متوسط ميزان بارش 9درصد كاهش مييابد، دماي كشور يكدرجه بالاتر ميرود و بدتر از همه اينكه 13ميليارد مترمكعب منابع آبي كشور از دسترس خارج ميشود. براي غلبه براين بحرانها در برنامههاي چهارم و پنجم توسعه، مديريت جامع منابع آب كشور از طريق جلوگيري از برداشتهاي غيرمجاز از منابع آب زيرزميني، نصب كنتورهاي حجمي، اجراي طرحهاي تعادلبخشي، اصلاح روشهاي آبياري و... مورد توجه ويژه قرار گرفته است
خبراقتصادي - بحران يك فشارزايي بزرگ و ويژه است كه باعث در هم شكسته شدن انگارههاي متعارف و واكنشهاي گسترده ميشود و آسيبها، تهديدها، خطرها و نيازهاي تازهيي به وجود ميآورد. اكنون پيشامدهايي از اين دست، در ايران كم نيستند و از زواياي مختلف ميتوان آنها را دستهبندي و درجهبندي كرد. از منظر اقتصادي براي كشوري كه عزم توسعه دارد و هر 5سال يكبار تن به برنامهيي جامع به نام برنامههاي توسعهيي ميدهد، يافتن نقاط بحراني زمينهساز كاهش آسيبهاي جانبي و يافتن راهحل آنها، ضامن اجراي موفقيتآميز است.

در همين راستا براي نخستينبار بحرانهاي اصلي كشور كه قادرند توانايي رشد را از اقتصاد ايران سلب كنند شناسايي و به عنوان محدوديت در برنامه ششم توسعه لحاظ شدهاند. به عبارت ديگر يكي از وجوه تمايز برنامه ششم توسعه از برنامههاي پيشين، رويكرد ويژه به موضوعات خاص يا مسالهمحور بودن آن است. در تدوين اين برنامه با توجه به منابع محدود و لزوم اختصاص بهينه آن، علاوه بر جامعنگري، حوزههايي كه با احتمال بحران در آينده روبهرو هستند به عنوان موضوع خاص مورد توجه قرار گرفتهاند. براين اساس آب، محيطزيست و صندوقهاي بازنشستگي سه موضوع خاص در تدوين برنامه ششم معرفي شدهاند. اساسا قرن بيستويكم، قرن جنگ بر سر آب نام گرفته است. ايران سرزمين خشكي است كه نزولات جوي آن از يكسوم متوسط جهان كمتر است و عدم مديريت بهينه منابع و مصارف آب در كشور طي 4دهه اخير موجب شده است منابع آب كشور در وضعيت بحراني قرار گيرد. براساس مطالعات سازمان هواشناسي، ايران جزو كشورهايي است كه در حال حاضر در تنش آبي بهسرميبرد و هر ساله بر شدت اين تنش افزوده ميشود.
نقش تمدنساز آب
از كل آب جهان تنها 2.5درصد آب شيرين و قابل استفاده است كه سهچهارم از اين مقدار نيز به صورت يخ و برف در يخچالهاي قطبي انباشته شده و فقط يكچهارم آن براي مصارف بشري در دسترس است. از اينرو ذخاير شيرين ارزشمندترين منبع تجديدشونده در زمين محسوب ميشود و تنها منبعي است كه اهميت حياتي براي موجودات زنده دارد. اساسا آب يك منبع تمدنساز است و شواهد تاريخي نشان ميدهد كه بسياري از تمدنهاي بزرگ در حاشيه رودهاي بزرگ شكل گرفتهاند و اصطلاح تمدنهاي آب پايه بر چنين ادعايي صحه ميگذارد. براساس برخي رويكردها كمبود منابع آب باتوجه به استراتژيك بودن آن در نهايت منجر به مناقشه خواهد شد. طبق اعلام سازمان هواشناسي جهاني تا سال 2025 ميلادي، 66درصد جمعيت جهان يعني دوسوم ساكنين كره زمين با معضل يا بحران كمبود منابع آب مواجه خواهند بود. بنابراين شكي نيست كه آب حتي اگر با مديريت درست جهاني به بحراني خطرناك براي تمدن بشري تبديل نشود اما ظرفيت اين را دارد كه پيشرفت در حوزههاي مختلف را تحت تاثير جدي قرار دهد. باتوجه به تنوع كاركردهاي منابع آب و اهميت آن در امور مختلف مانند امنيت ملي، توسعه پايدار، رشد و توسعه صنعتي، انرژي، كشاورزي و شهرنشيني و...، ابعاد اين اثرگذاري ميتواند خارج از كنترل و فراتر از تصور باشد.
تغييرات اقليمي در ايران
تغييرات اقليمي، كمبود بارش و وقوع خشكساليهاي پيدرپي، رشد جمعيت و افزايش مصرف آب به همراه برداشتهاي بيرويه از منابع آب كشور، اين منابع را در شرايط بحراني قرار داده است. در حالي كه هماكنون حدود 85درصد از مساحت كشور (بيش از دوسوم آن) در منطقه خشك و نيمهخشك واقع شده است. پيشبيني ميشود بين 30 تا 40سال آينده بخشهاي وسيعي از ايران به بيابان مطلق تبديل شده يا غالب مناطق نيمهخشك كنوني نيز بيابان شود. سهم ايران از خشكيهاي جهان 1.1درصد و سهم آن از منابع آب جهان تنها 0.11درصد است و اين نشان ميدهد كه در سطح جهاني ميزان خشكي و ميزان آب در دسترس ايران همخواني ندارد. متوسط بلندمدت (46ساله) بارندگي سالانه در ايران حدود يكسوم متوسط بارندگي در جهان و كمتر از نصف آن در قاره آسيا است. اگر آمارهاي بارش را در كنار ميزان تبخير و تعرق بگذاريم خواهيم ديد كه ظرفيت تبخير در ايران 3برابر جهان است و نشان ميدهد كه نه بارش كافي در ايران صورت ميگيرد، نه ذخاير قابل اتكا هستند و همچنين تبخير هم مزيد برعلت ميشود تا روزبهروز صداي پاي بحران آب بيشتر شنيده شود. منابع آبي تجديدپذير كشور كه از آن به عنوان پتانسيل آبي ياد ميشود، در بلندمدت 30ساله منتهي به 1378 معادل 130ميليارد مترمكعب بوده است. اين رقم در بلندمدت 40ساله منتهي به 1386 معادل 126ميليارد مترمكعب، در بلندمدت 46ساله منتهي به سال 1393 معادل 120ميليارد مترمكعب، در 15سال اخير 115ميليارد مترمكعب و در دوره 5ساله منتهي به 1392 معادل 104ميليارد مترمكعب است. اين روند نشان ميدهد كه ميزان آب تجديدپذير يا پتانسيل آبي ايران طي چهار دهه گذشته 26ميليارد مترمكعب كاهش يافته و روند كاهشي آن طي دهههاي اخير فزاينده بوده است. از كل آب تجديدپذير كشور، 96ميليارد مترمكعب به عنوان آب قابل استحصال، برداشت ميشود. براساس شاخصهاي كميسيون توسعه پايدار سازمان ملل متحد، درصد برداشت از آب تجديدپذير به عنوان شاخص اندازهگيري وضعيت كشورها از نظر مواجهه با ميزان بحران آب معرفي شده است. براساس اين شاخص چنانچه ميزان برداشت در يك كشور بزرگتر از 40درصد باشد حاكي از بحران شديد آب در آن كشور است و اين شاخص براساس گزارش وزارت امور اقتصادي و دارايي حدود 92درصد برآورد شده است. براساس آمار موجود در حال حاضر بيش از 300هزار حلقه چاه (حدود 40درصد چاههاي كشور) غيرمجاز در كشور وجود دارند. تعداد چاههاي غيرمجاز در سال 1385 حدود 103هزار حلقه چاه بوده است و اين امر نشان ميدهد كه قسمت اعظم چاههاي غيرمجاز در سالهاي اخير ايجاد شدهاند.
چشمانداز سال 2040 ميلادي
براساس نتايج شبيهسازي مدلهاي اقليمي در زمينه تغييرات متغيرهاي آب و هوايي تا سال 2040 ميلادي، پيامدهاي زيادي در حوزه آب براي ايران پيشبيني شده است. مثلا متوسط ميزان بارش 9درصد كاهش مييابد، دماي كشور يكدرجه بالاتر ميرود و بدتر از همه اينكه 13ميليارد مترمكعب منابع آبي كشور از دسترس خارج ميشود. براي غلبه براين بحرانها در برنامههاي چهارم و پنجم توسعه، مديريت جامع منابع آب كشور از طريق جلوگيري از برداشتهاي غيرمجاز از منابع آب زيرزميني، نصب كنتورهاي حجمي، اجراي طرحهاي تعادلبخشي، اصلاح روشهاي آبياري و... مورد توجه ويژه قرار گرفته است اما متاسفانه همچنان مديريت منابع آبي به صورت ناكارآمد انجام شده و بديهي است تداوم روند كنوني موجب تسريع تخريب منابع آب خواهد شد. به همين خاطر برنامه ششم توسعه بايد ظرفيتهاي لازم براي عملي كردن جلوگيري از بروز بحران را فراهم كند و بر مديريت يكپارچه منابع آبي تاكيد لازم صورت گيرد. مديريت يكپارچه منابع آب، يك فرآيند سيستماتيك براي توسعه پايدار، تخصيص و پايش منابع آبي است. در اين شيوه مديريت ابعاد اقتصادي، اجتماعي و محيطي در منابع آب با هدف حفظ پايداري آب و اكوسيستم در نظر گرفته ميشوند.