خبر اقتصادی - دبيركل فائو نيز در تاييد اهميت خاك و لزوم توجه به آن ميگويد: «خاكها صدا ندارند، در موردشان نيز زياد صحبت نميشود. آنها همپيمانان خاموش توليد مواد غذايي هستند و اين ما هستيم كه بايد اهميت آنها را نشان دهيم.» باوجود اهميت خاك و نقش آن در سلامت انسانها، كرهزمين طي دهههاي اخير در مواجهه با افزايش جمعيت جهان و بالا رفتن ميزان تقاضا براي سوخت زيستي بخش زيادي از خاك مطلوب كشاورزي خود را ازدست داده است. شايد بتوان كاهش كيفيت و ازبين رفتن خاك كشاورزي با آهنگ كنوني را نشانگر يك بحران اقتصادي جهاني دانست كه ميتواند در طول زمان پيامدهاي مصيبتباري براي جهانيان درپي داشته باشد، چراكه چگونگي بهرهبرداري از اين منبع مهم، براي كشاورزي پايدار و امنيت غذايي از اهميت بسزايي برخوردار است.
اين مهم مجمع عمومي سازمان ملل را بر آن داشت تا سال2015 را بهعنوان سال جهاني خاك و 5دسامبر را روز جهاني خاك نامگذاري كند. دبيركل فائو در سخنراني بهمناسبت سال جهاني خاك زنگ خطري را براي جهان بهصدا درآورد و اعلام كرد: «تاكنون يكسوم از خاكهاي جهان تخريب شدهاند و چنانچه اين روند ادامه يابد تا سال2050 سرانه جهاني زمين قابل كشت و زراعت، به يكچهارم ميزان آن در سال1960 تقليل خواهد يافت.»
آمار بالاي فرسايش خاك در ايران
هر چند همگان ميدانند خاك با كيفيت، زمين حاصلخيز و حفظ و بهبود توان توليد خاك، سرمايهيي گرانبها براي نسل آينده خواهد بود اما همه اينها زماني محقق ميشود كه بتوان راهكارهاي عملياتي براي مقابله با فرسايش خاك پيدا كرد. آمارها حكايت از آن دارد كه ميزان فرسايش خاك در ايران بالاست و در صورت عدم تغيير در نحوه بهرهبرداري از اراضي و استمرار فرسايش و تخريب خاك با روند فعلي، تامين غذاي جمعيت رو به رشد ميسر نخواهد بود چراكه فرسايش خاك موجب تخريب و ازدست رفتن اراضي كشاورزي شده و رسوبات ناشي از اين فرآيند آلودگي آبها، پر شدن كانالهاي آبياري و مخازن سدها را در پي دارد. همچنين منابع خاك كشور از نظر حاصلخيزي نسبتا ضعيف و براي بهرهبرداري كشاورزي نيازمند افزايش كودهاي آلي و شيميايي و بيولوژيك هستند.
بيشترين خاكهاي كشور در تپههاي ماهور كوهستاني
بررسي دادهها و تحليل وضع موجود منابع خاك كشور نشان ميدهد بيشترين ميزان خاك كشور در تپههاي ماهور كوهستاني قرار گرفته و كمترين آن به خاك كوهپايههاي درياي خزر اختصاص دارد. همچنين بيش از 50درصد از زمينهاي كشور كوهستاني و مواد اوليه خاكها تحتتاثير كوههاي البرز و زاگرس قرار دارند.
وضعيت فرسايش خاكها در كشور
ميزان رسوبدهي رودخانههاي كشور حدود 350ميليون تن در سال يا 8.2 تن در هكتار و با درنظر گرفتن بار كف رودخانهها و درياچه سدها بيش از 3تن در هكتار برآورد ميشود كه نشانهيي از فرسايش شديد منابع خاك در حوزههاي آبخيز است. دادههاي آماري حكايت از آن دارد كه 44/8ميليون هكتار از منابع خاكي درمعرض فرسايش خيلي زياد قرار دارند. صاحبنظران و كارشناسان چالشهاي فراروي منابع خاك كشور را اينگونه برشمردند: وجود نمكهاي محلول اضافي يا شوري، وجود گچ، فقر موادآلي و عناصر غذايي، آلوده كردن منابع خاك كشاورزي، كربنات كلسيم يا آهك، آثار اقليم، خرد و كوچك بودن وسعت مالكيت اراضي، مرطوب و زهدار بودن.
50درصد منابع خاكي در فقر مواد آلي
يكي از چالشهاي پيش روي كشاورزي كشور، فقر شديد منابع خاك از نظر مواد آلي و برخي عناصر غذايي پرمصرف مانند ازت در گستره وسيعي از مناطق كمباران كشور است. نهتنها منابع خاك كشور از نظر مواد آلي فقير (كمتر از يكدرصد است) بلكه بهعلت بالا بودن درجه حرارت خاك، نگهداري مواد آلي در خاك بسيار دشوار است.
فقر مواد آلي همراه با تهديد جمعيت ريز جاندار (ميكروارگانيسم) خاك مانع بزرگي براي افزايش بهرهوري منابع خاك در مناطق كمباران كشور است.
آمارهاي منتشر شده درخصوص بررسي وضعيت كربن آلي در خاكهاي كشور نشان ميدهد بوشهر با 5/98درصد عالي بيشترين و مازندران با 9/8درصد داراي كمترين كربن عالي در خاك هستند. همچنين بيش از 50درصد خاكهاي كشور دچار كمبود يك يا چند عنصر غذايي هستند. در كشور ما مصرف بهينه كود و آب، سريعترين، سهلالوصولترين و اقتصاديترين راه تحقق افزايش عملكرد در محصولات كشاورزي است. همچنين يكي از چالشهايي كه منابع خاكي كشور را درگير كرده، وجود كربنات كلسيم به مقدار بيش از 5درصد در خاك است.
در بسياري از خاكهاي كشور مقدار كربنات كلسيم بيش از 5 و به ميزان 40 تا 60درصد ميرسد يعني شديدا خاك آهكي است. از مهمترين آثار منفي آهك ميتوان جلوگيري از جذب فسفر و ريزمغذيها توسط گياهان اشاره كرد. آمارها نشان ميدهد وسعت خاكهاي آهكي كشور 106950000هكتار است كه تقريبا 65درصد خاكهاي كشور را شامل ميشود.
اندر خم مديريت نادرست آبياري
از ديگر چالشهاي اين حوزه ميتوان به خرد و كوچك بودن واحدهاي بهرهبرداري در منابع خاك كشاورزي اشاره كرد.
حدود 52درصد از بهرهبرداران كشاورزي كشور كمتر از 2هكتار زمين دارند و بيش از 74درصد بهرهبرداران كشاورزي مالك قطعات 5هكتار و كمتر از اراضي هستند. مقايسه اين ارقام در دورههاي آماري نشان ميدهد كه مالكيت و مديريت منابع اراضي و خاك در حال كوچك و خرد شدن است. اين پديده مديريت منابع خاك و در مجموع امكان توسعه، بهرهبرداري و بهرهوري را از منابع خاك محدود ميكند. ازسوي ديگر وسعت خاكهاي زهدار كه اغلب در اراضي پاياب سدها و بهدليل عدم تكميل شبكههاي آبياري و زهكشي همچنين آبياري و شرايط طبيعي مناطق، داراي مسائل زهكشي هستند، طي 23سال (سالهاي 1356تا 1379) از 16هزار هكتار به 700هزار هكتار رسيده كه علت عمده آن مديريت نادرست آبياري است.
ضعف در ساختارهاي اجرايي؛ پاشنهآشيل مديريت خاك
باتوجه به اطلاعات و آمار و ارقام موجود قابليت و استعداد اراضي براي كاربري زراعي و باغي، حدود 37 تا 40ميليون هكتار گزارش شده است. اراضي براي كشت آبي 10 تا 15ميليون هكتار و آيش آبي 3 تا 8ميليون هكتار جمع كل اراضي كشت و آيش آبي براي برنامه بلندمدت 18ميليون هكتار پيشنهاد ميشود. اراضي براي كشت ديم 2 تا 4 ميليون هكتار و آيش ديم 5 تا 7ميليون هكتار و جمع كل اراضي كشت و آيش ديم جمعا 9ميليون هكتار براي برنامه بلندمدت پيشنهاد ميشود.