خبر اقتصادی - بازار سرمايه نيز از اين اوضاع مستثنا نيست و اگر اميد اندكي به رونق بازار وجود داشته باشد از نگاه سهامداران به منزله فرصتي براي فروش سهام و خروج از بازار بورس تلقي ميشود. خشكسالي اقتصادي نيز به اصطلاح رايجي در ميان مسوولان و كارشناسان صاحبنظر اقتصادي تبديل شده كه در حوزههاي مختلف ميتواند تشريح مختصر و مفيدي از شرايط موجود ارائه دهد.
در اين ميان دولت و سازمان بورس از پا ننشستهاند و براي رفع مشكلات موجود به تامين سرمايه از درگاه بازار سرمايه روي آوردهاند. انتشار اسناد خزانه اسلامي و اوراق صكوك در ماههاي اخير به عنوان ابزارهاي كارآمد اقتصادي در واقع دست ياري دولت و مسوولان كلان اقتصادي بود كه به سوي شركتها و فعالان بازار سرمايه دراز شد تا بتواند آنان را اندكي از مرداب ركود بالا بكشد؛ هرچند اين اوراق در تعداد بسيار محدود منتشر شد؛ اما در شرايطي كه بدهيهاي چشمگير دولت و مطالبات معوق نفس نظام بانكي كشور را براي ارائه تسهيلات بلندمدت به بنگاههاي اقتصادي گرفته است، اين امكان را براي شركتها ايجاد كرد تا راه تازهيي براي رفع خلأ نقدينگي در مقابل خود ببينند.
با وجود اينكه سايه ركود بر بازار سرمايه نيز سنگيني ميكند؛ در شرايط كنوني به نظر ميرسد احياي بازار سرمايه بتواند راهكار موثرتري در رفع مانع كمبود نقدينگي براي بنگاههاي اقتصادي باشد؛ چراكه نظام بانكي در شرايط كنوني براي ورود منطقي به بازار پولي كشور راه درازي در پيش دارد و در گام نخست بايد از آوار بدهيهاي دولتي جان سالم به در ببرد و بعد براي تامين منابع اقتصادي چارهانديشي كند.
بنابراين در نگاهي واقعبينانه مشخص است كه بازارهاي پولي ديگر قادر نيستند با ارائه وام و تسهيلات مالي گرهيي از مشكلات اقتصادي باز كنند. به عقيده كارشناسان در ماههاي اخير نيز اگر بانكها زير فشار سياستهاي پولي دولت ناگزير به ارائه تسهيلات شدهاند، اقتصاد كشور در آيندهيي نه چندان دور بهاي سنگيني در قبال اين مسكنهاي موقت خواهد پرداخت؛ مگر آنكه تحولات زيرساختي موثري در چرخه اقتصادي كشور ايجاد شود. در اين شرايط تنها نقطه اميد موجود بازار سرمايه است كه ايجاد تكاپو و رونق اقتصادي در آن چندان دور از ذهن نيست.
به نظر ميرسد، مشكلات فعلي كه گريبان بازار سرمايه را گرفته است با تجديد نظر در قوانين تامين مالي و موانع ورود سرمايهگذاران جديد به بورس ميتواند كمرنگ شود و امكان انتشار ابزارهاي پولي متنوع و مطلوب را در فضاي بازار سرمايه فراهم كند. اگر توجه مسوولان به اين بخش از اقتصاد بيشتر جلب و حمايتهاي دولت نيز به بازار سرمابه معطوف شود، ميتوان مسير تازهيي براي خروج از ركود متصور بود كه در آينده اقتصاد كشور نيز آثار مطلوبي به جاي بگذارد. گفتوگوي «تعادل» با دو كارشناس و فعال بازار سرمايه را در زير ميخوانيد:
اميرحسين شريعتي كارشناس بازار سرمايه
آيا تامين مالي از راه بازار سرمايه ميتواند راهكار موثري براي خروج اقتصاد از ركود تلقي شود؟
در شرايط فعلي تامين سرمايه از راه بورس نميتواند كمكي به رفع ركود در اقتصاد كند چراكه بورس افق روشني براي سرمايهگذاران ندارد و عملا كساني كه وارد بورس شدهاند آينده مشخصي براي سرمايه خود متصور نيستند. از زماني كه مذاكرات مثبت و مثبتتر شد تا به حال كه گفته ميشود از 15ژوييه برجام وارد مراحل اجرايي ميشود عملا شاخص 89هزار واحدي به 62 هزار واحد رسيده و همچنان از 62 تا 64 هزار واحد در نوسان است. درحال حاضر عملا بورس اقبال مشخصي براي سوددهي ندارد. بسياري از سرمايهگذاران به 75درصد سرمايهيي كه وارد بورس كردهاند، دسترسي ندارند. با وجود اينكه نماد پتروشيميها باز شده، باز هم نميتوانند نقد شوندگي را در سهامي كه خريداري كردهاند، ببينند و اگر بخواهند بفروشند در حقيقت بخش قابل توجهي از سرمايه خود را از دست ميدهند. به نظر نميرسد اين امكان وجود داشته باشد كه حتي شركتهاي خوشنام وارد بورس شوند، حق تقدمها يا سهام خود را عرضه كنند و نتيجه مشخصي بگيرند. بازار مدت زيادي در بلاتكليفي توافقات بوده و ارزش بسياري از بازارهاي سهام از بين رفته است. به خصوص بازار تهران كه ارزش بسيار زيادي از دست داده به طوري كه شاخص 89 هزارتايي در انتهاي سال 92 به رقم 62 هزارتايي كنوني رسيده كه حدود 27واحد افت شاخص را نشان ميدهد و اين رقم كمي نيست.
قرار گرفتن بانكها در تنگناي مالي، تشويق مردم به سرمايهگذاري در ابزارهاي مرتبط با بازار سرمايه را به همراه داشته است، اين روند را چطور ارزيابي ميكنيد؟
در رابطه با ترغيب مردم از سوي بانكها به استقبال از صندوقهاي سرمايهگذاري بايد گفت كه اين يك سياست كلي است كه اين صندوقها تقويت شوند. درحال حاضر مساله اصلي ارزش خالص داراييهاست اما اينكه مردم چقدر درباره اين صندوقها اطلاعات دارند و چقدر به سمت بورس ميروند، جاي تفكر دارد و بررسي رفتار مردم در بازارهاي پولي را در دورهيي مشخص ميطلبد. اما آنچه در شرايط كنوني مشخص است، اعتماد مردم به بازارهاي سرمايهگذاري بسيار كم است. مراجعه مردم به بورس و خريد سهام ميتواند در رابطه با اوراق وام مسكن تحقق پيدا كند. تا از اين راه بتوانند به نسبت شهر محل سكونت خود براي خريد مسكن استفاده كنند. مردم به استقبال اين سهام ميروند چون برايشان حل شده است و توجيه منطقي دارد. اما اينكه صندوقهاي سرمايهگذاري چقدر روي انتشار اوراق تاثيرگذارند، افق روشني ندارد. زيرا معمولا بانكهاي عامل يا بانكهايي كه منتشركننده اوراق هستند، بخش وسيعي از اين اوراق را خود، خريداري ميكنند و فقط 30درصد در اختيار مردم يا سرمايهگذاران قرار ميگيرد. اما به طور كلي طرحهاي اينچنيني كه مردم را به خريد اوراق يا سرمايهگذاري در بانك تشويق كند، راه موثري براي خروج از ركود نيست. در واقع اين مشكلات بايد به صورت بنيادي حل و فصل شود به گونهيي كه سرمايهها در راستاي توسعه توليد با هدف صادرات مديريت شوند و مصرف داخلي نخستين و آخرين هدف توليد تلقي نشود.
آيا سود اوراق منتشر شده در شرايط كنوني ميتواند در ميان سرمايهگذاران انگيزه ايجاد كند؟
سود اوراق مشاركت بايد بيشتر از نرخ تورم باشد در سال جاري نيز با توجه به اينكه دستگاههاي مجاز به اعلام نرخ تورم، رقمي حدود 14درصد را براي امسال پيشبيني كردند، اعلام رقم 20درصدي سود اوراق، منطقي به نظر ميرسد و با توجه به نرخ تورم براي مردم معقول است. اگر كمتر از اين باشد قطعا سرمايهگذار خريد نميكند و ارزش زمان خواب پول و نرخ تورم باعث ميشود محصولات در زمان خريد اوراق بيارزش شده و اين مساله موجب ميشود كه سرمايهها مخالف جهت بورس و بازار سهام و در بخشهاي ديگر صرف شوند كه با توجه به نرخ تورم سودآور باشد. درحال حاضر، اوراق صكوك و خزانه تعداد انتشارشان بسيار كم بوده و نخستين بار توسط هواپيمايي ماهان منتشر شده است. مردم با ابزارهاي مالي مثل صكوك و اوراق مرابحه آشنا نيستند به همين جهت با وجود شركتهايي كه از اين اوراق استفاده ميكنند و پذيرفته شده بازار بورس هم هستند، مردم آنچنان از قابليتهاي اين اوراق بياطلاعند كه تعداد فروش اين اوراق در كشور از عدد انگشتان دو دست هم كمتر است.
تا چه حد ميتوان در حوزه تامين مالي بنگاههاي اقتصادي، نظام بانكي و بازار سرمايه را رقيب دانست؟
براي تامين مالي، يا بايد بانكها وام بدهند يا انتشار اوراق در بازار بورس و اوراق بهادار انجام شود. اين دو بايد موازي يكديگر عمل كرده و هر كدام بسته به نوع نياز مردم نسبت به تامين مالي از راههاي متعارف عمل كنند. مساله فروش سهام و اعطاي تسهيلات بانكي دو مسير جداگانه است كه به هدفي يكسان ميرسد اما اين دو روش هيچ تداخلي با يكديگر ندارند و حقيقتا نميتوان فضاي رقابتي براي تامين مالي از راه بانك يا بورس متصور بود.
در اين راستا، مساله اصلي اين است اعتمادي كه بايد براي مردم به وجود بيايد تا وارد بورس شود، وجود ندارد. در شرايط كنوني با بهبود بازار سرمايه و رونق نسبي آن نخستين چيزي كه به ذهن سرمايهگذاران ميرسد، فروش سهام و خروج سرمايههايشان از بورس است. كساني كه در سالهاي اخير شاهد يك ششم شدن سرمايههاي يك چهارمي خود بودهاند در انتظار رونق بازار هستند تا بتوانند از ضرر بيشتر در اين فضا جلوگيري كنند. به همين جهت تحقق تامين مالي از راه بورس درحال حاضر يك فرضيه آرماني است كه در مدت زمان كوتاه محقق نخواهد شد. چون مردم افق سرمايهگذاري خود را در بخشهاي ديگر مييابند و سوددهي بازار سرمايه را نامحتمل تلقي ميكنند، مگر اينكه اعتماد براي مردم به وجود آيد و سهام به ارزش قبلي خود برگردند كه رونق مجدا در بازار جريان پيدا كند و افت 27هزار واحدي شاخص جبران شود.
پيشبيني تامين مالي 11هزار ميلياردي اوراق در بودجه سال جاري به چه ميزان محقق شده است؟
براساس بودجه سال 94 كه انتشار 11هزار اوراق مشاركت به تصويب رسيد، برخي از شهرداريها در كلانشهرهايي چون اصفهان، مشهد و شيراز اوراق قرضهيي در قالب مشاركت در پروژههاي زيربنايي ازجمله مترو به فروش رساندند. همچنين اوراق مشاركتي براي نفت و گاز هم بين مردم و برخي شركتها رد و بدل شد، با اين وجود بعيد به نظر ميرسد رقم مصوب در بودجه تا پايان سال جاري تحقق يابد چراكه نقدينگي لازم براي خريد اين اوراق در دست مردم نيست. براي عموم جامعه تمامي مشاغل سنتي و قديمي كه همواره بازار گرمي داشتهاند از رونق افتاده كه كارهاي مرتبط با بازار طلا و سكه از آن جملهاند. ركود فراگير مسكن نيز كه 220شغل و 40صنعت مرتبط با خود را به ركود كشانده است در كنار افت شديد بهاي نفت و كاهش صادرات آن، شرايط مطلوبي را پيش روي مردم نميگذارد. با نگاهي به معضلات موجود به نظر ميرسد مردم و سرمايهگذاران آخرين جايي كه براي سرمايهگذاري انتخاب ميكنند، بورس است.
ثابت عظيمي كارشناس بازار
تامين مالي از راه بازار سرمايه در سالهاي اخير چه روندي را طي كرده است؟
تامين مالي از طريق بازار سرمايه هنوز در سيستمهاي مالي و اقتصادي كشور جا نيفتاده كه بخواهيم جز چند سال گذشته نمونههاي ديگري را بررسي كنيم. متاسفانه تامين مالي بيشتر از طريق بانكها مرسوم است درحالي كه نظام تامين مالي از طريق بازار سرمايه با توجه به تنوع روشها و ابزارهاي مالي اصوليتر به نظر ميرسد. در واقع بازار سرمايه شفافيت بيشتري نسبت به بازار پولي دارد و بروكراسي كه در بازار پول وجود دارد در بازار سرمايه كمتر ديده ميشود؛ علاوه بر اين تنوع تامين مالي و تنوع نوع قراردادها هم در بازار سرمايه از مطلوبيت بيشتري برخوردار است.
سيستم تامين مالي كنوني بانك محور است و بيشتر توجه دولت به بازار معطوف بوده است تا بازار سرمايه. بازار سرمايه زير سايه نظام بانكي فرصت چنداني براي حضور در عرصه تامين مالي نيافته است اما با تصويب قانون جديد بازار سرمايه از سال 84 شركتهاي تامين سرمايه در حوزه بورس تشكيل شدند و با توجه به اينكه غالبا وابسته به بانكها هستند و سرمايه ثبت شده بالاتري دارند، زنجيرهيي از فعاليتها را انجام ميدهند كه يكي از آنها تامين مالي است. تامين مالي انواع مختلفي دارد كه در دو حالت سرمايه يا بدهي بررسي ميشود. تامين مالي براساس سرمايه، صندوقهاي سرمايهگذاري، پروژههاي ساختماني و بحث افزايش سرمايه را در بر ميگيرد و تامين سرمايه براساس بدهي، اوراق مشاركت، صكوك اجاره و گواهي سپرده را شامل ميشود.
در گذشته به دليل محدوديتهاي موجود در بازار سرمايه و عدم وجود شناخت كافي از سوي افرادي كه منابع نياز داشتند، استقبال از بازار سرمايه چشمگير نبوده است. اما در چند سال اخير با برطرف شدن برخي موانع زيرساختي، تامين مالي از طريق بازار سرمايه توانسته است تا حدودي نياز شركتهاي متقاضي را برطرف كند. در اين خصوص انتشار اوراق مشاركت، صكوك اجازه و اوراق خزانه اسلامي در ماههاي اخير نمودهايي از تامين مالي در فضاي بازار سرمايه را نشان ميدهد. در شرايط كنوني كه دولت براي وصول طلب پيمانكاران و بدهيهاي معوق خود تحت فشار است، ميتواند با انتشار اوراق سرمايهگذاري بخشي از منابع مورد نياز خود را تامين كند.
اوراق سرمايهيي كه از سوي دولت منتشر ميشود با چه شرايطي در اختيار عموم متقاضيان قرار ميگيرد؟
اوراقي كه دولت منتشر ميكند، معمولا از طريق بانكها به فروش ميرسد. ميزان جذب سرمايهگذاران به جذابيت و مقبوليت اوراق منتشر شده بستگي دارد؛ اگر انتشار اوراق به گونهيي برنامهريزي شود كه قابل ورود به بازار سرمايه باشند به دليل سهولت در معامله و زمانبندي معين در پرداختها جذابيت بيشتري براي سرمايهگذاران خواهد داشت.
پيش از اين اوراق مشاركتي كه از سوي دولت منتشر ميشد، بيشتر مورد استقبال مردم قرار ميگرفت؛ اما در شرايط كنوني به دليل مشكلات دولت در ارائه سود اوراق كه عموما 3ماه يك بار پرداخت ميشود، استقبال چنداني از اين اوراق به عمل نميآيد.
از مزيتهاي بازار سرمايه در انتشار اوراق اين است كه تعهد پذيرهنويسي و بازارگرداني هم در اين فضا تعريف شده است. اين بدان معناست كه اگر بخشي از اوراق به فروش نرود بازارگردانها كه معمولا شركتهاي تامين سرمايه هستند، سعي ميكنند اين اوراق را خود به فروش برسانند. با ايجاد معاملات ثانويه در بازار، اين شركتهاي تامين سرمايه هستند كه با بازارگرداني روند معاملات را تسهيل ميكنند. از اين رو سرمايهگذاران ميتوانند بدون نگراني اوراق خود را به فروش برسانند درحالي كه اين مكانيسم در بازا پولي حاكم نيست و كساني كه ميخواهند اوراق خود را به فروش برسانند ممكن است با نبود خريدار مواجه شوند. شفافيت موجود در بازار سرمايه و امكان بهرهگيري از ابزارهايي چون تعهد پذيرهنويسي و بازارگرداني، توجه سرمايهگذاران را به فضاي بورس جلب ميكند. با وجود اين در شرايط فعلي استقبال از بازار سرمايه نيز چنگي به دل نميزند كه علت عمده آن پيشبيني وضعيت ركودي در اقتصاد كشور است.
مشكلات پيش روي نظام بانكي براي جذب سرمايهگذاران در اوراق را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
با توجه به مشكلاتي كه از طريق سيستم بانكي براي فروش اوراق وجود داشت ازجمله نبود تضمين كافي و عدم شفافيت، بانكها ملزم شدند كه اين اوراق را جذابتر كنند؛ چراكه اگر اوراق از طريق سيستم بانكي منتشر شود سپس با مديريت و سازوكار مناسب به بازار سرمايه وارد شود با توجه به وجود انواع تامين مالي و اركاني مثل بازارگرداني و تعهد پذيرهنويسي ميتواند اطمينان بيشتري براي سرمايهگذاران ايجاد كند به اين ترتيب خلأهاي قبلي تا حدودي پوشش داده ميشود. از سوي ديگر در بازار پولي بعضي از اين اوراق بينام هستند و ممكن است در زمان تسويه نهايي دچار ركود شوند كه اين عوامل از جذابيت اين اوراق نزد سرمايهگذاران كاسته است. اين قيمتها اگر مطلوبيتي داشته باشد براي كساني كه خريدارند در بازار پول چون تابلوهايي نيست كه به صورت شفاف قيمتها در آن اعلام شود، بازار سرمايه اين مزيت را دارد و علاوه بر اينها سند پذيرهنويسي و بازارگرداني هست و همه اينها دست به دست هم ميدهند و سرمايه را به صورت شفاف مورد پذيرش بيشتري قرار ميدهند.
رقابت بازار سرمايه و بازار پولي ميتواند در جذب بيشتر سرمايهگذاران تاثيرگذار باشد؟
علاوه بر اينها و اينكه بازا پول و سرمايه ميتوانند رقيب هم باشند اين كار با اين رويكرد كه به بازار سرمايه عمق بيشتري دهند، انجام ميشود الان 80درصد تامين مالي از طريق بازار پولي انجام ميشود و اين افراد و بازيگران با افراد و اركان فعال در بازار سرمايه تفاوت دارند بنابراين شايد به اين طريق ميخواهند توجه مردم را به تامين مالي در بازار سرمايه معطوف كنند كه مردم كم كم به سمت بازار سرمايه بيايند و بدانند كه از طريق بازار سرمايه هم كساني كه به منابع نياز دارند و ميخواهند تامين مالي شوند و هم كساني كه ميخواهند در اين پروژهها شركت كنند و در سود سهيم شوند همه دوست دارند به سمت بازار سرمايه بيايند و كمكم بايد نقش بازار سرمايه با توجه به زيرساختهايي كه كمكم فراهم شده به نظر ميرسد كه بايد اين كار انجام شد چراكه فشار زيادي بر بازار پول وارد است براي تامين مالي و با توجه به مشكلات كنوني در نقدينگي بانكها براي تسهيلاتدهي چون بانكها درحال حاضر جزو سازمانهاي نظام يافته كشور هستند كه به لحاظ تامين سرمايه بتوانند چنين تسهيلاتي را براي سرمايهگذار تامين كنند. يكي از ركنهاي بازار سرمايه مكانيسم عرضه و تقاضاست كه قيمت را تعيين ميكند. زماني كه قيمت از شفافيت بهتري برخوردار باشد و جذابتر باشد طبيعتا آن قيمت مورد قبول قرار ميگيرد و خريداران ميتوانند به قيمت خريد كنند و فروشندگان فروش انجام دهند بنابراين مساله همين اوراق خزانه اسلامي كه آمد ملاحظه ميشود كه حتي كمتر از قيمت اسمي معامله شد.