به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
ابررسي مهم‌ترين علل افزايش تنش‌ها ميان ايران و عربستان توسط كارشناسان

يران در طرف درست معادلات بين‌المللي قرار دارد

پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايان يافتن جنگ سرد، نظام جهاني كه تا پيش از آن به دو بلوك شرق و غرب به رهبري شوروي و امريكا تقسيم شده بود، به نظامي سلسله مراتبي با قدرت هژمون امريكا تبديل شد.
کد خبر: ۷۱۹۵۹
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۰

خبر اقتصادی - پس از اين واقعه، به سبب پر هزينه بودن حمايت امنيتي امريكا از متحدان خود كه اين‌بار كشورهايي از بلوك شرق نيز به آن افزوده شده بود، ايالات متحده راهبرد ايفاي نقش به قدرت‌هاي متوسط به خصوص در منطقه مهم خاورميانه را اتخاذ كرد. همين رويه با توجه به رويدادهاي منطقه، مانند حمله نظامي امريكا به عراق و افغانستان، وقايع بهار عربي، بروز پديده تروريسم تكفيري و جنگ داخلي در سوريه و عراق، نوعي تعارض منافع ميان قدرت‌هاي منطقه‌يي مانند ايران، عربستان و تركيه را سبب شده است.

در اين ميان توافق هسته‌يي و اجرا شدن رسمي برجام، حمله عربستان سعودي به يمن و گره خوردن بحران در سوريه و عراق، سبب پيچيده‌تر شدن معادلات سياسي ميان قدرت‌هاي منطقه‌يي شده است. سعودي‌ها و متحدان منطقه‌يي آنكه از انزواي بين‌المللي ايران در طول سال‌هاي تحريم بيشترين منفعت را متوجه خود مي‌دانستند، با شروع عادي‌سازي روابط ايران با غرب در چارچوب توافق هسته‌يي كه يكي از مهم‌ترين دستاوردهاي آن براي ايران شكست ديوار سخت ايران‌هراسي و رسميت يافتن بازيگري ايران در معادلات منطقه است، با وجود تمام تلاش‌ها در جهت به انحراف كشيدن برجام ناكام بوده و از تغيير موازنه سياسي و اقتصادي به واسطه اجرايي شدن برجام به نفع ايران و شكست سعودي‌ها در صحنه معادلات منطقه‌يي، بيش از پيش نگران شده‌اند.

در همين راستا عربستان در حركتي كه به اعتقاد كارشناسان فرار به جلو محسوب مي‌شد، به بهانه حمله به سفارتخانه و كنسول‌گري‌هاي اين كشور در تهران و مشهد، طي اقدامي يكجانبه مبادرت به قطع روابط سياسي و ديپلماتيك با ايران كرد. اين اقدام سعودي‌ها با توجه به اوضاع وخيم خاورميانه و لزوم همگرايي كشورهاي منطقه براي خاتمه دادن به بحران، نتيجه‌يي جز به تعويق افتادن فرآيند صلح در خاورميانه و تشديد تهديدات امنيتي نخواهد داشت. همين امر سبب شده است كه پس از افزايش تنش‌ها ميان ايران و عربستان، بسياري از كشورهاي منطقه‌يي و فرامنطقه‌يي، با درك اهميت رويكردهاي دو كشور به عنوان ستون‌هاي خاورميانه، اقدام به ميانجي‌گري در جهت كاهش تنش‌ها كنند. در تازه‌ترين مورد، فرانك والتر اشتاين ماير، وزير امور خارجه آلمان سه شنبه هفته گذشته وارد تهران شد و پس از رايزني با مقامات كشورمان به خصوص محمدجواد ظريف، براي ميانجي‌گري در روابط دو كشور راهي رياض شد. اخبار رسيده حاكي از آن است كه محمد نواز شريف نخست‌وزير پاكستان نيز كه يك‌بار به هردو كشور سفر كرده است، قصد دارد بار ديگر به ايران و عربستان سفر كرده و با مقامات تهران- رياض به‌منظور كاهش تنش‌ها گفت‌وگو كند.  در همين راستا و با توجه به اهميت مهم اين مقوله در سياست خارجي كشورمان، منطقه و حتي نظام بين‌الملل، روزنامه «تعادل» در گفت‌وگو با دكتر سيد جواد صالحي استاد روابط بين‌الملل و دكتر كيهان برزگر، رييس مركز مطالعات و پژوهش‌هاي استراتژيك خاورميانه، تازه‌ترين جزئيات روابط ميان ايران و عربستان را از منظري متفاوت بررسي مي‌كند.



 غرب از همراهي با سعودي‌ها دچار شرمندگي است

سيدجواد صالحي استاد روابط بين‌الملل در خصوص يكي از اصلي‌ترين دلايل تنش‌ها در روابط ايران و عربستان مي‌گويد: افزايش سطح بحران ميان دو كشور به بحث نظم سياسي در منطقه خاورميانه باز مي‌گردد. ما اگر اين مساله را مشكل اصلي خاورميانه يا نظام منطقه‌يي بدانيم، وضعيت صحنه، تلاشي است براي شكل بخشيدن به نظم مورد نظر بازيگران و اين امر نوعي در هم تنيدگي و افزايش سطح تنش و اصطكاك را دامن مي‌زند. در مورد كلي در بحث خاورميانه بايد به سه نظم اشاره كرد: اول، نظم دوران جنگ سرد كه در آن شاهد يك وضعيت دو قطبي در منطقه هستيم.

در اين وضعيت هم‌سطح، طرفداران ايالات متحده امريكا و شوروي با رضايت مداخله قدرت‌ها را در خاورميانه قبول و نوعي خودبسندگي و رضايت بر حوزه‌هاي نفوذ و مداخله را تعريف كرده و پذيرفته‌اند.

وي ادامه داد: پايان جنگ سرد شرايطي را فراهم مي‌آورد كه از آن به عنوان دوران تك قطبي يا دوران پساجنگ‌سرد نام مي‌برند كه اين شرايط، شرايطي است كه بازندگان و برندگاني در خاورميانه پديدار مي‌شوند. از اين منظر كه در نظم قديم، دولت‌ها يا بازيگران با اتكا به قدرت مداخله‌گر براي خود حائل‌هاي امنيتي تعريف كرده بودند، در اين زمان پشتوانه‌هاي خود را از دست مي‌دهند و به عبارتي كشورهايي به وجود مي‌آيند كه از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي متضرر مي‌شوند.

در اين مقطع مي‌توان از نمونه‌ها يمن، سوريه و حتي عراق نام برد. كشورهايي كه سعي داشتند از طريق نوعي همراهي سخت يا همراهي نرم، نقش و منزلت منطقه‌يي خود را حفظ كرده يا ارتقا بخشند.

صالحي اظهار داشت: در دوران تك‌قطبي پس از فروپاشي شوروي، ما دوران‌گذاري را شاهد هستيم كه از طريق برهم خوردن ساخت سياسي بين برخي از بازيگران، دچار فراز و فرود است. ساقط شدن نظام سياسي تونس، يمن و ليبي، گسترش دامنه بحران در سوريه و بحرين، عملا نظم منطقه را با چالش‌هاي اساسي مواجه كرده است. به همين خاطر برخي كشورها در اين نظم سياسي به‌شدت احساس رضايت مي‌كنند كه حوزه‌هاي نفوذشان در حال گسترش است و برخي ديگر نيز احساس مي‌كنند كه نظام سياسي به ضرر آنهاست و در اين ميان حتي امريكا را بخشي از اين عوامل زيان بخشي در منطقه تلقي مي‌كنند كه در حقيقت زمينه را براي فرصت‌سازي براي ايران يا تبديل آن به عنوان يك هژمون منطقه‌يي فراهم كرده است. در ميان اين نقد و انتقادهاي جديد، ما چند عامل را كه در نظم جديد منطقه‌يي تاثيرگذار است مشاهده مي‌كنيم.

نخستين آن احياي نقش پرستيژي و منزلتي است كه توسط روسيه دنبال مي‌شود. عملا پوتين با طرح انديشه‌هاي ناسيوناليستي و احياي جايگاه پيشين، مجددا خودنمايي مي‌كند. بازيابي نقش‌هاي منطقه‌يي توسط روسيه با توجه به تجربه عراق و ليبي از مسائلي هستند كه روسيه از آن استفاده مي‌كند. وي تاكيد كرد: احساس تهديد گسترش ناتو در اروپاي شرقي و قفقاز براي روس‌ها و گسترش منزلت استراتژيك ايران در عراق، سوريه و لبنان و پايان انزواي ايران پس از برجام از مواردي است كه تاثير مستقيمي بر نظم منطقه‌يي برجا گذاشته است.

اين استاد روابط بين‌الملل ادامه داد: در اين نظم منطقه‌يي در حال گذار، كشور ايران با انديشه‌ها و ديدگاه‌هاي خود با محوريت انديشه مقاومت و عربستان سعودي از طريق ائتلاف‌سازي در قالب پان اسلاميسم و پان عربيسم و برجسته‌سازي ايران‌هراسي و شيعه‌هراسي در قطب مخالف يارگيري مي‌كنند. در اين شرايط كه دو كشور در تقابل با هم نقش ايفا مي‌كنند، نظم خاورميانه به چالش كشيده شده و هركدام از بازيگران در شرايط فعلي سعي مي‌كنند كه با تمام قوا، فضاهاي موجود در خاورميانه را به نفع خود مورد استفاده قرار دهند. يقينا در اين رقابت كه در يك زمان به صورت تقابل غير مستقيم و در زماني ديگر به شكل جنگ‌هاي نيابتي اعلام شده و در شرايط اخير هم با تعارض مستقيم و جنگ تريبوني و رسانه‌يي ادامه دارد، شاهد هستيم كه به هر حال عوامل تشديد‌كننده هم در اين ميان ظاهر شده‌اند. اين عوامل عبارتند از تعرض به حجاج ايراني در فرودگاه جده، فاجعه منا و حمله به سفارت عربستان در تهران كه عملا منجر به تعميق بحران در روابط دو بازيگري كه درصدد كسب منزلت هژمونيك در خاورميانه هستند را موجب شده است.

اين پژوهشگر ارشد علوم سياسي در مورد ديدگاه غرب در اين تنش و ميانجي‌گري‌هاي صورت گرفته ميان دو كشور اظهار داشت: غرب همواره در ارتباط با عربستان بر سر دوگانه امنيت و حقوق بشر درگير بوده و شايد بايد بگوييم كه در خيلي از موارد، نوعي خجالت و شرمساري را به‌واسطه اين پيوند استراتژيك و امنيتي يدك كشيده است. غرب در شرايط شكاف‌هاي به وجود آمده، بالاخص قبل از برجام، چشم خود را روي حقايق و واقعيت‌ها بسته بودند و طبيعتا پس از اينكه فضاي سطح تهديد ايران در انظار بين‌المللي ترميم شد، دامنه اين انتقادات از عربستان و حتي خيلي از كشورهاي عربي افزايش خواهد يافت.

وي در خصوص سفر اشتاين ماير به تهران و رياض گفت: در اينكه اين سفرها در حل و فصل تخاصم مي‌تواند اثري جدي داشته باشد، من بر اين باور هستم كه شايد از نظر كنترل‌كنندگي موثر باشد، اما در حل و فصل بحران موجود نمي‌تواند اثرگذار باشد. زيرا شرايط منطقه به گونه‌يي است كه ما شاهد يك رفتار دومينويي در سياست خارجي دو كشور هستيم كه سطح پيوستگي آن از سوريه، عراق، لبنان، يمن و بحرين تا به فضاهاي اقتصادي و انرژي كشيده مي‌شود و تا زماني كه تمايلي براي حل و فصل سيستمي اين بحران‌ها وجود نداشته باشد، مطمئنا به صورت تك مورد گفت‌وگوها نمي‌تواند نتيجه بخش و مفيد باشد. زماني مي‌توانيم اميدوار باشيم كه دامنه بحران از اين وضعيت تصاعدي افول كند كه نوعي تغيير نگاه در بنياد تعاملات دوجانبه و چندجانبه در منطقه پديدار شود.

صالحي كه چندي پيش در مصاحبه‌يي اعلام كرده بود، تازيانه تاريخ رهبران جوان عربستان را تاديب خواهد كرد، در مورد رويكرد سياست خارجي عربستان در منطقه و درگير شدن اين كشور در بحران‌هايي نظير جنگ يمن و تبعات آن براي سعودي‌ها مي‌افزايد: من كاملا به اين گفته‌يي كه قبلا يادآور شده بودم باور دارم؛ چراكه كشورهاي عربي از بحث بحران مشروعيت و بحران مشاركت شديدا رنج مي‌برند.

در شرايط فعلي كه زماني القاعده و امروز داعش ابزارهاي پيش برنده اهداف سياست خارجي عربستان در منطقه به شيوه دوفاكتو محسوب مي‌شوند، بايد تاكيد كرد كه اين امر به مثابه يك شمشير دو دم است و روزي عليه خود عربستان به‌كار گرفته خواهد شد.

طبيعتا رگه‌هايي از اين سطح تهديد را در مواضع، ديدگاه‌ها و تهديداتي كه رهبران داعش نسبت به رهبران عربستان و بعضا برخي از حكام عرب به‌كار مي‌گيرند كاملا قابل مشاهده است.

اين استاد دانشگاه افزود: در شرايط فعلي بين اهداف سياست خارجي و منابع نوعي تناسب بايد موجود باشد.

همزماني درگيري عربستان در چند جبهه مختلف، با افق‌هاي نامشخص ازجمله مواردي است كه منجر به نوعي ابهام در دستيابي به اهداف و مهم‌تر از همه كسب حمايت‌هاي منطقه‌يي و بين‌المللي از اين رژيم مي‌شود. در زمانيكه بحث دامن زدن به ايران هراسي و شيعه هراسي در اوج خودش بود و پنهان شدن پشت‌سر رژيم صهيونيستي، شايد اين همراهي اجتناب ناپذير را به وجود آورده بود، اما هر چه جلوتر مي‌رويم، سطح ترك‌ها و شك‌ها نسبت به اين حمايت‌ها افزايش خواهد يافت.

وي در پايان اظهار داشت: برخلاف ديگران كه ممكن است شكست عربستان در سياست‌هايش را از رويكرد منابع مادي مطرح مي‌كنند، خيلي باور به اين قضيه ندارم، وليكن از منظر توضيح افكار عمومي كسب همراهي‌هاي بين‌المللي و غير اخلاقي بودن ابزارهايي كه براي تحقق اهداف‌هاي اعلامي به‌كار مي‌گيرند، رهبران عربستان دچار مشكل جدي خواهند شد.



 پيچيدگي‌هاي منطقه سعودي‌ها را متعادل خواهد كرد

كيهان برزگر رييس مركز مطالعات و پژوهش‌هاي استراتژيك خاورميانه در گفت‌وگويي با خبرگزاري ايرنا، در اين زمينه معتقد است: اجرايي شدن برجام در بلندمدت، موجب كمك به حل بحران‌هاي منطقه‌يي شده و ايران در مركز تحولات منطقه‌يي قرار مي‌گيرد. در همين خصوص شاهد هستيم كه در تنش اخير ميان ايران و عربستان، براي نخستين‌بار امريكا و اروپا برخلاف گذشته طرف ميانه را گرفته و طرفين را تشويق به حل و فصل تنش‌ها كردند.

اين استاد دانشگاه مي‌گويد: در كوتاه‌مدت مي‌بينيم كه برجام رقابت‌ها و تنش‌هاي منطقه‌يي را تا اندازه‌يي افزايش داده است. دليل اصلي هم اين است كه بعضي از كشورهاي منطقه مثل عربستان و تركيه -البته با اهداف متفاوت- اجرايي شدن برجام را به صورت مستقيم به افزايش جايگاه منطقه‌يي ايران ارتباط مي‌دهند و اكنون به نوعي خواهان بازگشت به همان ايده سنتي ضرورت مقابله با تهديد منطقه‌يي ايران هستند.

حاكمان اين كشورها نگرانند كه برجام سبب شود غرب ديگر مثل گذشته انديشه مهار قدرت منطقه‌يي ايران را دنبال نكند. البته بايد گفت كه حاكمان عربستان و تركيه با تاثيرپذيري از مسائل سياست داخلي خود اين خط فكري را توسعه مي‌دهند. در عربستان روند تحولات منطقه‌يي پس از بهارعربي ازجمله جابه‌جايي حكومت‌هاي دوست در مصر و يمن و تحولات سوريه و بحرين را به ضرر منافع خود مي‌بينند و به نوعي سعي دارند آنها را به مساله تهديد فوري ايران متصل كنند. برزگر اظهار داشت: اين مساله براي سعودي‌ها نگران‌كننده است. آنها راهكار و اولويت خود را در كشاندن رقابت‌ها و اختلافات به صحنه تحولات منطقه مي‌بينند كه همچنان نقطه آسيب‌پذير غرب از لحاظ امنيت انرژي و مسائل افراط‌گرايي و تروريسم است تا شايد از اين طريق بتوانند آرايش نيروهاي سياسي را به نفع منافع خود بازتعريف كنند.

وي تصريح كرد: اين سياست تهاجمي و يكجانبه‌گراي سعودي‌ها تداوم چنداني نخواهد داشت و در نهايت به نتيجه مطلوب نمي‌رسد؛ نه به دليل اينكه اين سياست برخلاف معادله‌هاي طبيعي سياسي- امنيتي منطقه است يا اينكه سعودي‌ها توان اقتصادي، سياسي يا نظامي لازم در مديريت اينگونه بحران‌ها در بلندمدت را ندارند، بلكه به دليل مشروعيت نيافتن چنين سياست جنگ‌طلبانه‌يي در منطقه و جهان، سعودي‌ها مجبور به تغيير رويكرد هستند. تمام دنيا (به استثناي عربستان، رژيم صهيونيستي و داعش) ازجمله امريكا، اروپا، چين، روسيه، كشورهاي حوزه خليج فارس و اكثر جهان عرب، همگي از اجرايي شدن برجام و نفع متقابل اقتصادي و ژئوپليتيك آن براي صلح و امنيت منطقه‌يي و جهاني خوشحال و خواهان اجراي كامل آن هستند.

پس ايران در طرف درست معادله‌هاي منطقه‌يي و بين‌المللي قرار دارد و شرايط به نفع آن جلو مي‌رود. البته اين خود نشان مي‌دهد كه حل اختلاف‌هاي راهبردي با قدرت‌هاي بزرگ چقدر مي‌تواند براي ايران امنيت‌زا باشد. مورد عربستان هم كمي خاص و مربوط به زمان خود است كه البته پيچيدگي‌هاي سياست منطقه‌يي، سعودي‌ها را به هر حال متعادل خواهد كرد اما تا رسيدن به آن مرحله، خوب است ايران سياست محتاطانه فعلي در مديريت تهديد عربستان در منطقه را دنبال كند، مشروعيت سياست فعلي عربستان در جلوه دادن ايران به عنوان منبع تهديد را چالش بكشد و همزمان به تعامل خود با قدرت‌هاي بزرگ ادامه دهد.




سیدجواد صالحی:

غرب همواره در ارتباط با عربستان بر سر دوگانه امنيت و حقوق بشر درگير بوده و شايد بايد بگوييم كه در خيلي از موارد، نوعي خجالت و شرمساري را به واسطه اين پيوند استراتژيك و امنيتي يدك كشيده است. غرب در شرايط شكاف‌هاي به وجود آمده، بالاخص قبل از برجام، چشم خود را روي حقايق و واقعيت‌ها بسته بودند و طبيعتا پس از اينكه فضاي سطح تهديد ايران در انظار بين‌المللي ترميم شد، دامنه اين انتقادات از عربستان و حتي خيلي از كشورهاي عربي افزايش خواهد يافت.

در شرايط فعلي بين اهداف سياست خارجي و منابع نوعي تناسب بايد موجود باشد. همزماني درگيري عربستان در چند جبهه مختلف، با افق‌هاي نامشخص ازجمله مواردي است كه منجر به نوعي ابهام در دستيابي به اهداف و مهم‌تر از همه كسب حمايت‌هاي منطقه‌يي و بين‌المللي از اين رژيم مي‌شود.



کیهان برزگر:

اين سياست تهاجمي و يكجانبه‌گراي سعودي‌ها تداوم چنداني نخواهد داشت و در نهايت به نتيجه مطلوب نمي‌رسد؛ نه به دليل اينكه اين سياست برخلاف معادله‌هاي طبيعي سياسي- امنيتي منطقه است يا اينكه سعودي‌ها توان اقتصادي، سياسي يا نظامي لازم در مديريت اينگونه بحران‌ها در بلندمدت را ندارند، بلكه به دليل مشروعيت نيافتن چنين سياست جنگ‌طلبانه‌يي در منطقه و جهان، سعودي‌ها مجبور به تغيير رويكرد هستند. تمام دنيا (به استثناي عربستان، رژيم صهيونيستي و داعش) ازجمله امريكا، اروپا، چين، روسيه، كشورهاي حوزه خليج فارس و اكثر جهان عرب، همگي از اجرايي شدن برجام و نفع متقابل اقتصادي و ژئوپليتيك آن براي صلح و امنيت منطقه‌يي و جهاني خوشحال و خواهان اجراي كامل آن هستند. پس ايران در طرف درست معادله‌هاي منطقه‌يي و بين‌المللي قرار دارد و شرايط به نفع آن جلو مي‌رود. البته اين خود نشان مي‌دهد كه حل اختلاف‌هاي راهبردي با قدرت‌هاي بزرگ چقدر مي‌تواند براي ايران امنيت‌زا باشد.


محمدرضا ستاری
captcha