در پسا برجام بخشی از منابع بلوکه شده و درگیر ایران در کشورهای مختلف آزاد شد که مدیریت آن میتواند در راستای تولید و اشتغال و صادرات اثرگذار باشد.
خبر اقتصادی - درباره وجوه آزاد شده میتوانیم دو نگاه داشته باشیم. نگاه سیاسی که مربوط به رضایت مقطعی مردم و هزینههای مصرفی و کوتاهمدت شهروندان میشود. نگاه دیگر نگاه اقتصادی است که در آن به بازگشت سرمایه توجه میشود. به عنوان مثال اگر کارخانه، فناوری و کالای سرمایهای وارد کشور شود به این معناست که به دنبال اشتغال و صادرات هستیم، اما اگر به دنبال کالاهای مصرفی باشیم نشاندهنده آن است که به دنبال مدیریت بازار در راستای کیفیت و قیمت هستیم که این نوع نگاه پایدار نیست.
آنچه از دولت انتظار میرود آن است که میزان میلیارد دلارهایی که به کشور وارد میشود، صرف اموری شود که به پایداری اشتغال و تولید و افزایش صادرات منجر شود. اگر دولت تسلیم سیاسیون شود و تحت عنوان آینده انتخابات، انبارهای کشور را پر از کالاهای مصرفی کند، دو ضرر به اقتصاد کشور وارد میشود. یک ضرر به تولیدکنندگان کالاها در داخل کشور به دلیل میزان تولید، تنزیل قیمت بدون در نظر گرفتن هزینههای تمامشده است.
ضرر دیگر در رابطه با سه تا هشت میلیون بیکاری است که در کشور وجود دارد. دولت باید برای ابراز صداقت خود، رویکرد استفاده بهینه از منابع ایجادشده را در دستور کار خود قرار دهد. به عنوان مثال در رابطه با افزایش تولید، افزایش ظرفیت، توسعه واحدها و حمایت از تولید بخش کشاورزی این منابع جایگاه خود را پیدا کنند. این وجوه میتواند صرف بعضی از پروژههای نیمه کاره در کشور شود، چرا که برخی از این پروژهها میتوانند اثر آنی در فناوری و امور دانش بنیان یا منابعی از این دست داشته باشد.
از دولتی که ادعای تدبیر دارد، انتظار میرود منابع را با روزمرگی هزینه نکند، بلکه تدبیر یعنی آیندهنگری را چاشنی انتقال منابع قرار دهد و درگیر گروهی که در جامعه به تقاضا از راه مصرفزدگی میپردازند نشود.
از این رو دولت و مجلس باید با یکدیگر اتفاق نظر داشته باشند که حریم اقتصاد مقاومتی حفظ شود و در راستای پاسخ به مساله اجتماع و اقتصاد عمل کند. یعنی به بحران معیشت و عدم اشتغال پاسخ قابل قبولی داده شود. هر ارزی را باید به واردات سوق دهیم، زیرا ارز بهدستآمده در داخل کشور مصرف نمیشود.
منطق واردات، صادرات است، یعنی وقتی کالایی وارد میشود به معنای صادرات کالایی دیگر است. مساله با اهمیت این است که به سمت واردات کالاهای ضروری برویم یا غیر ضروری. کالایی که به کشوری دیگر صادر میشود تبدیل به ارز میشود.
ارز به دست آمده از صادرات را در داخل کشور نمیتوانیم استفاده کنیم و باید صرف مسائلی کنیم که ضروری به حساب میآیند. این ارز باید تبدیل به ریال شود و معنی ریالی شدن آن هم این است که صرف کارخانهها و فناوری و کالاهای واسطهای و سرمایهای شود. بنابراین هیچ راهی جز واردات وجود ندارد.
آرمان