دشوار است گفتن و نوشتن از قراردادهاي نفتي در ايران و ياد نكردن از پرويز مينا. ملي شدن صنعت نفت در ايران را همه با محمد مصدق و حسين فاطمي كه قرباني دخالت دولتهاي خارجي در تصميمگيريهاي مردم ايران شدند، ميشناسند؛ نميشود كتاب و فيلمي راجع به گذشته ايران يافت كه در آن يادي از اين دو نفر به ويژه دكتر مصدق نشده باشد. حتي اين روزها سريال شهرزاد به كارگرداني حسن فتحي، ياد و خاطره مصدق را بارها و بارها زنده ميكنند. اما آنهايي كه حوزه نفت و گاز را از نزديكتر دنبال ميكنند، ميدانند كه بسياري «ملي شدن واقعي صنعت نفت» را مرهون و مديون تلاشهاي دكتر پرويز مينا ميدانند. كسي كه نيم نگاهي به زندگي و مسووليتهايش نشان ميدهد نفت تا چه اندازه با روح و روان او آميخته شده بود.
خبر اقتصادی - فروردين ماه سال 1306 و در روزگاري كه ناصرالدين شاه در حال طي كردن آخرين سفر فرنگ خود بود، پرويز مينا در تهران متولد شد. جنگ جهاني دوم، سايه خود را بر سرتاسر دوره نوجواني مينا انداخت و او در نهايت در سال 1326 در حالي كه آتش جنگ ديگر سر شده بود، در «آموزشگاه فني نفت آبادان» كه در نبود «دانشگاه صنعت نفت» تنها پايگاهي در كشور براي ارائه اندكي از علوم مرتبط با اين صنعت بود، پذيرفته شد. طبق گفتههاي دكتر عبدالنبي هاشمي رييس دانشگاه صنعت نفت، برنامههاي آموزشي در آموزشگاه فني آبادان توأم با كار بود و دانشجويان كه به عنوان كارمند استخدام ميشدند دو پنجم وقت خود را در آموزشگاه و سه پنجم آن را در پالايشگاه آبادان صرف كارآموزي ميكردند. بدينترتيب پس از يكسال آموزش مقدماتي تماموقت و چهار سال آموزش توأم با كار با درجه كارشناس فني در رشتههاي شيمي نفت، مهندسي پالايش، مهندسي مكانيك و مهندسي برق فارغالتحصيل و عهدهدار مسووليتهاي مختلف، عموما در پالايشگاه آبادان ميشدند. مينا چند سال از عمر خود را به اين ترتيب و در بطن صنعت نفت ايران طي كرد و فعاليت چشمگير و نمرات عالي او در اين آموزشگاه سبب شد تا در پايان دوره آموزشياش راهي ميدلند غربي در بريتانيا شود، دانشگاه بيرمنگام انگلستان در ناحيه بيرمنگام پس از آموزشگاه فني آبادان،پذيراي پرويز مينا شد. به اين ترتيب او در رديف نخستن كساني قرار گرفت كه علم نفت را خارج از مرز و بوم ايران آموختند. مينا 4 سال را در دانشكده سرسبز و بسيار زيباي شيمي بيرمنگام طي كرد، در اين مدت اتفاقهايي در ايران رخ داد كه وضعيت را نسبت به پيش از سفر مينا بسيار تغيير داد، پايان دوره ليسانس مينا دقيقا مصادف با به قدرت رسيدن محمد مصدق در سمت نخستوزيري و نخستين بارقههاي اميد در زمينه ملي شدن صنعت نفت، بود. او در سال 1330 به ايران بازگشت، اما اين بازگشت ديري نپاييد و شخصيت علمي مينا، او را مجاب به سفر دوباره به بريتانيا براي طي مدارج عالي كرد.
اما در سال 1336 و زماني كه پرويز مينا ديگر به «دكتر» پرويز مينا تبديل شده بود، ايران شباهتي به دوران كوتاه حضور او بين دو دوره تحصيلياش نداشت. كودتاي سال 1332 همهچيز را تغيير داده بود و طبق قراردادهاي «كنسرسيوم» كه در سال 1333 ميان ايران و گروهي از شركتها امضا شده بود، شركتهاي نفتي بينالمللي در حال فعاليت در ميدانهاي نفتي ايران، بدون در نظر گرفتن امتيازهاي ايران بودند.
در چنين موقعيتي مينا، بخش توليد و اكتشاف شركت ملي نفت ايران را به دست گرفت. آنطور كه پرويز مينا خود روايت ميكند، سالهاي آغازين فعاليت او در شركت ملي نفت ايران مصادف با 1339 هجري شمسي، نقطه آغازي بر اختلاف نظر ايران با شركتهاي نفتي در قالب «قراردادهاي كنسرسيوم» بود. او در اين باره مينويسد: «در قرارداد كنسرسيوم دو شركت تاسيس شده بود، يك شركت اكتشاف و توليد نفتايران و يك شركت تصفيه نفت ايران. شركت تصفيه نفت ايران مسوول اداره پالايشگاه آبادان بود و تمام تشكيلات آبادان را اداره ميكرد و شركت اكتشاف و توليد نفت ايران كليه عمليات و اداره تمام مناطق نفت خيز را به عهده داشت. اين دو شركت هلندي بودند و در هلند هم به ثبت رسيده بودند. تنها دخالت و حضور شركت ملي نفت در فعاليت آنها دو مديري بود كه به نمايندگي از طرف شركت ملي نفتايران در هركدام ازاين شركتها وجود داشت. در شركت اكتشاف و توليد به ترتيب آقايان نفيسي و مهندس مستوفي و مهندس فرخان و بالاخره خود من نمايندگي داشتيم. در شركت تصفيه دكتر رضا فلاح و مهندس شيوا و مهندس منوچهر فرمانفرماييان شركت داشتند. بنابراين فقط دو مدير دراين شركتها داشتيم كه در جلسات هياتمديره شركت ميكردند، ولي تصميمات اساسي تمام در لندن گرفته ميشد.»
مينا كه در همين سالها رياست بخش توليد در دبيرخانه اوپك را نيز بر عهده گرفته بود، در پي بالا گرفتن اختلاف نظر ميان ايران و شركتهاي نفتي كنسرسيوم، رياست هيات نمايندگي شركت ملي نفتايران در مذاكرات با شركتهاي نفتي را بر عهده گرفت. رياستي كه به واسطه شخصيت برجسته و علمي مينا، منجر به نخستين قرارداد «فروش و خريد» در ايران شد. قراردادي كه در آن حقوق شركت ملي نفت ارتقاي چشمگيري پيدا كرد و به نوعي «مادر» قراردادهايي كه پس از آن در ايران ميان شركت نفت و سرمايهگذاران خارجي بسته شد، تلقي ميشود. تمام اين فعاليتها در كنار هم، مينا را به تاريخچه زنده «قراردادهاي نفتي» و اين صنعت در ايران و حتي جهان بدل ميكند؛ به همين واسطه است كه «دنيل يرگين»، نويسنده كتاب «تاريخ نفت» و برنده جايزه پوليتزر در مجموعه سريال « جايزه: حماسه تلاش براي نفت، پول و قدرت» از دكتر پرويز مينا به عنوان يكي از بازيگران كه به نوعي بازگوكننده «تاريخچه صنعت نفت» هستند، استفاده ميكند. پرويز مينا هرچند در ايران به «چهره ماندگار» تبديل شد؛ اما هرگز نسبت به تلاشي كه براي صنعت نفت ايران و به ويژه «قراردادهاي نفتي» كشيد، مورد تقدير قرار نگرفت. امروز كه از «مدل جديد قراردادهاي نفتي ايران» رونمايي ميكنيم، بايد كلاهمان را به ياد مردي كه 40 سال پيش نخستين خشتهاي اين بنا را گذاشت، برداريم.
مریم حمیدی