محمدمهدي لبيبي استاد دانشگاه، پژوهشگر و محقق حوزه جامعهشناسي خانواده در هشتمين نشست از سلسله نشستهاي عصر گفتوگو با موضوع «خانواده ايراني و فضاي مجازي؛ تغييرات و گوناگوني» در مركز افكارسنجي
خبر اقتصادی - ايسپا گفت: «بايد به موضوع خانواده در جامعه ايراني نگاهي نو و واقعگرايانه داشته باشيم. وي تعابير و اظهارنظرهاي تكراري و بعضا منفي درمورد خانواده و درگيري خانواده با فاجعه و بحرانهاي مختلف را نفي كرد.
به گزارش روابط عمومي ايسپا، دكتر لبيبي در ادامه اشاره داشت كه فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي بالذات و فينفسه سبب بروز مشكل و مساله براي خانواده نشدهاند، بلكه از اين پديدههاي جديد بايد تعبير كاتاليزور را داشته باشيم كه مسائل و مشكلات موجود در نهاد خانواده در جامعه ايراني را دامن ميزند و سرعت آن را شدت ميبخشد، بنابراين شبكههاي اجتماعي مجازي يكي از دلايل تحولات نهاد خانواده هستند و مانند بيماريهاي ژنتيكي اين جريان را تسريع ميبخشند.
به بيان ديگر مبحث خانواده مثل تمام مباحث جامعه شناختي ديگر، يكي پديده اجتماعي است و نميتوان تك عليتي به آن نگاه كرد و لذا نميتوان تنها تغييرات و تحولات اين حوزه را پاي شبكههاي اجتماعي مجازي گذاشت.» نتيجتا عوامل مختلفي بودهاند كه تاثيرات گوناگوني را بر خانواده گذاشتهاند، شبكههاي اجتماعي مجازي اين عوامل را تشديد كرده و سرعت بخشيدهاند.
ويژگيهاي خانواده مدرن
پژوهشگر و محقق حوزه اجتماعي معتقد است كه بايد خانواده ايراني را خوب بشناسيم و نسبت آن را با مدرنيته دريابيم. از نظر وي ما بايد فهم عميقي از ماهيت و مفهوم خانواده داشته باشيم، درواقع شناخت خانواده مدرن در جامعه ايراني پيششرط لازم براي تحليل و تبيين آن است. اما وقتي از مدرن شدن خانواده صحبت ميكنيم مقصود چيست؟
مدرنيته آيتمهاي مختلفي دارد ازجمله ميتوان به فردگرايي، عقلگرايي، اومانيسم/ انسانگرايي، ماديگرايي، آزادي و لذتگرايي اشاره كرد، بنابراين خانواده مدرن بايد در بستر اين آيتمها و ويژگيها فهميده و تعريف شود. درواقع خانواده ايراني هم تحتتاثير اين ارزشهاي مدرن با تعريف غربي آن نيز هست. پژوهشگر حوزه جامعهشناسي خانواده معتقد است كه هر پژوهش داراي سه جزء كليدي و اساسي است.
جزء اول شامل توصيف واقعيت، جزء دوم شامل تحليل و تفسير واقعيت و جزء سوم شامل اكتشاف و ارائه راهحل است. در مطالعات مربوط به خانواده در ايران مورد دوم و علي الخصوص جزء سوم مغفول مانده است و مطالعات و طرحهاي پژوهشي و مقالات علمي بيشتر در جزء اول يعني توصيف توقف كردهاند.
فهم از مدرنيته
دكتر لبيبي ادامه داد كه؛ مدرنيته يا تجدد به دو بخش تقسيم ميشود. بخش اول مدرنيسم يا نوگرايي نام دارد كه غيرمادي و ذهني است و بيشتر به حوزه تفكر و انديشه بازميگردد. بخش دوم مربوط به مدرنيزاسيون يا نوسازي است كه مادي، ملموس و عيني است و ما بهخوبي آن را ميبينيم و درك ميكنيم.
همواره يك نوع تعامل و ارتباط بين مدرنيسم و مدرنيزاسيون وجود دارد و اين دو در ارتباط با هم عمل ميكنند. امروز بسياري از ارزشهاي مدرن بودن غربي در خانواده رسوخ كرده است. خانواده امروز بهدليل ابزارهايي كه در جامعه وجود دارد مسير مدرنيزاسيون را طي كرده است. درواقع نوسازي بهوجود آمده، نوگرايي را هم دامن خواهد زد. وي معتقد است نميتوان گفت تمام خانوادههاي ايراني مدرن هستند. بايد گفت كه خانواده ايراني از مدرنيته تاثير پذيرفته است.
اين به معناي بحران در خانواده ايراني نيست بلكه ميتوان از تغييرات صحبت كرد. به بيان ديگر، تغيير خانواده داريم، اما بحران خانواده نداريم. همچنين شكاف نسلي نداريم، اما در جامعه ايراني اختلاف نسلي داريم. دكتر لبيبي در پايان نشست بيان كرد؛ بايد مزايا و معايب شبكههاي اجتماعي مجازي را در قبال جامعه و خانواده بهصورت دو طرفه ديد. ديد منفي به شبكههاي اجتماعي مضر است همانگونه كه با ديد مثبت نگاه كردن باعث گمراهي ميشود. اگر پدر و مادر و نسل قبلي و بهطور كلي ارزشهاي سنتي وارد عرصه زندگي جديد شوند، اگر آموزشهاي لازم از طريق نهادهاي مختلف جامعه به پدران و مادران داده شود، اگر نياز جوان امروز ديده و شرايط وي درك شود، و اگر سواد و دانش رسانهيي تقويت گردد، همچنين گروههاي اوليه خانوادگي و خويشاوندي احيا شوند و هدفمند و كنترل شده از شبكههاي اجتماعي مجازي استفاده كنيم، ميتوانيم پيامدها و نتايج منفي شبكههاي اجتماعي مجازي را در جامعه و خانواده به حداقل برسانيم.