خبر اقتصادی - غروبي كه در يك سمت پارك ملت با درختهاي كهنش حسي عجيب به آن آميخته شده و در سويي ديگر برج ميلاد شادمان از اينكه بعد از مدتها ميتواند در پس هوايي پاك به شهروندان لبخند بزند، ايستاده است. كمي آن سوتر از اين تصاوير اما كريستين ينسن وزير جوان امور خارجه دانمارك، مهمان مديران ارشد وزارت نيرو است. دانماركي كه بزرگترين شركت توليدكننده توربينهاي بادي دنيا را در خود جاي داده است و شايد «اكسير جواني» چرخ انرژي در ايران كه تاكنون با سوختهاي فسيلي چرخيده است را در دست داشته باشد.
خبرنگاران جز چند دقيقهيي و آن هم براي عكاسي، اجازه ورود به سالن ملاقات ميان ايرانيها و دانماركيها را ندارند. انتظار تنها راهچاره است. در اين ميان رحيم ميداني معاون آبي وزير نيرو با عجله از سالن خارج ميشود. پلهها را با او پايين ميآييم تا از چند و چون نشست پرسش كنيم. آنطور كه ميداني ميگويد دانماركيها بيش از هر چيز از توانشان براي صادرات به ايران سخن گفتهاند؛ مسالهيي كه واكنش وزير نيرو و دفاع او از توان شركتهاي ايراني در همكاري با دانماركيها را سبب شده است. معاون وزير نيرو ساختمان را ترك كرده و به جلسهيي ميرود و طبقه سيزدهم باز هم محل انتظار ما ميشود. انتظاري كه بالاخره با گشوده شدن در سالن ملاقات به پايان ميرسد. حميد چيتچيان وزير نيرو و كريستين ينسن وزير امور خارجه دانمارك به جمع خبرنگاران ميآيند تا ماحصل جلسه خود را كه حدود يك ساعت و 30دقيقه به طول انجاميد، اعلام كنند.
ابتدا خبرنگاران پرسشهاي خود را با حميد چيتچيان طرح ميكنند و چيتچيان نيز اولويت وزارت نيرو را «همكاري توام با انتقال تكنولوژي» عنوان ميكند. اولويتي كه اين پيام مهم را به همراه دارد كه ايران نميخواهد صرفا واردكننده تجهيزات از دانمارك باشد. اين خواست اما بهطور قطع بدون وجود برنامهيي دقيق ازسوي ايران كه بتواند «توانايي شركتهاي ايراني» را براي دانماركيها مسجل كند ممكن است درنهايت در حد رويا باقي بماند.
تا به اينجا، تمام مواضع ازسوي مسوولان ايراني بيان شده و كسي نيز پيشگام طرح پرسش از كريستين ينسن وزير امور خارجه دانمارك نميشد. «تعادل» اما بهعنوان نخستين پرسش، ارزيابي وزير امور خارجه دانمارك از اين نشست و چشمانداز او براي همكاريهاي ايران و دانمارك در بخش انرژيهاي تجديدپذير را مورد پرسش قرار ميدهد؛ پرسشي كه ينسن به آن اينگونه پاسخ ميدهد: «فكر ميكنم اين نشست بسيار خوب، اميدواركننده و متعهدانه بود. بسياري از چالشهايي كه ايران اكنون در بخش انرژيهاي تجديدپذير و آبرساني و حتي سوختهاي فسيلي با آنها مواجه است، چالشهايي هستند كه شركتهاي دانماركي براي آن راهحل دارند.»
وزير امور خارجه دانمارك كه متين و شمرده سخن گفته و از گفتوگو و شفافسازي مواضعش گريزان نيست در ادامه ميگويد: «هم از سمت دانمارك و هم از سمت ايران علاقه زيادي براي همكاري مشترك وجود دارد؛ همانطور كه وزير نيروي ايران اشاره كردند ما ميتوانيم قراردادهايي را در زمينه فاينانس پروژهها نيز به امضا برسانيم. درنهايت من مطمئن هستم كه ايران و دانمارك در زمينه انرژيهاي تجديدپذير و آبرساني آيندهيي عالي خواهند داشت.» او همچنين در پاسخ به خبرنگار روزنامه انگليسيزبان تهرانتايمز درباره اينكه چه تصويري را از آينده بخش انرژي ايران بعد از برداشته شدن تحريمها دارد، ميگويد: «ايران ظرفيتهاي بالقوه مهمي در زمينه سوختهاي فسيلي مانند نفت و گاز دارد كه به كمك شركتهاي دانماركي قادر به توسعه آنها خواهد بود. همچنين در زمينه انرژيهاي تجديدپذير شركتهاي دانماركي ايران را كشوري با قابليتهاي مهم در زمينه انرژيهاي بادي ارزيابي ميكنند. اين زمينه براي ايران فراهم خواهد بود كه در آينده حجم زيادي از توليدات برقي خود را از انرژيهاي بادي تامين كند و دانمارك در اين زمينه به ايران كمك خواهد كرد.»
اما به واسطه اندك مسائل درز كرده از سالن ملاقات مسوولان وزارت نيرو با وزير امور خارجه دانمارك و هيات همراه او، اين پرسش كه در ذهن دانماركيها براي ورود به ايران چه ميگذرد و آيا آنها به ايران صرفا به چشم يك «بازار» براي فروش محصول نگاه ميكنند همچنان بيپاسخ مانده بود.
وزير امور خارجه دانمارك در حال ترك ساختمان بود اما به واسطه احترامي كه در رفتار و منش خود با رسانهها نشان ميداد، درخواست «تعادل» براي چند سوال بيشتر را بيپاسخ نگذاشت. پرسش واضح است: «نظر وزير امور خارجه دانمارك درمورد هدف شركتهاي دانماركي در ايران و اينكه آيا اين شركتها صرفا بهدنبال صادرات محصول در ايران هستند، چيست؟» كريستين ينسن در پاسخ به اين پرسش ميگويد: «فكر ميكنم در اين زمينه راههاي متنوعي وجود دارد. برخي شركتهاي دانماركي خواهند توانست به ايران تجهيزات صادر كنند؛ اما بقيه شركتها ميتوانند با پيمانكارهاي فرعي ايراني در زمينه ايجاد نيروگاهها همكاري كنند. همچنين من ميدانم كه برخي شركتهاي دانماركي بهدنبال سرمايهگذاريهاي عظيم در ايران هستند.»وزير سابق ماليات دانمارك در ادامه ميگويد: «سال گذشته شركت داروسازي نوو نورديسك در ايران 80ميليون دلار امريكا سرمايهگذاري كرد؛ چنين شركتهايي امكان سرمايهگذاري و توليد در ايران را دارند و از همين طريق رابطه ايران و دانمارك ميتواند به چيزي فراتر از «صادرات» و «تجارت» رفته و به يك «رابطه بسيار نزديك اقتصادي» تبديل شود.» اما اساس اهميت ورود دانمارك به ايران را بايد در پيشينه مفهوم «انرژي» در ايران جست. صنعت انرژي ايران حالا و سالها پس از برداشته شدن تحريمها قصد جوان شدن دارد و براي اين جواني، اكسير انرژيهاي تجديدپذير مناسبترين روش محسوب ميشود. تاكنون استفاده از اين نوع انرژيها در ايران بيش از هر چيز به برگزاري همايشها و شعارهاي قشنگ ختم شده است اما در مرحله عمل هيچگاه شاهد پيشرفت چنداني نبودهايم. اين درحالي است كه ايران به واسطه اقليم و موقعيت آبوهوايياش هم در زمينه انرژيهاي بادي و هم در زمينه انرژيهاي خورشيدي پتانسيل قابلتوجهي دراختيار دارد. روز يكشنبه، يكي از كشورهاي مطرح در زمينه انرژيهاي تجديدپذير كه بزرگترين توليدكننده توربينهاي بادي در آن واقع شده است، عازم وزارت نيرو شد.
پيش از اين آمار و اطلاعاتي را درباره سبد تامين سوخت برق ايران براساس دادههاي موجود در كتاب حقايق جهان منتشر كرده بود. طبق اين آمار ايران تا سال2011 با توليد 31ميليون و 65كيلو وات ساعت برق پانزدهمين كشور توليدكننده برق در دنيا بود كه 86.5درصد آن را از سوخت فسيلي تامين ميكرد.
محمد پارسا فعال اين صنعت پيش از اين به «تعادل» گفته بود كه مطلوبترين حالت توليد برق براي ايران اين است كه 50درصد از برق از طريق سوختهاي غيرفسيلي كه شامل هستهيي، تجديدپذير و برقآبي است، تامين شود.
نبود برنامه مدون براي احداث نيروگاهها در دوران رياستجمهوري محمود احمدينژاد باعث شد تا ايران كه با مازاد توليد برق مواجه بود براي آينده خود دچار مشكل شود. طبق آمار اين كتاب، ايران تنها 2دهم درصد از برق خود را از طريق انرژي تجديدپذير توليد ميكند؛ اين درحالي است كه دانمارك طبق همين آمار دومين كشور جهان در زمينه توليد برق از انرژيهاي تجديدپذير است كه طبق گزارشي كه گاردين بهتازگي منتشر كرده آن را از نيروگاههاي بادي تامين ميكند.
دانمارك در حال حاضر 140درصد برق موردنياز خود را از طريق نيروگاههاي بادي تامين ميكند كه شركت وستاس بهعنوان بزرگترين توليدكننده توربينهاي بادي در دنيا نقش مهمي را در آن ايفا ميكند. اين حجم از توليد برق در دانمارك سبب شده كه اين كشور بتواند به آلمان، نروژ و سوئد صادرات برق داشته باشد. اين مسائل حاكي از اين است كه دانمارك تمام فاكتورهاي لازم را براي تبديل شدن به يك شريك قوي براي وارد كردن ميخ انرژيهاي تجديدپذير بر زمين سفت و سخت استفاده از سوختهاي فسيلي دارد.