بعضا همه ما از دوران دبستان با اين مساله معروف آشنا ميشويم كه اول مرغ بود يا تخممرغ؟ مسالهيي كه به نظر ميآيد هيچكس براي آن پاسخ صحيحي ارائه نداده است، البته اين مساله و بازي به ظاهر كودكانه تمثيل وضعيتي است كه در اقتصاد ايران در رابطه با موضوع بازار انرژي مطرح است، مسالهيي كه هيچيك از دولتها نتوانستهاند آن را ساماندهي كنند.
خبر اقتصادی - امروز در رسانهها يادداشتي از مسعود نيلي مشاور اقتصادي رييسجمهور منتشر شده كه در بخشي از آن به مزيت انرژي در اقتصاد ايران اشاره دارد؛ نقل به مضمون اينگونه است: «نخستين فرصت فعاليت در اقتصاد ايران مصرف بالاي انرژي در كشور است كه هر چند اكنون به عنوان يك مشكل بزرگ مطرح شده، اما ميتواند به عنوان راهحل نيز قلمداد شود. همانگونه كه پيش از اين نيز مورد اشاره قرار گرفت، امروز معادل بيش از 4.5ميليون بشكه معادل نفت خام، در كشور انرژي مصرف ميشود و اين ميزان مصرف، تناسبي با سطح توليد ناخالص داخلي كشور ندارد. بازار انرژي در داخل برخلاف بازارهايي نظير اتومبيل و مواد غذايي و غيره، بازاري بزرگ در مقياس جهاني است و قابل مقايسه با بسياري اقتصادهاي بزرگ است. با اصلاح بازار انرژي كه منجر به تكنولوژي و رويههاي مصرف شود، ميتوانيم معادل فروش يكميليون بشكه نفت خام در مصرف انرژي صرفهجويي كرده و به تناسب آن به افزايش توليد ناخالص داخلي و اشتغال كمك كنيم. بهطور مثال درحال حاضر در حملونقل جادهيي كشور روزانه حدود 50ميليون ليتر گازوئيل عمدتا توسط كاميونهايي مصرف ميشود كه فرسوده بوده و مشخصاً مصرف استانداردي ندارند، اين ميزان مصرف در حملونقل ريلي تنها 2ميليون ليتر است. يا در زمينهيي ديگر، سرمايهگذاري با هدف اصلاح سيستم حملونقل شهرهاي بزرگ، بسيار سودآور و در كاهش مصرف انرژي موثر خواهد بود. سرمايهگذاري و اصلاح نظام حملونقل (توسعه حملونقل ريلي و نوسازي ناوگان حملونقل جادهيي) علاوه بر صرفهجويي در مصرف انرژي و تامين هزينههاي سرمايهگذاري صورت گرفته، ميتواند ظرفيتهاي جديدي براي سرمايهگذاريهاي جديد ديگر نيز ايجاد كند». موضوع مطرح شده از سوي دكتر نيلي مورد تاييد جميع اقتصاددانان ايراني است، صورت مسالهيي كه همه بر آن متفقالقول هستند مثل اين موضوع كه «مرغ تخمگذار» است، يا از سوي ديگرش «مرغ از تخم متولد ميشود»، اما چرا بعد از نزديك به سه دهه هنوز اين چالش برطرف نشده است؟ در پاسخ بايد گفت مشكل ناشي از همان چالشي است كه در تقدم و تاخر وجود «مرغ و تخممرغ» ايجاد ميشود. اصلاح بازار انرژي از كجا بايد شروع شود؟ «افزايش قيمت حاملهاي انرژي منجر به اصلاح ساختار مصرف ميشود» يا «اصلاح الگوي مصرف به اصلاح مصرف و قيمت منجر ميشود». در سه دهه گذشته دعوا برسر روش اين كار بوده است، زماني كه دولت به سمت اصلاح قيمت ميرود نبود زيرساختهاي اصلاحي مانند فرسودگي ناوگان يا توليد خودروهاي با مصرف بالا در كنار عدم بهكارگيري مصالح مناسب به عنوان دلايل به سرانجام نرسيدن سياستهاي اصلاحي مطرح ميشود. زماني كه دولت به سمت اصلاح زيرساختها ميرود، عدم انگيزه مصرفكنندگان در همراهي با دولت پايين بودن قيمت نسبي حاملهاي انرژي عنوان ميشود. در هر دوسوي ماجرا البته نبايد از حق گذشت كه عدم استمرار نيز از دلايل به نتيجه نرسيدن اصلاح بازار انرژي و تبديل گره انرژي به كلاف درهمپيچيده شده است. شايد بهترين و عقلاييترين جريان براي ساماندهي بازار انرژي در برنامه چهارم پيشبيني شد، برنامهيي كه متاسفانه در دوران برنامهگريزي، جوانمرگ شد.
به هر شكل آنچه در اين ميان به دولت بايد توصيه شود چيزي فراتر از برنامه چهارم نيست، اين برنامه به جاي اولويت دادن هر يك از دو موضوع اصلاح زيرساختها و اصلاح قيمتها به صورت همزمان در يك برنامه ميانمدت اصلاح هر دو را مدنظر قرار داده بود، اصلاح ناوگان حملونقل با رشد پيشبيني شده ساليانه حدود 20درصد قيمت خدمات دولتي ازجمله حاملهاي انرژي مدنظر قرار گرفته بود.
البته شايد تيرخلاص به اين موضوع محوري برنامه در مجلس هفتم با تصويت قانون تثبيت قيمتها شليك شد ولي در نهايت خود پيشنهاددهندگان طرح تثبيت هم بعدها مجبور به عقبنشيني از آن شدند و امروز اما بد نيست دولت در برنامه ششم و در گفتمان پساتحريم از اين تجربهها درس گرفته از ادامه بازي مرغ و تخممرغ در بازار انرژي پرهيز كند.
تعادل