وزير بهداشت، در طول حدود 2.5سالي كه از آغاز دوره جديد وزارت بهداشت ميگذرد، تقريبا در هر جايي كه ممكن بوده، از لزوم تغيير عادات غذايي ايرانيها سخن گفته است و بسياري هم تبليغات شهري جديد در تهران را به او نسبت ميدهند
خبراقتصادی - محمد مهدي حاتمي: معاونت بهداشت در وزارت بهداشت، درمان و آموزش عالي در دولت يازدهم، تقريبا از ابتداي روي كار آمدن دولت، دستاندركار اعمال تغييراتي در برنامههاي بهداشت در كشور شد كه بسيار «پايهيي»تر از تمام برنامههاي پيشين در اين وزارتخانه به نظر ميرسيد. علياكبر سياري معاون بهداشت سيدحسن هاشمي وزير بهداشت، در طول حدود 2.5سالي كه از آغاز دوره جديد وزارت بهداشت ميگذرد، تقريبا در هر جايي كه ممكن بوده، از لزوم تغيير عادات غذايي ايرانيها سخن گفته است و بسياري هم تبليغات شهري جديد در تهران را به او نسبت ميدهند.
اين باور رايج و البته مبتني بر دادههاي باليني براي مدتها بسامد بسيار داشت كه ابتلا به «سندروم متابوليك»، در ميان ايرانيها به ابعاد خطرناكي رسيده است. منظور از سندروم متابوليك، مجموعهيي از شرايط است كه ميتواند خطرات ابتلا به سكتههاي قلبي و مغزي و ديابت را بطور همزمان بالا ببرند. اين عوامل عبارتند از فشار خون بالا، سطوح افزايش يافته انسولين در خون، چربي انباشته اضافي در اطراف شكم و سطوح افزايش يافته چربي خون. كمتر كسي شايد بتواند منكر شود كه ايرانيها به دليل رژيم غذايي مملو از چربي و شيرينيها، در خطر ابتلا به اين سندروم قرار دارند. تاكيد روز افزون بر لزوم تغيير عادات غذايي ايرانيها را هم شايد بتوان در همين راستا ديد. در اين گزارش، به بررسي نمونههايي از تلاشها براي تغيير ذائقه غذايي ايرانيها ميپردازيم.
بيلبوردهايي براي سلامت
شهروندان تهراني، اين روزها بيلبوردهاي حاشيه اتوبانهايشان را مزين به تبليغاتي مفهومي مييابند كه آنها را تشويق ميكند سبك زندگيشان را تغيير دهند، تازهترين اقدام وزارت بهداشت در جهت آگاهسازي همگاني براي لزوم تغيير رژيم غذايي، اختصاص فضاي صدها بيلبورد شهري به تبليغاتي براي تغذيه سالم است. همين چند ماه پيش بود كه شهرداري تهران، با اختصاص دادن بيش از 1600بيلبورد و تابلوي تبليغاتي در سطح شهر تهران، به اذعان اين سازمان، بزرگترين نگارخانه شهري جهان را افتتاح كرد و حتي تا ثبت ركورد جهاني گينس هم پيش رفت. تعداد دقيق بيلبوردهاي تبليغاتي در تهران مشخص نيست و برخي تعداد آنها را تا 3000مورد هم تخمين زدهاند. با اين همه، مهمان جديد تعداد كمي از اين بيلبوردها، تبليغات محيطي براي تغذيه سالم است، تبليغاتي كه شهروندان را به اختصاص سهم دوسومي وعدههاي غذايي شان به سبزيجات، تحرك و مصرف كمتر شيرينيها و روغنها تشويق ميكنند.
وزارت بهداشتيها هدف از اين كار را حساس كردن مردم نسبت به سلامتيشان و درنهايت اصلاح سبك زندگي عنوان ميكنند. عمده موضوعات مطرح شده در اين بيلبوردها نيز مرتبط با كاهش مصرف نمك، روغن، شكر، افزايش تحرك براي كاهش مرگ ومير ناشي از بيماريهاي قلبي و عروقي است.
ابراهيم داروغهزاده مديرعامل يكي از موسسههاي هنري زير مجموعه وزارت بهداشت كه كار تهيه اين بيلبوردها را برعهده داشته، ميگويد: «ما هميشه بيشترين قسمت از بودجه، هزينه و وقتمان را صرف درمان ميكنيم، اما براي آموزش به مردم جهت جلوگيري از بيماريها و اصلاح سبك زندگي كاري انجام نشده است.»
به گزارش ايسنا، وي با بيان اينكه براي اين كار بايد از رسانهها و نهادهاي مختلف مانند سينما، صداوسيما، فضاهاي تبليغاتي شهرداري و امثال آن كمك بگيريم، ميافزايد: «بر اين اساس وزارت بهداشت توانست همكاري و مشاركت شهرداري تهران را جلب كند؛ بطوريكه شهرداري فضاي تبليغاتي خود را به مدت 15روز دراختيار شعارهاي حاوي پيامهاي سلامت محور قرار داد. بنابراين، اين كار از 14دي ماه آغاز شده و تا 28دي ادامه دارد.»
داروغهزاده هدف اصلي از انجام اين كار را تاثير مثبت بر افراد و آموزش آنها براي تغيير سبك زندگي عنوان ميكند و ادامه ميدهد: «اميدواريم از اين طريق بتوانيم از بروز بيماريهاي غيرواگيري مانند سرطان و بيماريهاي قلبي-عروقي كه ميزان قابلتوجهي از درصد مرگ و مير شهروندان ما را به خود اختصاص ميدهند، جلوگيري كنيم. در اين طرح توليد پيام و محتوا با وزارت بهداشت بوده و پيامها را دراختيار سازمان زيباسازي شهرداري تهران قرار داد و اين سازمان وظيفه طراحي و نصب بيلبوردها را برعهده داشت.»
وي درباره موضوع اصلي اين پيامها هم ميگويد: «بعد از تصادفات، بيماريهاي قلبي و عروقي و سرطان به عنوان دومين و سومين عامل مرگومير در كشور شناخته ميشوند. حال اين بيماريها با سبك زندگي بهويژه تغذيه ارتباط مستقيمي دارند. بنابراين با كاهش مصرف دخانيات، نمك، روغن، مواد قندي و افزايش تحرك ميتوانند به پيشگيري از بيماريهاي قلبي-عروقي و سرطان تا حد زيادي كمك كرد. بنابراين تمركز پيامها بر اين موارد و جهت عملي كردن آنهاست. كار فرهنگسازي طبيعتا درازمدت است و با دو هفته شعار تبليغاتي در سطح شهر نميتوان انتظار داشت كه عادت و رفتار زندگي شهروندان تغيير كند، افزود: اين درحالي است كه حساس كردن ذهن اقشار مختلف جامعه به اين موضوع ميتواند نخستين گام درراستاي اين اهداف باشد. ما نيز نخستين گام اين حركت را با كمك سازمان زيباسازي شهرداري تهران آغاز كرديم.»
او ادامه ميدهد: «در اين زمينه با مديران سازمان صداوسيما گفتوگو شده است. زيرا ما تيزرهايي در حوزه سلامت ساختهايم و اميدواريم اين سازمان بهطور گسترده با ما همكاري كند و تيزرهاي حاوي پيامهاي سلامت محور به دفعات از رسانه ملي پخش شوند. اقدام ديگري را نيز با سازمان زيباسازي پيشبيني كردهايم؛ به اين صورت كه در هفته سلامت، كمپيني از پيامهاي سلامت محور را در سطح شهر قرار دهيم. همچنين اين پيامها با همين گرافيك براي دانشگاههاي علوم پزشكي فرستاده شده تا در مراكز بهداشتي و درماني منتشر شوند. اين طرحهاي گرافيكي ازسوي سازمان زيباسازي براي شهرهاي بزرگ نيز ارسال شده تا بتوانند از اين كار الگوبرداري كرده و پيامها به دست مخاطبان ما در سراسر كشور برسند.»
رستورانهايي كه سيب ميگيرند
اينها اما همه اقداماتي نيست كه براي بهبود وضعيت تغذيه ايرانيها انجام شده است. وزارت بهداشت، در سالي كه شعارش «امنيت غذايي از مزرعه تا سفره» تعيين شده بود، اعلام كرد كه قصد دارد براي رتبهبندي رستورانهاي كشور از حيث رعايت موارد بهداشتي، به آنها «سيب سلامت» اعطا كند، چيزي شبيه نظام رتبهبندي هتلها با تعداد ستارههاي آنها. علي اكبر سياري، معاون بهداشت وزارت بهداشت اوايل سال94 اعلام كرد امسال رستورانهايي كه عرضه كننده مواد غذايي هستند، اولويت اول اين وزارتخانه خواهند بود. به گفته سياري بهترين رستوران سه سيب خواهند داشت، ضعيفترها 2سيب و ضعيفترينها هم تنها يك سيب. «آنهايي هم كه وضعيت خوبي ندارند، نشاني دريافت نميكنند.» سياري همچنين از اقداماتي در زمينه سالمسازي بوفه مدارس، افزايش تحرك و كنترل اضافه وزن چاقي همچنين بهداشت دهان و دندان با وزارتخانه آموزش و پرورش خبر داده بود چراكه به اعتقاد او فرهنگسازيها بايد از سنين پايين آغاز شود تا بتواند نتيجه لازم را داشته باشد.
چراغهاي راهنمايي براي سلامت
چراغهاي راهنما، مدتي است كه در چهارراه سلامت علم شدهاند. پروژه الصاق برچسبهايي روي مواد غذايي و مواد اوليه كه حاوي اطلاعاتي در مورد ميزان عناصر مختلف موجود در آن است، به گفته مسوولان وزارت بهداشت قرار است تا پايان امسال خاتمه پيدا كند. درج اين نشانگرها روي مواد غذايي با توجه به تنوع كالاها، به مصرفكننده كمك ميكند تا باتوجه به محدوديتهاي مصرفي و شرايط جسمي و نيازهاي شخصي خود انتخاب آگاهانهيي داشته باشد. نشانگرهاي رنگي تغذيهيي جهت آگاهي دادن سريع به مصرفكننده از ميزان قند، چربي، نمك، اسيد چرب ترانس و كالري است كه باتوجه به ميزان آيتمها در سه رنگ قرمز، نارنجي و سبز مشخص ميشوند. رنگ سبز نشاندهنده ميزان كم تركيبات مشخص شده، رنگ نارنجي ميزان متوسط و رنگ قرمز نشانگر ميزان بالاي آن تركيب در هر ماده غذايي است. توليدكنندگان محصولات و مواد غذايي با ضمانت اجراييِ اخذ پروانه مجدد، موظف به الصاق اين برچسبها روي محصولاتشان ميشوند. درواقع باتوجه به الزام درج چراغ راهنمايي تغذيهيي روي محصولات غذايي، كارخانجات توليدي اين محصولات در زمان صدور پروانه ساخت جديد ملزم به ارائه برچسب نشانگر رنگي تغذيهيي هستند. برچسبهاي جديد كه به چراغهاي راهنماي سلامت هم موسوم شدهاند، قرار است جاي سيبهاي سلامتي را بگيرند كه پيش از اين معاونت غذا و داروي وزارت بهداشت متولي الصاق آنها بر تمامي محصولات غذايي، آرايشي و بهداشتي بود. با اين همه گويا پس از نشان استاندارد، نشانهاي سيب سبز و شبنم، هر دو از سازمان غذا و دارو، حالا نوبت نشان جديد شده كه بايد خلأ قبليها را هم پر كند.
با يك نگاه آسيب شناسانه ميتوان به تعدد نشانهايي كه شهروندان براي اطمينان از سلامت كالاهاي خوراكي و بهداشتيشان بايد به آنها رجوع كنند حمله برد. ميتوان پرسيد چه لزومي به ايجاد نشانهاي جديد هست وقتي قبليها دچار كمبودهاي فراوانند يا اينكه چه لزومي به حفظ قبليها هست وقتي تا اين حد نابسندهاند؟
اروپا چگونه غول ديابت را شكست داد؟
آيا با تغيير ذائقه غذايي پرنمك، شيرين و پرچربي ايرانيها، ميتوان معضلات بخش بهداشت و سلامت را در بلندمدت به حداقل رساند؟ با دكتر اسدالله رجب رييس انجمن ديابت ايران تماس ميگيرم و از او ميپرسم تغيير سبك زندگي و تغيير ذائقه غذايي ايرانيها، چگونه ميتواند بر سلامتي آنها موثر باشد؟ رجب معتقد است شيوع سندرم متابوليك در ايرانيها، نشانهيي است دال بر اينكه ذائقه غذايي و سبك زندگي آنها بايد اصلاح شود. او افزون بر اين ميگويد كه شيوع ديابت هم در ايران از نُرم و ميانگين جهاني بالاتر است. «شيوع ديابت در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا، بطور متوسط بيشتر از ساير نقاط جهان است و ايران هم يكي از كشورهايي است كه تعداد افراد مبتلا به انواع ديابت در آن، بيش از آن چيزي است كه در عمل بايد باشد. همين حالا در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا، حدود 35ميليون نفر مبتلا به ديابتاند و پيشبيني ميشود اين تعداد در طول ربع قرن آينده به دو برابر، يعني 70ميليون نفر برسد.» از رجب ميپرسم كه اين ميزان ابتلا به ديابت، در مقايسه با كشورهاي پيشرفتهتر چه وضعيتي دارد. ميشنوم: «در حال حاضر، ميزان ابتلا به ديابت در كشورهاي اروپايي كه كمترين ميزان ابتلا به ديابت را دارند، بسيار كمتر از ايران است، در حالي كه در گذشته اين نسبت برعكس بود، يعني ابتلا به ديابت در ايران كم و در اروپاي غربي بسيار بالاتر بود. اما آنها توانستند با سياستگذاريهاي بهداشتي مناسب و تغييراتي كه در قوانين، سبك زندگي و ذائقه غذايي شان دادند، مشكل را حل كنند. علاوه بر اين، دولتها هم در اين كشورها براي پيشگيري و درمان اين بيماري سرمايهگذاري كردند و توانستند گسترش آن را كنترل كنند.»
از رجب در مورد تبليغات محيطي در شهر تهران براي تغيير سبك زندگي هم ميپرسم. رجب معتقد است كه اين تبليغات، شايد نتوانند آنچنان كه بايد، موثر باشند، شايد به اين دليل كه اين تبليغات عمدتا در حاشيه اتوبانها و مسيرهاي عبور سريع تعبيه شدهاند. «تبليغاتي از اين دست اصولا موثر هستند ولي بايد پرسيد آيا ميتوان ميزان اثربخشي آنها را هم واقعا اندازهگيري كرد؟ من فكر ميكنم بسياري از مردم ممكن است اين تبليغات را ببينند، ولي عملاً به سرعت از كنار آنها عبور كنند و آن قدر زمان نداشته باشند كه بخواهند در موردشان فكر كنند.»
رييس انجمن ديابت ايران اما معتقد است تاثير اين بيلبوردهاي تبليغاتي را نميتوان به تمامي ناديده گرفت. او ميگويد الصاق برچسبهايي با مضمون ميزان مواد مضر استفاده شده در محصولات غذايي، حمايت مصرفكنندهها را بهدنبال خواهد داشت، حتي اگر قيمت اين محصولات به اين دليل بالا برود. «بهطور كلي، تبليغات در بحث سلامت و بهداشت بسيار بسيار اهميت دارند و بايد تلاش كنيم تا در اين زمينه آگاهسازي كنيم. در كشورهاي ديگر دنيا، 3 تا 4دهه است كه تبليغات براي سلامت شروع شده و بنده كه خودم هم در خارج از كشور تحصيل كردهام، شاهد اين بودهام كه مردم بهدنبال خريد محصولاتي هستند كه اطلاعاتي در مورد مواد استفاده شده در آنها رويشان نصب شده باشد، حتي اگر قيمت اين محصولات بالاتر هم برود. در ايران اما متاسفانه مردم بهاين مسائل اهميت نميدهند و ارزانتر بودن كالا برايشان مهمتر از كيفيت آن است.