به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
روايت غريب‌گونه از تاسيس اوپك

كتابي كه بايد دو بار خواند

در ذهن ما اين طور القا كرده‌اند كه هر مجمع يا سازماني كه در گذشته تاسيس شده حتما يك هدف «امپرياليستي» داشته است. اما با توجه به تاريخچه تاسيس اوپك مي‌توان به ضرس قاطع گفت كه اين ذهن توطئه‌گر لااقل مشمول سازماني به نام «اوپك» نمي‌شود. اين سازمان با وجود آنكه حكومت اعضاي موسس آن از حمايت بي‌چون و چراي دولت‌هايي مانند امريكا برخوردار بودند اما با هدفي كه در مخيله دولت‌هاي امريكايي و اروپايي نمي‌گنجيد، تشكيل شد و آن هدف مقابله با تماميت‌خواهي شركت‌هاي نفتي امريكايي و اروپايي بود.
کد خبر: ۶۷۸۴۰
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۴ - ۰۵:۳۰

خبر اقتصادی - درباره سازمان اوپك و شكل‌گيري آن كتاب‌هاي گوناگوني نوشته شده است اما به نظر مي‌آيد كه هيچ كتابي به اندازه خاطرات و يادداشت‌هاي نخستين دبيركل آن يعني فواد روحاني نرسد. فواد روحاني نه تنها براي كشورهاي عضو اوپك بلكه براي تمامي شركت‌هاي نفتي نامي آشناست. اين ايراني كه در واقع غيرت ايراني‌اش او را وادار كرده بود با وجود تمامي مشكلاتي كه آمريكوفيل‌ها و انگلوفيل‌هاي ايراني پيش پايش مي‌نهادند، به طوري كه حتي محورهاي مذاكرات را پيشاپيش براي شركت‌هاي نفتي ارسال مي‌كردند، توانست سازماني را در قد و قامت يك نهاد بين‌المللي شكل دهد و اهدافش را پيش ببرد. اين موضوع را به راحتي مي‌توان در كتابي به نام «ناگفته‌هايي درباره سياست نفتي ايران در دهه پس از ملي شدن و يادداشت‌هاي فواد روحاني» كه اخيرا منتشر شده، مشاهده كرد.

اين كتاب در واقع شامل دو بخش است كه بخش دوم آن شامل يادداشت‌هاي پراكنده- البته نه چندان پراكنده- فواد روحاني در دوران دبيركلي‌اش بر سازمان اوپك است.

بخش اول كتاب را غلامرضا تاجبخش و فرخ نجم‌آبادي پژوهش كرده‌اند كه هر دو اينها در زمان تاسيس اوپك يا در كنار فواد روحاني بودند يا به او كمك مي‌كردند. اهميت بخش اول كتاب در اين است كه اين دو-كه از نفتي‌هاي قديم بودند- با موشكافي عميقي به دو دوره تاريخي صنعت نفت جهان به ويژه اعضاي اوپك در قبل و بعد از تاسيس اوپك مي‌پردازند. آنها با دسترسي به اسنادي كه پس از دوره 30ساله ازجمله اسناد وزارتخانه‌هاي امور خارجه فرانسه، انگليس و امريكا منتشر شده‌اند به نحوه برخورد شركت‌هاي نفتي و دولت متبوعشان به تاسيس اوپك سپس سنگ‌اندازي‌هايي كه در راه‌اندازي آن كرده‌اند ازجمله تطميع و تهديد دولت‌هاي كوچك نفتي مي‌پردازند. براي خواننده مطمئنا قابل توجه است كه بدانند كشوري مانند عربستان سعودي تا چه اندازه در راه‌اندازي اين سازمان پافشاري مي‌كرد و در مقابل شركت‌هاي نفتي مانند آرامكو كوتاه نمي‌آمد.

حين خواندن اين كتاب، خواننده متعجب مي‌ماند كه چطور دولت‌هايي كه از حق برابر و دموكراسي حرف مي‌زنند از تاسيس سازماني كه به دنبال تامين منافع كشورهاي عضو خود بودند و اين هم حق مسلم آنها بود، چون منابع مال آنها بود، وحشت زده بودند و كار را به تهديد و تطميع كشانده بودند. در همين ارتباط مي‌توان به نامه فواد روحاني كه در آبان ماه سال 1342 به نخست‌وزير وقت ايران مي‌نويسد، اشاره كرد. او مي‌نويسد«ضمن مذاكرات ديروز آقاي پيج [از طرف كنسرسيوم مامور مذاكره با ايران بود] با توجه به اينكه پيشنهاد كنسرسيوم بسيار از انتظارات اعضاي سازمان دور است متوسل به تهديد گرديد و گفت چنانچه دولت‌ها پيشنهاد ما را قبول نكنند دچار زحمات شديد خواهند شد. عين عبارت او اين بود

‘They will get into serious trouble’ و بعد اضافه كرد كه دولت امريكا به آنها كمك مالي نخواهد كرد و سرمايه‌گذاران خارجي نيز از سرمايه‌گذاري در كشور آنها خودداري خواهند كرد.» (يادداشت‌هاي فواد روحاني-ص 120)

البته كار دولت‌هاي اروپايي و شركت‌هاي نفتي تنها به موضوع سنگ‌اندازي در پيش پاي اوپك نبود آنها حتي درصدد بي‌اعتبار كردن فواد روحاني نزد مقامات و مردم بودند. در سندي كه پس از 30سال افشا شده از سفارت انگلستان در تهران نامه محرمانه‌يي از سوي ميسن[يك مقام ارشد وزارت خارجه انگليس كه در ارتباط با نفت به تهران سفر كرده بود] در چند بند به وزارت خارجه انگليس ارسال مي‌شود كه در بند سوم آن اينچنين آمده بود«نكته ديگري كه واردر مطرح كرد، اين بود كه او سر دنيس رايت [سفير انگليس در ايران] در مورد فواد روحاني نظر كاملا مشابهي دارند. هر دو معتقدند كه روحاني دولت ايران را در مورد شركت‌ها گمراه كرده است. او واقعا فردي غيرقابل اعتماد است. واردر و سفير هر دو در اين فكرند كه بايد راهي يافت تا روحاني را در چشم مردم كشورش بي‌اعتبار كرد.» (ايضا- ص 172)

حال در اين شرايط كه همه به دنبال بي‌اعتبار كردن اوپك و دبيركل آن فواد روحاني هستند تا حدي كه مدعي شده بودند كه كوشش‌هاي روحاني «بر خلاف مصالح ايران است»[ص 172] تاسيس اوپك و قطعنامه‌هايي كه صادر مي‌شد تا شركت‌هاي نفتي را ملزم به خريد به قيمت تعيين شده از سوي كشورهاي توليد‌كننده كنند و در عين حال ميزان توليد از اين شركت‌ها سلب و به كشور داده شود، چقدر سخت بوده است.

در واقع با خواندن اين كتاب، خواننده متوجه مي‌شود كه تاسيس سازمان اوپك با چه فراز و نشيب‌هايي همراه بوده است. در مقطعي كه اعتماد دولت‌ها و كشورها از سوي قدرتمندان جهاني سلب شده بود و دولتي مانند انگليس در خاورميانه هنوز به دنبال تاسيس دولت‌ها و كشورهاي كوچك بود- مانند كويت يا بحرين- سازماني بنا نهاده شود كه توليد انرژي اول جهان را در يد خود داشته باشد، كار كوچكي نبوده است. نيم نگاهي به اوضاع ژئوپليتيك منطقه و بحران‌هاي سياسي آن مقطع حساس بودن كار را تا حدي نشان مي‌دهد.

در سال 1948 يعني 12سال قبل از تاسيس اوپك، كشور اسراييل در منطقه شكل گرفت كه جنگ‌هاي پي در پي در منطقه داشت كه عمدتا به شكست كشورهاي عربي انجاميده بود. مي‌توان گفت يك سرخوردگي عميق در ميان اعراب شكل گرفته بود. در سال 1953 خاورميانه شاهد كودتاي 28مرداد عليه دولت ملي مصدق در ايران بود و به تبع آن كنسرسيوم نفتي در ايران تشكيل شد كه توليد و صادرات نفت را در دست خود داشت و پول نه چندان قابل محاسبه‌يي را در اختيار دولت ايران قرار مي‌داد. اين درحالي بود كه دولت وقت ايران در آن مقطع براي توسعه اقتصادي خود نياز بيشتري به درآمدهاي نفتي داشت. حال در اين شرايط شركت‌هاي نفتي آنچنان قدرت‌نمايي مي‌كردند كه در ماه آگوست 1960 اين شركت‌ها بدون مشورت با كشورهاي توليد‌كننده نفت، بهاي نفت خام خليج فارس را حدود 10سنت در هر بشكه كاهش دادند و به بشكه‌يي 20سنت رساندند. اين اقدام شركت‌ها نگراني كشورها را به‌ شدت افزايش داد. آنها كاهش قيمت نفت را «يك عمل سرنوشت‌ساز» مي‌دانستند كه در «زمينه صنعتي كه تا اين اندازه براي دولت‌هاي مختلف حياتي است نمي‌توان الزامات بازار را جاري كرد.» (ص 36) يكه‌تازي شركت‌هاي نفتي آن قدر بود كه بعد از اين كار عذرخواهي آنها هم بوي متفرعانه مي‌داد به طوري كه نماينده شركت نفت استاندارد نيوجرزي در كنفرانس نفت اعراب چنين گفت«اگر شما عمل ما را نمي‌پسنديد، ما متاسفيم. هر وقت به هر علتي، چه بزرگ و چه كوچك شما با عمل ما مخالفت داريد، ما شرمنده هستيم كه چنين وضعي پيش آمده است. بدون توجه به طبيعت عمل ما كه آيا درست است يا درست نيست، اينكه شما احساس مي‌كنيد آن عمل ناصواب بوده و از درك آن ناتوانيد، خود نقصان كار ما را نشان مي‌دهد.» (ص 36)

در اين شرايط كه سازماني با اتكا به توان خود شكل مي‌گيرد تا با استفاده از ابزارهاي حقوقي بين‌المللي كار خود را پيش ببرد و همه شركت‌هاي نفتي و كشورهاي صنعتي را در مقابل خود مات كند، كار بسيار بزرگي بوده است در بزرگي آن همين بس كه در

50 سال پس از تاسيس اين سازمان، ديگر سازمان يا مجمعي همپاي اوپك در ميان كشورهاي توليد‌كننده درحال توسعه شكل نگرفت.

نكته آخر اينكه كشورهاي تشكيل‌دهنده اوپك توانستند براي نخستين‌بار از تجربه تاريخي خود استفاده كنند و وحدت رويه را شكل دهند. اين نكته به خوبي در كتاب يادداشت‌هاي فواد روحاني آورده شده است. «اما بايد به اين نكته هم [در تاسيس سازمان اوپك] توجه داشت كه ملي كردن صنعت نفت ايران در همان موقع درس عبرتي به تمام كشورهاي منطقه داده بود. نماينده يكي از كشورهاي عربي در كنفرانس سپتامبر 1960 بغداد هنگام تشكيل اوپك صريحا به روحاني گفته بود اگر دكتر مصدق نتوانست هدفش را عملي كند به خاطر آن بود كه شركت بي ‌پي براي جبران كمبود توليد نفت ايران از مناطق همجوار با هيچ مشكلي روبه‌رو نبود.» (ص 37)

مطالعه كتاب «ناگفته‌هايي درباره سياست نفتي ايران در دهه پس از ملي شدن و يادداشت‌هاي فواد روحاني» بدون شك براي هر ايراني و پژوهشگران نفتي ارزشمند است. اين كتاب شايستگي آن را دارد كه حداقل دو بار خوانده شود.


منصور بيطرف

captcha