روزگاري تنها حضور در مسابقات بينالمللي و رقابت با ورزشكاران كشورهاي ديگر، براي بانوان ورزشكار ايراني افتخاري بزرگ محسوب ميشد و اين افتخار با به دست آوردن مجوز ورود به مسابقات آسيايي و المپيك به اوج خود ميرسيد؛ اما در عرض 10 تا 15 سال از حضور در مسابقات برونمرزي تا به امروز، اوضاع به كل براي ورزشكاران بانوي كشورمان دگرگون شده است.
خبر اقتصادی - زماني بانوان ايران تنها در چند رشته ورزشي محدود به مسابقات اعزام ميشدند اما در آخرين تورنمنت بزرگي كه شركت داشتند، يعني بازيهاي آسيايي در 22 رشته ورزشي حضوري فعال و قدرتمندانه داشتند و با كمال افتخار در 11 رشته نيز كسب مدال كردند. از سوي ديگر تعداد بانوان كارآفرين در سالهاي گذشته افزايش يافته و از اين طريق ميتوان كسب درآمد نيز كرد؛ پس بنابراين بانوان ورزشكار بهمثابه گنجينهيي هستند كه ميتوان از آنها نيز استفاده كرد. تئوري ديناميك اقليت به اين ميپردازد كه در واديهاي گوناگون، گروه يا گروههايي كنار گذاشته ميشوند و از مزايا و حقوق به حقه خود دور ميشوند. اقليتها همواره ميكوشند حق خود را از اكثريت گرفته و بتوانند جايگاه اكثريت را به خود اختصاص دهند. گروه اكثريت يا آنهايي كه در قدرت هستند و البته فكر ميكنند كه همواره در قدرت باقي ميمانند، از محيط اطراف و از وظايفي كه در قبال تمام افراد و گروهها دارند و از انجام درست و عادلانه مسووليتهاي خود غافل ميشوند و به مرور زمان گروه يا گروههايي تحت تبعيض قرار گرفته و خواسته يا ناخواسته كنار گذاشته ميشوند و به عنوان قشر ضعيف و اولويت چندم شناخته ميشوند. اين گروه اقليت به واسطه فقر توجه و به سبب ايجاد حس همبستگي و تعامل و درك متقابل و سرمايه اجتماعي بالا بسيار متحد و يكپارچه به سمت اهداف بلندمرتبه خود حركت كرده و با انگيزه بالا و همتي مضاعف سعي در بازپسگيري حقوق از دست رفته خود ميكنند و بعد از مدتي ميتوانند پيروز شده و قدرت بگيرند و از يك گروه اقليت به برابري با گروه اكثريت رسيده و گاهي نيز خود در مقام اكثريت حكمراني و قدرتنمايي كنند. ديناميك اقليت بيان ميكند كه اين چرخه دايما تكرار ميشود و اقليتها به برابري با اكثريت رسيده و گاهي خود بر مسند اكثريت مينشينند و بهطور مكرر و چرخشي، جايگاه اكثريت و اقليت با هم عوض ميشود. كار به آنجا قدرتمندانه از سوي بانوان ورزشكارمان ادامه يافته است كه امروز بانوان ما چشم به طلاي بزرگترين رويداد ورزشي دنيا يعني المپيك دارند. طلايي كه بعد از سال 2012 ديگر دور از دسترس نيست و اتفاقا كميته ملي المپيك و وزارت ورزش هم حساب ويژهيي روي مدالآوري بانوان در المپيك بعدي در ريو باز كرده است. در كنار مدالآوريها در رويدادهاي بزرگ، آنقدر در مسابقات قهرماني رشتههاي مختلف در آسيا و جهان مدالهاي رنگارنگ كسب كردهايم كه ديگر شمار آنها از دستمان خارج شده است. از كاراته و تكواندو گرفته تا شطرنج و قايقراني و تيراندازي و ديگر رشتهها و البته فوتسالي كه بانوان ما در آسيا براي نخستين بار به مقام قهرماني رسيدند. تمام اين اتفاقات خوب و تمام اين حضورهاي پرافتخار و دوست داشتني در حالي رخ داده است كه ورزشكاران بانوي ايران همچنان در اقليت به سر ميبرند. اقليتي كه همواره پشت سر اكثريت ورزشكاران مرد ايران بودهاند و از آنچه به ورزش ايران اختصاص مييابد گاهي هيچ سهمي نبردهاند و گاهي به اندك سهمي قناعت كردهاند. خرج و هزينههاي ورزش مردان و تلاش براي كسب مدالهاي گوناگون براي اين اكثريت اصولا قدرتمند، آنقدر بالا بوده كه كمتر اجازه نشت كردن پولها به سمت ورزش بانوان را داده است و البته نبايد غافل شويم از نگاه جنس دوم و ورزش دومي كه همواره به ورزش بانوان در كشورمان وجود داشته و متاسفانه هنوز وجود دارد. مديران ورزش ما همواره ورزش بانوان را اولويت دوم، اگر نگوييم سوم و چهارم، دانستهاند و خيلي اوقات مانند كودكي سر راهي با آن برخورد كردهاند. اين نگاه را حداقل از روي استقبال از قهرمانان ورزشي مرد و قهرمانان ورزشي زن به خوبي ميتوان ديد. در اقليت بودن، ديده نشدن، تشويق نشدن، پول نداشتن، امكانات نداشتن، همه و همه سخت است و عذابدهنده و فرساينده روح و جسم. اقليتها هميشه قدرت كمتري دارند و سختيهاي بيشتري را تحمل ميكنند و تبعيضهاي بيشتري را احساس خواهند كرد. شايد همين امر سبب ميشود كه حس همدلي و درك متقابل و البته احساس همبستگي و تعامل در ميان گروه اقليت بسيار بيشتر و چشمگيرتر باشد. اقليت بودن همواره اثرات مهمي روي عملكرد افراد و گروهها ميگذارد. بانوان ورزشكار ايران كه زماني اقليت بودند و البته پربيراه نيست كه بگوييم هنوز هم در اقليت هستند، ميكوشند با انگيزه فراوان خود را اثبات كرده و حق خود را از ورزش كشور بهطور تمام و كمال بگيرند. شايد دليلي كه با تمام كمبودها و كاستيها، بانوان ما به درجات و مقامهاي بالاي ورزشي ميرسند همين انگيزه و حس همبستگي و سرمايه اجتماعي بالا و تلاش براي حركت از سمت اقليت به سمت برابري باشد. ورزش ما بايد بپذيرد كه روزي بانوان خود را در درجات بالاتر و برابر با مردان خود خواهند ديد و شايد روزي برسد كه مردان ورزشكار ما بايد به عنوان گروهي اقليت، سعي در رسيدن به جايگاه برابر با بانوان ورزشكار ما داشته باشند. حداقل بر مبناي تئوري پويايي اقليت ميتوان اين پيشبيني را داشت.
محمدحسين انصاري