به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
چالش‌هاي صادرات محصولات فرهنگي زير ذره‌بين

گردش «تجارت فرهنگ» بر مدار بازاريابي

در دنياي مدرن امروز، كارشناسان اقتصادي بر اين باورند كه «اثر فرهنگي» به «كالاي فرهنگي» تبديل شده است؛ كالايي كه با توجه به نياز مصرف‌كننده توليد مي‌شود و برخلاف اثر فرهنگي صرفا براي ارضاي هنرمند توليد نمي‌شود؛ به همين جهت با توجه به نياز به صادرات كالاهاي فرهنگي از جهت توسعه اقتصادي و فرهنگي، شناسايي محصولات فرهنگي و هنري ايران به ديگر ملل جهان از اهميت بسيار بالايي برخوردار است.
کد خبر: ۶۸۰۳۶
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۰

خبر اقتصادی - در اين ميان پديده جديدي شكل مي‌گيرد با نام «تجارت فرهنگ»؛ تجارتي كه به ظاهر چندان موفق يا به عبارتي ديگر سودآور نيست اما بسياري از كشورهاي توسعه‌يافته با سرمايه‌گذاري در اين مسير و صادرات محصولات فرهنگي خود توانسته‌اند راه 100ساله را در مدت كوتاهي طي كرده و اقتصاد و بازرگاني خود را متحول كنند. در واقع بايد گفت هنرهاي سنتي يكي از مهم‌ترين منابع درآمدزايي و ارزآوري برخي از كشورهاست. براي مثال هند بيش از 4ميليارد دلار از صنايع دستي و هنرهاي سنتي ارزآوري دارد. يك ميليارد آن فقط از نساجي سنتي تامين مي‌شود؛ اين درحالي است كه روزگاري، محصولات نساجي ايران به دنيا صادر مي‌شد اما اكنون صادرات‌ اين صنعت تقريبا صفر شده است. شايد بتوان دليل اين امر را اينگونه عنوان كرد كه دركشور ما، پرداختن به مقوله فرهنگ از بعد سياسي و فلسفي تاكنون، وزن بيشتري را به خود اختصاص داده و دولتمردان را از مقوله مهمي مانند تجارت فرهنگ غافل گذاشته است. صاحب‌نظران اين حوزه معتقدند كه موضوع بسيار نگران‌كننده‌يي كه اكنون، كشورما به همراه بسياري ديگر از كشورهاي جهان با آن روبه‌روست، وجود شكاف بسيار عميق ميان واردات و صادرات فرهنگي است. به بياني ديگر جامعه كنوني ما با وجود برخورداري از منابع و سرمايه‌هاي فرهنگي بسيار غني و سابقه تمدني باشكوه بيشتر مصرف‌كننده فرهنگي است يا توليدكننده فرهنگي.

  صادرات 150 ميليون دلاري صنايع‌ دستي

مسوولان سازمان ميراث ‌فرهنگي كشور درحالي معتقدند كه صادرات غيرنفتي به ‌ويژه صنايع‌دستي بايد جايگزين صادرات نفتي شود كه عضو كميسيون صادرات اتاق بازرگاني ايران به سهم ناچيز صادرات صنايع‌دستي در سبد صادراتي اشاره مي‌كند. اسدالله عسگراولادي، عضو كميسيون صادرات اتاق بازرگاني ايران در گفت‌وگو با «تعادل» مي‌گويد: از 18ميليارد دلار صادرات غيرنفتي تنها 150ميليون دلار مربوط به صادرات صنايع دستي است كه اين موضوع از ضعف عملكرد فاحش صنايع‌دستي خبر مي‌دهد. به گفته وي، موفقيت صادرات صنايع‌دستي در گرو تفكيك صادرات كالاهاي با ارزش و نفيس است. براي مثال در كشورهايي چون هند، چين و سريلانكا، صنايع‌دستي يكي از محورهاي صادرات محسوب مي‌شود، اتفاقي كه در ايران هنوز رخ نداده است. اين درحالي است كه اگر صادرات نداشته باشيم، استقلال و توسعه هم نخواهيم داشت؛ بنابراين نخستين گام در اين راه اين است كه صادرات را از توليد كالاي با ارزش جدا كرده و آن را به 3 قسمت توليد، بازرگاني و صادرات تقسيم كنيم.



  الگوي توسعه صادرات صنايع فرهنگي

عسگراولادي معتقد است كه توليدات فرهنگي به ويژه صنايع دستي براي پيشبرد اهداف خود در حوزه صادرات مي‌تواند با مذاكره با وابسته‌هاي بازرگاني و برگزاري سمينار به سمت عرضه در عرصه‌هاي بين‌المللي برود؛ به طوري‌ كه اين اقدام به عنوان نخستين مرحله مي‌تواند به معرفي صنايع‌دستي در كشورهاي دنيا كمك بسياري كند. وي مي‌افزايد: اگر بخواهيم محصولات فرهنگي كشورمان را به جهان معرفي كنيم بايد هيات‌هايي براي بازاريابي و شناخت بازارهاي هدف اعزام شود تا در كنار نمايشگاه‌هاي بين‌المللي، غرفه‌هاي صنايع دستي و محصولات فرهنگي را تقويت كنند. از سوي ديگر براي آنكه صادرات محصولات فرهنگي و صنايع‌دستي توسعه يافته و به اهداف خود نزديك‌تر شود، لازم است بررسي‌هاي دقيق در هر رشته انجام شود و سرمايه‌گذاري‌ها متناسب با آن صورت بگيرد. در اين راستا نبايد ظرفيت نمايشگاه‌هاي بين‌المللي و پتانسيل‌هاي بالايي كه در جهت برگزاري نمايشگاه‌هاي داخلي و خارجي تاثير دارند، فراموش شوند.



  بازاريابي؛ خلأ اصلي تجارت فرهنگ

اما بدون شك در كنار مشكلات تجارت محصولات فرهنگي و صنايع دستي، موضوع ضعف در بازاريابي اين محصولات از مهم‌ترين مشكلات و چالش‌هاي اين حوزه است. رمضانعلي سبحاني‌فر، عضو كميسيون صنايع مجلس در گفت‌وگو با «تعادل» تجاري‌سازي و بازاريابي را مهم‌ترين راهكار حمايت از صنايع دستي و محصولات فرهنگي در كشور مي‌داند و مي‌گويد: لازم است تدابيري انديشيده شود تا فعالان حوزه صنايع دستي و توليدكنندگان محصولات فرهنگي در كشور به همراه هيات‌هاي اعزامي تجاري براي حضور در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي اعزام شوند؛ چراكه هنرمندان و فعالان اين بخش مي‌توانند نقش مهم و تاثيرگذاري در معرفي محصولات صنايع دستي كشور داشته باشد. وي معتقد است كه مهم‌ترين نكته درباره صنايع دستي و محصولات فرهنگي در كشور اين است كه بايد در مرحله اول از توليد محصولات داخلي كشور حمايت شود كه درحال حاضر اين حمايت وجود ندارد. موضوع ديگر به صادرات صنايع دستي بازمي‌گردد. اينكه درحال حاضر زمينه‌هاي صادرات صنايع دستي فراهم نيست و تا زماني كه شرايط مهيا نباشد، نمي‌توان انتظار بهبود اوضاع را در اين حوزه داشت.



  صنايع دستي؛ كم ‌هزينه اما سودده

بدون شك حمايت‌هاي داخلي و صادرات صنايع دستي راهكار توسعه صنايع دستي و حفظ و نگهداري اين صنايع است. به گفته اين نماينده مجلس، توسعه صنايع دستي به پول چنداني نياز ندارد. صنايع دستي كمترين پول را لازم دارد. براي مثال يك ‌دار قالي چقدر هزينه دارد؟ بنابراين سازمان ميراث فرهنگي بايد تسهيلات و امكانات را براي هنرمندان صنايع دستي فراهم كند. سبحاني‌فر به ايجاد بازارچه‌هاي صنايع دستي و محصولات فرهنگي در شهرهاي مرزي اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اين اقدام نه تنها از قاچاق محصولات فرهنگي جلوگيري مي‌كند بلكه منجر به گسترش ارتباطات فعالان اقتصادي صنايع دستي كشور با كشورهاي همجوار مي‌شود.



  ضرورت تزريق مستمر منابع مالي

مهرزاد متين‌فر، كارشناس صنايع دستي نيز در اين زمينه معتقد است كه تقويت بازاريابي صنايع دستي نيازمند تزريق منابع مالي از سوي دولت يا واگذاري صنايع دستي به بخش خصوصي است و اين امر مي‌تواند بسياري از مشكلات منطقه در زمينه صنايع دستي را حل كند. به گفته وي با توجه به اينكه توانمندي‌هاي بالقوه‌يي در زمينه‌هاي صنايع دستي در كشور وجود دارد، مشكلات زيادي در بازاريابي محصولات پيش روي هنرمندان است. وي با اشاره به اهميت كارگاه‌هاي صنايع دستي در ايجاد اشتغال تاكيد مي‌كند: در يك كارگاه توليدي بالغ بر ۳۰ تا ۳۵ نفر اشتغالزايي شده و با توجه به تورم و فشار اقتصادي موجود، نياز است تزريق مالي در اين بخش انجام شود. همچنين راه‌اندازي يك دهكده توريستي كه مجموعه كاملي از آداب و رسوم هر منطقه را به گردشگر ارائه دهد و در كنار آن شناسايي آداب و رسوم منطقه و ارائه شناسنامه‌يي براي هر يك از صنايع دستي مي‌تواند به ارائه و معرفي بيشتر صنايع دستي و تقويت بازاريابي كمك كند. به نظر مي‌رسد در كشور ما به خصوص در سازمان‌ها و نهادهاي فرهنگي هنوز سوءتفاهم‌هاي زيادي در مورد بازاريابي وجود دارد. ازجمله اينكه بازاريابي را نماد تجارت، سودمحوري و مادي‌گرايي قلمداد مي‌كنند و چندان اقبالي به اين دانش انساني نشان نمي‌دهند.


زهرا فریدزادگان
captcha