خبر اقتصادی - اين موانع چنان سد راه اين طرح شد كه در ابتداي سال جاري برخي رسانهها گزارش دادند كه ممكن است پرونده بورس ارز بايگاني شود، اما در ماههاي اخير و به دليل توفيق در مذاكرات هستهيي، لزوم وجود بورس ارز براي پوشش ريسك سرمايهگذاران خارجي بيشتر احساس شد، زيرا بانك مركزي كه در 2سال گذشته به بهانه تحريم موافقتي با راهاندازي بورس ارز نداشت، در حال حاضر با راهاندازي مشروط آن اعلام موافقت كرده است، اين در حالي است برخي كارشناسان همچنان معتقدند تا زماني كه دولت اصليترين تامينكننده ارز كشور باشد، بورس ارز با موانع زيادي روبهرو خواهد بود. موافقان طرح در پاسخ به منتقدان آن ميگويند كه بورس ارز بازار مشتقهيي است كه رسيدن به قيمت واحد ارز و اطمينان بيشتر به سرمايهگذاري خارجي در كشور از بزرگترين مزاياي آن است.
براي بررسي بيشتر چالشها، مزايا و معايب بورس ارز در ايران، «تعادل» گفتوگويي با حامد سلطانينژاد، مديرعامل بورس كالا انجام داده است كه در ادامه ميخوانيد.
در ابتداي راهاندازي بورس ارز، بانك مركزي موافقت چنداني با اين كار نداشت. در حال حاضر چه تغييراتي در طرح اوليه راهاندازي بورس ارز اتفاق افتاده كه بانك مركزي موافقت كرد؟
بانك مركزي عضو شواري عالي بورس و اوراقبهادار است و در آخرين جلسه با راهاندازي بورس ارز موافقت كرد اما براي اين طرح شرط و شروطي قائل شد. تك نرخي شدن ارز، راهاندازي بازار فوروارد بين بانكي براي ارز، رفع تحريمها و همچنين وجود بازار با ثبات ارزي در كشور از جمله اين شروط مطرح شده جهت راهاندازي بورس ارز است. البته همه اين شروط در حيطه فعاليت بانك مركزي قراردارد. شوراي عالي بورس و اوراقبهادار نيز معتقد است كه برنامه زمانبندي مناسب توسط سيستم بانك مركزي و بازار سرمايه ارائه شود تا تحقق پيش نيازهاي راهاندازي بورس ارز در يك مسير درست اجرايي شود.
در اين ميان اما بحث خروج از ركود نيز مطرح شده تا يك بازار نظاممند براي پوشش ريسك، تشكيل شود و سرمايهگذاران در نوسانات ارزي دچار مشكل نشوند. بنابراين شواري عالي بورس و اوراقبهادار در نظر دارد تا زمانبندي دقيقي در اين خصوص ارائه شود.
در حقيقت برخي اعضاي اتاق بازرگاني و فعالان بازرگاني كه در زمينه صادرات و واردات فعاليت ميكنند، در خصوص راهاندازي «بورس ارز» نظر مثبتي ندارند. نظرتان در اين خصوص چيست و چرا اين افراد موافقت چنداني ندارند ؟
در ابتدا بايد اين نكته را در نظر بگيريم كه هماكنون راهاندازي بازار مشتقه ارزي در دستور كار قرار گرفته است و نه بازار نقدي ارز و احتمالا يكسري از مخالفتها هم به خاطر شائبه راهاندازي بورس نقدي ارز است. در حقيقت با راهاندازي بازار مشتقه ارزي و با استفاده از ابزارهاي مالي، سرمايهگذاران خارجي و واردكنندگان و فعالان بازار ارز ميتوانند پيشبيني مناسبي از آينده بازار ارز داشته باشند و امكان پوشش ريسك براي آنها فراهم ميشود. بايد در نظر داشت، تمام كشورهايي كه عملكرد خوب و قابل قبولي در جذب سرمايهگذاري خارجي داشته و كارنامه درخشاني در اين حوزه دارند، داراي بورس مشتقات ارز هستند. بنابراين بايد به مخالفان اين طرح يادآور شويم كه بازار مشتقه ارزي يك بازار مالي است براي پوشش ريسك و معاملهيي به صورت نقدي در آن انجام نميگيرد.
از سويي ديگر بهترين راه براي ترسيم چشمانداز بورس ارز نگاهي به تجارب كشورهاي ديگر است. تركيه از سال 2005 و كرهجنوبي از چندين سال قبل، به راهاندازي بورس ارز اقدام كردند و همين عامل مهمي براي جذب سرمايهگذاري خارجي در اين كشورها شده است. در حقيقت يكي از جذابيت اوراق قرضه كرهجنوبي براي حضور كشورهاي ديگر در بخش اقتصادي كره جنوبي، همين بورس ارز بود و بازار پرطرفداري دارد. همين تجربههاي مثبت بود كه باعث شده، كشورهاي جديدي نسبت به راهاندازي بازار معاملات قراردادهاي مشتقه ارز اقدام كنند. بازار آتي ارز به دليل اينكه ابزار مناسبي براي پوشش ريسك نوسانات نرخ ارز ايجاد ميكند يكي از شاخصهاي مهم جذب سرمايهگذاران خارجي است. لزوم وجود اين بازار مشخص است مگر اينكه تصميم داشته باشيم در جذب سرمايهگذاري خارجي، ابزار مناسبي براي مديريت ريسك نوسانات نرخ ارز در اختيار آنها قرار ندهيم. البته ما با كميسيونهاي مختلف اتاق بازرگاني در اين خصوص رايزني و مشورت كردهايم و با ايده ايجاد ابزاري براي پوشش ريسك موافقت كامل دارند و از آن استقبال ميكنند.
علت طولاني شدن راهاندازي بورس ارز در كشور چيست؟
طرحي كه در سال 1391 مصوب شد راهاندازي بورس گواهي ارز بود. به اين مفهوم كه كساني كه ارز صادراتي داشتند، بتوانند در يك شرايط عادلانه ارزها را عرضه كنند و اين ارزها به چرخه توليدي كشور وارد شود و خاستگاه آن كمبود منابع ارزي بود. قرار بود سازوكار پيچيدهيي براي حفظ امنيت ارزها در نظر گرفته شود ولي اين طرح پا نگرفت. ليكن هماكنون راهاندازي بازار مشتقه ارزي يك تكليف قانوني است و بايد براي پوشش ريسك و قابل پيشبيني كردن فعاليتهاي اقتصادي كه هزينه يا درآمد آن با نرخ ارز در ارتباط است، اين بازار راهاندازي شود.
آيا صرافيها هم در اين زمينه فعاليتي خواهند داشت؟ نقش آنها در اين زمينه چيست؟
قطعا صرافيها نيز در اين زمينه فعاليت خواهند داشت و نقش خودشان را ايفا ميكنند. ما در بورس كالاي ايران براي راهاندازي بازار مشتقه ارزي، بازار قراردادهاي آتي سكه طلا را الگو قرار دادهايم. در نظر داشته باشيد كه در بازار مالي متمركز ميتوان دسترسيها را افزايش داد. به عنوان مثال با توسعه بانكداري الكترونيك افراد توانستهاند با دسترسي به سيستم بانكي يك نام كاربري و رمز عبور گرفته، در اين زمينه فعاليت داشته باشند و حتي در منزل خود نقل و انتقال پول انجام دهند. همين تحول در بازار سرمايه نيز روي داده است و ما در بورس كالاي ايران دسترسي برخط به معاملات قراردادهاي آتي سكه طلا ايجاد كردهايم و معاملهگران با استفاده از معاملات برخط در قراردادهاي آتي سكه طلا ميتوانند از منزل يا محل كار خود اقدام به معامله كنند و در خصوص ارز نيز همين اتفاق خواهد افتاد. صرافيها نيز همانند ساير ذينفعان ميتوانند بخشي از فعالان اين بازار باشند كه هم نيابتا و هم اصالتا دستورهاي خريد و فروش را در اين سيستم وارد كنند و در معاملات حضوري فعال داشته باشند.
همانطور كه ميدانيد «بازار فردايي» كه در حال حاضر در يك فضاي كاملا غير شفاف و با ريسك بالاي نكول فعال است هم بازار سفتهبازهاست كه هماكنون و در فقدان بازار مشتقه ارزي در حال فعاليت است. براساس ادبيات مالي بازار فردايي يك بازار فوروارد براي ارز است، بازار سرمايه به دنبال اين است كه اين بازار غير رسمي را در قالب قرارداد آتي ارز به يك بازار رسمي شفاف و قابل نظارت تبديل كند كه اتاق پاياپاي بورس با استفاده از سازوكار اخذ تضمين از طرفين معامله، ريسك نكول را از بين ببرد. مثلا در خبرها ميخوانيم كه «يك فعال ارزي در بازار توسط كلاهبرداران مورد سوءاستفاده قرار گرفته و رقم زيادي متضرر شد.»
با توجه به وجود بازار فردايي در كشورمان اين پتانسيل و تقاضاي بحق در كشور وجود دارد و نميتوانيم به اين تقاضاها پاسخ ندهيم چون عدم پاسخگويي مناسب به اين تقاضا، معاملات غير رسمي را ايجاد كرده كه خارج از كنترل نهادهاي نظارتي نظير بانك مركزي است. در حقيقت در كشور ما به محض تلاطمات ارزي، درصدد مديريت اين تلاطم در يك بازار غير رسمي برميآييم در صورتي كه بهترين راه براي برطرف كردن اين تلاطمها، مديريت آن در بازار مشتقه رسمي ارزي است.
شنيدهها حاكي از آن است كه تا زمان تك نرخي شدن نرخ ارز، بورس ارز راهاندازي نميشود. تك نرخي شدن ارز چقدر راهاندازي بورس ارز را به تعويق خواهد انداخت؟
البته شرط تك نرخي شدن براي راهاندازي بورس ارز ديدگاه بانك مركزي است و همه اعضاي شوراي عالي بورس اين ديدگاه راه ندارند. اما به دليل آنكه طبق قانون مديريت بازار ارز وظيفه بانك مركزي است، بنابراين در رايزنيهايي كه با بانك مركزي براي تهيه زمانبندي راهاندازي قرارداد آتي ارز صورت خواهد گرفت اين ملاحظات و لزوم هر يك از آنها به صورت دقيقتر موشكافي خواهد شد.
آيا بانك مركزي توانايي حمايت از بورس ارز راهاندازي شده را دارد و ميتواند در نوسانات ارزي دخالت كند؟ به عبارت ديگر بانك مركزي به اندازه كافي ارز ذخيره دارد يا خير؟
واقعيت اين است كه بانك مركزي ناظر بازار پول است ولي به هر حال در برخي كشورها كه نقش بانك مركزي در بازار ارز پررنگتر است، بانك مركزي در بورس ارز ورود كرده، از آن حمايت ميكند و نتيجه مثبتي هم از اين حمايت خود گرفته است. و در صورت ورود به عنوان نهادي كه دنبال انتفاع نيست، وارد اين بازار ميشود و تنها به در راستاي اجراي سياستهاي ارزي خود، ورود ميكند. به عبارت ديگر بانك مركزي به دنبال كمك به پوشش ريسك سرمايهگذاران است و ميتواند با هدف ايجاد تعادل در عرضه و تقاضا به عنوان عرضهكننده وارد اين بازار شود.
بورس ارز چگونه از فساد جلوگيري كند؟
ذات بورس، شفافيت است. افرادي كه تصميم دارند در بازار مشتقه ارزي معامله كنند بايد كد بورسي را اخذ كرده و احراز هويت شوند. از طرف ديگر ورود و خروج منابع مالي به اين بازار شفاف و روشن است و يك مكانيسم دقيق، تحت نظارت و كنترل شدهيي دارد. يكي از دغدغههاي شركتهاي فعال در حوزه صادرات و واردات و شركتهاي شبهدولتي، موضوع خريد و فروش ارز حاصل براي تبادلات خارجي است. از همه مهمتر اينكه نميدانند ارز فروخته شده ارزان است يا گران؟ آيا متضرر شدهاند يا منتفع؟ رانت در اين زمينه در بازار غير رسمي زياد است ولي وقتي همين ارز در بازار رسمي قيمتگذاري و عرضه شود داراي مكانيسم دقيق شده و صاحب ارز احساس خسران نخواهد كرد. هماكنون بسياري از صادركنندگان، قيمتها را از صرافيها دريافت ميكنند و طي مكانيسمي كه خودشان در حيطه فعاليتشان دارند، تصميم ميگيرند كه ارز خود را به كدام صرافي بفروشند. در صورتي كه با راهاندازي بازار مشتقه ارزي در بورس كالاي ايران ديگر نگران اين مساله نخواهند بود كه كدام صرافي عهدهدار خريد يا جابهجايي و تغيير ريالي است يا اينكه با چه مكانيسمي پيش رفتهاند زيرا در بورس يك بازار منسجم و به هم پيوسته ملي براي تمام ذينفعان در سراسر ايران و حتي سراسر دنيا ايجاد خواهد شد. لذا چنين دغدغههايي در اذهان صادركنندگان و واردكنندگان رفع خواهد شد و در واقع اگر كسي عرضهكننده يا خريدار واقعي ارز باشد، در بورس كالاي ايران اتخاذ موقعيت ميكند و بورس ارز نيز جايگاه تقابل عرضه و تقاضا ميشود تا نرخ ارز نيز به صورت اصولي كشف قيمت شود.
در صحبتهايتان به كشورهايي اشاره كرديد كه در بازار ارزي موفق بودند و در اين راستا به نتايج مطلوبي هم دست يافتهاند. ما ميتوانيم از تجربه كدام كشورها در اين زمينه استفاده كنيم و روي كمك كدام كشور حساب كنيم؟
كشورهاي تركيه، كره جنوبي، برزيل، مكزيك، روسيه، امارات متحده عربي و آرژانتين در اين زمينه موفق عمل كردهاند. ما ميتوانيم از تجارب اين كشورها در راستاي موفقيت خودمان سود ببريم.
در اين بازار چه ارزهايي عرضه ميشود؟
اينكه چه ارزهايي در اين بازار عرضه شود بستگي به نقد شوندگي ارزها و نيز ميزان مبادلات صورت گرفته با آن ارزها دارد، ولي احتمالا دلار و يورو عرضه خواهند شد. در واقع هر يك از اين دو ارز به بورس ارز وارد شوند، ميتوان بقيه ارزها را نيز تحت پوشش قرار داد.
آيا تصميم بر اين است كه بورس ارز را شبيه به فاركس راهاندازي كنيد يا قرار نيست چيزي شبيه فاركس باشد؟
بناي راهاندازي بازار مشتقه ارز اين است كه مانند قراردادهاي آتي سكه طلا راهاندازي شود. يعني معاملات قراردادهاي آتي و اختيارمعامله را خواهيم داشت در حالي كه معاملات در فاركس معاملات CFD ارز است. لذا تفاوت ماهوي بين معاملات فاركس و معاملاتي است كه در بورس كالاي ايران راهاندازي خواهد شد.
آيا براي راهاندازي بورس ارز با مشكلات فقهي هم روبهرو خواهيم بود يا خير؟
براساس مقررات در بازار سرمايه نهادي تحت عنوان كميته فقهي فعاليت ميكند كه مسووليت بررسي ابزارهاي مالي را از نظر انطباق با شرع را برعهده دارد. در خصوص انطباق اين ابزار با قواعد شرعي كميته فقهي نظر مساعد خود را اعلام كرده است.
در تمام صحبتهايتان از پوشش ريسك صحبت كرديد. بازار ارز چگونه اين ريسك را پوشش ميدهد؟
فرض كنيد كه يك سرمايهگذار خارجي قصد دارد مبلغي را وارد ايران كند و در بازاري با سود مورد انتظار معادل 20 درصد حضور پيدا كند. اين ميزان سود در صورتي كه نرخ ارز در طول دوره سرمايهگذاري وي ثابت باشد براي يك سرمايهگذار خارجي بهشدت جذاب است ولي آيا نرخ ارز ثابت است؟ پاسخ اين سوال منفي است. لذا هر درصدي كه نرخ ارز افزايش يابد از سود سرمايهگذار كاسته ميشود و اگر افزايش نرخ ارز از 20 درصد بيشتر باشد، وي نهتنها سود نكرده بلكه دچار زيان نيز شده است. براي روشنترشدن موضوع مثال عددي ميزنم. فرض كنيد فردي ميخواهد اوراق مشاركت با سود 20 درصد را به ارزش 35 ميليون ريال خريداري كند. اگر قيمت دلار را 35 هزار ريال در نظر بگبريم وي بايد 1000 دلار را تبديل به ريال كرده و اقدام به خريد اوراق كند. حال يكسال گذشته و نرخ ارز به 42 هزار ريال افزايش يافته است. سرمايهگذار خارجي 35 ميليون ريال به اضافه 20 درصد را كه در مجموع 42 ميليون ريال است را دريافت ميكند كه حالا معادل 1000 دلار است. به عبارت ديگر وي به دليل افزايش نرخ ارز هيچ سودي به دست نياورده است. براي حل اين مشكل قرارداد آتي ميتواند كارساز باشد. به اين صورت كه سرمايهگذار خارجي همزمان با خريد اوراق مشاركت، معادل 42 ميليون ريال دلار را در قرارداد آتي خريداري ميكند و ريسك تغيير قيمت ارز را پوشش ميهد. در حقيقت او قدرت پيشبيني پيدا ميكند زيرا در بازار مشتقه ارز مشخص ميشود كه قيمت ارز در يكسال آينده چقدر خواهد بود و با اخذ موقعيت ميتواند ريسك خود را در برابر كاهش ارزش ريال پوشش دهد.
از سوي ديگر ممكن است كه اين سرمايهگذاران در بورس ارز همچون سكه آتي، كال مارجين شوند. يعني اين ريسك از آن طرف هم وجود دارد و با تغيير در موقعيتها ميتواند دارايي خود را ازدست بدهند؟
همه هدف ما اين است كه فعالان بازارهاي فردايي كه در حال سود و زيان هستند را به يك بازاري شفاف دعوت كنيم. كسي كه قصد دارد، وارد اين بازار شود و شايد در ماه يك بار معامله داشته باشد، ميتواند از يك كارگزار مشورت بگيرد و به نحواحسن كار خود را پيش ببرد و اگر كسي يك موقعيت بگيرد و آن را با يك آپشن تلفيق كند خود را بيمه كرده است. در حقيقت اين فرد نسبت به تغييرات ارزي وضعيت خنثي پيدا ميكند و ديگر كال مارجين نخواهد شد و با آسودگي خاطر يك سرمايهگذار خارجي و تجار داخلي ميتواند در اين بازار وارد شده و فعاليت كند.
شاهد بوديم كه بازار سكه آتي همهگير نشد. آيا ميتوان براي بورس ارز همچنين آيندهنگري كرد يا خير؟
در واقع بايد اطلاعرساني و فرهنگسازي شود تا افرادي كه ارز در اختيار دارند يا در فعاليت خود با ارزهاي رايج سروكار دارند، اطلاع داشته باشند كه بورس ارز براي فعاليت او از هر لحاظ ممكن، مفيد خواهد داشت. لذا اطلاعرساني دقيق، اصولي و همهگير ميتواند اين مسير را براي بورس ارز هموار كند.