خبر اقتصادی - شركتهاي بزرگ در بازار سرمايه وابسته به نفت و مشتقات آن هستند. ليدر بازار سرمايه در سالهاي اخير شركت پالايش نفت بندرعباس با نماد «شبندر» و همواره بر نوسانات شاخص كل بورس تاثير گذاشته است از سوي ديگر شركت معظمي چون صنايع پتروشيمي خليجفارس با نماد «فارس» و شركت گسترش نفت و گاز پارسيان با نماد «پارسان» نيز از شركتهاي نفتي بازار سرمايه است.
اهميت نفت از ديد سهامداران
قيمت نفت از چند جهت تاثير بسزايي بر روند بازار سرمايه داشته و درجه اهميت بالاي آن، سهامداران را متوجه نوسان قيمتي خود كرده است. به همين دليل بهرغم اخبار مثبت در فضاي سياسي، بازار سرمايه از روند منفي قيمت نفت تاثير زيادي پذيرفته است. كاهش (افزايش) قيمت نفت، در كشورهاي با وابستگي بالاي بودجه به درآمدهاي نفتي، در درجه اول باعث كاهش (افزايش) درآمدهاي دولت و در پي آن كاهش (افزايش) تقاضاي كل خواهد شد. اين شرايط در كشور ما با ساختار مالكيت دولتي و سهم بالاي دولت در تقاضاي كل حساستر شده است. با كاهش قيمت نفت و كاهش تقاضاي كل، شاهد ركود همهجانبه و كاهش توان شركتها و تاثيرپذيري مستقيم بازار بورس خواهيم بود؛ آنچنانكه در دو سال اخير شركتها از ركود همهجانبه و افت تقاضا رنج زيادي بردهاند. از ديگر سو برخي كالاها همچون محصولات پتروشيمي با نفت رابطه مستقيم داشته و با كاهش قيمت نفت دچار افت قيمت خواهند شد. براي مثال بعد از ريزش قيمت نفت، قيمت متانول نيز بهطور مشابه شروع به ريزش كرد. علاوه بر اين دو عامل؛ كاهش بيشتر حاشيه سود صنايع انرژيبر در مقايسه با استاندارد جهاني، در اثر ريزش قابلتوجه قيمت نفت قابلملاحظه است. به بياني شفافتر صنايعي همچون فولاد، سيمان، سنگآهن و... به دليل سهم بالاي هزينه انرژي در بهاي تمام شده، در سالهاي اخير دچار تحولاتي شدهاند؛ بهطوري كه در طول سالهاي گذشته به دليل قيمت بالاي انرژي، شركتهاي بينالمللي رو به برنامههاي كاهش شدت مصرف انرژي آوردهاند و در برخي كشورها همچون تركيه قيمت حاملهاي انرژي، با شيب ملايم، به سمت قيمت آزاد حركت كرده است. حال با كاهش قيمت نفت، شاهد كاهش بهاي تمامشده توليد دنيا در صنايع انرژيبر هستيم. اما در ايران برنامههاي هدفمندي يارانهها در حال پيگيري بوده و هر ساله سهم انرژي از بهاي تمام شده را افزايش ميدهد. به همين دليل با وجود كاهش بهاي تمامشده توليد در دنيا به دليل كاهش مصرف و قيمت انرژي، در ايران بهاي تمامشده به دليل افزايش قيمت حاملهاي انرژي افزايشيافته است. بهطور خلاصه بايد گفت كاهش قيمت نفت در درجه اول موجب ركود و كاهش فروش مقداري شركتها شده است. از جهت ديگر با تاثير روي قيمت كالاهاي غيرنفتي، قيمت سبد صادراتي محصولات غيرنفتي را كاهش داده و درنهايت به دليل هدفمندي يارانهها (كه البته بهحق است) روندي معكوس در بهاي تمام شده صنايع انرژيبر با كشورهاي رقيب را طي كردهايم. درنتيجه افت قيمت نفت برافت بازار سرمايه موثر بوده؛ بهطوريكه در دوره ريزش شديد قيمت نفت از آذرماه سال گذشته، شاهد افزايش شيب ريزش بازار بوديم.
تحولات قيمتي نفت
قيمت نفت پس از طي يك دوره 4ساله ثبات در محدوده 105دلار، از نيمه دوم سال 2014 با كاهش شديد مواجه شده و به دوران ثبات قيمتي خود پايان داد. با اين وجود در ماههاي اخير، بعد از عدم تعيين سقف توليد در آخرين جلسه اوپك، افت قيمت نفت شدت گرفت؛ تا جايي كه در هفته گذشته به كمترين سطح 11ساله قيمتي رسيد. اهميت نفت در بودجه كشورهاي خاورميانه ازجمله ايران از يكسو و مباحث امنيت انرژي از سوي ديگر همواره درجه اهميت اين كالا را بيش از كالاهاي غيرنفتي جلوه داده است. هدف از ارائه اين مطلب، مروري بر شرايط فعلي بازار نفت، اهميت آن از ديد سهامداران و اشاره به برخي تغييرات ساختاري بازار نفت است.
عوامل موثر بر روند بازار نفت
روند بلندمدت نفت همچون ديگر كالاهايي كه قابليت ذخيرهسازي دارد، متاثر از ساختار عرضه و تقاضا خواهد بود. بااينحال در كوتاهمدت عوامل مربوط به احساسات و انتظارات بازار؛ در برخي موارد ناشي از پيشرفتهاي ژئوپليتيكي و تصميمات اوپك، تاثير بسزايي بر روند قيمتي بازار دارد. ممكن است قيمتها به سرعت به اخبار جديد حتي قبل از وقوع رخدادهاي واقعي عكسالعمل نشان دهد. اما در سال 2014 برخي عوامل شامل: درگيريهاي سياسي در مناطق نفتخيز، اعلاميههاي اوپك، تقويت دلار امريكا و كاهش رشد اقتصادي چين، موجب ريزش قيمت نفت شدند. بر اساس گزارش بانك جهاني در سال 2014 كاهش قيمت نفت از نقطه اوج آن در سال 2011 نسبت به كالاهاي غيرنفتي بيشتر بوده است.
در شرايط فعلي رشد اقتصادي چين به كمترين سرعت 25سال اخير خود رسيده است. نشانههاي افت اين اقتصاد بزرگ را ميتوان در كاهش سطح توليدات صنعتي، افت بخش خدمات، كاهش رشد اقتصادي فصلي و سالانه و برخي ديگر از شاخصها همچون PMI ديد. شاخص PMI اين كشور در يك سال اخير روند كاهشي را دنبال كرده و تا 47/2درصد كمتر از كف چندساله خود افت كرده است. بهطور كلي با كاهش اين شاخص اميد به رشد صنايع در ماههاي بعد كاهش يافته و بازارها واكنش نشان ميدهند. در نتيجه كندي اقتصاد چين به عنوان دومين مصرفكننده بزرگ نفت در دنيا موجبات كاهش رشد مصرف نفت را فراهم كرده است.
شاخص PMI چين در يكسال اخير
از ديگر سو توليد نفت خام امريكا در سالهاي گذشته روند رو به رشدي را دنبال كرده است. در سال 2014 با شروع ريزش قيمت نفت، كشورهاي عضو اوپك مخصوصا عربستان باهدف كاهش سهم توليد نفت غير اوپك، توليد را افزايش دادند و در كنار آن بازگشت توليد كشورهايي چون ليبي و عراق موجب افزايش فشار عرضه و بالا رفتن سطح ذخيرهسازي نفت شد.
درنتيجه كاهش رشد مصرف و كندي اقتصاد جهان در كنار جنگ، توليد نفت و فشار عرضه، مازاد عرضه را افزايش داده و بازار را در شرايط سختي قرار داده است. اين درشرايطي است كه در سال 2016 بزرگترين تهديد در بخش عرضه ورود ايران و برنامه افزايش سهم خود از صادرات خواهد بود.
كشش قيمتي نفت
بر اساس مطالعات انجامشده در حوزه اقتصاد نفت، عرضه و تقاضاي اين محصول در كوتاهمدت كمكشش و در بلندمدت بسيار پركشش است. ازاينرو به دليل عدم امكان تغيير سريع مصرف در كوتاهمدت كالا كمكشش بوده و با نوسانات قيمتي، مصرف تغيير چنداني نخواهد داشت. براي مثال مصرف انرژي در كشوري همچون چين به عنوان اقتصادي نوظهور با تغييرات قيمت در كوتاهمدت تغيير چنداني ندارد. همچنين با توجه به ساختار كشف و استخراج نفت، ميزان عرضه نيز در كوتاهمدت انعطاف لازم را نداشته و كمكشش است.
عواملي همچون افزايش توليد نفت امريكا، عدم اعمال سياست مديريت شناور عرضه نفت در عربستان از سال گذشته ميلادي، افزايش توليد در كشورهايي همچون ليبي كه به دليل مسائل ژئوپليتيك بخشي از توليد نفت خود را كم كرده بودند و ساير عوامل موجب شده كه عرضه در كوتاهمدت با توجه به افت قيمت همچنان پررونق بماند. اما يك عامل مهم در يك سال اخير بر كشش كوتاهمدت عرضه اثر گذاشته و آنهم انعطاف توليد امريكا در قيمتهاي پايين است. به بياني واضحتر بايد گفت تا زماني كه قيمت بالاتر از 40 دلار باشد، عرضه در امريكا كاهش زيادي نداشته و سطح ذخيرهسازي در اين كشور افزايش مييابد. اما با افت قيمت زير محدوده 40دلار شاهد افت توليد امريكا و كاهش سطح ذخيرهسازي اين كشور هستيم. گرچه هنوز هم ميزان دقيق بهاي تمامشده توليد نفت شيل در امريكا مشخص نيست اما در قيمتهاي پايينتر از 40دلار شاهد افزايش كشش كوتاهمدت عرضه نفت اين كشور هستيم.
اما همانطور كه بيان شد در بلندمدت كشش قيمتي تقاضا براي نفت بسيار بالا بوده و برنامههاي مصرف انرژي در كشورهاي صنعتي نيز مويد اين موضوع است. به عبارتي بايد گفت حساسيت تقاضا به قيمت در بلندمدت بسيار بالاست و اگر قيمت انرژي بالا باشد، در بلندمدت سهم مصرف آن كاهش زيادي خواهد يافت و انرژيهاي ديگر جايگزين خواهند شد. همچنين افزايش كالاي جايگزين سوخت در بلندمدت بازار را تحت تاثير قرار خواهد داد. در نموداري كه سهم نفت در مصرف انرژي و GDP را نشان ميدهد روند كاهشي سهم مصرف نفت بهخوبي قابلملاحظه است.
كاهش حساسيت قيمت به رويدادهاي محيطي
همانطور كه بيان شد به دليل كشش كمقيمت در كوتاهمدت، بايد شاهد تاثير سريع وقايع محيطي بر قيمت باشيم. براي مثال در خردادماه سال 93 همزمان با آشوب آفريني داعش در عراق و افزايش نگرانيها از اختلال در عرضه نفت اين كشور، قيمت نفت برنت تا بشكهيي 115دلار نيز رسيد كه ترس بازارها را در پي داشت.
با اينوجود در آن زمان آژانس بينالمللي انرژي در گزارشي دليل افزايش قيمت نفت را جنبههاي رواني به دليل ترس از كاهش عرضه نفت توسط اين كشور بيان كرد؛ همچنين پيشبيني كرد كه ناآراميها در عراق به كاهش عرضه نفت منجر نميشود. با اينوجود قيمت، واكنش سريع خود قبل از وقوع رويداد را نشان داد. علاوه بر ناآراميهاي داعش در عراق، ناآراميها در اوكراين و ترس از خلل در توليد نفت روسيه، مشكلات به وجود آمده در ليبي و كاهش توليد اين كشور و همچنين اخبار مربوط به نوسان سطح ذخيرهسازي نفت امريكا در فصول مختلف بهراحتي موجب افزايش يا كاهش قيمت ميشد.
اما در شرايط فعلي و با كاهش قيمت نفت به محدوده 30 تا 40 دلار شاهد كاهش جدي تاثير اين اتفاقات بر قيمت نفت هستيم. به عبارتي با افزايش مازاد عرضه و به همريختگي اوضاع بازار، اخباري كه تهديدي بر كاهش توليد باشد، تاثير زيادي بر بازار نخواهد داشت. براي مثال فاجعه تروريستي فرانسه به دست گروهك داعش كه برخي كارشناسان سياسي ابعاد آن را با فاجعه يازده سپتامبر مقايسه ميكنند نتوانست تاثير زيادي بر بازار نفت بگذارد؛ با وجود اينكه پيشبيني ميشد با وقوع اين اتفاق نفت افزايش قيمت زيادي را تجربه كند، ما شاهد آن بوديم كه بعد از يك افزايش اندك، قيمت مجدد به تعادل رسيد. از اين مهمتر مقايسه تغييرات قيمت نفت با بازار كالاهاي غيرنفتي نشان ميدهد كه با وجود واكنش بازارهاي كالا ازجمله فلزات به اين واقعه، اما نفت از همه بازارها جا مانده است. اين اتفاق در تنش ايجاد شده بين ايران و عربستان نيز مشهود بود و تاثير اين واقعه تنها يك روز قيمت نفت را مثبت كرد.
در استراتژي بلندمدت انرژي امريكا كاهش وابستگي انرژي و خودكفايي توليد بهطور واضح اشاره شده و افزايش توليد اين كشور حتي در اين سطح از قيمتها نشان از تلاشهاي بسيار توليدكنندگان نفت امريكا در راستاي كاهش بهاي تمامشده توليد دارد. از اين رو پس از چندين سال شاهد اعطاي مجوز صادرات نفت در امريكا نيز بوديم. همچنين تخفيفات گسترده فروش از سوي برخي كشورهاست كه بازار نفت را تحت فشار بيشتري قرار داده است، محدوديتهاي بيشتري در عرضه ايجاد كرده است. براي مثال كشور عراق براي افزايش سهم خود از فروش نفت تخفيفات گستردهيي را در فروش اعمال كرده و برخي كشورها بهراحتي به دليل تامين انرژي ارزانتر مشتري پروپاقرص اين كشور شدهاند. ايران نيز همانند ساير كشورها براي بازيابي مشتريان قديمي خود تخفيفاتي را در نرخ فروش اعمال ميكند. درنتيجه مشكلات ساختاري بازار، فرصت عرضاندام به خبرهاي رواني را نميدهند.
از اين رو با تغييرات بنيادي در بازار نفت شاهد افزايش كشش قيمتي عرضه (در قيمتهاي زير 40 دلار) و كاهش حساسيت قيمت به وقايع ژئوپليتيكي هستيم. اين شرايط با افزايش توليد امريكا در سالهاي آينده و بازگشت بخشي از كاهش توليدات نفت منطقه ازجمله ايران، در كنار رشد كند تقاضا، بيشتر خواهد شد.
قيمت نفت، به عنوان يك كالاي استراتژيك و مهم هم از بعد سياسي و هم از بعد اقتصادي، در يكسال اخير كاهش شديدي را دنبال كرده كه كاهش رشد اقتصادي دنيا بالاخص چين، تخفيفات فروش، ناآراميهاي منطقه، افزايش توليد امريكا و كاهش وابستگي آن به نفت، افزايش توليدات نفت اوپك به دليل مقابله با گسترش بازار نفت غيرمتعارف و تنشهاي روسيه و امريكا از مهمترين عوامل موثر بر اين روند بوده است. همچنين در يكسال اخير شاهد كاهش حساسيت قيمت نفت به وقايع ژئوپليتيك بودهايم و مازاد عرضه و بازارشكنيها جلو افزايش قيمت بر اساس عوامل رواني را گرفته است. تهديد افزايش عرضه نفت در سال آينده ميلادي با رفع تحريمهاي ايران و بازگشت نفت برخي ديگر مناطق، بر اين مشكلات سايه افكنده است. همه اين عوامل چشمانداز قيمت نفت را با ابهامات جدي مواجه كرده و تحليلگران طيف گستردهيي از پيشبينيها را ارائه ميدهند. ولي برآيند تحليلها و شرايط موجود نشان از ركود بازار نفت و عدم تاثيرپذيري مثبت آن حتي در كوتاهمدت دارد.
از اين رو بازار نفت از سه جهت ذكر شده، بر بازار سرمايه كشور تاثير منفي زيادي گذاشته و چشمانداز مبهم رشد درآمدهاي دولت در سال آتي، با درنظرگيري ثبات در ساير عوامل موجب ادامه ركود بازار سرمايه خواهد بود. با اين وجود با رفع تحريمها شرايط با بهبود نسبي مواجه خواهد شد.