به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵

پيشينه رويكرد حقوق بين‌المللي به جرايم ضد انسانيت

انسانيت مصدر جعلي از انسان است. تعريف انسان در وهله اول جنبه عيني وجود او را نشان مي‌دهد و در گام بعدي ذهنيت انسان در ارتباط با مفهوم ذاتي او مشخص مي‌شود. انسان بودن و انساني فكر كردن يا به تعبير ديگر «انسانيت» با وجود تفسيرپذيري مفاهيمي تازه نيستند. بديهي است فرهنگ جوامع مختلف تعاريف كم و بيش متنوعي از انسانيت به‌دست مي‌دهند. انسانيت را مي‌توان جلوه پسنديده كشش‌هاي متعالي آدمي به سوي كمال شناخت.
کد خبر: ۶۸۱۸۱
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۹۴ - ۰۷:۰۰

خبر اقتصادی - با رويكرد حقوقي از دو جنبه مي‌توان به انسان‌ها نظر كرد. يكي حقوقي كه انسان‌ها از آن برخوردار هستند. اين حقوق نيز خود به دو دسته تقسيم‌ مي‌شود؛ يكي حقوقي كه به خاطر انسانيت انسان‌ها به آنها بايد تعلق بگيرد و در معاهدات مختلف بين‌المللي بر آنها تاكيد شده است. شايد اعلاميه جهاني حقوق بشر و دو ميثاق بين‌المللي حقوق سياسي و مدني و حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اصلي‌ترين معاهدات بين‌المللي در اين زمينه هستند. ديگر حقوقي كه انسان‌ها بايد از آن بهره‌مند باشند، حقوقي است كه در ادبيات نوين به آنها حقوق شهروندي گفته شده است. حقوقي كه فصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي به آنها اشاره كرده از قبيل حق آموزش، حق رسيدگي‌هاي قضايي و حقوق ديگر اقتصادي و فرهنگي از اين قبيل تلقي مي‌شوند.

رويكرد دومي كه علم حقوق به انسان‌ها كرده است جرايمي است كه ممكن است بر آنها ارتكاب يابد. اين جرايم در علوم كيفري به دو دسته جرايم عليه روح و عقايد انسان‌ها و جرايم عليه جسم و جان آنها تقسيم شده‌اند. انعكاس جرم در حقوق جامعه ملل محدود نيست زيرا از طرفي ابعاد آن بسيار و از سويي نتايج آن گسترده است.



 سرگذشت توجه به جرايم ضدانساني

بي‌ترديد نمي‌توان منكر واكنش وجدان آگاه جامعه بشري در طول تاريخ نسبت به اعمالي شد كه غبار اندوه و ملال بر رخسار انسان نشانده است و او را به تفكر و عكس‌العمل در سركشي‌ها و تجاوزات انسان‌ها عليه يكديگر واداشته است. تاريخ تفكر شاهد صادق اين ماجراست و هرگز از تلاش در جهت واكنش نسبت به اعمال ضدبشري به ستوه نيامده است. در شناخت واقعيت اين اعمال انسان عصر ما بيشتر مديون وسايل ارتباط جمعي است كه ستمگري‌ها را آشكار مي‌كند و تجاوزات را برملا مي‌كند. در دوره‌هاي قديم و قبل از گسترش اين وسايل و به دليل عدم ارتباطات جنايت عليه بشر در محدوده مكاني خاص در نطفه خفه مي‌شد و فريادهاي ستمكشان در حصار قلعه‌هاي جنگي يا زندان‌هاي سهمگين به جايي نمي‌رسيد. در دو جنگ جهاني  به خصوص جنگ جهاني دوم، مطبوعات، راديو و سينما هم‌آوا با ديگر انسان‌‌هاي آگاه توانستند گوشه‌هاي دلخراش جنگ و تجاوز به حريم انسانيت را آشكار كنند و صداي گوشخراش نازيسم را كه مدعي سلطه بر جهان بود به گوش عالميان برسانند و چه به هنگام و چه پس از جنگ، پرده از اعمال جنايت‌كارانه بردارند. نبايد فراموش كرد كه اين رسانه‌ها خود در مواردي نيز بلندگوهاي تبليغاتي زورمداران و شيطان‌صفتان بوده‌اند اما خدمت غالب آنها بر آگاهي انسان‌ها فراموش‌نشدني است. امروز نيز نقش اين وسايل در آشكار كردن جنايات عليه انسانيت و جنايات جنگي با گسترش شبكه‌هاي تلويزيوني و مطبوعاتي فراوان به چشم مي‌خورد. نگاهي كوتاه به آمار اين دوره از ايام خشونت و وحشت در اردوگاه‌هاي نازي‌ها همچنين گواهي يكي از سردمداران جنگ جهاني دوم، بازگوكننده اين جنايات است. در اردوگاه آشويتس، چهار ميليون و 700هزار نفر و در اردوگاه‌هاي تربلينكا، بلزك و ولزك سه ميليون نفر و در اردوگاه لوبلن دو ميليون نفر كشته شدند. گواهي «رودلف هس» از آخرين سردمداران نازيسم و فرمانده اردوگاه «آشويتس» خواندني است. وي در اين مورد اذعان كرده: «در سال 1941 به من دستور داده شد در «آشويتس» تسهيلاتي جهت كشتار جمعي بازداشت‌شدگان فراهم كنم. در اين تاريخ سه اردوگاه كشتار جمعي در تربلينكا، بلزك و ولزك وجود داشت. من از تربلينكا بازديد كردم. فرمانده اين اردوگاه براي كشتار از گاز سمي استفاده مي‌كرد اما من وقتي كشتار در اردوگاه «آشويتس» را شروع كردم از نوعي اسيد استفاده كردم كه بين سه تا 15دقيقه طول مي‌كشيد تا بازداشت‌شدگان را بكشد. وقتي اجساد تخليه مي‌شدند، ماموران اختصاصي ما انگشتران را از انگشتان و طلاها را از دندان‌ها بر مي‌داشتند.»



 موافقت‌نامه لندن

تهاجمات نيروهاي رايش و تجاوزات مكرر به حريم انساني هنگام جنگ جهاني، انديشه اعمال كيفرهاي سنگيني را براي مرتكبان اين جرايم ايجاد كرد. اساسنامه ضميمه موافقت‌نامه سال 1945 منعقده در لندن بين كشورهاي مقابله‌كننده با آلمان هيتلري در ماده c-6 خود سعي كرده تا تعريفي از اين جرايم به دست دهد. به اين منظور كه آنها را از جرايم جنگ تفكيك كند. اما در واقع بيشتر به احصاي اين جرايم پرداخته تا تعريف آنها. برخي از حقوقدانان قايل به ارتباط بين جنايات جنگي و جنايات عليه انسانيت هستند و معتقدند كه با قبول جنايات عليه بشريت به شكل مستقل خطر تسويه‌حساب‌هاي سياسي در سطح جهاني و مداخله كشورهاي مختلف در اين زمينه در امور يكديگر ايجاد خواهد شد. به اعتقاد ديگران نمي‌توان جرايم جنگي را نوعي خاص از جرايم عليه انسانيت دانست. شعبه جزايي ديوان كشور فرانسه نيز بر اين عقيده است. طبق ماده فوق جرايم قتل، كشتار گروهي، به بردگي كشيدن، تبعيد يا هر عمل غيرانساني ديگر نسبت به غيرنظاميان همچنين شكنجه و آزار با انگيزه‌هاي سياسي چه قبل يا در زمان جنگ از جرايم عليه انسانيت است. به عبارت ديگر جرايم عليه انسانيت لزوما مربوط به حالت جنگ نيستند و نه تنها بين افراد مختلف وجود دارند بلكه اين جرايم را بين تبعه يك دولت نيز مي‌توان ديد. اما مي‌توان گفت اين شمارش حصري نيستند و مي‌توان هم‌عقيده با برخي از حقوق‌دانان، جرايم عليه انسانيت را توسعه و آنها را به هرگونه تجاوز عمدي تسري داد.
captcha