اگرچه صنعت ورزش تنها بخش كوچكي از توليد ناخالص داخلي كشورها را تشكيل ميدهد اما به ارتباط بين ورزش و اقتصاد در ادبيات اقتصاد به عنوان موضوعي اساسي نگاه ميشود.
خبر اقتصادی - در حقيقت، ورزش عاملي مهم در چگونگي احساس افراد نسبت به خودشان و جامعهيي است كه در آن زندگي ميكنند. ارزشهاي اقتصادي در تركيب با ويژگيهاي اجتماعي، ورزش را به موضوع جذابي براي اقتصاددانان و جامعهشناسان تبديل كرده است. نقش متقابل ورزش و اقتصاد و تاثير آن بر جوامع مختلف ملي و شهري امروزه از موضوعات مورد توجه دانشمندان و پژوهشگران است. فعاليتهاي ورزشي، قدرت بالايي جهت تحت تاثير قرار دادن اقتصاد به ويژه اقتصاد شهري دارند. ورزش ميتواند با گردهم آوردن انسانها به واسطه رويدادهاي مختلف ورزشي مختلف از ورزش كردن همگاني تا برگزاري مسابقات ورزشي محلي، ملي و بينالمللي، افراد را براي خرج كردن پولهايشان مشتاق كند. با ورزش كردن و حضور در رويدادهاي ورزشي، افراد نياز به زيرساختهاي ورزشي، محيطها و اماكن مناسب ورزشي و امكانات مختلف ورزشي دارند. در كنار اين موارد، افراد حاضر در رويدادهاي ورزشي بايد بليت تهيه كنند، غذا و نوشيدني صرف كنند و رسانهها نيز به پوشش فعاليتهاي مختلف ورزشي خواهند پرداخت.
همانند صنايع ديگر، صنعت ورزش نيز از اصول پايهيي علم اقتصاد ازجمله بازار نيروي كار، حداكثرسازي مطلوبيت، تحليل هزينه و فايده و غيره استفاده ميكند. البته لازم به يادآوري است كه شايد در نگاه اول اين مشابهتها به چشم بخورد اما اثرات ورزش بر اقتصاد و تحليل هزينهها و درآمدهاي ورزشي به مراتب پيچيدهتر از ساير صنايع خواهد بود. شايد به همين خاطر است كه در ميان انبوهي از روزنامهها، نشريات، سايتها و خبرگزاريهاي ورزشي كه هر روز بيش از گذشته به ورزش توجه دارند، كمتر ميتوانيم تحليلي اقتصادي بيابيم؛ درحالي كه رقمهاي بسيار زيادي از حقوق بازيكنان و مربيان تا هزينه ساخت ورزشگاه و هزينهها و درآمدهاي يك باشگاه را ميتوان مشاهده كرد. ورزش را در هر گوشه و كنار شهر ميتوان ديد. هر روزنامهيي اگر ورزشي نباشد حداقل يك يا چند صفحهيي را به ورزش اختصاص ميدهد. هر كتابفروشي، كتابهايي با موضوعات ورزشي را در بهترين جاي ويترين خود جاي ميدهد. هنگام گشتزني در شبكههاي تلويزيوني، غيرممكن است كه لحظهيي ورزشي را نيابيم. ورزش، كار و درآمد ايجاد ميكند ولي بسيار مهمتر اين است كه ورزش احساسات بزرگي و عميقي همچون افتخار، هويت و عشق را ايجاد ميكند. تمام اين اثرات غيرملموس بايد در ارزشگذاري اقتصادي ورزش مورد محاسبه قرار گيرد.
ورزش حرفهيي و ورزش آماتور هر دو اقتصاد شهر را تحت تاثير قرار ميدهند. تيمهاي ورزشي حرفهيي در تمام رشتهها، برگزاري رويدادهاي ورزشي كوچك و بزرگ در زمينه ورزش حرفهيي و قهرماني تاثير بزرگي بر شهر و اقتصاد شهري دارد، در حالي كه ورزش همگاني و ورزش آماتور نيز به صورت مستقيم و غيرمستقيم بر اقتصاد شهري اثرگذار خواهد بود. در ضمن ورزش همگاني و ورزش آماتور است كه پايه و اساس ورزش حرفهيي را تشكيل خواهد داد. توسعه اقتصادي شهري از طريق ورزش آماتور بيشتر به واسطه زيرساختها و تجهيزات و امكانات ورزش، فروش خدمات ورزشي، روزنامهها، نشريات و غيره است. در حالي كه در ورزش حرفهيي عمده تمركز روي درآمدهاي رسانهيي و درآمدهاي به دست آمده از طرفداران ورزشي است. به هر روي ورزش توان اثرگذاري مستقيم و غيرمستقيم بر اقتصاد را داراست. اقتصاد شهرها امروزه ارتباط بسيار نزديكي با صنعت ورزش دارند و از توان ورزش براي توسعه و رونق اقتصادي خود بهره ميگيرند. پتانسيلهاي اقتصادي ورزش شهري بايد شناخته شده و از آن به گونهيي مناسب بهره گرفت. ورزش از چند منظر توانايي كمك به اقتصاد شهري را دارد.
اشتغالزايي در كنار ورزش
ورزش به دو صورت اشتغال ايجاد ميكند؛ باشگاههاي ورزشي حرفهيي و آماتور كه شغلهاي متفاوتي ايجاد كرده و به كاركناني با مهارتهاي متفاوت نياز دارند. ورزشكار، تمريندهنده، كارمند اجرايي، مدير، كاركنان امور خدماتي، كاركنان حقوقي و مالي و چندين شغل متفاوت ديگر. حتي در روزهاي برگزاري مسابقات ورزشي، سازمانهاي ورزشي به افراد راهنما، ماموران برقراري نظم و امنيت، فروش اقلام مصرفي از قبيل غذا و نوشيدني و غيره، مسوولان حمل و نقل و مسوولان بهداشتي و نظافت نياز دارند. تمام اين افراد بهطور مستقيم توسط باشگاهها يا نهادهاي مربوطه به كارگرفته ميشوند. از سوي ديگر ورزش، شغلهاي غيرمستقيم نيز ايجاد ميكند. افراد داراي اين شغلها تحت استخدام تيمها و باشگاههاي ورزشي نيستند اما شغلشان بهواسطه حضور ورزش در يك شهر است. سياستگذاران ورزشي شهر كه از نهادهاي ديگر شوراهاي ورزشي را اداره ميكنند، مجريان قانون، روزنامهنگاران، گزارشگران و مجريان ورزشي، برنامهسازان راديويي و تلويزيوني، توليدكنندگان و تامينكنندگان مختلف البسه و تجهيزات ورزشي، سازندگان اماكن ورزشي، مدرسان و مشاوران ورزشي، شركتهايي كه وظيفه تعمير و نگهداري اماكن ورزشي را به عهده دارند و ديگر مشاغل اينچنيني كه وجودشان بهواسطه حضور ورزش در يك شهر است. اين افراد در سازمانهايي غير از سازمان ورزشي كار ميكنند اما تخصصشان در زمينه ورزش بوده و به سازمانهاي ورزشي شهري كمك ميكنند.
مصرف محصولات مرتبط با ورزش
مصرف به واسطه ورزش را ميتوان به دو بخش تقسمبندي كرد. يك نوع مصرف، مصرف مستقيم محصولات در محيطهاي ورزشي است. خريد بليت ورزشي، خريد نوشيدني، خريد شال، كلاه و پرچم تيم محبوب، خريد غذا و تنقلات. خريد اين اقلام مستقيم به باشگاهها و برگزاري مسابقات ورزشي توسط اين باشگاهها مرتبط است. البته وقتي شما بهطور مثال پرچم يك تيم را ميخريد در شكل صحيح، اين درآمد بايد هم به باشگاه ورزشي و هم به توليدكننده آن محصول برسد كه در كشور ما به دليل عدم وجود قانون كپيرايت اين شكل متفاوت بوده و البته نياز به اصلاح دارد. اين نوع مصرف اثر زيادي بر اقتصاد محيطي ندارد. دومين نوع مصرف اثر معناداري بر اقتصاد محلي خواهد داشت. استفاده از رستورانها، كافيشاپها، هتلها، پاركينگها، قبل و بعد از يك رويداد ورزشي حجم بالايي از هزينه به واسطه ورزش را تشكيل ميدهند. يكي از ويژگيهاي مهم ورزش و اثر اقتصادي ورزش بر شهر اين است كه برخلاف بسياري ديگر از اشكال تفريحي كه افراد بهخاطر تفريح از شهر خود خارج ميشوند، در تفريحات به واسطه ورزش، افراد تمام هزينهها را در شهر خود و براي تيمهاي محلي خود انجام خواهند داد. وقتي شهري امكانات ورزشي مطلوب تيمها و باشگاههاي ورزشي را نداشته باشد، افراد براي استفاده از اين امكانات و مشاهده ورزش و رويدادهاي ورزشي به شهرهاي ديگر ميروند كه اين كار آفت بزرگي براي اقتصاد شهري به حساب ميآيد.
دادوستد اقتصادي ورزش
در كنار اشتغالزايي و مصرف محصولات به واسطه ورزش، ورزش ميتواند دادوستد را در محيطهاي شهري رونق دهد. هرچند اين سه جنبه به صورت در هم تنيدهيي به هم وابسته هستند اما بررسي جداگانه آنها توان تحليل بهتري را مهيا ميكند. تامين مالي يك رويداد ورزشي بزرگ، رقابت براي دريافت حق پخش تلويزيوني، رقابت براي جذب اسپانسر، ايجاد زيرساختهاي ورزشي يا حفظ امكانات ورزشي موجود با درنظر گرفتن تمام نيازهاي ورزشي و غيرورزشي شهر از جمله دادوستدهاي مهم اقتصادي است كه به كمك شهر و اقتصاد شهري ميآيد. اثر دادوستد اقتصادي بر شرايط اقتصاد شهر بسيار بيشتر از اشتغالزايي و مصرف اقلام و محصولات است.
شهرها و سازمانهاي ورزشي و غيرورزشي شهري همواره براي فعاليت در ورزش، بودجههايي دارند و اين بودجهها بايد درنهايت هزينه شود. چه بهتر كه اين بودجهها به صورت كاملا آگاهانه و در مسير درست به كار گرفته شود و با شناخت نيازهاي شهري و نيازهاي ورزشي، مبادرت به هزينه كردن اين بودجهها كرد. وجود امكانات ورزشي جديد در شهرها نشان از پيشرفت شهر بوده و سندي است مبني بر اينكه شهر فعال و با نشاط است. رشد ورزشي بيانگر اين است كه شهرداريها نگاه استراتژيك به توسعه و رشد شهري دارند و تمركز بر فعاليتهاي ورزشي و گسترش ورزش و امكانات ورزشي در شهرها به ابزار مهمي در توسعه اقتصادي شهر تبديل شدهاند. ادبيات تحقيقات اقتصاد ورزشي نشان ميدهد كه ارتباط مهم و معناداري بين سرمايهگذاري در ورزش و توسعه اقتصادي شهرها وجود دارد. بسياري از انديشمندان، ورزش را يك كاتاليزور اقتصادي ميدانند و حضور آن را براي رشد اقتصاد شهري مهم ارزيابي ميكنند. ورزش هم از لحاظ سخت افزاري با ايجاد امكانات و تجهيزات و هم از بعد نرم افزاري با بهبود تصوير شهري به كمك توسعه اقتصادي ميآيد. ورزش با دو رويكرد ميتواند به توسعه سختافزاري شهري كمك كند. اول اينكه توسعه شهري ميتواند با محوريت ديدگاه ورزشي چه ورزش همگاني و چه ورزش حرفهيي صورت گيرد و ديگر اينكه توسعه شهري ميتواند با محوريت برگزاري رويدادهاي بزرگ ورزشي انجام گيرد. با رويكرد ورزشي در توسعه شهري ميتوان حاميان مالي و كارآفرينان علاقهمند به سرمايهگذاري در ورزش را به سمت سرمايهگذاري در شهرها كشاند و از سرمايه و خلاقيت آنها در مسير توسعه شهر بهره گرفت. اين رويكرد ميتواند سرمايه و پولهاي زيادي را به سمت شهر روانه كند.
محمدحسین انصاری - تعادل