عکاس خبر : سهیل رحمانی خانقاهی
خبر اقتصادی - در همين راستا ازجمله اقدامات عملي اين انجمن حامي محيطزيست ميتوان به مواردي چون طرح آموزش همياران محيط زيست در مدارس تهران، پروژه حفاظت از محيط زيست با محوريت زباله و بازيافت با مشاركت تشكلهاي محله كارون جنوبي، پروژه حفاظت مشاركت محور از تنوع زيستي طالقان اشاره كرد. اين سازمان مردمنهاد در ادامه به همراه چهارNGO ديگر وظيفه تشكيل شبكه سازمانهاي محيطزيستي استان تهران را عهدهدار شدند كه به طور تخصصي به مسائل و تهديدات محيطزيستي استان تهران ميپردازد. در همين رابطه با ميترا البرزيمنش، مديرعامل اين انجمن و از اعضاي هيات موسس، پيرامون مسائل، تهديدها و فرصتهايي كه كشور در عرصه محيطزيست با آن روبهروست به گفتوگو نشستيم. اين فعال محيطزيست معضل اصلي كشور را در فقدان مديريت صحيح منابع طبيعي ازجمله منابع آب ميداند كه نه تنها به معضل آب دامن ميزند بلكه به شكلي غيرمستقيم بر كيفيت و آلودگي هوا نيز تاثيرگذار است. البرزيمنش با بيان اينكه راهحل بهرهبرداري صحيح از منابع طبيعي نيازمند توانمندسازي جوامع محلي از طريق ايجاد مشاغل پايدار و جايگزين است= خواستار مداخله بيشتر سازمانهاي مردمنهاد در روندهاي تصميمگيري از سوي ارگانها و سازمانهاي دولتي به عنوان طرف مشورت و تعامل است.
انجمن پايشگران محيطزيست با چه هدفي تاسيس شد و اقدامات آن چه حوزههايي را دربرميگيرد؟
تمركز عمده و اصلي انجمن پايشگران محيطزيست روي متشكل كردن جوامع محلي است كه با تهديدهاي محيطزيستي مواجهاند تا بتوانند با بهرهبرداري درست و پايدار به تعاملي درست با محيطزيست پيرامون خود دست پيدا كنند كه اين امر از طريق اجراي طرحهايي در قالب پايلوت صورت ميگيرد. به عنوان مثال در يكي از روستاهاي استان چهار و محال بختياري به نام گل سفيد كه در مجاورت جنگلهاي زاگرس قرار دارد شاهد آن بوديم كه بهرهبرداري روستاييان از منابع جنگلي در قالب سوخت، زغالگيري، جمعآوري بذر بلوط به عنوان خوراك دام همچنين ورود بيش از حد دام به جنگلها لطمات جدي را به جنگلهاي زاگرس وارد ميآورد. در همين رابطه تلاش شد تا با تشكيل سازمان محلي، گامهايي در جهت كمتر شدن فشار مردمي ناشي از بهرهبرداري بيش از اندازه از جنگل برداريم. اين سازمان محلي با 20عضو تشكيل شد و اعضا متعهد شدند در قبال برخورداري از منابع درآمدي جايگزين ضمن تلاش براي كاهش ميزان بهرهبرداري از منابع جنگلي به كاشت بذر درختان جنگلي نيز كمك كنند.
اين منابع درآمدي جايگزين از چه طريق تامين شد؟
با بررسيهايي كه صورت گرفت، دريافتيم كه توسعه توليدات صنايع دستي اين روستا ميتواند حكم منبع درآمدي را براي ساكنان اين روستا را پيدا كند. به همين منظور شناسايي ظرفيتهاي صنايع دستي بومي كه هم از لحاظ مواد اوليه و هم از لحاظ طرح و نقش داراي هويت بومي و محلي باشد در دستور كار قرار گرفت و در ادامه تلاش شد تا با تبديل اين صنايع تزييني به محصولات كاربردي حين حفظ اصالت بومي، تجاريسازي اين توليدات صورت پذيرد كه با موفقيت هم همراه بود. همين تجربه موفق روستاي گل سفيد باعث شد تا سازمان محيطزيست استان طرحهاي مشابهي را در سه روستاي ديگر كه با مشكل اضافه برداشت از منابع جنگلي مواجه بودند به اجرا درآورد. در ادامه نيز اداره منابع طبيعي استان 8 هكتار از جنگلهاي غرق را براي امر بذركاري در اختيار روستاييان قرار داد كه اين مصداق بارز مشاركت فعال مردم محلي در اقدامات محيطزيستي است. اين مشاركت تا حدي با استقبال از سوي دستگاههاي اجرايي واقع شد كه سازمان منابع طبيعي تصميم گرفت براي سال جاري 16هكتار از جنگلهاي غرق براي بذركاري در اختيار روستاييان منطقه قرار دهد. علاوه بر اين مقرر شده تا بخشي از مراتع نيز به كشت گياهان دارويي اختصاص يابد كه علاوه بر كمك به حفظ محيطزيست و احيا پوشش گياهي منطقه ميتواند حكم يك منبع درآمدي را براي ساكنان داشته باشد و به ارتقاي وضعيت معيشت آنان كمك كند. در واقع در اينجا شاهد آن هستيم كه از طريق متشكل كردن جوامع محلي شكلي از اشتغال پايدار ايجاد ميشود بدون آنكه به محيطزيست لطمه وارد آورد. نمونههايي ديگر از متشكل كردن جوامع محلي را در استان سيستان و بلوچستان و جارجرود نيز شاهد هستيم كه طي 4، 5 سال گذشته آن قدر پايدار و منسجم عمل كردهاند كه امروزه سازمان محيطزيست براي انجام برخي پروژهها از اين سازمانهاي محلي كمك ميگيرد.
نحوه متشكل كردن اين جوامع محلي به چه صورت است؟ به بيان بهتر، انجمن شما در اين فرآيند چه نقشي ايفا ميكند؟
ما در روند متشكل كردن جوامع محلي از الگوي خاص خود بهره ميگيريم كه البته مبتني بر تجارب كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته در اين زمينه نيز است. در ابتداي امر با كمك اهالي، اين مساله را مطرح ميكنيم كه براي پايدار ماندن سرمايههاي طبيعي و درآمدزايي بهتر به منظور بهرهمندي از وضعيت معيشتي بهتر چه اقدامات و راهكارهايي ميتوانند ارائه دهند. در واقع ما ارائه راهحل و راهكار را به خود ساكنان واگذار ميكنيم و بيشتر در مقام يك راهنما عمل ميكنيم تا تصميمگيرنده. در ادامه تلاش ميشود تا از طريق برگزاري كارگاههاي همانديشي فرهنگ كار جمعي و گروهي را تبليغ و تقويت كنيم و طي اين كارگاهها به ثبت و تدوين برنامهها و راهكارهاي ارائه شده از سوي خود اهالي كمك ميكنيم. پس از انتخاب اعضاي سازمان محلي، 6 جلسه آموزشي در زمينه نحوه انجام كار گروهي، نحوه تشكيل جلسات، تدوين قوانين و انتخاب مسوولان و تقسيم كار برگزار ميكنيم اما تصميمگيري، ارائه راهكار و تعيين اولويتها با ابتكار خود اهالي و ساكنان محلي صورت ميگيرد. به عنوان مثال در جارجرود اهالي به جاي مساله درآمدزايي و بهبود وضعيت معيشت تصميم به بهبود وضعيت روستا در زمينه فاضلاب و پسماند و احداث يك تصفيه خانه روستايي گرفتند كه در پس از چند سال كار و پيگيري مداوم، امروز تمام مقدمات احداث اين تصفيه خانه فراهم و اعتبار آن نيز تامين شده است. اين درحالي است كه تا پيش از اين فاضلاب اين روستا مستقيم به رودخانه جاجرود و سد ماملو وارد ميشد كه امروز يكي از منابع تامين آب تهران محسوب ميشود.
به تاسيس شبكه سازمانهاي مردمنهاد محيطزيستي استان تهران اشاره كرديد. درخصوص مسائل محيطزيستي شهر تهران ازجمله آلودگي هوا كه در روزهاي اخير بيشتر مورد توجه نيز قرار گرفته است، چه اقداماتي را انجام دادهايد؟
ازجمله اقدامات صورت گرفته در محلات تهران ميتوان به تشكل محله كارون جنوبي اشاره كرد كه در هفته هواي پاك اهالي با گفتوگو با مديران و معلمان خواستار اجراي اين طرح شدند كه بچهها خواستههاي خود از بزرگترها براي حفظ هواي پاك را نقاشي كرده و در ادامه اين نقاشيها در ميان رانندگان خودروهاي شخصي به خصوص خودروهاي تك سرنشين توزيع شود. در اينجا نيز ابتكار عمل با خود اهالي و مردم است و ما فقط نحوه برنامهريزي، اجرا و نحوه همكاري و تعامل با سازمانها و ارگانهاي دولتي را به آنها آموزش ميدهيم.
گذشته از اقدامات صورت گرفته، معضلات اساسي كه كشور در عرصه محيطزيست و منابع طبيعي با آن مواجه است را در چه ميدانيد؟
فارغ از بحث آلودگي هوا كه در هفتههاي اخير بسيار پررنگ شده و كانون توجه قرار گرفته است، مساله منابع آب كشور بسيار حايز اهميت است. گذشته از اينكه كشور ما در يك منطقه خشك واقع شده است، مساله تغيير اقليم و گرم شدن زمين نيز بر بحث آب تاثيرگذار بوده است. مديريت منابع آبي كشور بايد بهصورتي انجام گيرد كه جوابگوي افزايش جمعيت و بهتبع افزايش مصرف همچنين كاهش منابع آبي باشد. در اين ميان، آن بخش كه زباني براي دفاع از خود ندارد مانند تالابها، رودخانهها و حياتوحش با بيشترين ميزان بيتوجهي و اجحاف مواجه بوده و تا حد زيادي سهم خود از منابع آبي را از دست دادهاند. در شرايط فعلي ما بيشتر از ظرفيت و توان منابع آبي كشور از اين منابع برداشت ميكنيم كه خشك شدن درياچهها، تلابها و همچنين تحليل رفتن سفرههاي آب زيرزميني از پيامدهاي همين اضافه برداشت است كه در ادامه تبعات منفي براي خود جوامع انساني بهدنبال دارد.
متاسفانه هنوز مساله سيستم مديريت منابع آبي در كشور جدي گرفته نشده است درحالي كه ما اكنون به مرحلهيي رسيدهايم كه بايد اقدامات جدي و اساسي در اين زمينه انجام دهيم. بيشترين ميزان مصرف آب در كشور متعلق به بخش كشاورزي و باغداري است كه بنا به آمارهاي مختلف بين 80 تا 93درصد متغير است. اين درحالي است كه سهم صنايع از مصرف منابع آبي 5 درصد و بين 3تا 4درصد هم متعلق به آب شرب است. متاسفانه در شرايطي هنوز از سيستم آبياري غرقآبي در كشور ما استفاده ميشود كه راندمان اين شيوه آبياري 30درصد است كه باعث هدررفت 70درصد آب ميشود. گذشته از تغيير سيستم و شيوه آبياري در زراعت، كشور نيازمند اقدامات ديگري همچون تشكيل تشكلهاي كشاورزان بهرهبردار از آب نيز هست. علاوه بر اين، مساله نوع كشت نيز بايد مورد توجه قرار بگيرد به صورتي كه ما بيشترين درآمد را با كمترين ميزان مصرف آب داشته باشيم. به عنوان مثال كاشت سيب در كشور بدون توجه به هزينههاي جانبي آن و حجم زيادي آبي كه اين ميوه مصرف ميكند، صورت ميگيرد.
براي تحول در بحث مصرف به خصوص در بخش كشاورزي چه اقداماتي بايد صورت گيرد؟
علاوه بر بحث فرهنگسازي در مصرف آب، مديريت صحيح منابع آب نيازمند فراهم شدن تمهيدات زيرساختي است. به عنوان نخستين اقدام تغيير آبياري غرقابي به آبياري تحت فشار با راندمان 90درصد است. با اين حال هر چند در كل كشور بيشترين ميزان مصرف آب متعلق به بخش كشاروزي است اما اين مساله در نقاط مختلف متفاوت است. به عنوان مثال، تامين آب شهر تهران از طريق احداث سد روي رودخانههاي شهريار، كرج، جاجرود و طالقان صورت گرفته است كه آب اين دشتها را به شهر تهران منتقل ميكند تا در اختيار شهرونداني قرار گيرد كه مصرفشان بيشتر از استانداردهاي جهاني است. ما در شرايط كنوني علاوه بر اهرمهاي اقتصادي و فرهنگسازي، نيازمند توجه به بازچرخاني آب هستيم. ما بايد ياد بگيريم كه آب كالايي يكبار مصرف نيست و بطور مثال بسياري از صنايع و فضاي سبز ميتوانند از آب بازچرخاني شده فاضلاب استفاده كنند كه علاوه بر كاهش فشار بر بهرهگيري از منابع آبي، هزينههاي تصفيه آب را بهشدت كاهش ميدهد. ما نيازمند اين هستيم كه سرمايهها و اعتباراتي كه در سالهاي گذشته به بحث سدسازي اختصاي داده شده است، به سرمايهگذاري در حوزههاي جديد از جمله شيوههاي نوين مديريت منابع آبي، بحث بازچرخاتي آب و تغيير الگوي و سيستم آبياري در بخش كشاورزي معطوف شود. آب از اين جهت مساله اول كشور در حوزه محيط زيست محسوب ميشود كه بهظور غيرمستقيم بر آلودگي و كيفيت هوا نيز تاثيرگذار است. به عبارت ديگر، خشك شدن درياچهها و تالابها، افزايش گرد و غبار و ريزگردها را بهدنبال دارد.
دولت در اين زمنيه چه اقداماتي را ميتواند انجام دهد؟
دولت بايد تصميم بگيرد تا بودجهها به جاي اينكه در اختيار لابي قدرت خودروسازان قرار بگيرد براي بهبود كيفيت سوخت و تقويت سيستم حمل و نقل عمومي صرف شود. شرايط براي كاربران خودروهاي شخصي بايد آن قدر سخت و هزينهبر شود تا كمتر به استفاده از خودروي شخصي خود راغب باشند. به عنوان مثال، در شهر بوستون ايالات متحده، اگر فردي بخواهد خودروي شخصي خود را مقابل منزل خود پارك كند، ماهانه 120 دلار بايد بابت پاركينگ به شهرداري هزينه بپردازد. علاوه بر اين، هزينه استفاده از پاركينگ در مركز شهر بين 300 تا 500 دلا براي دارندگان خودرو هزينه در برخواهد داشت. علاوه بر اين، هزينه بيمه خودرو آن قدر سنگين است كه افراد كمتر به استفاده از خودروي شخصي خود راغب ميشوند. اين در حالي است كه در كشور ما بيشتر شاهد تسهيل شرايط استفاده از خودروهاي شخصي هستيم. سخت شدن شرايط براي استفادهكنندگان از خودروي شخصي علاوه بر تاثير بر كاهش آلودگي هوا، باعث افزايش مطالبهگري در خصوص توسعه و تقويت حمل و نقل عمومي خواهد شد.
مساله موازيكاري و فقدان مديريت يكپارچه را چقدر در تشديد معضلات محيطزيستي كشور موثر ميدانيد؟ آيا ادغام ميتواند راهكار مناسبي باشد؟
از آنجا كه مساله محيطزيست يك بحث ملي و فراسازماني است، سازمانهاي متولي بحث محيطزيست و منابع طبيعي بايد در عوض منافع بخش به منافع ملي توجه كنند. براي مديريت صحيح منابع طبيعي نيازمند همكاري ارگانهاي مختلف هستيم. به عنوان مثال در بحث آلودگي هوا، هم وزارت نفت به عنوان تامينكننده سوخت، هم خودروسازان، هم شهرداري و هم سازمان محيطزيست دخيل و ذينفعاند. مشكل اصلي ما پررنگبودن بخشينگري، فرافكني در سازمانها و ارگانهاي دولتي است كه در آن هم سازمان تلاش ميكند به نحوي از پذيرش بار مسووليت شانه خالي كرده و مسووليت را به دوش سازماني ديگر بياندازد. اين در حالي است كه ما تنها زماني ميتوانيم از حركت در جهت توسعه و پيشرفت حرف بزينم كه شاهد همافزايي و تعامل ميان متوليان حوزه محيطزيست و منابع طبيعي باشيم كه نقش مهمي در توسعه پايدار ايفا ميكند.
با اين حال، مشكلات ديگري هم در اين ميان وجود دارد. به عنوان مثال، محيطزيست بيشتر يك سازمان و ارگان نظارتي است و از سازوكار اجرايي كافي برخوردار نيست. از ديگر سو سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري به عنوان زيرمجموعه جهاد كشاورزي يك سازمان بهرهبردار از منابع است كه همزمان وطيفه حفاظت ار منابع طبيعي را نيز برعهده دارد كه اين دو با هم در تناقض قرار ميگيرند. در حالي كه ايجاد يك سازمان واحد براي منابع پايه از جمله آب و جنگل ميتواند عملي و مفيد باشد، در خصوص مساله آلودگي هوا امكان ادغام وزارت نفت و شهرداري اصلا وجود ندارد. به هر حال، جايگزين كردن منافع بخشي و سازماني با منافع استراتژيكتر و بلندمدتتر ميتواند راهگشا باشد كه البته نيازمند زمان است.
انتظارات شما به عنوان يك سازمان مردمنهاد و رابطه ميان مردم و حاكميت از دولت و ارگانهاي دولتي چيست؟
سازمانهاي مردمنهاد در درجه نخست بايد ياد بگيرند كه بطور مستقل و بدون نياز به حمايت دولت فعاليت كنند. با اين حال، ما به عنوان يكي از شركاي جامعه مدني و به عنوان يك سرمايه اجتماعي خواهان آن هستيم كه از مسير ساير ذينفعان بهرسميت شناخته شده و مورد تعامل و مشورت قرارگيريم. سازمانهاي مردمنهاد به عنوان بخشي از ذينفعان جامعه براي توسعه و پيشرفت، خواهان آن هستيم كه در فرايندهاي تصميمگيري، تصميمسازي، روندهاي اجرايي دخالت داده شويم.