اصناف در آيينه آمار
گزارش پژوهشي جديد اتاق اصناف به خوبي سهم بالاي اين تشكل در اقتصاد را نشان ميدهد. درحال حاضر تمامي استانها داراي اتاق اصناف هستند كه هر كدام اتاقهاي اصناف شهرستان را زيرمجموعه خود دارند و اتاقهاي اصناف استانها زيرمجموعه اتاق اصناف ايران محسوب ميشوند. بر اين اساس 396 اتاق اصناف در ايران وجود دارد كه در مجموع 8 هزار و 300 اتحاديه زير نظر اين اتاقها هستند. اين اتحاديهها 3 ميليون واحد صنفي ثبت شده در قالب 1850رسته شغلي را تشكيل ميدهند.
اين اصناف به 4 بخش تقسيم ميشوند:
صنوف توليدي با سهم 22 درصدي از اصناف
صنوف خدمات فني با سهم 18 درصدي از اصناف
صنوف توزيعي با سهم 45 درصدي از اصناف
صنوف خدماتي با سهم 15 درصدي از اصناف
از سوي ديگر در بخش اشتغال براساس آخرين آمار 6 ميليون و 150هزار نفر در اصناف به فعاليت ميپردازند و عضو اتاق اصناف محسوب ميشوند. اگر هر خانواده ايراني براساس آخرين سرشماري 3.8 نفر باشد ميتوان نتيجه گرفت كه حدود 23ميليون نفر از طريق عضويت در اتاق اصناف ارتزاق ميكنند. در حقيقت 30درصد جمعيت ايران به نوعي با اتاق اصناف ايران در ارتباط است.
از طرف ديگر سهم اصناف از توليد ناخالص ملي 17درصد برآورد شده است. براي درك اين موضوع بايد گفت بيش از 70درصد كالاهاي وارداتي كشور و 90درصد محصولات صنايع بزرگ از طريق عمدهفروشي و خردهفروشي اصناف توزيع ميشود. براي درك ارزش نقش 17درصدي توليد ناخالص ملي اصناف بايد گفت در سال گذشته ارزشافزوده بخش نفت 9.9درصد توليد ناخالص ملي، ارزشافزوده بخش كشاورزي 6.5 درصد توليد ناخالص ملي و ارزشافزوده بخش بخش صنعت و معدن 25.5درصد توليد ناخالص ملي را ايجاد كرده است.
همچنين بخش اصناف حدود 2ميليارد دلار ارزآوري براي كشور داشته كه شامل 500 ميليون دلار ارزآوري ناشي از صادرات و 1.5ميليارد دلار ارائه خدمات به صنعت گردشگري بوده است. همچنين اتاق اصناف ارزش سرمايهگذاري انجام شده در اصناف به جز ارزش ملكي واحدهاي صنفي را 600 هزار ميليارد تومان برآورد كرده است.
تحليل SWOT اصناف ايران
با توجه به پتانسيلهاي اصناف به نظر ميرسيد، نقش اصلي اين اتاق در تعريف سياستهاي اقتصادي اجتنابناپذير باشد با اين وجود به نظر ميرسد مشكلاتي باعث شده كه اصناف هيچگاه نتواند به جايگاه مورد نياز خود دست پيدا كند. اتاق اصناف بر اين اساس اقدام به بررسي وضعيت اصناف در اقتصاد ايران از طريق مدل SWOT كرده كه نتايج آن به شرح زير است:
قوت (STRENGTH)
- سهم حداقل 17 درصدي اصناف در توليد ناخالص داخلي
- نقش اصناف در رشد اقتصادي، فقرزدايي، ايجاد فرصتهاي شغلي با هزينه و سرمايهگذاري كمتر نسبت به ساير بنگاهها
- اهتمام مسوولان اصناف به ترويج برندسازي و توليد محصولات صنفي به خصوص توليد صادراتگرا با رعايت مشتريمداري
- وجود آييننامه و دستورالعملهاي قانون نظام صنفي جهت اجراي واحد سياستهاي توسعهيي
ضعف (WEAKNESS)
- عدم همكاري و همراهي برخي سازمانها و دستگاهها در اجراي به موقع و مناسب طرحها و برنامههاي ابلاغي
- فقدان گزارش و تحليل آماري و مديريتي مناسب در حوزه اصناف به دليل نارسايي موجود در آمار
- نبود سند راهبردي كشور به صورت كمي همچنين عدم تبيين سهم اصناف در اين برنامه
- عدم توجه به شكلدهي ارتباطات كاري موثر بين بنگاههاي خرد و كوچك و متوسط با بنگاههاي بزرگ
- عدم تحقيقات بازار و عدم وجود پايگاه اطلاعرساني مناسب از بازارهاي هدف براي تسهيل صادرات محصولات توليدي
- عدم وجود ساختارهاي تسهيلكننده رونق اقتصادي در اصناف نظير شركتهاي سرمايهگذاري، شركت بيمه، صندوق ضمانت سرمايهگذاري و شركتهاي مديريت صادرات
فرصت (OPPORTUNITY)
- تصويب سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي و قانون بهبود مستمر فضاي كسب و كار و نيز قانون رفع موانع توليد و نگاه مثبت دولت به بخش خصوصي كشور
- وجود قانونهاي مستقل جامع و نسبتا پوياي صنفي و تبيين نحوه تعامل با دستگاهها و نهادهاي عمومي مرتبط با اصناف
- پراكندگي اصناف در كل كشور در جهت ايجاد عدالت اجتماعي و توسعه اقتصادي اجتماعي كشور
- تا حدودي تغيير باور و رويكرد مسوولان دستگاهها به تعامل جدي و اثرگذار با اصناف در تصميمسازي و نيز تفويض امور اجرايي به اصناف و تشكلهاي صنفي
تهديد (THREAT)
- واردات غيررسمي و قاچاق كالا
- شرايط پسابرجام و عدم توجه به توانمندسازي اصناف براي رقابت جهاني پيش روي
- عدم برخورداري واحدهاي توليدي و خدمات صنفي از تسهيلات و معافيتها مانند ساير بخشها
- پايين بودن بهرهوري بخش دولتي و خصوصي در كل كشور
- تعدد مراكز تصميمگيري و وجود قوانين متعدد و غيرمنسجم تاثيرگذار در فعاليت اصناف
- وجود تورم بالا نسبت به ساير كشورها و نوسان شديد قيمت كالا و خدمات
- عدم پويايي قوانين و دستورالعملهاي اجرايي كار، تامين اجتماعي و ماليات به اقتضاي شرايط كشور (ركود تورمي)
- تصديگري دولت در بسياري از امور كه قابليت واگذاري دارند
- كمبود نقدينگي و سرمايه در گردش (عدم پشتيباني نظام بانكي)
- فرهنگسازي اندك استفاده از توليد ساخت داخل
- عدم مشاركت واقعي مسوولان تشكلهاي صنفي در شوراها و دستگاههاي متعدد دولتي در تصميمگيري
- عدم تفاوت ميان نرخ بهره و فرآيند اعطاي تسهيلات به بنگاههاي كوچك و متوسط
استراتژي جديد اصناف
براساس اين تحليل سياستهايي مورد توجه اصناف قرار گرفته كه برخي از مهمترين آنها به شرح زير است:
تعيين راهكارهاي برندسازي در توليد و عرضه محصولات در شبكه صنفي
تعيين راهكارهاي حمايت از صنوف در مقابل قاچاق كالا
بررسي تاسيس بانك و بيمه اصناف و تحليل ساير راههاي دسترسي سريع و ارزان صنوف به منابع مالي و خدمات بيمهيي
بررسي روشهاي شفافسازي و شناسايي درآمدهاي مشمول مالياتي اصناف و وصول منطقي اين درآمدها از اصناف
تدوين راهبرد آموزش و ارتقاي سطح دانش و مهارت كارفرمايان و شاغلان
شناسايي و تسريع راهكارهاي مناسب جهت تعميم و تسريع كليه تسهيلات و معافيتهاي بخش صنعت به صنوف توليدي
تهيه طرح فرهنگي و اجتماعي جهت خانواده صنفي (بيش از 23 ميليون نفر)
راهكارهاي يكپارچهسازي قوانين مرتبط و موثر اصناف و تشكلهاي صنفي
ضعف تشكلي، مانع بهبود وضعيت صنفي
طبيعتا مهمترين نهادي كه ميتواند اين پتانسيلها را به عرصه ظهور برساند، اتاق اصناف است. به نظر عجيب ميآيد ولي اين جمعيت بزرگ با نقش پررنگي كه در اقتصاد دارند حتي به اندازه اتاق بازرگاني با كمتر از 50 هزار عضو در سراسر كشور در اقتصاد اثرگذار نيست. شايد يكي از مهمترين مشكلات اصناف را بتوان در ساختار تشكل حامي آن يعني اتاق اصناف جستوجو كرد.
تا چند سال پيش اتاق اصنافي وجود نداشت. نام آن شوراي اصناف بود و محل درگيري شديد ميان دو گروه توليدي و توزيعي محسوب ميشد. از طرفي هر اتحاديهيي يك اتحاديه كشوري به ثبت رسانده بود و روساي اتحاديههاي كشوري سالها بود كه در اين شورا حضور داشتند. در حقيقت تصميمگيري اصلي در مسائل صنفي نه شوراي اصناف بلكه اتحاديههاي كشوري بودند كه با يكديگر مشكلات عديده داشتند و براساس منافع خود عمل ميكردند. شوراي اصناف بيشتر به عنوان نهادي براي ترويج سياستهاي دولت و كمك به مالياتستاني دولت از اصناف عمل ميكرد.
حدود يك سال و نيم از روي كار آمدن رياست جديد اتاق اصناف ميگذرد. علي فاضلي پيش از اين نيز در دولت اصلاحات رياست شوراي اصناف را بر عهده داشت و به محض روي كار آمدن سياستهاي جديدي در پيش گرفت. در يك عمل جسورانه تمامي اتحاديههاي كشوري تعطيل و جاي آن را كميسيونهاي تخصصي اتاق اصناف ايران گرفت. در حقيقت ميتوان گفت نخستين تلاش وي جمع كردن تمامي قدرت اصناف در يك نهاد واحد به نام اتاق اصناف ايران بود. اما در ادامه راه فاضلي نتوانست با سرعت قبلي به تغيير در شرايط اقدام كند. اتاق اصناف هنوز در بحث ماليات در مقابل دولت زيادي نرمش به خرج ميدهد و فاضلي سعي دارد در اين ميان ميدانداري كند. شايد مهمترين مشكل امروز اتاق اصناف كمبود نفرات زبده و اثرگذار تشكلي است. اگر امروز بخواهيم درباره اتاق بازرگاني صحبت كنيم بيش از 200 چهره تشكلي عضو اتاق هستند كه هر كدام ميتوانند به عنوان يك وزنه روي تشكل اثر بگذارند. اما در اتاق اصناف فاضلي به شدت تنهاست و چهرههاي قديمي كمتر توانايي حل مشكلات با روشهاي جديد تشكلي را دارند. در يك كلام اصناف بيش از هر چيز به خون جديد چهرههاي تشكلي و كنار رفتن قديميها از اتاق اصناف احتياج دارد. مطمئنا در ميان 6 ميليون عضو اتاق اصناف چهرههاي جديدي ميتوانند جايگزين فعالان قديم صنفي شوند.