مسئوليت اجتماعي يكي از وظايف و تعهدات سازمان در جهت منتفع ساختن جامعه است به نحوي كه هدف اوليه سازمان يعني حداكثر كردن سود را صورتي متعالي ببخشد
خبراقتصادي - همدلی به این معنا ست که افراد يا سازمان هاي پوياي اجتماعي در هر شرایطی توانايي درك مشكلات همنوعان را داشته باشند و در راستاي رفع مشکلات آنها تلاش نمايند. همين طور سازمان ها مي بايست علاوه بر تلاش در جهت تحقق سهامداران و ذي نفعان خود، به مسئوليت هاي اجتماعي شان در قبال افراد جامعه توجه داشته باشد. نتیجه اين نوع رابطه اجتماعي تقويت همدلي و همزباني بين سازمان ها و شهروندان جامعه مي گردد و روابط اجتماعی افراد با یکدیگر بهبود می يابد.
مسئوليت اجتماعي شركت ها ( CSR)
مسئوليت اجتماعي شركت ها ( CORPORATE SOCIAL RESPONSIBILITY) كه به اختصار CSR ناميده مي شود، موضوع داغ در سال هاي اخير در سطح جهان بوده است تا آنجا كه سازمان هاي جهاني جامعه اروپايي به ويژه سازمان ملل در اين زمينه فعالانه فعاليت كرده اند.هر وجهـي از كسب و كار داراي يك بعد اجتمــاعي است. مسئوليت اجتمــاعي شركت ها (CSR ) در واقع روش هايي است كه مبتني بر ارزش هاي اخلاقي و احترام به كاركنان ، جامعه و محيط زيست مي باشد. اين مسئوليت ها به اين منظور برنامه ريزي مي شود كه براي جامعه و به طور كلي براي سهامداران حامل ارزش پايدار باشد .
حوزه مربوط به روش يا رويه كسب و كار در برگيرنده يكي از پوياترين و چالش پذيرترين موضوع هايي است كه امروز مديران شركت ها با آن روبرو هستند ؛ براي مديران امروز ديگر كافي نيست كه وظايفي چون برنامه ريزي، سازماندهي و كنترل را انجام دهند و خود را اثر بخش بنامند بلكه پاسخگويي به نيازهاي جامعه و خواست شهروندان و مشتريان داخلي و خارجي سازمان هايشان از زمره وظايف با اهميت تـــــر آنان محسوب مي شود.شرايط امروز جهان و فضاهاي جديد كسب و كار ايجاب مي كند تا مديران سازمان ها و شركت هاي بزرگ كه در بازارهاي جهاني يا بازارهاي در حال جهاني شدن نقش فعال و موثر دارند، تمام تلاش خود را متوجه ايجاد ارزش براي تمامي ذي نفعان خود كنند و نوعي تعادل ميان بخش هاي اجتماعــــي، اقتصادي و زيست محيطي كسب و كارشان ايجاد نمايند .به طور كلي مسئوليت اجتماعي شـركت ها (CSR) به ارائه روش هايي مي پردازد كه سازمان ها در فضاهاي كسب و كار خود به آن عمل كنند و پاسخ گوي توقعات جامعه، انتظارات تجاري، قانوني و اخلاقي اجتماعي آنان باشد چرا كه سازمان ها مسئوليت هاي بزرگـي در زمينه اجتماعي، اقتصادي و محيطي در قبال كاركنـــان، سهامداران، مشتريان، دولت، تاميـن كنندگان و ساير ذي نفعان خود بر عهده دارند.
رويكردي متعالي به كسب و كار
مسئوليت اجتماعي سازمان، فراتر رفتن از چارچوب حداقل الزامات قانوني است كه سازمان در آن فعاليت دارد .براســـــاس اين تعريف شركت ها از نقش تاريخي شان كه كسب سود، پرداخت ماليات، استخدام كاركنان و تبعيت از قوانين است فراتر مي روند و در تحقق هدفهاي اجتمــاعي گسترده تر نقش به سزايي خواهند داشت. مسئوليت اجتماعي به طور اعم به مجموعه فعاليت هايي اطلاق مي گردد كه صاحبان سرمايه و بنگاه هاي اقتصادي به صورت داوطلبانه به عنوان يك عضو موثر و مفيد در جامعه انجام مي دهند در واقع مسئوليت اجتماعي شركت ها رويكردي متعالي به كسب و كار است كه تاثير اجتماعي يك سازمان بر جامعه چه داخلي و چه خارجي را مد نظر قرار مي دهد و هدف اصلي آن گرد هم آوردن تمامي بخش ها اعم از دولتي، خصوصي و ساير داوطلبان جهت همكاري با يكديگر است تا از يك سو موجب همسويي منافع اقتصادي با محيط زيست و از سويي ديگر سبب توفيق ، رشد و پايداري كسب و كار گردد .البته بايد توجه داشت كه وابستگي كسب و كار به مسئوليت اجتماعي متناسب با نوع كار و اندازه واحد اقتصادي است، ليكن به لحاظ منافع و ارزشي كه مسئوليت پذيري اجتماعي براي هر كسب و كار سازمـان ايجاد مي كند، بهره گيري از آن را در اندازه هاي مختلف واحد اقتصادي ضروري مي سازد.
بنابراين مسئوليت اجتماعي شركت ها مختص به كسب و كارهاي بزرگ و سودآورتر شدن آنها نيست بلكه رفتار سازمـــاني تمامي شركت ها و سازمان ها را در بر مي گيرد. در اين راستا هر چه شركت هاي بزرگ نسبت به اصول اخلاقي و زيست محيطي خود حساس تر و آگاه تر شوند. شركتهاي كوچك نيز در مراوده و تبعيت از آنها مصرتر خواهند شد كه از اين طريق موجبات جلب اعتماد مشتريان و جامعه را فراهم سازند.
روش هاي تحقق و تقويت مسئوليت اجتماعي شركت ها
1- تدوين بيانيه اصول اخلاقي و دستورالعمل ها.
2- برقراري سيستم هايي براي شفافيت و تعهد سهامداران.
3- تدارك شيوه هاي بسيج كاركنان يا پشتيباني از آنان در اقدامات ابتكاري مربوط به جامعه.
4- تعريف و اندازه گيري معيارهاي اصلي كه از طــريق اين معيارها عملكرد اجتماعي و زيست محيطي اندازه گيري و گزارش مي شود.
5- برقراري خط مشي و سيستم نظارت براي زنجيره عرضه مفاهيم مسئوليت اجتماعي شركتها.
6- گسترش فعاليت هاي ارتباطي اعم از داخلي و يا خارجي كه نسبت به فعاليت هـــــــاي مسئوليت پذيري اجتماعي ايجاد آگاهــــي مي كند.
7- ياري رساندن علمي و اجرايي، كاربردي براي تطبيق مدل CSR در بخش اقتصادي ايران و همواركردن راه توسعه و پيشرفت آن.
8- برپـــــايي كارگاه هاي آموزشي، اجراي دوره هاي مشابه و ياري رساندن در اجرا و مميزي بنگاه هاي اقتصادي در زمينه CSR.
براي موفقيت در برنامه مسئوليت اجتماعي، طرح مذكور بايد از درون بنگاه ها شكل بگيرد و به بيرون ارائه گردد. از طرفي همه بنگاه ها بايد براساس توانائي ها و شرايط ويژه خود اقدام به برنامه ريزي در زمينه مسئوليت اجتماعي نمايند.
مسئوليت اجتماعي بايد به عنوان ابزاري قوي در جهت توانمندكردن رقابت بنگاههاي اقتصادي مدنظر قرار گيرد و از اين طريق رابطه برنده – برنده بين كاركنان ، مشتريان ، جامعه و ساير ذي نفعان برقرار گردد. مسئوليت پذيري بايد به عنوان برنامه اي براي توسعه و رشد پايدار در زمينه اقتصادي و محيط زيست و نيز ابزاري براي مبارزه با فساد در اشكال مختلف آن در جامعه در نظر گرفته شود.مسئوليت اجتماعي فرامرزي است و شامل فعاليت هـا در سازمان ملل، سازمان جهاني كار مي شود و بايد از طريق نهادهاي مدني و انجمن ها در سراسر جهان توسعه يابد.
روش هاي پايش و اندازه گيري مسئوليت پذيري شركت ها
در اين باره مي توان به يك سيستم كه همان سيستم «كارت امتيازي متوازن» اشاره كرد. اين سيستم به طور يكپارچه كل عملكرد يك سازمان را هم پايش و هم اندازه گيري مي كند و بهبود مي بخشد. در اين سيستم در وجه مالي، تامين رضايت كامل سهامداران، در وجه مشتري و بازار، تامين رضايت كامل مشتريان، در وجه كسب و كار، بهبود فرآيندها و سيستم و در وجه يادگيري و رشد به ارتقاي قابليت هاي نيروي انساني و كاركنان توجه مي شود، اما ذي نفعان ديگري مثل دولت ، انجمن ها و اتحاديه ها نيز وجود دارند كه اين سيستم از پايش و اندازه گيري مسئوليتهايي كه شركتها در قبال آنها دارند عاجز و ناقص است به همين علت وجه جديدي به چهار وجه ديگر اين سيستم افزوده اند با نام « وجه تامين رضايت ذي نفعان بيروني و محيطي غيرمستقيم ». اين وجه پنجم، كارت امتيازي متوازن را كامل و تمامي ذينفعان داخلي و خارجي را عادلانه و دقيق مدنظر مي گيرد.
اندازه گيري مسئوليت پذيري اجتماعي شركت ها را مي توان در سه زمينه منافع سهامداران و كاركنان، منافع جامعه و مردم و ملاحظات زيست محيطي انجام داد. در زمينه منافع سهامداران و كاركنان، ارتقاي عملكرد مالي، كاهش هزينه هاي عملياتي، اعتلاي نام و نشان شركت، افزايش فروش و اعتماد مشتري، بهره وري بيشتر و كيفيت بالاتر، كاهش نياز به وضع مقررات نوين، دسترسي به سرمايه، ارتقاي ايمني محصولات و كاهش نياز به تضمين هاي جديد ملاك عمل قرار مي گيرند.
در بعد منافع جامعه و مردم نيز مشاركت در امور عام المنفعه، ارائه طرح هاي داوطلبانه كاركنان، مشاركت همگان در تحصيلات عمومي، اشتغـال و برنامه هاي كمك به بي خانمان ها، و ايمني و كيفيت محصول مدنظر قرار مي گيرند.
در زمينه ملاحظات زيست محيطي، بازيافت هرچه بيشتر مواد، كاركرد و دوام بيشتر محصولات، استفـاده بيشتر از منابع تجديد شدني و به كـارگيري ابزارهاي مديريت زيسـت محيطي در طرحهاي كسب و كار شامل ارزيابي چرخه حيات و هزينه ها و استانداردهاي مديريت زيست محيطي به عنوان شاخص هاي مسئوليت پذيري شركت ها مورد استفاده قرار مي گيرند. در اين راستا مديران ارشد شركت ها با مشاركت در كنفرانس ها و سمينارهاي مربوط به مسئوليت اجتماعي شركت ها و نيز از طريق مذاكره و رسيدن به نتايج مشترك با ديگر اركان جامعه مدني مثل سازمانهاي غيردولتي، سازمان ملل و دولتهاي محلي و منطقه اي مي توانند نقش مهمي را در اجراي استراتژي هاي مسئوليت اجتماعي سازمانها ايفا نمايند.
قواعد جديد كسب و كار
اين يك عادت انساني است وقتي كه به تاريكي قدم مي گذارد، چرا غي مي طلبد. پس پذيرش و عمل به مسئوليت هاي اجتماعي و ارزش هاي محوري، آن چراغي است كه بستر ســـــرآمدي شركت ها و توسعه ملي را فراهم مي سازد . وقتي يك رويكرد يا مفهومي درميـــان كشورهاي پيشرفته مطرح مي شود و تصميم مي گيرند تا آن رويكرد و مفهوم به كار برده شود دو مرحله كلي را مدنظر مي گيرند:
در مرحله1 : رويكرد يا مفهوم جديد بدون آنكه به عمق آن وارد شوند مطرح مي شود و كليه مـوضوعات مرتبط با آن را مطرح مي سازنـــد. در اين مرحله جزئيات مطرح نمي شود بلكه سعي مي شود مفاهيم به شكل ساده و قابل فهم بيان شود اما تمام تلاش اين است تا بستري مهيا شود كه ادامه پياده سازي رويكرد موردنظر و تكامل مفاهيم مرتبط با آن تحقق يابد.در اين مرحله بيشتر بر بسترسازي موردنظر توجه جدي مي شود تا پرداختن به جزئيات. كه اگر اين بستر فراهم نشود، مفاهيم موردنظر عقيم و نازا مي شوند.
مرحله 2 : در اين مرحله وقتي بستر و موضوعات مرتبط با رويكرد موردنظر در يك سطح قابل فهم، مهيا شد، سعي مي كنند، وارد عمق آن شوند و به شناسايي جزئيات رويكرد بپردازند. در اين حالت رويكرد در بستر مهيا شده صيقل داده مــي شود تا اين رويكرد از يك سو وضعيـت اقتصـادي و شرايط كســـب و كار را بهبود بخشد و از سوي ديگر اين مفاهيم و رويكردها در راستاي تحقق آرزوهاي انساني و نهادينه كردن ارزش هاي محوري انساني – اجتماعي به كار گرفته شود به اين دليل در برخورد با هر رويكرد، يك نگاه قبلي يا پيشين وجود دارد كه به آن ديدگاه سنتي گفته مي شود و يك نگاه جديد و روبه جلو كه به ديدگاه آينده نگر معروف است.
با اين توصيف مقوله مسئوليت هاي اجتماعي شركت ها (CSR) هم از اين قاعده مستثني نيست. از نگاه پيشين يا رويكرد سنتي ، مسئوليت اجتماعي شركت تنها و تنها افزايش سود است تا جايي كه فقط در چارچوب قواعد بازي باقي بماند. يا تا جايي كه درگير رقابت آزاد بدون كلاهبرداري و فريب كاري باشد، اما طرفداران ديدگاه آينده نگر معتقدند، «ما همانطور كه استراتژي هايمان را در سراسر جهان دنبال مي كنيم، مسئوليتي اجتماعي و محيطي را نيز مي پذيريم، اين مسئوليت شامل ترويج يك اقتصاد پايدار و درك پاسخگويي ماست در قبال اقتصادها، محيط ها و جوامعي كه ما در سراسر جهان در آنها به كسب و كار مشغوليم».
شايد بتوان نتيجه گرفت كه برخلاف ديدگاه سنتي، وظيفه شركت ها و سازمان ها تنها كسب سود و سود رساني نيست بلكه تمام شركت ها و سازمان ها در قبال محيط و فضاي كسب و كار خود چه در منطقه و چه جهان، مسئوليت هايي دارند. آنها بايد سعي كنند تا به توسعه همه جانبه اقتصادي براي خود، كشورشان و توسعه پايدار جهاني دست يابند.
مسئوليت اجتماعي شركت ها از ديدگاه روانشناسي
موضوع مسئوليت هاي اجتماعي شركت ها و سازمان ها، موضوعي است بسيار گسترده كه دلايل رعايت يا عدم رعايت آن، ريشه در مسايل گوناگون دارد. مسايلي چون اقتصاد، قانون، آموزش هاي مديريتي، ارتباطات و … كه از نگاه روان شناسي بهره وري پيوسته اين پرسش مطرح است كه چرا برخي سازمانها سعي دارند به حقوق مشتريان خود از نظر رعايت كيفيت محصول، خدمات و مسايل «زيست محيطي» توجه كنند و مسئوليت اجتماعي خود را در قبال جامعه به خوبي انجام دهند . اما بسياري ديگر از سازمان ها با حقوق مصرف كنندگان و مسئوليت هاي خود غريب هستند. ريشه چنين غفلت هايي در چيست؟ آيا به فرد مربوط است يا به شرايط محيطي يا ساختار اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه ربط دارد؟
پيش از پرداختن به اين پرسش بايد تصويري كلي از سازمان ترسيم كنيم و درباره نقش ها و وظايف آن سخن بگويم. در تعريف سازمان گفته شده است سازمان يعني هماهنگي معقول فعاليت هاي تعدادي از افراد براي دستيابي به يك هدف يا منظور مشترك از طريق تقسيم كار و وظايف و از مجراي سلسله مراتب اختيار و مسئوليت هاي قانوني. براساس اين تعريف ، مـي توان افزود كه بهره برداري موثر از كار و تلاش انسان ها بايد آن گونه سازمان داده شود تا منجر به توليد كالا و خدمات با كيفيت شود.
هر سازمان داراي گروه هاي بسياري است، هر گروه در مورد رفتارهاي صحيح و مناسب، خود هنجارهايي را به وجود مي آورد و اين هنجارها براساس نوع كاري كه لازم است انجام گيرد، توسعه مي يابد چون فرد به تنهايي قادر نيست تمامي احتياجات و آرزوهاي خود را برآورده سازد و براي دستيابي به اين هدف، فاقد تــوانايي، قدرت، زمان و مقاومت كافي مي باشد، بنابراين ناگزير است نيازهاي خود را به كمك ديگران و با اتكا به آنها برآورده سـازد.مي دانيم وقتي چند نفر تلاشهاي خود را با يكديگر هماهنگ مي سازنــــــــد، متوجه مي شونـــد قادرند كارهايي را انجــــام دهند كه از عهده هريك از آنان به تنهايي بر نمي آيد. بزرگترين سازمانها يا جوامع نيز از طريق ايجاد هماهنگي ميان فعاليتهاي بسياري از افراد خود به اهدافشان دست مي يابند.
تلاش هماهنگ افراد بــــاعث مي شود تا اهداف هريك از اعضاي آنها نيز محقق شود. زيرا هدف، قصد يا اعتقاد اصلي و زيربنايي مفهوم سازمان، هماهنگي بين تلاش افراد در جهت ارضاي نياز جامعه است. امروز ساختار سازمان ها تغيير كرده است و سازمانها نيز در داخل سازمان هاي ديگر قرار دارند .به عبارتي هر سازمان جزيي از يك سازمان ديگر است. جامعه نيز كه بزرگترين واحد زندگي بشري است، در درون خود سازمانها و موسسات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، توليدي، سياسي و دولتي بسياري را جاي داده است. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه سازمان ها براي ادامه اثربخش زندگي مردم و براي ارضاي نيازهاي انسان ها شكل گرفته اند.
مي توان اين نيازها را تقسيم بندي و براساس سلسله مراتب طبقه بندي كرد.
در يك طبقه بندي گفته شده است: اين نيازها شامل نيازهاي فيزيولوژيكي، نيازهاي امنيتي، احترام به خود، عشق و تعلق و نياز به خود شكوفايي مي باشد.
يكي از عواملي كه باعث ادامه حيات سازمان ها مي شود، مسئوليت پذيري آنها در مقابل ساير انسانها، افراد و گروه هاي داخل و خارج از سازمان است. عوامل بسيار ديگري در حيات سازمـــان ها دخالت دارد. ازجمله مسئوليت پذيري آنها در مقابل:
الف) سازمان هاي توليدي و خدماتي.
ب) جامعه اي كه سازمان در آن فعاليت دارد.
به طـور كلي، مسئوليت هاي سازمان ها را مي توان طبقه بندي كرد. اين مسئوليت ها نسبت به موارد زير است:
نسبت به افزايش سطح بهداشت جسماني – روان شناختي افراد در درون سازمان.
نسبت به ايجاد آن چنان جوّ و فضاي كاري كه نشاط آور و سالم باشد.
نسبت به حفظ محيط زيست در محدوده فعاليت و محيط فيزيكي خود.
نسبت به كاركنان، مشتريان، اجتماع و كلي تر، جامعه.
مسئوليت هاي زيست محيطي
حفظ محيط زيست و حفاظت از محيط طبيعي با گسترش فناوري هاي جديد، سازمان ها و مراكز صنعتي را با چالشهايي مواجه كرده است. امروز آلودگي گوناگون زيست محيطي رشد فزاينده اي يافته و مسئوليت هاي اجتماعي واحدهاي بزرگ صنعتي و توليدي را بسيار پيچيده ساخته است.گذشته از مسئوليت هايي كه موجب رضايت مصرف كننده از نظر كيفيت و ارائه خدمات مي شود، مسئوليت بزرگتري متوجه واحدهاي صنعتي و توليدي است و آن توجه به مسايل ايمني و مسايل زيست محيطي است كه به نظر مي رسد اين دو بسيار مهم ترند.
اگرچه مساله زيباشناختي در توليد از اصول بااهميت است، اما پرداختن به مسايلي چون حفظ محيط طبيعي كه همگان از آن بهره مي برند يا پرداختن به امنيت محصول در توليد، به حيات انسانها ربط پيدا مي كند. در هر حال يك توليدكننده مسئول، اين گونه مي انديشد كه هر محصولي كه توليــــد مي شود ، در نهايت روانه جامعه مي شــــود و در چرخه زندگي LIFE CYCLE) ) انسان ها قرار مي گيرد . بنابراين توليدكنندگان نمي توانند فكر كنند كه فقط مسئوليت توليد محصولات را بر عهده دارند بلكه آنها تا زماني كه محصول توليديشان در جامعه و چرخه زندگي حضور دارد، نسبت به آن مسئول هستند.به عبارتي اين مسئوليت از طراحي تا بازيافت ادامه دارد. چرا كه يك محصول ممكن است نوعي آلودگي ايجاد كند يا انرژي ها را بيش از حد مصرف نمايد. يا حين كار موجب احتراق شود و يا آبها را آلوده سازد، بدرستي معلوم نيست كه آيا تمام محصولات در نهايت به طبيعت باز مي گردند يا خير. به همين خاطر است كه توليدكنندگان بايد با مسئوليت هاي اجتماعي خود در قبال مشتريان از نظر كيفيت و تبعات حضور محصول در چرخه زندگي انسانها آشنا بوده و نسبت به رعايت مسئوليتهاي خود پايبند باشند.
تعريف مسئوليت اجتماعي از ديدگاه دانشمندان
يكي از مشكلات اساسي علوم اجتماعي اين است كه دانشمندان اين علم در خصوص پديده هاي اجتماعي، تعريف واحدي از خود ارائه نمي نمايند. اين امر، خود از يك طرف ناشي از پيچيدگي عنصر مورد مطالعه آنها بوده و از طرف ديگر ناشي از برداشت هاي متفاوتي است كه هريك از دانشمندان از يك پديده اجتماعي دارند. « رابينسون » در همين رابطه مي گويد: «مسئوليت اجتماعي يكي از وظايف و تعهدات سازمان در جهت منتفع ساختن جامعه است به نحوي كه هدف اوليه سازمان يعني حداكثر كردن سود را صورتي متعالي ببخشد». « كيث ديويس » معتقد است كه: « مسئوليت اجتماعي يعني نوعي احساس تعهد به وسيله مديران سازمانهاي تجاري بخش خصوصي كه آن گونه تصميم گيري نمايند كه در كنار كسب سود براي موسسه، سطح رفاه كل جامعه نيز بهبود يابد».
در تعاريف ديگري از مسئوليت اجتماعي آمده است:
– « مسئوليت اجتماعي از تعهدات مديريت است كه علاوه بر حفظ و گسترش منافع سازمان، در جهت رفاه عمومي جامعه نيز انجام مي گيرد ».
« مؤسسات بازرگاني در جامعه اي كار مي كنند كه آن جامعه براي آنها فرصت هاي مختلفي را ايجاد كرده است كه آنها به كسب سود مي پردازند. در مقابل سازمان هاي مذكور بايد متعهد باشند كه نيازها و خواسته هاي جامعه را برآورده كنند. اين تعهد را مسئوليت اجتماعي مي ناميم». لازم به ذكر است كه بين اخلاق مديريت، پاسخ گويي اجتماعي و تعهد اجتماعي با مسئوليت اجتماعي تفاوت وجود دارد. در اين خصــــوص « اندرسن» در كتاب خود چنين مي نويسد: «هر دو اصطلاح اخلاق مديريت و مسئوليت اجتماعي در رابطه با رعايت ارزش ها و هنجارها و اصول اخلاقي جامعه و تامين هدف هاي سازمان از سوي مديران هستند… با اين تفاوت كه مسئوليت اجتماعي در ارتباط با مسائل كلان سازمان و اخلاق در ارتباط با رفتار فردي مديران و كاركنان است» .«استيفن رابينز » نيز در اين باره مي نويسد: « اگر مفهوم مسئوليت اجتماعي را با مفاهيم تعهد اجتماعي و پاسخگويي اجتماعي مقايسه نماييم، متوجه مي شويم كه مسئوليت اجتماعي در ميانه سير تكامل مشاركت اجتمـــــاعي مي باشد. ( از تعهد اجتماعي تا پاسخ گويي اجتماعي) ».
اهميت موضوع مسئوليت اجتماعي
مطالعه و پژوهش بر روي موضوع مسئوليت اجتماعي مديران از ديدگاه هاي مختلف داراي اهميت است: تصميم گيري هاي مديران مي تواند تاثيرات عميق و شگرفي در بخش هاي مختلف جامعه از خود باقي گذارد. بنابراين مطالعه بر روي ميزان توجه مديران به مسئوليت هاي اجتماعي شان در زمان اتخاذ يك تصميم مي تواند از اهميت زيادي برخوردار باشد. چرا كه يك تصميم نادرست و غيرمنطقي و بدون توجه به تاثيرات اجتماعي مي تواند خسارات جبران ناپذيري را به جامعه تحميل كند.
بدون شك چنانچه افراد، گروه ها، سازمان ها و موسسات مختلف جامعه خود را نسبت به رويدادها، اتفاقات و بحران هاي مختلف مسئول دانسته و هريك در حدود مسئوليت و حيطه كاري خويش در حل بحران هاي فوق تلاش نمايند، بسياري از آنها در اندك زماني حل شده و جامعه اي سالم و آرام به وجود خواهدآمد.در همين زمينه ، يكي از صاحب نظران علم مديريت به نام «پيتر دراكر» مي گويد : سازمان هاي خصوصي به منظور حفظ مشروعيت كامل و باقي ماندن به عنوان يك موسسه خصوصي بايد قبول كنند كه نقش و وظيفه عمومي و اجتماعي نيز دارند. اصولاً در جوامع بشري، رفتارهاي گروهي و حتي رفتارهاي فردي، روي افراد و گروههاي مختلف داخل جامعه تاثير مي گذارد. و هرچه فرد يا گروه از توانايي و قدرت بيشتري برخوردار باشد، دامنه تاثير آن روي جامعه بيشتر خواهدبود. به عبارت ديگر، سازمان به هر نحوي كه عمل كند، عملكردش روي جامعه تاثير مي گذارد، و اين تاثير، چه خوب و چه بد ، به خود سازمان منعكس مي گردد. لذا بد عمل كردن مديران باعث آن مي گردد كه سازمان نتيجه بد بگيرد.
ديدگاه هاي مسئوليت اجتماعي
نگرش ها و نظريات مربوط به مسئوليت اجتماعي سازمان، سابقه چنداني ندارند. قبل از سالهاي حدود 1800، هنجارها و نگرشهاي اجتماعي، اثر بسيار كمي بر اعمال مديريت داشته است. در دهه آخر قرن نوزدهم، در زماني كه شركتهاي بزرگ و عظيم در حال شكل گيري بودند و صنايـع بزرگ، روز به روز قويتر مــــي شدند، توجه جامعه به ضرورت مسئوليت اجتماعي سازمان ها بيشتر معطوف گرديد. در ابتداي قرن حاضر، بسياري از صاحب نظران ، نياز به مسئوليت اجتماعي سازمان ها را مورد تاكيد قرار دادند. و بالاخره در سال 1919 محققان رشته بازرگاني براي اولين بار هشدار دادند كه اگر بنگاههاي اقتصادي در خصوص انجام مسئوليت اجتماعي خود اهمال كاري كنند، جامعه بايستي به هر نحو ممكن اختيارات آنها را در خصوص فعاليتهاي اقتصادي شان سلب كند و كنترل آنها را دردست گيرد. از اوايل دهه 1920 ساير محققان مديريت در نوشته هاي خود به مسئوليت اجتماعي بنگاههاي اقتصادي تاكيد كرده اند.
ديدگاه هاي موافق و مخالف
مديران در خصوص پذيرش و انجام مسئوليت اجتماعي خود ديدگاه هاي مختلفي ارائه مي كنند از اين رو در قبول يا رد آن دلايلي را عرضه مي دارند. دلايل موافقت نسبت به مسئوليت اجتماعي شركت ها و سازمانها، از مزاياي بالقوه اي كــه نصيب سازمان و جامعه مي شود، ناشي مي شود. يكي از دلايل مذكور اين است كه انجام مسئوليت اجتماعي باعث مي شود تا سازمان در بلندمدت به منافع خود دست يابد از طرفي فعاليت هاي اجتماعي باعث مي شود كه دولت دخالت كمتري در مسايل داشته باشد كه اين نيز در بلند مدت به نفع سازمان است. اهم دلايل موافقت نسبت به مشاركت و مسئوليت هاي اجتماعي عبارتند از: التزام اخلاقي ، محيط اجتماعي بهتر، ممانعت از گسترش قوانين و مقررات دولتي، وابستگي هاي متقابل نظام مند، كمك در حل مشكلات اجتماعي، بهبود چهره عمومي و جلب منابع ارزشمند سازمان ها.
و دلايل مخالفت با انجام مسئوليت هاي اجتماعي شركت ها به قرار زير است:
لزوم كسب حداكثر سود، تعدد هدف هاي سازمان، هزينه مشاركت اجتماعي، تضعيف تراز پرداخت هاي بين المللي ، فقدان مهارت هاي اجتماعي، ناتواني سازمان در انتخاب گزينه هاي اخلاقي.
منـابع :
1- روزنامه گسترش صنعت ، نقش ارتباط با ذينفعان بخش صنعت در بازگشت سرمايه ، اول مهر 88 .
2- سيـد مهــدي الواني ، سيد احمد رضا قاسمي ، مديريت و مسئوليت هاي اجتماعي سازمان ، تهران ، نشر مركز آموزش مديريت دولتي .
3- جزوات درسي دانشگاه جامع علمي كاربردي .
4- مجله تدبير شماره 144 .
همدلی به این معنا ست که افراد يا سازمان هاي پوياي اجتماعي در هر شرایطی توانايي درك مشكلات همنوعان را داشته باشند و در راستاي رفع مشکلات آنها تلاش نمايند.