خبر اقتصادی - پرستاران يكي از تاثيرگذارترين فعالان حوزه بهداشت و درمان هستند كه فعاليتشان تنها به عنوان يك كار مادي در نظر نگرفته نميشود بلكه احيا و مراقبت از شخص بيمار در تمام جوامع و اديان از ارزش و اعتبار خاصي برخوردار است و به عنوان يك عمل انساني مورد تقدير و ستايش قرار ميگيرد اما خودشان معتقدند دستمزدشان جوابگوي زحماتشان نيست.
آنها 8 سالي ميشود كه پيگير تعرفهگذاري خدماتشان هستند تا بازنگري جدي در درآمدشان صورت بگيرد اما وزارت بهداشت با وجود پيگيريها و درخواستهاي جدي اين قشر اقدام به تعرفهگذاري خدمات پزشكي كرد. حالا ماجرا بالا گرفته است و پرستاران نيز جديتر مطالباتشان را دنبال ميكنند كه به مذاق پزشكان خوش نيامده است و معتقدند پرستاران نبايد خودشان را با آنان مقايسه كنند. پزشكان پيشتر نيز با خواستار تمايز خود با ساير حرف شده بودند. جايي كه صحبت از امنيت شغلي بود و آنان فضاي كارشان را نا امن احساس ميكردند. در حالي كه امنيت، درآمد و حقوق ضمن كار اموري نيستند كه تنها مختص صنف خاصي باشند بلكه ضرورتي است براي تمام فعالان اجتماعي، اقتصادي و سياسي كشور و پزشكان نيز تنها بخش كوچكي از اين جامعه هستند. واكنشها نسبت به درخواست پرستاران متفاوت است اما قطعا روي سخنشان با وزير است و تنها او ميتواند به مطالبات كاري اين گروه پاسخ دهد.
حالا قائممقام سازمان نظام پرستاري كه در واقع سخنگوي اين سازمان هم هست، بار ديگر زبان به انتقاد از موضوعي گشوده كه پيشتر، افراد ديگري در جايگاه او هم به آن اشاره كرده بودند: دليل اين همه اختلاف ميان درآمد پزشكان و پرستاران چيست؟
محمد شريفي مقدم در نخستين نشست خبرياش به بحث ديرين پرستاران در مورد شكاف درآمدي آنها با پزشكان پرداخت. قائم مقام نظام پرستاري با پرداختن به ريشه بداخلاقي پرستاران در ايران و خوش اخلاقيشان در خارج گفت: «گروهي در وزارت بهداشت حاكم شدند كه خود ميبرند و ميدوزند، مثلاً هر روش جديد درماني را سريع اجرا ميكنند ولي الگوهاي موفق پرستاري دنيا را اجرا نميكنند.»
محمد شريفيمقدم، در نخستين نشست خبري خود درباره مشكلات جامعه پرستاري گفت: «پرستاران در 6 ماه نخست خدمت خود مورد خشونت قرار ميگيرند بطوريكه 79 الي 80درصد اين پرستاران با خشونتهاي كلامي و 30درصد نيز با خشونتهاي فيزيكي مواجه ميشوند.»
شريفيمقدم به ريشه اين خشونتها هم اشاره كرد: «پرستاران چون خط نخست پاسخگويي در بيمارستانها هستند در بسياري از مواقع بايد پاسخگوي ضعف مديريت بيمارستاني هم باشند مثلا وقتي شوفاژ بيمارستان خراب است يا پزشك به درستي به وظايفش عمل نميكند اين مسائل باعث ميشود تا تمام اين خشونتها به پرستاران وارد شود. يعني بسياري از حملههايي كه به پرستاران ميشود براثر ضعف وظايفي ديگر گروههاي پزشكي است.»
قائممقام سازمان نظام پرستاري كشور ادامه داد: «با اين وجود به مردم حق ميدهيم ولي مشاهده ميكنيم كه حتي پرستاران در اتاق جراحي نيز مورد توهين كادر پزشكي قرار ميگيرند و اين نشات گرفته از مديريت وزارت بهداشت است. زيرا اداره بيمارستانها علم مديريتي است كه متاسفانه در كشور ما اينگونه نيست. بطوري كه روساي بيمارستانها بايد عضو هيات علمي باشند تا احراز آنان مورد قبول قرار گيرد در حالي كه اين افراد بيشتر دغدغه مطب و جراحيهاي خود را دارند.»
او ادامه داد: «مثلاً در كشور استراليا كه برخي از مديران وزارت بهداشت نيز از بيمارستانهاي آنجا بازديدي داشتند معلوم شد كه بطور نمونه در يكي از بيمارستانهاي مهم آن رييس بيمارستان فوقليسانس پرستاري دارد.»
آنها كه خود ميبرند و خود ميدوزند
قائممقام سازمان نظام پرستاري كشور در ادامه و در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره گلايه مردم و بيماران از برخي رفتارهاي تند، زننده و دور از احترام به اربابرجوع در بيمارستانها توسط پرستاران گفت: «اول اينكه حق را به مردم و بيماران ميدهيم ولي بايد اين سوال را مطرح كرد كه چرا پرستاران ما در بيمارستانهاي كشور بداخلاقي ميكنند ولي همان پرستار در كشورهايي مانند كانادا يا تركيه خوشاخلاق است و پاسخ آن اين است كه چون سيستم مشكل دارد. با وجود اين حق را به بيمار ميدهيم و پرستاران حق بداخلاقي ندارند.» شريفيمقدم افزود: «بنابر اين برگزاري كنگرههاي اخلاق يا موعظه خواندن براي پرستاران جهت خوشاخلاقيشان فايدهيي ندارد زيرا وقتي 30 بيمار را به يك پرستار ميدهيم در حالي كه استاندارد آن 6 بيمار است چه توقعي ميتوان داشت. بارها مشاهده كرديم كه پرستاران تا 2 بامداد در حال فعاليت هستند ولي هنوز غذا نخوردند. طبيعتا اين افراد نيز حقوقي دارند چگونه ميتوان توقع داشت كه پرستاري 15 ساعت كار كند و تاملش كم نشود اگرچه باز هم حق با بيمار است.»
وي ادامه داد: «مثلاً پرستاران حتي اتاق استراحت براي خود ندارند ولي يك استاد علوم پزشكي كه هر 6 ماه يكبار به بيمارستان ميآيد براي خود اتاق استراحت دارد. به هر حال از اين دست مشكلات را بايد ريشهيي دريابيم كه ريشه آن از طرف سياستهاي وزارت بهداشت است.»
قائم مقام سازمان نظام پرستاري كشور در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينكه چطور پرستاران در زمان دفاع مقدس با كمترين امكانات بهترين خدمات را ارائه ميكردند و كمبودها را بر گردن دولتمردان نميانداختند پاسخ داد: «اين حرف را كاملا ميپذيرم بنده نيز دو سال و در حدود 10 عمليات به عنوان پرستار حضور داشتم در جنگ ما با جراحان بر سر يك سفره نان خشك ميخورديم و همه ميدانستيم كه شرايط سخت است ولي امروز اينگونه نيست و بيعدالتي در سيستم حوزه سلامت بيداد ميكند و باعث بيانگيزگي پرستار ميشود.»
شريفيمقدم افزود: «وقتي شما مشاهده ميكنيد در بيمارستان دولتي كه مالكيت و خدمات آن دولتي است جراح يا متخصصي با يك دهم كار پرستار صدبرابر آن درآمد دارد مسلما انگيزه پرستار نيز از بين ميرود يا اينكه چطور وزارت بهداشت هر روش جديد درماني كه در كشورهاي امريكا به روز ميشود را اجرا ميكند ولي هنوز نميخواهند الگوهاي موفق پرستاري خارج از كشور را اجرا و به روز كند.»
معاون وزير قبلي چقدر ميگرفت؟
بحث شكاف درآمدي ميان پزشكان و پرستاران اما قديميتر از اينهاست. در فروردين ۱۳۹۴، حسن غفوري فرد وزير و نماينده سابق مجلس گفته بود: «مدير يكي از بيمارستانها خودش به من گفت فقط ۴۵ميليون تومان كارانه ميگيرم». دكتر ايرج خسرونيا، رييس جامعه پزشكان متخصص داخلي ايران نيز بيشترين كارانهها را مربوط به جراحان قلب و مغز و اعصاب دانسته بود كه ميتواند ماهانه تا ۷۰ميليون تومان هم برسد. در سال ۱۳۹۲ حسن طريقت منفرد وزير سابق بهداشت، اعلام كرد درآمد كاركرد پزشكان در بخش دولتي براي ۱۵۰ ساعت كار ماهانه ۳۴ميليون تومان است.
برخلاف كشورهاي اروپايي و امريكا، هيچ آمار رسمي از درآمد متوسط و همچنين حداقل و حداكثر درآمد پزشكان متخصص كشور از مراجع رسمي مانند وزارت بهداشت، سازمان نظام پزشكي، وزارت كار يا مركز آمار ايران وجود ندارد. در اين زمينه ارقام متفاوتي از سوي دست اندركاران و صاحبنظران در خصوص كارانه پزشكان متخصص در بيمارستانهاي مختلف گزارش شده است. در نامهيي كه 3 سال پيش، از سوي ۶ تن از نمايندگان اقتصاددان مجلس به رييسجمهور در خصوص تعرفه پزشكان منتشر شد، اين نمايندگان ضمن اعتراض به تبعيض درآمد پزشكان با ساير اقشار كادر درماني به ارقام بالاي دريافتي پزشكان اشاره كردند: «دريافتي معاون درمان وزير محترم بهداشت كه متخصص قلب بيمارستان امام حسين(ع) هم هست، در تابستان ۱۳۹۱ ماهانه بين ۶۱ تا ۸۳ميليون تومان بوده است.»
درآمد 100برابري
به گزارش «تعادل»، شريفيمقدم، معتقد است كه ايران اگر نظام سلامتش را از كشورهاي ديگر اقتباس كرده است، شكاف درآمدي ميان پزشكان و پرستاران را هم بايد به همين شيوه پر كند يا دست كم گوشه چشمي به آن داشته باشد. شريفيمقدم پيشتر به «تعادل» گفته بود كه داستان اين شكاف درآمدي، سر دراز دارد. «پرداخت كارانهها از سال 1378 شروع شد و قرار بود بر اساس ميزان تحصيلات پرداخت شود. ما هم توقع نداريم كه پرستاري كه براي مثال تا سطح فوقليسانس تحصيل كرده به اندازه پزشك متخصص كارانه دريافت كند اما موضوع اين است كه اختلاف در پرداخت كارانه به پرسنل درماني به قدري زياد است كه نميتوان توجيهي برايش پيدا كرد.» شريفيمقدم ميگويد كه او و همكارانش در خانه پرستار نظامهاي پرداخت در كشورهاي مختلف را بررسي كردهاند و تقريباً در هيچ كشور و نظام درماني موفقي، به شكافي بر نخوردهاند كه ميان حقوق پزشكان و پرستاران در ايران وجود دارد. «در امريكا اختلاف دريافتي پزشك و پرستار 1.8برابر است، در انگليس و تركيه 2.4برابر، در عربستان سعودي 1.5برابر و در ايران حدود 100برابر است. ما معتقديم اگر نظام سلامت ما كپي شده از روي نظام سلامت اين كشورهاست، چرا در مورد پرداخت كارانه نبايد نيم نگاهي به كاري كه آنها كردهاند بيندازيم؟»
دبيركل خانه پرستار معتقد است كه به دلايل مختلف، دريافتي پرستاران بسيار كم است. «پرستاري جزو مشاغل سخت و زيانآور به حساب ميآيد، چون كه جو بيمارستانها و مراكز درماني، بيماريهاي صعبالعلاج، قرار گرفتن در معرض بيماريهاي مختلف و همه اينها باعث ميشوند كه شرايط كاري پرستار سخت باشد.» شريفيمقدم ادامه ميدهد: «در محيط بيمارستان، پزشك مسوول است و پرستار زيرنظر او كار ميكند، اما اگر اتفاقي براي بيمار رخ بدهد و مثلاً فوت كند، پرستاري كه بالاي سر بيمار است، خودش مسوول مرگ اوست و بايد ديه بدهد. اما عمده اعتراض ما در مورد مسائل مالي است.»
وي مشكل اصلي پرستاران را، تبعيض در ميزان كارانهيي ميداند كه به آنها پرداخت ميشود. «بيماري كه به يك مركز درماني مراجعه ميكند، بابت خدماتي كه دريافت ميكند حقالعمل ميپردازد يا در واقع بيمهها اين حقالعمل را پرداخت ميكنند. از 100درصد پولي كه براي مثال يك بيمارستان از يك بيمار دريافت ميكند، تا سقف حدود 65درصد آن مستقيم به جيب پزشك متخصص بالاي سر بيمار كه عضو هيات علمي باشد ميرود، 10درصد را هم بيمارستان برميدارد و طبق قانون، حداكثر 27.5درصد هم به جيب 93درصد پرسنل باقيمانده آن مجموعه درماني ميرود. يعني در واقع اين 27.5درصد در يك كاسهيي ريخته ميشود كه پرستاران، تكنيسين بيهوشي، دبيرخانه بيمارستان، حراست و حتي انترنها و رزيدنتها هم در آن سهيماند. جالب است كه حتي رزيدنتها كه دستياران پزشكان متخصص هستند هم دريافتي بسيار كمي دارند هر چند در بسياري از پروندههاي پزشكي در بيمارستانهاي دولتي، آنها هستند كه بيماران را ويزيت ميكنند اما در نهايت مهر ويزيت پزشك متخصص پاي كار ميخورد.»
دكتر ابوالفضل جارياني، معاون فني، آموزشي و پژوهشي سازمان نظام پرستاري ايران هم معتقد است كه نظام پرداختها در بخش سلامت كشور عادلانه نيستند. جارياني در گفتوگو با «تعادل»، به نحوه پرداخت كارانه به پرستاران اشاره كرد و گفت: «نظام پرداخت در بخش سلامت در كشور مبتني بر دو شيوه پرداخت حقوق و دستمزد و پرداخت كارانه است و البته بهشدت ناعادلانه. دريافتي پرستاران تنها محدود به حقوق و دستمزد آنها ست كه در بخش خصوصي محدود به دريافتي بر اساس قانون كار است، يعني همان حقوق حداقلي و در بخش خصوصي هم بيشتر از همين حقوق حداقلي نيست. در مقابل، پزشكان علاوه بر دريافت حقوق، كارانههاي تعبيه شده در قانون را هم دريافت ميكنند.» معاون فني سازمان نظام پرستاري ادامه ميدهد: «ما معتقديم كه اين مهم نيست كه پزشكان چندبرابر پرستاران دريافتي دارند، بلكه مهم اين است كه اين دريافتي شفاف و بر يك مبناي مشخص باشد. يعني پولي كه وارد نظام درمان ميشود، بايد با يك توضيح مشخص ميان تيم سلامت توزيع شود.» جارياني هم به همان نسبت دريافتي از كارانه در تيم پزشكي اشاره ميكند كه شريفيمقدم هم در مورد آن توضيح داده بود، يعني همان نسبت 65درصد و 27.5درصدي.
جارياني ادامه ميدهد: «در سال 1386 قانوني در مجلس به تصويب رسيده بود تا 520 خدمت پرستاران تعرفهگذاري شود، اما از آن سال تا به امروز اين قانون به اجرا در نيامده و توضيح هم اين بوده كه تامين مالي اين قانون در حال حاضر امكان پذير نيست. پيشنهاد ما هم اين بوده است كه تامين مالي براي تعرفهگذاري اين خدمات پرستاري از همان منبع افزايش تعرفههايي صورت بگيرد كه در طرح تحول سلامت وجود داشت تا افزايش ديگري در هزينههاي درماني مردم به وجود نيايد.»
خودتان را با پزشكان مقايسه نكنيد!
مراد هاشم زهي عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس در گفتوگو با «تعادل» ميگويد: «اين اقدام پرستاران كه خود را با ساير طبقات مقايسه ميكنند فينفسه اشتباه است. آنها نبايد خود را با افراد فعال در ساير حوزههاي وزارت بهداشت قياس كنند به ويژه پزشكان كه 26 سال از بهترين اوقات عمرشان را صرف تحصيل و كسب دانش كردهاند. پزشكان جز معدود افرادي هستند كه يك سوم عمر مفيد خود را صرف كسب تخصص در رشته تحصيليشان ميكنند و با تعهداتي كه براي كار و ارائه خدمات در مناطق محروم دارند سختيهايي متحمل ميشوند كه قابل قياس و سنجش با پرستاران نيست. اين نماينده مجلس معتقد است پزشكان و اعضاي هيات علمي نيز حقوق و مزاياي در خور شان و زحماتشان دريافت نكردهاند و جايي براي اعتراض پرستاران باقي نميماند.»
هاشم زهي در ادامه پيشنهاد كرد تا پرستاران خواسته ايشان را به شيوه منطقي و بدون قياس با پزشكان مطرح كنند. به گفته اين نماينده مجلس كه خود نيزاز جامعه پزشكان است بعد از سالها با تدوين و ويرايش كتاب تعرفهگذاري خدمات، تا حدودي زحمات پزشكان ديده شد. اما تعرفهگذاري خدمات پرستاران كه خواسته پرستاران كشورمان است تنها در برخي از كشورهاي دنيا انجام شده و آنان تاكنون چنين درخواستي به مجلس ارائه نكردهاند و به صراحت ميتوان گفت خلأ قانوني در اين رابطه نداريم و دستمزدي كه دريافت ميكنند متناسب با اموري است كه انجام ميدهند چرا كه حقوق كسي ناديده گرفته نميشود. وي رد پاسخ به اين سوال كه دستمزد ميلياردي برخي پزشكان را كه توسط يكي از نمايندگان مجلس مطرح شد تاييد ميكنيد يا تكذيب گفت: بهشدت تكذيب ميكنم. دستمزد پزشكان به گونه ايست كه آنان از پس مخارج اوليه زندگيشان بر نميآيند و اغلب وادار به شغل دوم ميشوند.
«بازار» و مدعاي تخصيص بهينه
بر اساس نظام اقتصادي بازار، اين جامعه يا به عبارت بهتر خريداراناند كه مشخص ميكنند كدام گروه يا كدام صنف بايد درآمد بيشتري داشته باشد. درآمد يك بازيكن فوتبال از يك استاد دانشگاه بيشتر خواهد بود چرا كه عده بيشتري حاضرند بابت دريافت خدمات از اولي (مشاهده مسابقه فوتبال)، به او پول بپردازند. اين همان خط استدلالي است كه غالباً در توجيه بالاتر بودن درآمد پزشكان در قياس با پرستاران و ساير اقشار اجتماعي آورده ميشود. گفته ميشود آنها بيشتر پول در ميآورند چون مردم به آنها بيشتر نياز دارند و حاضرند بابت سلامتشان پول بيشتري خرج كنند. كميت اين استدلال اما در چند جا لنگ است.
نخست اينكه تعرفههاي خدمات پزشكي در اينجا نه توسط «بازار» كه توسط دولت تعيين ميشود و هر چند ممكن است در مواردي پايينتر از چيزي باشد كه ممكن است در بازار تعيين شود، اما به دليل ايجاد نوعي انحصار، قيمتي پايينتر از اين تعرفههاي اعلامي هم متصور نيست. دوم آنكه بر اساس همان منطق بازار، مردم به خدمات پرستاري هم به همان ميزان نياز دارند كه به خدمات پزشكي و حتي شايد نياز به خدمات پرستاران بيش از نياز به خدمات پزشكان باشد. با اين همه در اين مورد هم اين دولت است كه با تعيين «سقف» دستمزد، در «بازار» مداخله كرده و بنابراين امكان دست آويزي به استدلالي كه ميگويد بازار تعيينكننده نياز به خدمات مختلف در جامعه است، در اينجا هم منتفي است.
تفاوت درآمدي ميان پزشكان و ساير كادر درماني در بيمارستانها و مراكز درماني افزون بر اين ميتواند منجر به افزايش اشتباهات درماني در كادر درمانيي شود كه درآمدشان از پزشكان پايينتر است.