مشكل اصلي خطوط ريلي در كشور، تامين منابع است. ما بيش از 7هزار كيلومتر شبكه ريلي در حال ساخت داريم، كه اين ميزان، برنامهريزي شده براي اجرا يا در حال اجراست كه برخي از اينها به علت عدم تامين مالي زمانبر شده و عمر ساخت خطوط ريلي در برخي مسيرها به 8 يا 10سال هم ميرسد؛ يعني مثلا 8سال است كه در يك محوري در حال ساخت خطآهني هستيم كه تا به امروز نتوانستهايم آن را به پايان برسانيم
خبراقتصادی - سارا جنگروي: مي توان طي 2تا3ساعت مسير تهران- اصفهان و حتي تهران-مشهد را پيمود و سفر به اين شهرها كمتر از يك روز طول بكشد؛ چنين اتفاقي دور از ذهن و زمان نيست چراكه در عصر تكنولوژي و پيشرفت دانش مورد نياز در حوزه حملونقل ريلي، ساخت قطارهاي فوق سريع و ريلهاي الكترومغناطيسي، امروزه كلانشهرها به لحاظ بعد زماني به هم نزديكتر شده و به تبع اين امر، تمركز و تراكم جمعيتي در شهرهاي بزرگ بهتدريج كمتر ميشود، با سهلالوصول شدن مسير شهرهاي كوچك و اقماري به كلانشهرها ديگر نيازي به ساكن شدن در شهرهاي بزرگ با هزينههاي بالا نخواهد بود.
در نتيجه توسعه و مجهز شدن به تكنولوژي و دانش روز در حوزه صنعت حملونقل ريلي نياز مهم و مبرم كلانشهرهاي امروزي در جهت فراهم آوردن رفاه عمومي و توسعه و گسترش امكانات حمل ونقلي براي شهروندان محسوب ميشود.
دستيابي به صنعت روز در حوزه حملونقل، نياز به تعامل با كشورهاي دارنده چنين دانشي دارد تا واردات تكنولوژي و تجهيزات مدرن از آن كشورها به آساني صورت گيرد و از سوي ديگر نيازمند همبستگي بيشتر بين صنعت و دانشگاه در داخل كشور است. دانشگاههاي صنعتي بايد تامينكننده پايههاي دانش و فناوري صنايع كاربردي كشور باشند تا حداقل نيازهاي صنايع داخلي به آخرين دستاورهاي فناوري تاحدودي مرتفع شود. اما مساله اصلي اين است كه برخلاف برخي شعارها در خصوص تعامل صنعت و دانشگاه، آنچنان گامهاي چشمگيري در اين زمينه برداشته نشده است.
در حوزه حملونقل ريلي فوق سريع بنا به گفته جبارعلي ذاكري، رييس دانشكده راهآهن دانشگاه علم و صنعت، هرچند در حد فعاليتهاي پژوهشي كوششهايي صورت گرفته است، اما دانشگاهيان در پروژههاي صنعتي مستقيم وارد كار نميشوند. اين در حالي است كه دولت در نظر دارد با لغو تحريمها، حوزه ريلي را گسترش دهد و برخي مسيرهاي ريلي بين كلانشهرها را مجهز به ريلهاي سريعالسير كند. تحقق چنين اهدافي نيازمند تامين مالي عظيم و همچنين دستيابي به تكنولوژي روز است كه اولي با جذب سرمايهگذاري خارجي و نيز مشاركت بخش خصوصي و دومي با همكاري دانشگاهيان به شيوه مناسبي اتفاق خواهد افتاد. چراكه صرف واردات تكنولوژي در اين صنعت و بدون بوميسازي يا آشنايي حوزه دانشگاه با دانش روز در اين زمينه جز وابستگي حوزه حملونقل ريلي به واردات فناوري، پيامد چشمگيري به لحاظ رشد صنعت و توسعه توليد داخلي به دنبال نخواهد داشت.
ذاكري به ضعفهاي مديريتي در حوزه ريلي نيز اشاره ميكند و ميگويد: رويكردي كه مسوولان حوزه حملونقل ريلي در خصوص سريعالسير بودن قطارها در برنامهريزيهايشان بدان توجه ميكنند مطابق با دانش روز نيست و تعريفي كه از قطار پرسرعت و ريلهاي سريعالسير در سيستم حملونقل ريلي كشور جا انداخته شده است عقبتر از سيستمهاي پيشرفته ريلي در دنياست. براي بررسي نظرات دانشگاهيان در خصوص صنعت ريلي و مسائل و مشكلات پيش روي اين حوزه، با رييس دانشكده فني راهآهن دانشگاه علم و صنعت به گفتوگو نشستيم. مشروح اين گفتوگو را ميخوانيد.
دانشكده راهآهن به عنوان تنها دانشكده ريلي خاورميانه، تا چه اندازه در حوزه حملونقل ريلي در كشور مشاركت دارد؟
دانشكده راهآهن دو وظيفه به عهده دارد، يكي تربيت نيروي انساني كارآمد در صنعت حملونقل ريلي كشور و ديگري انجام فعاليتهاي پژوهشي و ارائه خدمات مهندسي به جامعه مهندسي است؛ قطارهاي پرسرعت يا بهتر بگوييم خطوط ريلي سريعالسير در كشور تا به حال وجود نداشته است و تنها مسير تهران-قم-اصفهان در كشور بين سالهاي 79 تا 82 مطالعه شده، سال 86 به پيمان رفته و متاسفانه تا به امروز احداث اين خط به طول انجاميده و تنها مقدمات كار در بحث زيرسازي (كارهاي اجرايي براي آماده كردن مسير) انجام شده است.
طبيعتا همكاران من در دانشكده راهآهن دانشگاه علم و صنعت به صورت مستقيم درگير اين پروژه نبودند، چون مطالعات اين پروژه از طريق مهندسان مشاور صورت گرفته و گاهي هم در موارد مورد نياز از مهندسان خارجي استفاده شده؛ ولي بهطور غيرمستقيم همكاران ما نيازهاي مورد نظر هم در مبحث زيرسازي و هم موارد روسازي را در قالب ارائه خدمات به مهندسان مشاور ميدهند، كه در برخي موارد شامل ارائه راهكارها، دستورالعملها و حتي در برخي موارد انجام مطالعات را به عهده داشتند و به صورت غير مستقيم درگير اين پروژه بودند، ميخواهم بگويم علم مهندسي راهآهن در خصوص خطوط سريعالسير در كشور وجود نداشته ولي به مرور در حال شكلگيري است و همكاران دانشكده ريلي نقش موثري را در توليد محتوا و ارائه دستورالعملها چه در طراحي ابنيه فني و چه در بحث زيرسازي و چه در روسازي ارائه كردهاند و اميدواريم اين مبحث شكل بگيرد و دولت هم مصمم است كه خطوط سريعالسير را در كشور توسعه دهد ولي به علت مشكلات مالي در اين زمينه كمتر موفق شده است، ناگفته نماند كه ايران نخستين كشور در خاورميانه است كه به فكر راهاندازي راهآهن سريعالسير افتاده است، ولي متاسفانه در حال حاضر چهارمين يا پنجمين كشوري هستيم كه در اين زمينه موفق بوديم، كشورهايي مثل تركيه، عربستان، قطر، امارات از ايران پيشي گرفتند و در اين ميان كويت هم به فكر راهاندازي خطآهن سريع و قطار سريعالسير افتاده است.
10سال ديگر برنامه چشمانداز توسعه به پايان ميرسد، ميزان ريلي كه تا پايان افق اين چشمانداز بايد به بهرهبرداري برسد، 25هزار كيلومتر خط آهن است كه تا به حال به گفته محسن پورسيدآقايي، معاون وزير راه 11هزار كيلومتر ريل احداث شده و 14هزار كيلومتر ريل هنوز باقي مانده است، باتوجه به اين روند، به نظر ميرسد، تا پايان برنامه چشمانداز توسعه نميتوانيم اين 14هزار كيلومتر را احداث كنيم. ارزيابي شما چيست؟
مشكل اصلي خطوط ريلي در كشور، تامين منابع است. ما بيش از 7هزار كيلومتر شبكه ريلي در حال ساخت داريم، كه اين ميزان، برنامهريزي شده براي اجرا يا در حال اجراست كه برخي از اينها به علت عدم تامين مالي زمانبر شده و عمر ساخت خطوط ريلي در برخي مسيرها به 8 يا 10سال هم ميرسد؛ يعني مثلا 8سال است كه در يك محوري در حال ساخت خطآهني هستيم كه تا به امروز نتوانستهايم آن را به پايان برسانيم، براي همين اگر وضعيت با همين روال پيش رود، به نظر ميرسد كه در افق 1404 هم به 25هزار كيلومتر خط ريلي نخواهيم رسيد و لازم است كه از روشهاي ديگر تامين منابع كمك بگيريم كه از آن جمله استفاده از منابع مالي سرمايهگذاران داخلي و خارجي است؛ اما از آنجا كه صنعت حملونقل ريلي زودبازده نيست، به نظر ميرسد سرمايههاي داخلي و خارجي به راحتي جذب نشوند. برخي فعاليتهاي اضافي كه در مرحله بعد از زيرسازي و روسازي در ساخت راهآهن اتفاق ميافتد شامل سيگنالينگ و علائم الكتريكي و... است كه فرآيند سرمايهگذاري در اين زمينه را پيچيدهتر و زمانبرتر از سرمايهگذاري در حملونقل جادهيي و احداث راه ميكند.
در عين حال، با توجه به رفع تحريمها ارتباطات بينالمللي، اميدواريم با ورود سرمايهگذاران خارجي در اين بخش شاهد موفقيتهاي جديد باشيم.
نكته ديگر در خصوص سريعالسير بودن خطوط ريلي است، متاسفانه در كشور برنامهريزي براي احداث راهآهن سريعالسير صورت نگرفته و تنها برنامهيي كه دولت در اين زمينه دارد؛ مربوط به مسير تهران-قم-اصفهان است. بالا بردن سرعت خط موجود با برقي كردن در مسير تهران-مشهد نيز در دستور كار است، يعني ميخواهم بگويم اگر با پيش زمينه و نگاه افق 10 ساله هم بخواهيم نگاه كنيم، روي راهآهن سريعالسير خيلي مطالعاتي صورت نگرفته و در واقع به عنوان سمبل، وزارت راه مسير تهران-قم-اصفهان را شروع به ساخت كرده است، اما من اميدوارم كه فرهنگ جايگزيني خطوط سنتي با خطوط سريعالسير در وزارت راه جا بيفتد و ازآن سو يك همت جمعي در دولت باشد كه اين موضوع را شكل دهد و به مرور زمان به فكر ارتقاي سرعت خطوط ريلي باشيم.
من به شخصه معتقدم كه در برخي محورها نيازي به توسعه راهآهن عادي نداريم، اگرچه ميدانيم و ميگوييم اقتصاديترين روش حملونقل، از طريق ريل است، ولي فكر نميكنم با اين روندي كه در برنامه توسعه در پيش گرفتهايم، تمامي مسيرهايي كه در حال مطالعه است، توجيه اقتصادي داشته باشد، برخي از مسيرهايي كه در حال حاضر در حال اجرا، يا در حال مطالعه يا نزديك به اجرا شدن است، مقرون به صرفه نخواهد بود، يعني درآمد حاصل از حملونقل ريلي در اين مسيرها كمتر از درآمد متصور خواهد بود و غير اقتصادي. از اين رو، بايد براي اين مسيرها حملونقل جادهيي را جايگزين كنيم. اقتصاديترين بحث در حملونقل ريلي، ميزان جابهجايي بار است، و در اين مسيرها ميزان باري كه از مبدأ به مقصد قرار است برسد، در آن حدي نيست كه برايش راهآهن احداث كنيم، در واقع بايد گفت حملونقل ريلي فقط براي جابهجايي مسافر نيست، بلكه تركيبي از بار و مسافر است.
حال به عنوان كارشناس ريلي ميخواهم بگويم كه اگر بتوانيم بودجه و سرمايه كشور را در جهت افزايش سرعت قطارها هدايت كنيم، ميتوانيم به اندازه كافي جذب بار و مسافر داشته باشيم؛ مثلا مسير تبريز-تهران، حدود 13ساعت زمان ميبرد تا مسافر از تبريز به تهران برسد، از آنسو حملونقل جادهيي 8ساعت و هواپيما يكساعت؛ طبيعي است، با كمي تلاش اين مسير 13ساعته به 9ساعت كاهش پيدا خواهد كرد، دوخطه شدن اين مسير هم كمك ميكند تا به 8ساعت كاهش يابد، ولي واقعيت اين است كه مسافت 600 كيلومتري را نبايد در 8ساعت طي كرد، اين مدت براي طي اين مسير، مربوط به قرن 19 و 20 بود، در قرن 21 اين مسير را ميتوانيم به 3ساعت كاهش دهيم.
طي مسير 600كيلومتري در 3ساعت، در سرعتهاي بالا اتفاق خواهد افتاد، آيا ميتوانيم اين زير ساخت را براي قطارهاي پرسرعت و با سرعت بالاي 400كيلومتر تعريف كنيم؟
بله، چرا نتوانيم؟ ولي با سرعت 300كيلومتر هم طي مسير كنيم كافي است. الزامي به حركت قطار با سرعت 400كيلومتر نداريم، بلكه ميتوانيم از تجربه دنيا استفاده كنيم، ما در حال حاضر براي قطارهاي 120 تا 160كيلومتر درساعت فناوري داريم، قطار وارد ميكنيم، تعميراتش را در داخل از صفر تا 100 انجام ميدهيم، نگهداري خطوط را هم به همين منوال، يعني به نوعي اين فناوريها بومي شده اند؛ براي راهآهن سريع هم كه بخواهيم اقدام كنيم، همان سرعت 300كيلومتر، 10 تا 20 سال دوران انتقال تكنولوژيش زمان ميبرد.
بگذاريد تجربهيي كه در دنيا وجود دارد را بگويم، چرا در بسياري از كلانشهرهاي كشورهاي توسعهيافته، مردم در حاشيه شهر زندگي ميكنند، مثلا واژه كلانشهر توكيو را در نظر بگيريد، در آنجا شهركهاي اقماري زيادي وجود دارد، زندگي در خارج از شهر در سرتاسر دنيا بسيار بهتر از داخل شهر است، البته هزينه حملونقل بالايي هم دارد، در واقع به اين صورت نيست كه مثلا با 5 دلار از حاشيه شهر به مركز شهر برسند، اما اگر كسي در كلانشهر توكيو اراده كند، ميتواند در عرض 15دقيقه از حاشيه شهر به قلب توكيو برسد، چه دليلي وجود دارد كه به داخل شهر بيايد و با مشكلات مختلف اعم از گراني مسكن، آلودگيهاي زيست محيطي، در مركز شهر زندگي كند؟ وقتي از حملونقل سريع اطمينان دارد، بنابراين به حاشيه شهر ميرود در فضايي آرامتر، بنابراين وزارت راه و شهرسازي بهتر است توسعه حملونقل سريع را در اولويت قرار دهد.
دومين بحث، بحث توسعه حومه-شهري است، موضوعي كه در كشور از آن غافل شدهايم، دليلش اين است كه در راهآهن كشور ما به دليل اينكه حملونقل مسافري اقتصادي نيست وداراي يارانه است، انگيزهيي براي توسعه اين بخش وجود ندارد. نميخواهم بحث «آزادسازي در زمينه ريلي» را مطرح كنم، بلكه تمركز من درباره «فلسفه عدم توسعه حملونقل حومه-شهري» است و اين نكته را ميخواهم تفسير كنم، در واقع دليل اين موضوع اين است كه پولي كه از مسافر دريافت ميشود از نظر اقتصادي براي راهآهن درآمد محسوب نميشود، چراكه هزينههاي بيشتر از آن را به نسبت اين پول بايد دريافت كند، براي همين هم انگيزهيي براي توسعه حومه-شهري وجود نداشته و ندارد.
در راهآهن كشور ما، جابهجايي مسافر براي مسافتهاي طولاني تعريف شده، مثلا از يزد به مشهد، از تبريز به مشهد، از اهواز به مشهد، كرمان به مشهد، مشهد در واقع مقصدي است كه مبدأهاي مختلف از شمال غرب، جنوب غرب، جنوب شرق كشور به شمال شرق طي ميكنند، اما زماني كه آمار جابهجايي مسافر در دنيا مطرح ميشود، ما در انتهاي جدول هستيم، چرا؟ چون فقط تمركزمان روي طي مسافتهاي طولاني است، ولي كشوري مثل ژاپن و شركت راهآهن اين كشور با نام ژاپني جي آر هيگاشي نيهون و نام اختصاري JR Eastبالاترين ركورد را در دنيا از آن خود ميكند، چرا؟ چون هم مسافتهاي طولاني و هم مياني را طي ميكند، و هم مسيرهاي حومه-شهري را طي ميكند، البته مترو را از اين بخش فاكتور بگيريد، يعني آمار جابهجايي 23ميليون مسافر در روز را بدون در نظر گرفتن آمار جابهجايي مترو در نظر بگيريد، در حالي كه ركورد ما در حدود 33ميليون مسافر در سال است. بنابراين حاشيهنشينان تهران، مثلا از كرج به تهران، از گرمسار به تهران، از ورامين به تهران، اگر قطارهاي كافي در اين مسيرها وجود داشت و ميتوانستند، در مدت كوتاه، مثلا 10دقيقه، 20دقيقه يكبار، به سمت تهران حركت كنند، ذات حملونقل ريلي به اين صورت است كه از دل شهر به دل شهر ميرسد، اما در حملونقل هوايي به اين صورت نيست و بعد از اينكه به فرودگاه ميرسيد تازه بايد به فكر رسيدن به مسير اصلي باشيد.
از سوي ديگر برنامهريزان شهري اعتقاد دارند كه فرودگاهها به دليل آلودگيهاي زيست محيطي و صوتي بايد از شهر فاصله داشته باشند، بهطوري كه آخرين فرودگاهي كه در تهران ساخته شد، 35كيلومتر از شهر فاصله دارد، با اينكه سالهاست بحث انتقال فرودگاه مهرآباد هم وجود دارد ولي انتقالي اتفاق نميافتد، به اين دليل كه توسعه حال حاضر مهرآباد جوابگوي نيازهاي شهر تهران نيست، همانطور كه توسعه اين حدي فرودگاه امام هم پاسخگو نيست، ولي الگو در تمامي دنيا همين است كه فرودگاههاي قديمي نزديك شهر بوده، شهر توسعه پيدا كرده و بعد فرودگاه در وسط شهر مانده است، ولي در حال حاضر و در 20سال گذشته تمامي فرودگاههايي كه در كلانشهرها ساخته شده، در خارج از شهر هستند، نمونهيي را نداريم كه فرودگاهي در دل شهر ساخته شده باشد، حتي استثنايي هم در دنيا وجود ندارد و تمامي فرودگاهها به فاصله 30 تا 40كيلومتر خارج از شهر هستند، مسافري كه با هواپيما به فرودگاه ميرسد بايد با قطار به شهر وارد شود، ولي ما از اين موضوع حملونقل حومه- شهري غافل ماندهايم.
قطارهاي پرسرعت را در ايران چگونه تعريف ميكنيد؟
بايد كلياتي را تعريف كنم، متاسفانه نگرش ما به خطوط پرسرعت ريلي تا 5سال گذشته خوب نبوده است، و نگاهي مانند قطارهاي عادي و معمولي به اين موضوع داشتهايم، در حالي كه طراحي و مديريت خطوط ريلي پرسرعت بايد همراه با مديريت و طراحي ناوگان ريلياش باشد، يعني اين دو مقوله از هم جدا نيستند، يعني خط ريلي را بسازيم براي ناوگاني مشخص و تعريف شده، و اينطور نيست كه خط را بسازيم و بگوييم هر ناوگان ريلي كه ميخواهيد در اين خط حركت دهيد. اصلا مبناي طراحي خطوط سريعالسير، در ابتدا شناخت تجهيزات ريلي است كه در آن خطوط حركت خواهند كرد، ارتباط اين دو بسيار مهم است و بايد در طراحيمان تكنولوژي ناوگان و طراحي و زيرسازي بر اساس اين تكنولوژي را سرلوحه قرار دهيم، بنابراين، اين دو را نميتوانيم از هم جدا ببينيم، به عنوان مثال نميتوانيم جاده بسازيم و بعد بگوييم ماشينهايتان را بياوريد، بلكه در ابتداي طراحي جاده خواهيم گفت: «براي چه ناوگاني بسازيم» فنيتر بخواهم بگويم: «سختي بستر» چقدر باشد، در مورد خطوط ريلي راهآهن خواهيم گفت: «سختي خط آهن و روسازي» چقدر بايد باشد؟لازمه اين موضوع تعريف ناوگان است، بنابراين يكي از دلايلي كه ميتوانيم نام ببريم، اين است، تشكيلاتي كه براي ساخت راهآهنهاي عادي فعاليت ميكند، همان تشكيلات براي راهآهن «سريعالسير» ما برنامهريزي ميكند، كه درست نيست، در واقع ذهنيتمان مانند جادهسازي است، ميگوييم جاده ميسازيم و حال ناوگان را به اين خطوط ريلي وارد كنيد.
دنيايي كه در آن زندگي ميكنيم، جهان سرعت است و عنصر سرعت بسيار تاثيرگذار و مهم است، در روند توسعه خطوط ريلي در داخل كشور تعريف سرعت بر چه مبنايي صورت ميگيرد؟ خطوط ريلي با سرعت 160، 180، 200 در دنيا سريع تعريف نميشود؛ آيا اين تعريفي كه داريم، ايرانيزه كردن تعريف ريل پرسرعت در دنيا نيست؟
تعريفي كه در دنيا وجود دارد، از زماني كه سرعت را از 160كيلومتر به بالاتر از اين اندازه ارتقا دادند، نامش را speed High گذاشتند، ولي به مرور زمان چون ركورد سرعت جابهجا شد، و اگر در دهه 90 به سرعت 180كيلومتر درساعت، speed High ميگفتند، آن زمان اصلاح ديگري شكل گرفت به نام Very high speed، به مرور كه شكاف و فاصله سرعتي شكل گرفت، سرعتهاي بالاتر از 250 راهاي سرعت معرفي ميكنند، چون ما در كشورمان دامنه تعريف شده سرعتي نداريم به همين دليل هر سرعتي كه در كشور ما بالاتر از 160 باشد عموما به راهآهن سريعالسير اطلاق ميشود، ولي تعريف علمي و دقيق قطار پرسرعت به سرعتهاي بالاتر از 250 گفته ميشود.