در اين گزارش دلايل عدم شكلگيري اوپك گازي همانند اوپك نفتي تشريح شده است. يكي از دلايل آن، چالشهاي ايران، روسيه و قطر عنوان شده است. علاوه بر آن كميسيون انرژي و محيطزيست اتاق تهران نيز در سيزدهمين نشست خود به موضوع «گاز و صادرات آن» پرداخته است. منصور معظمي، رييس كميسيون انرژي و محيطزيست اتاق تهران در اين نشست تاكيد كرده است كه با وجود استراتژي وزارت نفت مبني بر تمركز بر صادرات گاز همسايه به صلاح جمهوري اسلامي است كه به سمت بازار اروپا حركت كند.
منصور معظمي، رييس كميسيون انرژي و محيطزيست اتاق تهران اظهار كرده است كه ايران توان و ظرفيت تبديل شدن به كشور قدرتمند گازي جهان را دارد اما دستيابي به اين مهم، شرط و شروطي دارد. به گزارش «تعادل» به نقل از سايت رسمي اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و كشاورزي تهران معظمي گفته است: «براساس آمار 6 ماهه سال 2015ميلادي، كشورهاي عضو مجمع جهاني صادركنندگان گاز سهم 36.5درصدي توليد اين محصول را در اختيار داشتند درحالي كه طي اين مدت، اين كشورها 46.5درصد صادرات گاز جهان را انجام دادند.» اما آنچه در اين بين شايان توجه است اين است كه سهم ايران در صادرات جهاني گاز كمتر از يك درصد است. طبق گفته رييس كميسيون انرژي و محيطزيست اتاق تهران، ايران سالانه به ميزان 10.12ميليارد دلار گاز از تركمنستان وارد ميكند و حدود 9تا 10ميليارد دلار نيز به تركيه صادر ميكند. البته اندكي از آن نيز به ارمنستان صادر ميشود.
يكي از مباحثي كه مدتهاست مطرح است، بحث صادرات گاز طبيعي ايران به اروپاست. معظمي در اين باره اظهار كرده است: «درحالي كه از منظر صرف اقتصادي، بهتر آن است كه گاز طبيعي را به كشورهاي همسايه صادر كنيم اما از نظر امنيت ملي مناسبتر آن است كه به سمت بازار اروپا حركت كنيم.» بر خلاف اظهارات معظمي وزارت نفت و شخص بيژن زنگنه تاكنون بارها به صراحت اعلام كردهاند كه اولويت صادرات گاز اين وزارتخانه نه كشورهاي اروپايي بلكه همسايگان ايران هستند.
اما ايران در راه صادرات گاز به اروپا با رقيبي سرسخت به اسم «روسيه» يكي از اعضاي جي يي سي اف روبهرو است. به گزارش «تعادل» به نقل از پژوهش مركز تحقيقات استراتژيك، نشست گازي جيييسياف يكي از تاثيرگذارترين مجامع انرژي بود كه در تهران با حضور روساي كشورهاي عضو مجمع كشورهاي صادركننده گاز برگزار شد.
با توجه به شرايط حساس بينالمللي همچنين شرايط سياسي و اقتصادي ايران بعد از توافق هستهيي، اين نشست از اهميت زيادي براي تهران برخوردار بود.
نشست سران جيييسياف اگرچه حول محور مسائل و تحولات بازار گاز است اما به طور طبيعي در حاشيه آن ساير مسائل اقتصادي و سياسي دوجانبه، چندجانبه و بينالمللي نيز مورد بررسي قرار ميگيرد كه از اين جهت نيز با حضور روساي كشورهايي چون روسيه در تهران بسيار مهم ارزيابي ميشود. از آنجا كه ايران قصد دارد سهم خود از بازار گازي در جهان را افزايش دهد اهميت اين مساله دوچندان ميشود.
مجمع كشورهاي صادركننده گاز بيشتر به عنوان يك نهاد مشورتي براي تبادل نظر و اطلاعات درباره مواردي چون بهاي انرژي، طرحهاي توسعه گاز در دنيا، مقولههاي تجاري صادرات گاز، راهها و روشهاي بهبود و ارتقاي سهم گاز در بازار، موافقتنامههاي زيستمحيطي و تاثيرات آنها بر مصرف گاز تلقي ميشود. اما مهمترين محور در اجلاس تهران رايزنيها درباره ارزش بهاي گاز در جهان بود. البته اعضا بارها تاكيد كردند كه همانند سازمان كشورهاي صادركننده نفت خام (اوپك) به دنبال تاثير و نفوذ روي قيمتها به وسيله تنظيم و تعديل توليد نيستند. با اين حال سران برخي كشورهاي مجمع در سخنرانيهاي خود درباره لزوم توافق براي تعيين بهاي گاز سخن گفتند.
غيبت سياسي قطر و امارات
درحالي كه «تعادل» پيش از اين در حاشيهنگاري نشست جيييسياف در تهران به مساله عدم حضور مسوولان رده بالاي كشورهايي مانند امارات و قطر در اين نشست پرداخته بود؛ مركز تحقيقات استراتژيك عدم حضور سران اين كشورها را ريشهدار در «انگيزههاي سياسي» دانسته و نوشته است: «نشست سران مجمع كشورهاي صادركننده گاز در تهران بدون حضور سران قطر و امارات به دليل انگيزههاي سياسي برگزار شد اما با وجود اين تفاسير، نشست موفقيتآميزي بود.
هر چند زمزمههاي بسياري براي تغيير دبيركلي مجمع بود اما دبيركلي محمدحسين عادلي به نمايندگي از ايران براي يك دوره دو ساله ديگر تمديد شد. تحليلگران معتقدند سطح توقع از اين نشست نبايد بالا باشد چراكه اين مجمع با چالشهاي زيادي روبهروست كه مانع تحقق اوپك گازي در حد اوپك نفتي ميشود. همه اين چالشها نيز به عوامل بيروني مربوط نميشوند بلكه عواملي نيز در درون اين سازمان نوپا وجود دارد كه چالش اساسي محسوب ميشود.»
از ديدگاه مركز تحقيقات استراتژيك، نخستين چالشي كه فرا روي مجمع كشورهاي صادركننده گاز قرار دارد، تفاوت اهداف اين سازمان با سازمان كشورهاي صادركننده نفت خام است. علاوه بر آن اهداف اعضاي درون مجمع نيز تفاوت اساسي با يكديگر دارد. براي مثال هر چند ايران، روسيه و قطر به لحاظ ذخاير گازي شباهتهايي به هم دارند اما استراتژيها و رفتارهاي كاملا متفاوتي دارند. روسيه بيش از هر چيزي روي شبكههاي انتقال گاز خود به اروپا سرمايهگذاري كرده است. براي روسيه، نفت و گاز كالاي استراتژيكي محسوب ميشوند و به همين دليل روسيه در اين زمينه اتحادناپذير است.
از طرف ديگر مناسبات نزديك قطر و امارات با امريكا و غرب شايان توجه است. به نظر نميرسد اين كشورها در سياستهاي انرژي غربستيزانه روسيه و ايران مشاركت فعالي داشته باشند. اما ايران درحال حاضر حتي مجبور به وارد كردن گاز از خارج است.
دليل اين واردات كمبود سرمايهگذاري خارجي در صنعت گاز كشور و افزايش تقاضاي داخلي عنوان ميشود. به اين ترتيب مجمع كشورهاي صادركننده گاز نميتواند با استراتژيهاي پيشين اوپك و كنترل توليد، نبض بازارهاي گاز جهاني را در دست خود بگيرد.
قراردادهاي صادرات گاز اصولا براي مدت طولاني بسته ميشوند اما اكثر توليدكنندگان گاز دستخوش بيثباتي سياسي قابل ملاحظهيي هستند كه بر توانايي عرضه آنها تاثير ميگذارد و قابليت اعتماد ميانمدت و بلندمدت به عرضه گاز را با شك و ترديد مواجه ميكند.
علاوه بر آن قيمت بازارهاي منطقهيي گاز مثلا در منطقه شرقي آسيا يا منطقه خاورميانه يا اروپا يا بازارهاي امريكا با يكديگر تفاوت خيلي زيادي دارند. به همين خاطر رسيدن به يك قيمت مناسب و ثابت براي همه مناطق بسيار دشوار است.
امريكا نيز با تقويت روابط با كشورهايي كه مخالف سلطه روسي و ايراني در جيييسياف هستند مثل آذربايجان و تركمنستان، جاذبه مجمع كشورهاي صادركننده گاز را كاهش داده است.
ايجاد بلوك گازي نه تنها براي غرب بلكه از سوي كشورهاي شرق و به ويژه كشوري چون چين هم واكنشبرانگيز بوده است.
چين با تكميل خط لوله گاز طبيعي قزاقستان با دور زدن روسيه همچنين افتتاح خط لوله تركمنستان تلاش داشته است از قرار گرفتن در انحصار چند كشور توليدكننده خارج شود.
تنها كاربرد فعلي مجمع كشورهاي صادركننده گاز آن است كه توليدكنندگان بزرگ گاز در چارچوب اين استراتژي درازمدت، برنامهها و سرمايهگذاري و طرحهاي توليدي خود را مشتركا به گونهيي تنظيم كنند كه با ظرفيت بازارهاي جهاني تناسب داشته باشد و در عين حال موجب كاهش بهاي گاز نشود.
كاربرد سه گانه جييي سي اف براي ايران
مركز تحقيقات استراتژيك اما در پايان 3 كاربرد مهم جييي سي اف براي تهران را به اين شكل توضيح داده است: «به هر حال اين اتحاديه ميتواند از چند جهت براي ايران داراي كاربردي موثر باشد.
نخست اينكه به هر حال مجمع كشورهاي صادركننده گاز به عنوان يك مركز مبادله اطلاعات ميتواند به نوعي به ايران براي فهم درست سياستهاي كشورهاي صادركننده كمك كند.
دوم اينكه ايران فرصت شركت در طرحهاي مشترك براي سرمايهگذاري و بهرهبرداري را به دست خواهد آورد و در نهايت اينكه ايران ميتواند از اين فرصت براي جلب مشتريان جديد استفاده كند. در واقع مجمع كشورهاي صادركننده گاز يك كانال براي جلب سرمايه خارجي ايران در بخش گاز است.»