت آن را خواهیم دید. شرایط و نویدهای پیش روی پساتحریم شرط لازم و یک فرصت است، شرط کافی، مدیریت علمی و دقیق این فرصت و عزم و اراده مردم و دولت برای استفاده بهینه و مدبرانه از شرایط پیش روست. توسعه واقعی کشور نیازمند بسیج عمومی و همگرایی کامل و نبود تعارض مخرب است و پساتحریم نیز عمدتا متغیر تسهیلگر برای پیشرفت است.
زمانی طرح ها و برنامههای اقتصادی به نتایج اثربخش و مطلوب منجر میشود که سرمایههای اجتماعی و روانشناختی به نحو مطلوبی مدیریت شوند، باور، عزم و انگیزه قوی ملی برای به ثمر رساندن آنها وجود داشته باشد و شایستهسالاری در رگهای سازمانها و نهادها جاری باشد. دلایل عدم پیشرفت و توسعه، لزوما عوامل بیرونی نیستند، بلکه عمدتا درونزا هستند ، شاهد این ادعا این است که کشور قبل از تحریمها کشور پیشرفته و توسعهیافتهای نبوده است که با اعمال تحریمها به یکباره به کشور در حال توسعهای تبدیل شده باشد، بر همین مبنا، با لغو تحریمها نیز کشور به یکباره به کشوری توسعهیافته تبدیل نخواهد شد مگر این که بپذیریم برخی از مشکلات اساسی جامعه، ساختاری، فرهنگی و مدیریتی است که باید برای آن راه حل منطقی پیدا کرد.