به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵

تجارت، در سربالايي صعود يا در سرازيري سقوط

مذاكره‌كنندگان در حوزه تجارت جهاني معمولاٌ موفقيت خاصي كسب نمي‌كنند و فقط در مرحله مذاكره مي‌مانند. براي مثال ايالات متحده‌ روي 15 توافقنامه چند‌جانبه تجاري مذاكره كرده است و غير از مذاكرات امريكا-كره كه در سال 2010 نهايي شد هيچ كدامشان به نتيجه نرسيدند. اين نشان مي‌دهد كه نهايي شدن قرارداد همكاري اقيانوس آرام موسوم به «TPP» كه بين امريكا و 11 كشور ديگر صورت گرفته است از اهميت زيادي برخوردار است. اما مشكلات زيادي بر سر راه TPP قرار گرفته است.
کد خبر: ۶۷۸۴۱
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۴ - ۰۴:۳۰

خبر اقتصادی - يكي از آنها تصويب تفرقه‌آميز اين توافق در كنگره امريكا بود كه اكنون هم بحث داغي در رقابت‌هاي انتخاباتي به راه انداخته است. در حالي كه نمايندگان WTO خود را براي نشست نيم سالانه خود در نايروبي آماده مي‌كنند، نمي‌توانند روي اينكه آيا بايد از قرارداد تجاري دوحه عبور كنند يا خير. قراردادي كه در سال 2001 بسته شد و طي 7 سال گذشته براي سرپا ماندن به‌شدت در حال تقلا بوده است.

سهم تجارت بين‌المللي در GDP جهاني طي 50 سال گذشته دو برابر شده است. شاهراه تجارت جهاني اكنون بسيار آزادتر از گذشته است اما هنوز هم مشكلات و محدوديت‌هايي بر سر راه قرار دارد. اگر جامعه جهاني بخواهد كه دوره رشد آهسته پس از بحران مالي 08-2007 را پشت سر بگذارد بايد يك سري از محدوديت‌ها را كنار گذاشته يا حداقل محدوديت‌ها را به روز كند.

قدم اول در اين راه مي‌تواند از بين بردن تصورات غلط در مورد تجارت جهاني باشد. برخي از اين تصورات جديد هستند و برخي ديگر مدتي طولاني‌تر است كه وجود دارند. اين تصورات مي‌توانند پيشرفت را مختل كنند و اگر به ذهن افراد نادرست خطور كنند مي‌تواند باعث گرفتن تصميمات سياسي اشتباه نيز بشود.



 همگرايي

بسياري از كشور‌هاي در حال توسعه از چين و برزيل گرفته تا روسيه، طي چند سال اخير يا شايد بيشتر درتجارت خارجيشان دچار چالش‌هايي شده‌اند. اكونوميست تحليل كرده كه ما تقريبا به پايان دوره همگرايي نزديك مي‌شويم و به دوره‌يي نزديك مي‌شويم كه در آن همگرايي با سرعتي بسيار كم صورت مي‌گيرد. اين يعني بر خلاف آنچه طي 30 سال گذشته اتفاق افتاده بود، درآمد سرانه در كشور‌هاي درحال توسعه با نرخ كمتري از كشور‌هاي توسعه‌يافته افزايش خواهد يافت.

اگر اين تحليل درست باشد، كشور‌هاي توسعه‌يافته، سلطه اقتصادي خود را حفظ و افزايش خواهند داد. اعضاي WTO بايد به جاي نگراني در مورد ظهور چين، برزيل، روسيه و اندونزي تمركز خود را روي اهداف در حال جريان كشور‌هاي توسعه يافته قرار دهند. پيمان دوحه در ادامه اين روند رو به اضمحلال خواهد رفت و تقريباٌ همه فراموش خواهند كرد نقش اين پيمان و اهداف توسعه‌يي آن چه بوده است. از جمله اين اهداف مي‌توان برچيدن يارانه‌هاي محصولات كشاورزي، حذف تعرفه‌هاي كشور‌هاي توسعه يافته، مهيا كردن دسترسي ساده‌تر به دارو و ارائه كمك به كشور‌هاي فقير براي گسترش تجارت بود.

اما بايد گفت اين پايان كار همگرايي نيست. كشور‌هاي در حال توسعه روند خود را ادامه خواهند داد. اين مهم حداقل تا دو نسل آينده ادامه خواهد يافت و اين مشكلات مانعي عمده نخواهد بود. فرايند همگرايي با زير و بم‌هاي وال‌استريت يا تغيير عقيده ژورناليست‌ها تعيين نمي‌شود. همگرايي از دل فاصله عظيم تكنولوژيكي بين كشور‌هاي فقير و ثروتمند برمي‌خيزد و كشور‌هاي فقير با استفاده از آموزش مناسب، حاكميت مناسب و سياست آغوش باز به سرعت ظرفيت جذب روش‌ها پيشرفته خود را افزايش مي‌دهند. اما كاهش مداوم فاصله بين كشور‌هاي توسعه يافته و در حال توسعه ريشه‌هاي جمعيت‌شناسي نيز دارد. طبق مطالعه‌يي كه توسط سازمان ملل صورت گرفته مشخص شده كه كشور‌هاي در حال توسعه طي 35 سال آينده 3/1 ميليارد كارگر جديد را وارد نيروي كار خود خواهند كرد اين در حالي است كه طي اين دوره نيروي كار كشور‌هاي توسعه يافته 100 ميليون نفر كاهش خواهد يافت. تغيير معادلات اقتصادي به نفع كشور‌هاي در حال توسعه، شايد به دليل كاهش قيمت كالا، بالا رفتن نرخ بهره جهاني يا تركيدن حباب مسكن به تاخير بيفتد اما بطور قطع آن را متوقف نخواهد كرد.

حتي در سال 2014 كه سال بدي براي بازار‌هاي در حال ظهور بود، قريب به نصف كشور‌هاي در حال توسعه رشدي بيش از 5‌درصد را در اقتصاد خود تجربه كردند. در مجموع بايد گفت كه سياست‌ها در حوزه تجارت جهاني به اين سمت مي‌رود كه بيشتر به ميل كشور‌هاي در حال توسعه عمل كند و اين نفوذ هر روز بيشتر و بيشتر مي‌شود.



 پايان راه جهاني شدن

از زمان بحران اقتصادي اخير، تجارت جهاني به‌شدت كاهش يافته است و اين تاثير روي GDP جهاني نيز احساس مي‌شود. جاي تعجب ندارد كه مقالات زيادي در مجلات معتبر چاپ شده كه به كند شدن روند «جهاني شدن» اشاره دارند. برخي معتقدند كه روند كاهش تجارت جهاني ناشي از تغيرات ساختاري انجام شده توسط امريكا و تغيير جهت‌گيري چين مبني بر هدف قرار دادن تقاضاي داخلي است. اما بايد دقت كرد كه كاهش سرعت تجارت جهاني ناشي از هر سياست و جهت‌گيري كه باشد ناشي از به پايان رسيدن روند جهاني شدن نيست و اصطلاحاتي مانند «قله تجارت» يا «قله جهاني شدن» در اين بحث موضوعيتي ندارند. در عوض اين كندي ناشي از دوره‌هايي است كه بخش‌هاي متفاوت مانند سرمايه‌گذاري و مصرف در مناطق متفاوتي به خصوص اروپا در اين مورد خاص با آن روبه رو مي‌شوند. در مورد اروپا دليل عمده‌اش اتكاي اين منطقه روي تجارت محصولات نهايي، ماشيني و موادخام است.

بخشي از اين كاهش سرعت تجارت، ناشي از تمام شدن دوره گذار است: انفجار تجارت جهاني در سال‌هاي دهه 90 و اوايل قرن 21 كه ناشي از وارد شدن چين و بسياري از كشور‌ها به بازار‌هاي جهاني بود. شايد بتوان گفت جهان در مرحله پاياني يك انتقال تاريخي قرار دارد اما بطور قطع اين پايان، پايان روند رو به رشد جهاني شدن نخواهد بود. بالعكس، جهاني شدن با افزايش درآمد سرانه كشور‌هاي فقير و وارد شدن هرچه بيشتر افراد در جهان به طبقه متوسط بسيار عميق‌تر خواهد شد. اين روند از بنگلادش تا هند تا نيجريه در ميان انبوهي از جمعيت جهان ادامه خواهد يافت. در كنار آن انقلاب IT مبادله‌پذيري خدمات را به مقدار قابل توجهي بالا مي‌برد، حضور شركت‌ها كوچك در تجارت جهاني افزايش خواهد يافت و اينترنت به عنوان ابزاري فراگير ارائه خدمات را به كوچك‌ترين روستا‌هاي جهان فراهم خواهد كرد.



 نابرابري

 سياست‌هاي مربوط به تجارت معمولاٌ بسيار پيچيده و بحث بر‌انگيز هستند و بسياري از سياست‌گذاران اين حوزه تمام تلاش خود را به كار مي‌گيرند تا اثر رقابت جهاني را بر بخش‌هاي اقتصادي، مناطق و كارگران به حداقل برسانند. اما مردم آگاهند. آنها مي‌دانند كه نسل‌ها طول مي‌كشد كه ضرر وارده به بخش‌هاي مختلف، ناشي از رقابت براي دستمزد پايين‌تر جبران شود.

اقتصاددانان پيشتر بر اين باور بودند كه اثرات ناشي از تجارت، نسبتا كم، موقتي و همچنين مخرب است. اما تحقيقاتي كه در سال 2010 صورت گرفت نشان داد كه افزايش نابرابري درآمدي در ميان كشور‌هاي توسعه‌يافته و در حال توسعه طي چند دهه گذشته نياز به دقت بيشتر و تجديد نظر دارد. آخرين تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد كه نابرابري موجود بيشتر از اينكه ناشي از تجارت باشد ناشي از تكنولوژي (نابرابري در تكنولوژي) است. اما تكنولوژي راه خود را به نحوي از طريق تجارت هموار كرده است و با ايجاد كردن پيوند بين افزايش كارايي و روش‌هاي جديد تكنولوژيكي، نابرابري درآمدي را تشديد كرده است.

تجارت، سرمايه‌گذاري خارجي و تامين منابع از خارج به اضافه فشار ناشي از كاراتر شدن، باعث مي‌شود شركت‌هايي كه بهره‌وري كمتري دارند از بازار حذف شوند يا تكنولوژي‌هاي جديد اختيار كنند تا بتوانند در اقتصاد باقي بمانند. در شرايط مناسب اين خبر خوبي براي رشد و توسعه اقتصاد است. اما در همين حال تقاضا براي كارگران بدون مهارت كاهش مي‌يابد و تقاضا براي سرمايه و برخي از كارگران با مهارت افزايش مي‌يابد. كارگران كم مهارتي كه از كار بي‌كار مي‌شوند در بخش‌هاي ديگر با دستمزد پايين‌تر مشغول به كار مي‌شوند و همين باعث افزايش نابرابري مي‌شود.

براي ارائه راه‌حل براي مشكل افزايش نابرابري لازم نيست كه قرارداد‌هاي تجاري لغو شود يا از ورود تكنولو‌زي جديد و به كار بردن آن جلوگيري كنيم. مي‌توان مذاكرات تجاري را به نحوي انجام داد كه آثار بد تجارت و تكنولوژي تا جاي ممكن كم شود. براي مثال مي‌توان دوره طولاني‌تري براي اجراي يك توافق در نظر گرفت و روي نيروي كار پايه و استاندارد‌هاي محيط زيستي تاكيد كرد. اما بايد توجه كرد كه علاوه بر اهداف تجارت عوامل ديگري مانند اصلاحات اجتماعي، آموزشي و ماليات نيز در كاهش دادن نابرابري نقش مهم و حياتي بازي مي‌كنند و اين كار WTO نيست كه به اين موارد توجه كند. حمايت مداوم سياسي از يك تفاهمنامه تجاري نياز به اين دارد كه سياست‌ها درست و صادقانه نوشته و اجرا شوند بلكه آثار سوء تجارت باعث ايجاد نابرابري بيشتر در كشور‌ها نشود.

 شكست نشست دوحه بعد از 14 سال مزاكره و تلاش، هزينه‌ زيادي بر تجارت چند جانبه جهاني خواهد داشت. در مقاله‌يي كه به وسيله انجمن جهاني اقتصاد منتشر شده است، گفته شده: شركت‌هاي بين‌المللي هر روزه با قوانين جديد محيط كار روبرو هستند. شركت‌هاي سهامي كه توسط امريكا فهرست شده‌اند مي‌بايست اسناد مالي چهار‌گانه را فراهم نمايند و طي اين مدت قريب به 50 بار توسط تحليلگران مورد بررسي قرار گرفته‌اند. در صورتي كه اين شركت‌ها به‌شدت به تجارت جهاني وابسته‌اند و همين ثابت مي‌كند آنچه در درون WTO در ژنو مي‌گذرد برايشان از اولويت بالايي برخوردار نيست. اما بر اساس آمار‌هاي منتشر شده مشخص شده كه WTO اكنون نقشي به مراتب مهم‌تر از گذشته در تجارت جهاني بازي مي‌كند. اين سازمان از زمان تاسيسش 34 عضور جديد گرفته است و اكنون قريب به 98‌درصد تجارت جهاني را در اختيار دارد كه در مقايسه با 80‌درصد اوليه مقدار قابل ملاحظه‌يي به نظر مي‌رسد. طي چند سال گذشته ميزان ميانگين تعرفه‌هاي اعمل شده توسط اعضاي اين سازمان به‌شدت كاهش يافته و همچنين بر اساس تحقيقي كه بانك جهاني انجام داده است كشور‌هايي كه جديداٌ به اين سازمان ملحق شده‌اند و اصلاحات گسترده WTO را به اجرا درآورده‌اند عملكردي به مراتب بهتر از كشور‌هاي قديمي‌تر داشته‌اند. از همه مهم‌تر اينكه كشور‌هايي كه به WTO ملحق شده‌اند تقريباٌ از زمان الحاقشان تجارت خود را بيش از دو برابر افزايش داده‌اند براي مثال چين از زمان پيوستنش به اين سازمان سهم خود را از تجارت جهاني 40‌درصد افزايش داده است.

پيوستن اعضاي جديد به سازمان تجارت جهاني دسترسي‌هاي بازاري را در سراسر جهان آسان‌تر كرده است و بازار براي هم اعضاي جديد و هم اعضاي قديمي قابل پيش‌بيني‌تر شده است.

فراگير شدن قوانين و قواعد WTO نيروي اصلي، پشت رشد بسيار زياد تجارت جهاني قبل از بحران مالي اخير بود. اما در عوض افزايش اهميت تجارت باعث مي‌شود كه قوانين و قواعد WTO بسيار ارزشمند‌تر از گذشته شود. اينجا به يك تناقض بر مي‌خوريم، با وصف اينكه مذاكرات دوحه در سال 2001 آغاز شد، اكنون ديگر از حركت باز ايستاده است و در كنار آن سخن از اهميت يافتن هرچه بيشتر سازمان تجارت جهاني مي‌رود و اينكه بايد اقتصاد در جهان به سمت همگرايي بيشتر برود.



  افسانه‌پردازي

بدفهمي‌‌ها در باب تجارت جهاني ريشه‌هاي متفاوتي دارد. نظراتي در مورد پايان فرايند جهاني شدن يا نهايت همگرايي همه از نفهميدن دوره‌هاي اقتصادي ناشي مي‌شود. اين ايده كه تجارت براي همه خوب است برخاسته از تحليل‌هاي نادرست اقتصادي يا نظريات معيوب سياسي است. اما كساني كه مي‌گويند پايان كار WTO فرا رسيده است با نحوه كار اين سازمان آشنايي ندارند. اينكه شما تجارت را تنها در 161 كشور آزاد مي‌بينيد بخشي به دليل سكون سازماني در WTO و بخشي ديگر به دليل عدم تمايل به تغيير مدلي است كه خوب كار مي‌كند. اما اين همه داستان نيست ترس طرفين مذاكره‌كننده از آزاد گذاشتن تجارتشان فرايند مذاكرات را بسيار پيچيده و فرسايشي مي‌كند براي مثال در دور دوحه قرار بود كه تمام يارانه‌هاي محصولات كشاورزي برداشته شود اما اكنون تقريباٌ اين مساله به فراموشي سپرده شده است.

اصلاحات تجاري چه به صورت مستقل و چه از طريق قرارداد‌هاي منطقه‌يي بين كشور‌ها مانند TPPبسيار ضروري است حتي اگر نهاد‌هاي سياسي لازم براي بنيان‌نهادن آن ناقص يا ناكارا باشد. اصلاحات WTO هرچند كه نسبت به گذشته جايگاه مهم‌تري پيدا كرده‌ است اما اينكه چقدر پايدار باقي خواهد ماند جاي ابهام دارد. كه بيشتر آن مربوط است به رابطه بين قدرت‌هاي بزرگ مانند چين، امريكا و اتحاديه اروپا. اما در نهايت چيزي كه مسلم است اين است كه با محدود شدن تجارت چند جانبه و شكست توافقات تجاري منطقه‌يي جهان پا به مرحله‌يي بسيار خطرناك مي‌گذارد، جايي كه تجارت و سرمايه‌گذاري خارجي بسيار غير‌قابل پيش‌بيني‌تر از آنچه اكنون هست، خواهد شد.


تعادل
captcha