خبر اقتصادی - هيولاي بيماريها حالا 36-35 ساله است. تخمين زده ميشود كه از زمان نخستين موارد ابتلاي ثبت شده تا به الان، ويروس اچآيوي يا آنچنان كه مردم عادت كردهاند بگويند، بيماري ايدز، چيزي حدود 35 ميليون نفر را در سراسر جهان به كام مرگ كشيده باشد. تا به امروز درماني قطعي براي اين ويروس پيدا نشده و ظاهرا فقط ميتوان به پيشگيري از ابتلا اميد بست. ويروس ايدز ميتواند از طرق گوناگون مبتلا كند، اما در هر حالت نياز به بستري از مايعات بدن انسان و حيوان، مانند خون يااسپرم دارد. اين ويروس سيستم ايمني بدن را از كار مياندازد و بنابراين فرد مبتلا بهشدت مستعد ابتلا به بيماريهاي ديگر، مانند عفونتها و تومورها ميشود و در عمده موارد هم همين دست بيماريها هستند كه او را از پا مياندازند. بخش عمده هزينههاي كنترل و نه درمان ايدز هم در همين بخش صورت ميگيرد. پژوهشهايي كه توسط سازمان جهاني بهداشت انجام شدهاند، نشان ميدهند كه ويروس ايدز روي كاهش رشد اقتصادي كشورها هم تاثير ميگذارد. علاوه بر اين، محدوديت در بيان روشهاي ابتلا و جلوگيري از ابتلاي به ايدز، در كنار خلأهاي قانوني و عدم توجه رسانههاي گروهي به مقوله ايدز، از جمله دلايلي هستند كه به نگاه منفي و تبعيضآميز به اين بيماري دامن ميزنند.
ايدز ميآيد، سرمايه انساني ميرود
امروز گفته ميشود كه يك حامل ويروس اچايوي ميتواند به همان اندازهيي زندگي كند كه يك انسان عادي و سالم زندگي ميكند، اما هزينههاي يك عمر درمان اين بيماري، باري است بر دوش افراد و كشورها. اما آيا ابتلاي به ايدز، تاثيرات اجتماعي و اقتصادي خاصي هم بهدنبال دارد؟ آنچنان كه تجربه نشان داده، شيوع وسيع ايدز در يك كشور ميتواند سرمايه انساني را در آن كشور به نابودي بكشاند و از اين طريق، تاثير بسزايي روي كاهش رشد اقتصادي بگذارد. در واقع پيشبينيها نشان ميدهند كه اين مساله ميتواند به كاهش شديد و واضح رشد اقتصادي و اجتماعي در كشورهايي بينجامد كه جمعيت گستردهيي از مبتلايان به ايدز دارند. يكي ديگر از تاثيرات بلافصل شيوع گسترده ايدز در اين كشورها كه عمدتا در آفريقاي جنوبي و مركزي واقع شدهاند، سقوط شديد متوسط نرخ اميد به زندگي در مردم اين كشورهاست. براي مثال در زيمبابوه، متوسط نرخ اميد به زندگي از حدود 51سال در سال مبدا 1960، به حدود 42 سال در سال 2003 ميلادي رسيد. هر چند ظهور نسل جديد داروهاي كنترلكننده بيماري، تا سال 2011 نرخ اميد به زندگي را مجددا به همان حدود سالهاي 1960 برگرداندند.
افزون بر اين، در نبود لوازم پيشگيري، مواد غذايي مناسب، تجهيزات پزشكي و دارو، نرخ شيوع نيز در اين كشورها بالاتر ميرود. بسياري از افراد مبتلا به ايدز ممكن است قادر به كار نباشند و در كنار آن تا سالهاي پاياني زندگيشان نياز به دريافت داروهاي گرانقيمت مهاركننده بيماري داشته باشند.
قاره سياه ايدز
كشورهاي جنوب صحراي آفريقا بيشترين شيوع ايدز را شاهد هستند. در واقع آفريقاييها نهتنها كمترين سطوح توسعه را تجربه كردهاند، بلكه با مشكلات بسيار فراگير مبارزه با ايدز هم دست در گريباناند. تخمين زده ميشود كه بيش از 60درصد از تمامي مبتلايان به ويروس اچآيوي در اين منطقه زندگي ميكنند در برخي كشورهاي اين منطقه مانند سوازيلند، بوتسوانا و لسوتو، بيش از 20 درصد از افراد بالغ مبتلا به ايدز هستند و در كنار آنها، دست كم 6كشور ديگر هم در همين منطقه هستند كه نرخ ابتلا به ايدز در آنها بيشتر از 10درصد است. در انتهاي سال 2013 و براساس آمار خام مبتلايان به ايدز، آفريقاي جنوبي بالاترين افراد جمعيت زنده مبتلا به ايدز را دارد. حدود 6.3 ميليون نفر از جمعيت 48 ميليون نفري اين كشور پيشرفته آفريقايي به ايدز مبتلا هستند و اين بزرگترين تعداد افراد مبتلا به اين ويروس در ميان تمام كشورهاي جهان است. پس از آن، نيجريه با 3.2 ميليون نفر رتبه دوم اين فهرست را دارد و هند با 1.3 ميليارد نفر جمعيت و 2.1 ميليون نفر مبتلا به ايدز در جايگاه سوم ايستاده است.
اين اطلاعات اما تنها بر اساس تعداد موارد گزارش شده ابتلا به ويروس ايدز است و ميتوان انتظار داشت به دلايل مختلف، تعداد مبتلايان بيشتر از اينها باشد. در بسياري از اين كشورها دسترسي به آمار درست و دقيق در همه موارد با مشكل روبهرو است و به سختي ميتوان آمار مربوط به مبتلايان به ايدز را از اين اصل كلي مستثني دانست.
ايدز چه بر سر GDP ميآورد؟
نتايج پژوهشي كه در سال 2003 انجام شده و رشد سالانه در توليد ناخالص داخلي را در حد فاصل سالهاي 2002 و 2015 اندازهگيري كرده بود، نشان ميدهد رشد واقعي توليد ناخالص داخلي در نبود ايدز، 0.6 درصد بيشتر از حالتي خواهد بود كه درصد اندازهگيري شدهيي از جمعيت به ايدز مبتلا باشند. در همين مدت اما نرخ رشد توليد ناخالص داخلي سرانه 0.9 درصد بيشتر خواهد بود.
در پژوهش ديگري كه توسط سازمان جهاني بهداشت انجام گرفته است، تاثير ابتلاي جمعيت بزرگي از شهروندان كشورهاي جنوب صحراي آفريقا به ايدز بر توليد ناخالص داخلي (GDP) اين كشورها مورد بررسي قرار گرفته است. بازه مطالعه، حد فاصل سالهاي 1990 تا 2025 ميلادي بوده و اقتصاد اين كشورها در اين حد فاصل بررسي شده است. نتيجه اين است كه نرخ رشد اقتصادي در اين كشورها، سالانه بين 0.56 تا 1.47 درصد پايينتر از اندازهيي بوده است كه در نبود ايدز بايد ميبود.
ايدز و مصايبش
بهاره چيتساز كه به عنوان مدير روابطعمومي موسسه سيماي سبز رهايي در زمينه كاهش آسيبهاي اجتماعي ناشي از اعتياد فعاليت دارد، مشكلات جسماني و رواني بيماران مبتلايان به ايدز را وابسته به ميزان پيشرفت بيماريشان ميداند.
وي نقش سازمانهاي مردمنهاد فعال در زمينه مبتلايان به ايدز را ايجاد پايگاه دادهها از افراد HIV مثبت، تشكيل پرونده بهمنظور تشخيص نيازهاي جسماني و رواني اين بيماران و ارجاع آنها به پزشكان و دندانپزشكاني است كه با اين مراكز طرف قرارداد هستند.
علاوه بر اين، از ديگر اقدامات اين مراكز ميتوان به بازديد ماهانه از منزل مبتلايان ايدز، ارائه سبد كالا و همچنين اعطاي وام ازدواج به مبتلايان به ايدز اشاره كرد. علاوه بر اين، چيتساز برگزاري كلاسهاي آموزشي كه ميتواند به افزايش سطح كارآفريني در ميان مبتلايان به ايدز كمك كند را از ديگر خدمات ارائه شده به بيماران مبتلا به ايدز برميشمرد. وي با اشاره به كمكهاي دريافتي از سازمان بهزيستي، تامين مالي خدمات ارائه شده را منوط به كمكهاي مردمي ميداند.
با وجود فعاليت سازمانهاي مردمنهاد و افزايش آگاهي در خصوص ايدز در ميان مردم، چيتساز از عدم تغيير نگاه منفي به مقوله ايدز ميگويد و بيان ميكند: «برخلاف مبتلايان به هپاتيت كه به چشم بيمار نگريسته ميشوند، در باور عمومي همچنان ايدز نوعي جرم تلقي ميشود.»
وي با اشاره به اينكه فرد مثبت ميتواند كاملا بيگناه بوده و بدون ارتكاب هرگونه رفتار پرخطري به ايدز مبتلا شود، نقش رسانههاي جمعي را در تغيير اين نگاه منفي به ايدز بسيار مهم ارزيابي ميكند. «يكي از دلايل عدم تغيير نگاه منفي و تبعيضآميز به مبتلايان ايدز را كمتوجهي رسانههاي گروهي به اين مقوله است.»
اين فعال حوزه ايدز در پايان با بيان اينكه نقش دولت از طريق بازوهايي چون سازمان بهزيستي ميتواند موثرتر و پررنگتر باشد ميگويد: «سوال مبتلايان به ايدز از دولت اين است كه چرا روز جهاني ايدز از تقويم حذف شده است و در رسانهها و عليالخصوص صدا و سيما در حد يك برنامه يك ساعته به اين مقوله پرداخته ميشود؟»
ايدز و خلأهاي قانوني
سپيده عليزاده كه سابقه همكاري با صندوق جهاني سازمان ملل را در كارنامه حرفهيي خود دارد، اكنون 9 سال است كه بهعنوان مديرعامل موسسه نور سپيد هدايت، بهشكلي تخصصي به افراد مبتلا به ايدز مشاوره ميدهد.
وي با اشاره به وجود برخي موانع فرهنگي و اجتماعي، دليل اصلي عدم آمار دقيق در خصوص تعداد مبتلايان به ايدز در ايران را در اين ميداند كه شناسايي ايدز تنها در مورد افرادي امكانپذير است كه براي دريافت خدمات درماني، دارويي يا حمايتي به درمانگاهها يا سازمانهاي مردمنهاد مراجعه ميكنند.
از نظر وي امكان تشخيص ايدز در ميان اقشار مرفهتر به علت عدم نياز اين اقشار به حمايتهاي اجتماعي و ممانعت از خوردن انگ و نگاه تبعيضآميز حاضر به اعلام بيماري خود نيستند، دشوارتر است. اين فعال حوزه كاهش آسيبهاي اجتماعي، نگاه منفي و تبعيضآميز به مقوله ايدز را به حدي ميداند كه حتي خيران را مجاب ميكند تا رغبت چنداني براي كمك به فعاليتهاي مرتبط با ايدز نداشته باشند.
در واقع خدمات ارائهشده بيشتر براي افراد نيازمند و اقشار آسيبپذير جذاب است در حالي كه در تجربه جهاني ايجاد شبكههاي حمايتي گسترده در كنار نگاه غيرتبعيضآميز به مقوله ايدز، خدماتي متناسب با نياز گروههاي خاص ايجاد ميكند.
عليزاده درخصوص پيامدهاي اجتماعي ابتلا به ايدز، پارهيي از اضطرابها را مربوط به مبتلايان، بخش از اين اضطرابها را متاثر از ايدز و بخشي را نيز مربوط به مردم عادي دانست كه در خصوص راههاي انتقال و روشهاي پيشگيري از آن دغدغه و نگرانيهايي دارند.
اين روانشناس طرد شدن از سوي خانواده و آشنايان را در نتيجه عدم آگاهي را از جمله مشكلات روحي بيماران مبتلا به ايدز بيان ميداند كه اين افراد را به سوي رفتارهاي پرخطرتر از جمله كارتنخوابي سوق ميدهد.
عليزاده علت اصلي آمار پايينتر مبتلايان به ايدز در كشورهاي همسايه نسبت به ايران را اقدامات موثرتر در خصوص اطلاعرساني و آگاهيبخشي و نبود محدوديت در بيان راههاي انتقال HIV ميداند و ميگويد: «ما حتي در كلاسهاي آموزشي نيز در بيان برخي مفاهيم و كلمات با محدوديتهاي جدي مواجهايم كه اين مساله نهتنها به افزايش سطح آگاهي كمكي نميكند بلكه بعضا ميتواند به ايجاد كجفهمي نيز منجر شود.»
با اين حال، عليزاده آزادي بيان بيشتر در صحبت كردن از مقوله ايدز را اتفاق خوبي ميداند كه در سالهاي اخير اتفاق افتاده است. وي با شاره به اينكه زماني روزنامهها از درج واژه ايدز در آگهيهاي خود امتناع ميورزيدند، اينكه امروز برخي روزنامهها به مناسبت روز جهاني ايدز، صفحاتي از روزنامه خود را به اين مقوله اختصاص ميدهند را تغيير مثبت و موثري ميداند كه در اين سالها بهوقوع پيوسته است.
عليزاده با بيان اينكه سازمانهاي مردم نهاد نميتوانند حكم منابعي موثق و قابلاعتماد را براي مردم داشته باشند، در خصوص وجود نگاه منفي و تبعيضآميز به مقوله ايدز در ميان عموم، كمتر پرداختن موسسات و نهادهاي دولتي از جمله صدا و سيما به عنوان يك منبع موثق را از جمله دلايل اصلي سطح پايين اطلاعات وآگاهي مردم در مورد مقوله ايدز ميداند و ميافزايد: «آگاهيبخشي در مورد ايدز نيازمند آموزش عمومي و گسترده است و آموزش چهرهبهچهره نميتواند تاثيرگذاري چنداني داشته باشد.» به گفته عليزاده، نقصهاي قانوني مرتبط با موضوع ايدز، مشكلات دو چنداني را براي مبتلايان به آن ايجاد كردهاند.
او از مادران مبتلا به ايدزي مثال ميزند كه در ميانه بارداري شان متوجه ميشوند كه به اچآيوي مبتلا هستند. «قوانين به مادران باردار مبتلا به ايدز اجازه سقط جنين نميدهند و اين مادران كه تازه متوجه بيماري خودشان و كودكشان شدهاند، علاوه بر اضطراب ناشي از بيماري خودشان با احساس گناه انتقال بيماري به كودكشان نيز مواجه ميشوند.»
او ادامه ميدهد: «به دليل خلأهاي قانوني در زمينه سقط جنين، مادران مجبور ميشوند با دور زدن موانع قانوني به اشكال غيرمجاز سقط جنين متوسل شوند كه با مخاطرات بيشتري براي آنها همراه است.»
عليزاده ميافزايد: «در نتيجه تغيير رويكردهاي اقتصادي و سياسي، سازمانهاي حمايتي كه تا پيش از اين نقش حمايتي مهمي براي بيماران مبتلا به اچآيوي داشتند، تغيير رويكرد دادهاند و رغبتشان را براي ارائه كمكهايي مانند تهيه كاندومهاي رايگان براي گروههاي پر خطر از دست دادهاند.»