افـراد داراي تحصـيلات فرانيـاز بهطور متوسـط 3\12درصـد نســبت بــه كســاني كــه تحصــيلات مشــابه بــا آنهــا دارنــد و در مشاغلشان تحصــيلاتشــان موردنيــاز اســت، درآمــد كمتــري كســب ميكنند و افــراد داراي تحصــيلات فرونيــاز بهطور متوسط 3\9درصد درآمد بيشتري كسب ميكنند.
در چند دهه اخير عرضه نسبي فارغالتحصيلان دانشگاهي به بازار كار افزايش يافته كه اين اتفاق درنتيجه افزايش متقاضيان ورود به دانشگاه رخ داده است و اين تغيير خود معلول افزايش نرخ زاد و ولد در دهه60 است. از ديگر دلايل اين افزايش عرضه ميتوان به افزايش در نسبت افرادي كه خواستار تحصيلات عاليه هستند، اشاره كرد كه اين پديده بهدليل فوايدي كه افراد از تحصيلات بيشتر كسب ميكنند، رخ ميدهد.
ازجمله اين فوايد ميتوان كسب شغلهايي با شرايط كاري بهتر، دستمزد بيشتر و جايگاه اجتماعي بالاتر را نام برد. اين افزايش در عرضه نيروي كار تحصيلكرده باعث شده ميانگين تحصيلات كسب شده توسط نيروي كار افزايش يابد و ديگر بازار كار، نتواند اين افرايش عرضه نيروي كار تحصيلكرده را، در همان وضعيت و ساختار قبلي جذب كند كه اين موضوع سبب پديدار شدن تحصيلات فرانياز خواهد شد.
البته ناتواني اقتصاد در ايجاد شغل طي 8ساله 84 تا 92 نيز در ظهور اين پديده بيتاثير نيست. آمارهاي رسمي نشان ميدهد باوجود رشد اقتصادي سالانه متوسط 3.2درصدي، تنها 9000شغل به حجم شغلهاي قبلي افزوده شده است. پس اگر فرض كنيم يك جوان در 18سالگي به دانشگاه ميرود و دوران كارشناسي را 4ساله به پايان ميبرد بايد در 22سالگي يك جوينده كار بالقوه باشد. درواقع اگر آغاز رشد جمعيت را سالهاي اوليه دهه60 تا پايان اين دهه بدانيم، از سال82 تا 92، دهه شصتيها با دريافت مدرك كارشناسي خود آماده ورود گسترده به بازار كار بودهاند. در عين حال عدم ظرفيت اقتصاد در آن سالها مخصوصا از سال84 به بعد براي جذب نيروي كار جديد، باعث شد تا تحصيلات عالي بهعنوان پلي براي گذر از آن دوران و ابزاري براي تاخير در ورود به بازار كار تلقي شود.
بهطور خلاصه ميتوان گفت رويكرد به تحصيلات دانشگاهي در يك دهه پيش رو از يك ابزار براي ارتقاي درآمدي تا حد زيادي به يك هدف تبديل شده و همين، تعادل بين تحصيلات موردنياز براي شغلهاي موجود در كشور را بر هم زده است و اصطلاحاتي مانند تحصيلات موردنياز، فرانياز و فرونياز را از همين مجرا ميتوان در بازار كار ايران رديابي كرد. تحصيلات فرانياز را ميتوان بهعنوان كاهش در موقعيت اقتصادي افراد تحصيلكرده نسبت به گذشته، كمتر شدن تقدم افراد تحصيلكرده براي كسب شغل نسبت به گذشته يا بهعنوان حالتي كه افراد نسبت به نياز شغليشان از تحصيلات بيشتري برخوردارند، تعبير كرد كه در مطالعات انجام شده در اين زمينه، مفهوم اخير مدنظر است.
در نقطه مقابل، تحصيلات فرونياز نيز وجود خواهد داشت كه افراد، تحصيلاتي كمتر از نياز شغليشان خواهند داشت و حالت سوم، تحصيلات موردنياز كه افراد تحصيلاتي مطابق با نياز شغلي تحصيلات موردنيازشان خواهند داشت. تحصيلات فرانياز نتايج نامطلوبي بههمراه دارد و بالقوه پديدهيي هزينهبر محسوب ميشود؛ بهعنوان مثال در سطح فردي، تحصيلات فرانياز ممكن است باعث كاهش درآمد همچنين كاهش بهرهوري و رضايت شغلي افراد شود. در سطح اجتماعي نيز ميتواند موجب عدم كارايي، بيكاري پنهان و هدر رفت هزينههاي آموزشي شود. براي بررسي اين پديده، گزارشي پژوهشي با محوريت رابطه بين تحصيلات و شغل در ايران توسط علياكبر قليزاده و همكارانش تدوين شده كه نتايج آن مورد بررسي قرار خواهد گرفت. در اين پژوهش از دادههاي مربوط به افراد شــهري شــاغل اســتخراج شــده از دادههاي طرح آمارگيري از ويژگيهاي اجتماعي و اقتصادي خانوار سال1382 استفاده شده و سپس دستهبنديهاي استاندارد شغلي صورت گرفته كه بر اين اساس 26دسته شغلي بهدست ميآيد و سپس در درون هر يك از دسته شغلها ميزان تحصيلات موردنياز، فرونياز و فرانياز مشخص ميشود. در چارچوب اين دستهبندي آمارهاي ارزشمندي استخراج شده كه براساس آن بهطور متوســـط دريافتي خالص ســـاعتي افراد برابر با 94\9146هزار ريال بوده اســـت و ميانگين سالهاي تجربه و تحصــيل افراد نيز بهترتيب، برابر با 84\17 و 66\9 اســت.
همچنين در هر يك از گروههاي تحصيلات فرانياز، موردنياز و فرونياز تغيير در هر يك از عوامل نيز اطلاعات مفيدي را بازتاب ميدهد. بهعنوان مثال، افراد داراي تحصيلات فرونياز نسبت به افراد داراي تحصيلات فرانياز، بهطور ميانگين از سن و تجربه بيشتر و سالهاي تحصيل و دريافتي خالص كمتري برخوردارند. همچنين در كل جامعه افراد داراي تحصيلات فرانياز 449نفر هستند كه 03\15درصد كل نمونه را تشكيل ميدهند و افراد داراي تحصيلات فرونياز نيز شامل 487نفر ميشوند كه آنان هم 3\16درصد كل نمونه را شامل ميشوند و درنهايت، افراد داراي تحصيلات موردنياز 2052نفر و 67\68درصد از كل نمونه است.
براساس يافتههاي اين گزارش، افـراد داراي تحصـيلات فرانيـاز بهطور متوسـط 3\12درصـد نســبت بــه كســاني كــه تحصــيلات مشــابه بــا آنهــا دارنــد و در مشاغلشان تحصــيلاتشــان موردنيــاز اســت، درآمــد كمتــري كســب ميكنند و افــراد داراي تحصــيلات فرونيــاز بهطور متوسط 3\9درصد درآمد بيشتري كسب ميكنند. در ادامه اين گزارش ميافزايد كه بازده سالهاي تحصـيل بـهازاي هر سـال تحصـيلات رسـمي در ايران بهطور متوسـط 3\9درصد و بـازدهي تجربـه 2\7درصـد بهدسـت مـيآيـد و مفهـوم آن ايـن اسـت كه بهازاي هر سال تجربـه بيشـتر، 2\7درصـد بـه درآمـد افـراد افـزوده شـده اسـت؛ همانگونه كه هر سال تحصيلات بيشتر 3\9درصد به درآمد افراد ميافزايد.
همچنين زنان و مجردها و كسـاني كـه در يـك سـال منتهـي بـه آمـارگيري مهـاجرت داشـتهانـد، درآمــد كمتــري كســب ميكنند. البته مــردان بهطور متوســط 7\48درصــد درآمــد بيشتري نسبت به زنان دريافـت ميكنند. اثـر تجربـه بـر درآمـد افـراد مثبـت امـا بـا نرخـي كاهشـي مشـاهده ميشود. كاهشـي بـودن اثـر تجربـه بـر درآمـد افـراد را ميتوان از ضـريب منفـي مجـذور تجربه، نتيجـه گرفـت. همچنـين ضـريب منفـي و معنـيدار اثـر متقابـل تجربـه و سالهاي تحصـيل، نشاندهنده رابطـه جانشـيني تحصـيلات و تجربـه در ايـن معادلـه است. از نكات جالبتوجه اين بررسي آماري اين است كه افراد شاغل بهصورت پارهوقت درآمد بيشتري نسبت به ديگران كسب كردهاند.
گزارش در پايان تاكيد ميكند توسعه تحصيلات، بهخصوص تحصيلات عالي در سالهاي اخير در ايران مسلما منجر به افزايش ميانگين تحصيلات نيروي كار در سالهاي آينده خواهد شد كه همزمان منجر به افزايش در هر دو گروه تحصيلات فرانياز و فرونياز ميشود. تحصيلات فرانياز و فرونياز نه تنها مشكلي براي افراد است، بلكه مشكل بنگاهها در بخش خصوصي و دولتي نيز هست كه در سطح فردي بهصورت كاهش درآمد و رضـايت شـغلي و در سـطح بنگاهها و دولت بهصـورت كاهش در بهرهوري، سـود و افزايش هزينهها نمايان ميشود و اين مطلب ضرورت دقت و توجه به اين موضوع را نمايان ميكند، از اين رو توصيه ميشود بخش خصوصي با انتخاب روشهاي مناسب در انتخاب نيروي كار، شيوههاي كار و توليد و شيوههاي سازماندهي در جهت كاهش اين پديده و درنتيجه، افزايش بهرهوري و سود و كاهش هزينهها قدم بردارد. دولت نيز ميتواند با برقراري تخفيفهاي مالياتي براي بنگاههايي كه از توانايي كارگران بهطور كامل اســتفاده ميكنند يا از طريق اثرگذاري بر هزينههاي خصــوصــي تحصيل، درجهت مقابله با اين پديده حركت كند. در سطح فردي نيز بهتر است افراد براي كسب رضايت شغلي بيشتر، درآمد بيشتر و كسب بازدهي بيشتر از تحصيلات خود، سعي كنند از شـاخصهاي ديگري جز تحصـيلات، بهعنوان علامت براي نشـان دادن بازدهي خود به كارفرمايان استفاده كرده و در شغلهايي متناسب با تحصيلات خود مشغول به كار شوند.