تعاونيهاي مسكن مهر 90درصد موفق بودند و دولت بايد به تعاونيها اعتماد كند و پروژههاي بيشتري به آنها محول و از قدرت تعاونيها بيشتر استفاده كند.
خبراقتصادی - تمام كارشناسان، مسئولان و فعالان اقتصادي بر اين اذعان دارند كه اقتصاد كشورمان مبني بر نفت و دولتي است. اجراي تحريمها مشكلات و معضلاتي را براي اقتصاد ايران به وجود آورد. به همين سبب مقام معظم رهبري با ابلاغي «اقتصاد مقاومتي» به مستحكم كردن اقتصاد تاكيد كردند. نتيجه بخشيدن توافقات و برجام، حالا همه منتظر لغو تحريمها هستند. اما اين شرايط نبايد باعث شود كه اقتصاد مقاومتي فراموش شود. فعالان اقتصادي بايد بدانند كه مداومت در اقتصاد مقاومتي است كه باعث رشد و خروج از ركود ميشود. اما اين اقتصاد با حضور مردم در عرصههاي اقتصادي به دست خواهد آمد. جهت بررسي اقتصاد مقاومتي در پارلمان بخش مردمي (تعاون) اقتصاد با ماشاءلله عظيمي دبيركل اتاق تعاون ايران همكلام شديم. او كه در حوزه اقتصاد مقاومتي تحقيقات زيادي كرده، با رويي گشاده پذيراي خبرنگار ما شد. ماحصل اين گپ و گفت دوستانه از نظرتان ميگذرد.
با توجه به بحث اقتصاد مقاومتي براي تحقق اين اصل به واسطه بخش تعاون چه راهكارهايي را پيشنهاد ميكنيد؟
موارد مدنظر مقام معظم رهبري در اقتصاد مقاومتي طي 20سال گذشته تقريبا با نامگذاري سالها مشخص شده است. ميتوان به مباحث صرفهجويي توليد ملي، وجدان كاري، كار مضاعف، همت مضاعف و مواردي از اين قبيل اشاره داشت. ايشان منظور خود را به صورت مرتب اعلام كردهاند. متاسفانه به دليل سوءمديريت با اينكه در بازار توليد مواد اوليه منطقه در مقام اول قرار داريم، ولي نتوانستيم از اين موهبت اقتصادي به درستي استفاده كنيم. منطقهيي كه داراي مواد اوليه است اما فقير و توسعه نيافته باشد، علت را ميتوان در رفتارها و تصميمات اقتصادي دانست. اقتصاد مقاومتي علاوه بر مقاومت در شرايط اقتصادي توجه به نعمتهاي خدادادي و استفاده درست از سرمايههاي موجود را هم در بر ميگيرد. از آنجايي كه ما اسير يك خامفروشي مزمن (از نظر انساني و مواد اوليه) هستيم، براي اجرايي شدن يك كار بنيادي بايد مشاركت مردم را جلب كرده و همراه داشته باشيم. اما اين مشاركت نبايد به صورت بيقاعده و نامنظم باشد، بلكه بايد در قالبي حقوقي و منظم شكل بگيرد. اقتصاد مقاومتي يعني گرهزدن اهداف اقتصادي با ارزشهاي اسلامي و ملي كه در اين حركت بايد اهداف اقتصادي و اجتماعي با هم در نظر گرفته شوند. اقتصاد جهاني توانسته در قالب مشترك به اين ارزشها توجه كند. اما تنها به اندازه نيازهاي دنيوي بوده در صورتي كه به اعتقاد ما تعاونيها هم در قالب نياز دنيا و آخرت شكل ميگيرند. بر اين اساس هم نياز اعضا و اشخاص را مرتفع ميكند تا بتواند با تصميمات و حركت جمعي جامعه پيرامون خود را تحتالشعاع قرار دهد. مردميسازي اقتصاد مهمتر از اختصاصيسازي است. منظور از خصوصيسازي اختصاصيسازي نيست. اگر بخواهيم واژه جامعتري براي اقتصاد بر پايه عدالت پيدا كنيم هيچ كلمهايي مهمتر از تعاون پيدا نميشود. در قرآن كريم، قانون اساسي و تاكيدات مقام معظم رهبري، بر عدالتمحور بودن تعاون تاكيد ويژهيي شده است.
دولت چه نقشي در قبال اين مشاركت دارد؟
دولت نبايد در همه كارها دخالت و مشاركت داشته باشد. دولت بايد كارهايي را به عهده بگيرد كه مردم توان انجام آن را ندارند. متاسفانه دولت در حال حاضر در بخشهايي ورود پيدا كرده كه مردم توانايي حضور در آن عرصهها را دارند. در واقع دولت با مداخله در اقتصاد رقيب مردمي شده كه از آنها نمايندگي گرفته است. پس از گرفتن نمايندگي از مردم بايد حقوقشان را به آنها بازگردانند. در حقيقت بايد رشد اقتصادي خرج دولت از تصديگريها مفهوم شود. اگر مفهوم رشد اقتصادي افزايش و تحولات نفتي باشد و آن بخش منحصر به فرد باز هم دولت باشد و كه با دوباره فروختن مواداوليه و خام به همراه است، قطعا مشتري هم در پي نخواهد داشت. اقتصاد مقاوتي كه مقام معظم رهبري بر آن تاكيد و تكليف داشتند خروج از اتكاي اقتصادي به نفت است و در جايي فرمودند: «ما جشن ميگيريم اگر شيرهاي نفت را ببنديم.»
دولت جهت اصولي شدن هزينههاي توليد چه كارهايي بايد انجام دهد؟
بايد براي سوخت ماليات تعيين كنيم تا پرمصرفها و آلودهكنندهها هزينه محيط زيست و توليد زباله را پرداخت كنند. شدت مصرف انرژي نشان ميدهد كه ما براي توليد كالا دو تا سه برابر دنيا انرژي مصرف ميكنيم. در حالي كه بهرهوري يعني داده كمتر ولي با ستانده بيشتر.
به همين شكل در توليد علم و شركتهاي دانشبنيان بايد بتوان حداكثر بهرهگيري را به كار گرفت و با پرهيز از خامفروشي مغز بتوانيم بازاري ايجاد كنيم. جلوگيري از تبعيض، گسترش عدالتمحوري. برخورد با فساد منجر به ارتقاي امنيت سرمايهگذاري ميشود. سرمايهگذاري چه در داخل يا خارج باشد آنچه براي سرمايهگذار حايز اهميت است اطمينان به سرمايهگذار و ثبات كشور است و اينكه نبايد در قيمت تمام شده با عدد پنهاني به نام «رانت» مواجه شود يا اينكه به دليل فساد مجبور نشود در سرمايهگذاري ريسكهاي بيشتري را بپذيرند. اگر پرهيز از رانت و برخورد با فساد همراه با توسعه عدالت باشد منجر به سالمسازي محيط و افزايش سرمايهگذاري داخلي و خارجي خواهد شد. با ايجاد اشتغال بايد توليد را در داخل حفظ كنيم. از سويي با افزايش صادرات و داشتن كارگروههاي صادرات ميتوانيم بازارهاي فرامرزي را مورد توجه قرار دهيم.
الگوي كشورهاي موفق چيست؟
كشورهاي موفق با برنامهريزي در آموزش و پرورش، آموزش و فرهنگسازي كار آفريني را از مقاطع طي برنامه 20ساله آموزش، شروع كردهاند. از سوي ديگر كشورهاي اسلامي با آموزش عقود اسلامي در دروس خود سعي بر اين دارند تا نسل آينده آنها بدانند چگونه بايد وارد بازار سرمايه شوند تا پول كثيف، پول تميز را از چرخه اقتصاد خارج نكند.
اصلاح نظام توزيع هم بسيار نكته مهمي است. در حال حاضر فاصلهيي بين توليد و مصرفكننده نهايي وجود دارد كه امكان دارد اين فاصلهها در نهايت صد درصد افزايش قيمت براي مصرفكننده را به همراه داشته باشد. پس بايد به دنبال اصلاح نظام توزيع و استفاده درست از منابع نفتي در اين مسير بود. اگر بناي اقتصاد بر پايه توانمنديهاي معنوي و انساني در كشور باشد حتي در شوكهاي ناخواسته اقتصادي يا تحريمهاي تعمدي، كشورهاي ديگر را جايگزين كرده تا كشورمان در اداره اقتصاد دچار تزلزل نشود. براي نمونه ميتوان به روسيه اشاره كرد كه بلا فاصله بعد از تحريم ناشي از سياستهايش در اوكراين، سراغ محصولات غذايي كشاورزي كشورهاي همسايه خود رفت. همچنين با تطبيق توليدات خود با كشورهاي ديگر از جمله ايران توانست نيازهاي خود را برآورده كند. در حقيقت روسيه در شرايط ناخواسته اقتصادي توانست بهترين عكسالعمل را با سرعت خوب از خود نشان دهد. به اين ترتيب اقتصاد مقاوتي يعني نشان دادن بهترين و سريعترين واكنش در مقابل تهديدات اقتصادي. زماني كه ما به گستردگي فكر ميكنيم، براي تحقق اقتصاد مقاومتي به دست بخش تعاون متغيري به نام مردم را نميتوان در نظر نگرفت. در دنيا بودجه پروژههاي زيرساختي را تنها دولت تامين نميكند اگر دولت بخواهد اين كار را بكند، ممكن است به خاطر ضعف نتواند اين پروژه را به سرانجام برساند. به همين سبب اين پروژههاي زيرساختي معمولا به مردم سپرده ميشود. به دليل آنكه بخش دولتي بردرآمد زودگذر و سريع ميانديشد و اركان دولتي به خدمت فكر ميكند. به همين دليل چون شخصا به سود فكر نميكند سرمايهگذاري بلندمدتتر است اگر ما نتوانيم در توسعه تعاون گامي به جلوبرداريم، ممكن است افرادي به منافع زودگذر آني توجه كنند. در تعريف و معني همافزايي 1+1 برابر 2 است و ممكن است بيشتر نيز باشد. اقتصاد مقاومتي با مردميسازي اقتصاد ميسر است. اقتصاد مقاومتي يعني اقتصاد و مداومتي كه تسليم تصميمات لحظهيي يا تحريمها نشود.
برنامه مشترك بلندمدت و ميان مدتي در جهت اتحاد هر چه بيشتر سه اتاق چيست؟
عقل سليم حكم ميكند افراد تحت تهديدات بتواند فرصتها خيلي خوب شناسايي كند افتراق بين سه اتاق تهديد با منشأ دروني دارد كه بدترين نوع تهديدات داراي جنبههاي دروني است. بهترين فرصت اتفاق و اتحاد افرادي است كه اشتراك منافع، وحدت هدف و جهت دارند. بهترين نوع فرصتها هم منشأ داخلي دارند. با شناسايي تهديد و فرصتهاي داخلي ميتوان به شناخت بهتر از فرصتهاي بيروني به دست آورده و موقعيت خوبي را به چنگ آوريم. طي هشت سال جنگ كه با دخالت 27 كشور و به پشتيباني سازمان ملل بود، به دليل انسجام دروني و نداشتن نفاق ضربهيي به بدنه كشور وارد نشد. حال اين مثال ميتواند پاسخي براي وحدت سه اتاق و تحقق اهدافشان باشد. در اين اتحاد، سه اتاق با هماهنگي، همزماني حتي همزباني مشتركي دارند و حتي واژگانشان هم يكي است. نخستين همايش مشترك روساي سه اتاق را در استانها خواهيم داشت. در اين همايش مقامات و مسوولان نيز حضور خواهند داشت و براي استفاده از نقطه نظراتمان در استانها ميخواهيم از صاحبان نظر و كارشناسان ايده بگيريم. يعني انسجام اين بخش غيردولتي اقتصاد هدفش در جهت توسعه اقتصاد كشور به دنبال دارد.
با آنكه تعاونيها در بخش مسكن مشكلات زيادي داشتند، اما توانستند بسياري را صاحب مسكن كنند. تاثير بازار مسكن و نقش آن در اقتصاد چيست؟
مسكن در ايران يك فعاليت اقتصادي با كمترين ريسك است و داراي دو كار كرد سرمايهگذاري و رفع نياز ضروري است. سريعترين و متنوعترين اشتغال را ميتوان از راه مسكن ايجاد كرد. طوري كه 25درصد GDP امريكا و 15درصد اشتغال مستقيم آن به اين بخش اختصاص دارد و بعد از بحران مسكن در سال 2007 نه تنها اقتصاد اين كشور به هم ريخت بلكه بر اقتصاد خاورميانه نيز تاثير گذاشت. به اين دليل دولت فدرال براي نخستين بار براي جلوگيري از ورشكستگي بانكهاي تخصصي سهام آنها را در بازار مسكن خريداري كرد. بنابراين به اين نتيجه ميرسيم كه براي اينكه اين صنعت با مشكل روبرو نشود، بايد به آن پول تزريق كرد.
هر سياستي كه موجب توقف كسب وكار در بازار مسكن بشود، نه تنها اشتغال مستقيم را تهديد ميكند، بلكه باعث كندي برگشت سرمايه سرمايهگذاران ميشود و باعث ازدياد زندانيها در اين رشته فعاليت توليد مسكن ميشود. در بازار مسكن نزديك به 150رشته فعاليت وابسته به صنعت ساختمان و مسكن ميتواند تحت تاثير اقدامات مختلف از جمله تزريق پول قرار بگيرد و هر سياستي اعم از تزريق منطقي نقدينگي و اجراي سياستهاي تشويقي يارانه سود و تسهيلات شتابي ايجاد خواهد كرد. ميتوانيم روشهاي بهتري را در جهت جلوگيري از تورم ارائه كنيم. از جمله اينكه با دادن تسهيلات به خريدار. قطعا چنين تسهيلاتي در توليد مسكن تاثيرگذار خواهد بود و همواره بايد اقدامي صورت گيرد كه تقاضا و در پي آن توليد تحريك شود. تاثير پروانهيي بازار مسكن هم مهم است مثلا اگر معاملات زير 100ميليون، به يك ميليون اعطا شود و تقاضاهاي ريز بازار (از مصالح، خدمات فني و مهندسي) هم با آن جمع شود، در مقياس بزرگ تاثير بسزايي در بازار مسكن خواهد گذاشت. اما بايد در بازار مسكن از واسطهگري جلوگيري و همه ابزارهاي توسعه مسكن فراهم شود.
در بازار مسكن ايران دوره پروژهها طولاني است و به همين دليل نياز به سرمايه در گردش ايجاد شده و با محدوديتهاي مالي مشكلاتي به وجود ميآيد و مشكل ديگر اين است كه قيمت تمام شده نسبت به قيمت اوليه بالا ميرود. وجود انبوهسازي، سريعسازي، مقاومسازي و زيباسازي ميتوان اين بازار را از ركود بيرون بياورد. بهتر است به جاي ساخت مسكن در محل، بخشي از آن را در كارخانه بسازيم و با مونتاژ اين كار ميتوان به جاي شغلهاي محدود و مستقيم، شغلهاي وابسته غيرمستقيم و پايدار ايجاد كرد. تعاونيهاي مسكن مهر 90درصد موفق بودند و دولت بايد به تعاونيها اعتماد كند و پروژههاي بيشتري به آنها محول و از قدرت تعاونيها بيشتر استفاده كند.