به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
روبات‌هايي جايگزين انسان

هوش مصنوعي چگونه زندگي ما را تغيير خواهد داد

در چند سال اخير هوش مصنوعي به موضوع مورد علاقه فيلم‌هاي هاليوودي و بحث داغ مجامع علمي تبديل شده است. از اظهارنظرهاي «ايلان ماسك» و «استفان هاوكينگ» گرفته تا فيلم‌هاي سينمايي، نگاه غالب به آينده همراه با ترس است. اما به راستي هوش مصنوعي چگونه آينده ما را تغيير خواهد داد؟ آيا در رسيدن به مدينه فاضله به انسان كمك مي‌كند يا جهنمي روي زمين برپا خواهد كرد؟ با زوميت همراه باشيد.
کد خبر: ۶۷۰۶۶
تاریخ انتشار: ۰۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۷

خبر اقتصادی - اگر طي يكي، دو سال گذشته رسانه‌ها را دنبال كرده باشيد، متوجه خواهيد شد كه به عقيده خيلي‌ها تنها چند سال تا نابودي انسان به دست هوش مصنوعي فاصله داريم. از انتقام‌جويان جديد گرفته تا فيلم‌هاي هاليوودي، همه بر اين نكته تاكيد دارند كه جداي از اينكه چه نوع هوش مصنوعي ظرف چند دهه آينده توسعه پيدا خواهد كرد. اما آيا اين همه ترس از ماشين‌ها منصفانه است؟

وقتي از عبارت هوش مصنوعي (AI: Artificial Intelligence) صحبت مي‌كنيم، منظور دقيقا چيست. از زمان معرفي مفهوم كامپيوترهاي «خودآگاه» در سال ۱۹۵۵ توسط پدر هوش مصنوعي جان مك‌كارتي، تعريف دقيق عبارت هوش مصنوعي بارها مورد بازنگري قرار گرفته است.

قبل از هر چيز بايد بدانيد آنچه امروزه به هوش مصنوعي مشهور است به دو دسته «ANI» و «AGI» تقسيم مي‌شود.

اولي مخفف Artificial Narrow Intelligence (هوش محدود مصنوعي) است و معمولا به آن «هوش مصنوعي ضعيف» هم مي‌گويند. اين نوع هوش مصنوعي تنها مي‌تواند در يك حيطه محدودي از تخصص فعاليت كند. براي مثال مي‌توان به آبي بزرگ (Big Blue) اشاره كرد. ابر كامپيوتري كه IBM در سال۱۹۹۷ ساخت تا بزرگ‌ترين شطرنج‌بازان جهان را شكست دهد. آبي بزرگ يك كار را بسيار عالي انجام مي‌دهد: شكست انسان در شطرنج. اما تخصص آن به همين مورد محدود مي‌شود.

شايد تا به حال متوجه اين موضوع نبوده باشيد، ولي همين حالا هم توسط هوش مصنوعي ضعيف يا ANI محاصره شده‌ايم. ماشين‌هايي كه عادات جست‌وجوي شما در گوگل را ردگيري مي‌كنند و براساس هزاران متغير مختلف تبليغات مناسب را براي شما به نمايش در مي‌آورند، براساس ANI‌هاي ابتدايي ساخته شده‌اند كه در طول زمان سلايق شما را ياد مي‌گيرند. مثال ديگر فيلترهاي هوشمند سرويس‌هاي ايميل براي پاكسازي اينباكس شما از اسپم است. سيستم‌هايي كه در يك لحظه بين ميليون‌ها پيام به جست‌وجو مي‌پردازند و تصميم مي‌گيرند كه كدام يك واقعي است و كدام بايد حذف شود. ANI  نسخه مفيد و نسبتا بي‌ضرر هوش ماشين است كه مي‌تواند به تمام بشريت سود برساند؛ زيرا اگرچه قادر به پردازش ميلياردها عدد و درخواست در يك زمان است، اما همچنان مقيد به عمل در يك حيطه خاص است كه آن عملكرد هم محدود به تعداد ترانزيستورهايي است كه ما به آن اجازه مي‌دهيم داشته باشد. در سمت ديگر، هوش مصنوعي‌اي كه نگراني بسياري را بر انگيخته است «Artificial General Intelligence» (هوش عمومي مصنوعي) يا به اختصار AGI است.

ساختن چيزي كه حتي با كمي اغماض بتوان نام AGI بر آن گذاشت مي‌تواند بزرگ‌ترين دستاورد علوم كامپيوتر باشد و اگر روزي به آن دست پيدا كنيم، همه زواياي جهاني را كه مي‌شناسيم را تغيير خواهد داد. موانع زيادي براي رسيدن به هوش مصنوعي برابر با ذهن انسان وجود دارد. يكي از موانع اين است كه هرچند شباهت‌هاي زيادي بين نحوه عملكرد مغز ما و شيوه پردازش اطلاعات توسط كامپيوترها وجود دارد، اما وقتي نوبت به تفسير اطلاعات مانند مغز انسان مي‌رسد، ماشين‌ها عادت بدي دارند كه بيش از حد به جزييات توجه مي‌كنند. شايد حكايت كسي كه براي تفريح به طبيعت رفته بود و «درخت‌ها نمي‌گذاشتند جنگل را ببيند!» به خوبي توصيف‌كننده اين وضعيت باشد.

 هوش مصنوعي از انسان عقب‌تر است

وقتي واتسون، ابركامپيوتر IBM، بعد از خواندن ديكشنري اربن (Urban Dictionary) ياد گرفت فحش بدهد، ما تازه به درك درستي از اين موضوع رسيديم كه تا رسيدن به هوش مصنوعي‌اي كه قادر به مرتب‌سازي جزئيات تجربيات انساني و ساختن تصوير دقيقي از آنچه آن را «فكر» مي‌ناميم، بسيار فاصله داريم.

طي مراحل توسعه واتسون، مهندسان در آموزش الگوي طبيعي گفتار، براي اينكه حرف زدن واتسون بيشتر شبيه گفتار خودمان باشد تا گفتار خام كامپيوتري با جملات كامل و دقيق، به مشكل برخوردند. براي حل اين مشكل آنها با خود فكر كردند كه ايده خوبي است كه ديكشنري اربن (ديكشنري آنلاين شامل لغات و اصطلاحات كوچه بازاري) را روي بانك‌هاي حافظه واتسون اجرا كنند. بعد از انجام اين كار بود كه واتسون در يكي از آزمايش‌ها به يكي از اعضاي تيم فحش داد.

معماي اصلي اين است كه باوجود اينكه واتسون مي‌دانست آنچه مي‌گويد فحش است و فحش دادن توهين‌آميز است، اما نمي‌دانست چرا نبايد از آن كلمه استفاده كند. اين مساله موضوع مهمي است كه هوش محدود مصنوعي (ANI) امروزي را از هوش عمومي مصنوعي (AGI) آينده متمايز مي‌كند. گرچه اين ماشين‌ها مي‌توانند مطالب را بخوانند، جمله بنويسند و حتي شبكه عصبي يك موش را شبيه‌سازي بكنند، اما وقتي موضوع تفكر انتقادي و مهارت‌هاي قضاوت مطرح مي‌شود، هوش مصنوعي امروزي به طرز تاسف باري از ما انسان‌ها عقب است.

فاصله بين دانستن و فهميدن بسيار است و افراد بدبين هم با اشاره به همين موضوع استدلال مي‌كنند كه تا خلق هوش مصنوعي‌اي كه خودش را بشناسد (همانطور كه ما متوجه وجود خودمان هستيم و خودمان را مي‌شناسيم) فاصله زيادي داريم. خودآگاهي يك حوزه بسيار بزرگ و پيچيده است؛ حوزه‌يي كه نه مهندسين كامپيوتر و نه روان‌شناسان نمي‌توانند ادعا كنند كه به‌طور كامل بر آن تسلط دارند. چه چيزي است كه باعث مي‌شود يك موجود خودآگاه باشد؟



 آيا واقعا بايد نگران باشيم؟

حالا كه دقيقا با مفهوم هوش مصنوعي و انواع آن آشنا شديم و باتوجه به اينكه ممكن است اين سيستم‌هاي هوشمند بخشي از زندگي ما را در آينده تشكيل دهند، سوال اينجاست كه آيا بايد نگران باشيم؟ پس از داغ شدن بحث هوش مصنوعي ظرف يكي دو سال گذشته بسياري از بهترين دانشمندان، مهندسان و كارآفرينان دنيا هم درباره آن اظهارنظر كرده‌اند تا تصوير واقع‌بينانه‌تري نسبت به هاليوود از چند دهه آينده ارائه كنند.

از يك طرف كساني مثل ايلان ماسك، استفان هاوكينگ و بيل گيتس ما را از آينده هوش مصنوعي مي‌ترسانند و بدون ارائه راهكاري، عقيده دارند كه در قطعيت نابودي بشريت به دست هوش مصنوعي شكي نيست و تنها بحث زمان مطرح است.

هاوكينگ در نامه‌يي سرگشاده به جامعه هوش مصنوعي مي‌نويسد: «مي‌توان متصور بود كه روزي چنين تكنولوژي در بازارهاي مالي از ما باهوش‌تر، در زمينه تحقيقات از ما خلاق‌تر و از لحاظ سياسي و در رهبري كردن انسان‌ها از خودمان هم زيرك‌تر باشند و همچنين سلاح‌هايي بسازد كه حتي قادر به درك آنها نيستيم. تاثير كوتاه‌مدت اين هوش مصنوعي به اين بستگي دارد كه چه كسي آن را كنترل مي‌كند و تاثير بلندمدت آن به اين بستگي دارد كه آيا اصلاً مي‌توان آن را كنترل كرد يا نه!»

در سمت ديگر خيلي‌ها نويد از آينده‌يي روشن مي‌دهند. در اين ميان مي‌توان به آينده پژوهاني مثل «ري كورزوايل»، محقق ارشد مايكروسافت «اريك هورويتز» و موسس اپل «استيو وزنياك» اشاره كرد. هاوكينگ و ايلان ماسك هر دو از بزرگ‌ترين ذهن‌هاي معاصر هستند كه زير سوال بردن پيش‌بيني‌هاي آنها از آينده و تاثيرات مخرب تكنولوژي كار آساني نيست. وارد شدن به اين قلمرو را (كه هر كسي جرأتش را ندارد) به استيو وزنياك دوست داشتني بسپاريد.

وقتي از او پرسيده شد كه ابرهوش مصنوعي چگونه آينده بشريت را تهديد خواهد كرد، وزنياك اينگونه پاسخ داد: «آيا ماشين‌ها با ما مثل خداي‌شان برخورد خواهند كرد؟ آيا مثل حيوانات دست‌آموز براي آنها خواهيم بود و آيا ما را مثل مورچه‌هايي كه روي آنها پا مي‌گذاريم خواهند ديد؟ مطمئن نيستم، ولي وقتي فكر اينكه قرار است براي ماشين‌هاي هوشمند مانند يك حيوان دست‌آموز باشم از ذهنم عبور مي‌كند... خب... سعي مي‌كنم با سگ خودم خيلي خوب رفتار كنم.»

اينجاست كه به يك معضل فلسفي بسيار ناخوشايند برخورد مي‌كنيم كه در مورد آن اجماعي وجود ندارد: آيا ابر هوش مصنوعي ما را مثل حيوانات خانگي بي‌ضرر خواهد ديد و از ما مراقبت و با ما بازي خواهد كرد يا ما را مثل آفات ناخوشايندي مي‌بيند كه سزاوار مرگي سريع و بي‌درد هستيم؟

هرچند ادعاي دانستن آنچه در ذهن «توني استارك دنياي واقعي» مي‌گذرد احمقانه‌ است، اما وقتي ايلان ماسك و دوستان ما را از خطر هوش مصنوعي بر حذر مي‌دارند، منظور آنها چيزي مثل ترميناتور يا اولتران نيست.

حتي با سطح بالاي تكنولوژي كه به آن دست پيدا كرده‌ايم، روبات‌هاي امروزي به زحمت با سرعت چند كيلومتر بر ساعت راه مي‌روند و هنگام رسيدن به موانع گيج شده و به طرز خنده‌داري زمين مي‌خورند. هرچند ممكن است كساني به قانون مور اشاره كنند و با تعميم آن به روباتيك، سرعت بالاي پيشرفت را به ما يادآور شوند، بد نيست نگاهي به آسيمو هم بيندازند. روباتي كه تقريبا ۱۵سال پيش معرفي شد و با گذشت مدت زمان طولاني هنوز پيشرفت چشمگيري نداشته است.

باوجود تلاش زيادي كه در زمينه روباتيك در حال انجام است، سرعت پيشرفت آن به هيچ‌وجه با مدل پيشرفت تصاعدي تراشه‌هاي كامپيوتري قابل قياس نيست. روباتيك با محدوديت‌هاي فيزيكي از جمله ميزان انرژي قابل ذخيره در باتري، طبيعت و ذات مكانيسم‌هاي هيدروليكي و كلنجار رفتن مداوم و بي‌پايان با مركز ثقل مواجه است.

هرچند هنوز به‌شدت روي بسياري از جنبه‌هاي هوش مصنوعي اختلاف نظر وجود دارد، اما به نظر مي‌رسد كه بسياري از دانشمندان و مهندسان حوزه هوش مصنوعي بر اين موضوع اجماع دارند كه خطر اصلي‌اي كه ما را تهديد مي‌كند افتادن در دام راحتي‌هايي است كه دنياي هوش مصنوعي مي‌تواند براي ما فراهم كند، نه اينكه اسكاي‌نت پا به دنياي واقعي بگذارد و با ارتشي مسلح به دنبال نابودي ما باشد. بنابراين احتمال اين وجود دارد كه افول نهايي بشريت ناشي از پيشرفت آهسته و پيوسته ما به سوي خلق موجودي عظيم و ناشناخته نباشد. بلكه بيشتر اين احتمال وجود دارد كه سقوط انسان نتيجه ناخواسته برخورد «غرور و تكبر» آدمي از يك سو و «ابتكار و خلاقيت» او از سوي ديگر باشد كه موجب بروز تكينگي تكنولوژيك خواهد شد.



 واقعيت يا تخيل

بستگي دارد از چه كسي بپرسيد. در هر صورت سوال ما نبايد اين باشد كه «آيا هوش مصنوعي به واقعيت خواهد پيوست يا نه؟» چرا كه جواب مثبت است و هيچ‌كدام از ما قادر به جلوگيري از آن نيستيم. با توجه به جوانب مختلف، سوال اصلي (كه پاسخ به آن چندان راحت نيست) اين است كه «آيا هوش مصنوعي نسبت به ما ترحم خواهد داشت؟»

حتي بعد از پيوستن بعضي از بزرگ‌ترين مغزهاي متفكر معاصر به اين بحث، اينكه هوش ماشيني طي ۲۰، ۳۰ يا ۵۰سال آينده به چه صورت خواهد بود همچنان در هاله‌يي از ابهام است. چرا كه با هر بار معرفي يك تكنولوژي جديد ساخت پردازنده‌، يا كشف مواد جديد براي ترانزيستورها، آنچه به عنوان مقوله هوش مصنوعي مي‌شناسيم تغيير ماهيت داده و به چيز كاملا متفاوتي تبديل مي‌شود. ادعاي اينكه دقيقا بدانيم كه چه اتفاقي خواهد (يا نخواهد) افتاد مانند پيش‌بيني اين است كه در تاس انداختن بعدي كدام دو عدد رو خواهند شد.

چيزي كه با اطمينان مي‌توان گفت اين است كه در آينده نزديك اگر به خاطر پر شدن جاي شما توسط يك روبات از كار بي‌كار شديد، چندان شوكه نشويد. براساس تحقيقي كه در سال گذشته در اجلاس هوش مصنوعي در كبك كانادا صورت گرفت، كمتر از نيمي از شركت‌كنندگان بر اين باور بودند كه هوش مصنوعي واقعي قبل از سال۲۰۲۵ ظهور خواهد كرد. درحالي كه بيش از ۶۰درصد شركت‌كنندگان گفتند كه حداقل تا سال۲۰۵۰ بايد منتظر بمانيم.  تاثير كوتاه‌مدت هوش مصنوعي به اين بستگي دارد كه چه كسي آن را كنترل مي‌كند و تاثير بلندمدت آن به اين بستگي دارد كه آيا اصلا مي‌توان آن را كنترل كرد يا نه!

صحبت از يك تاريخ دقيق براي ظهور هوش مصنوعي كمي شبيه اين است كه بگوييم ۳۴سال آينده در چنين روزي باران خواهد باريد. فاصله زماني بين دستيابي به يك هوش عمومي مصنوعي (AGI) واقعي و ظهور ابرهوش مصنوعي (ASI) پيشرفته آنقدر كم است كه همه‌چيز يا بسيار درست پيش خواهد رفت يا به طرز وحشتناكي غلط! و تمام اين اتفاقات به‌شدت سريع رخ خواهند داد. اگر چه ما انسان‌ها از لحاظ تكنولوژيك به پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌يي دست پيدا كرده‌ايم و براي مثال با رايانش كوانتومي فاصله چنداني نداريم و اسمارت‌فون‌هايي كه مي‌سازيم بسيار پيشرفته هستند، اما هنوز در ابتداي راه درك اينكه «چرا» اينگونه درباره مسائل مختلف فكر مي‌كنيم يا اينكه خودآگاهي از كجا مي‌آيد هستيم.

تصور اينكه تصادفا هوش مصنوعي‌اي بسازيم كه مملو از خطاها و نقصان‌هاي تكاملي خود ما انسان‌ها باشد (قبل از اينكه حتي بدانيم چه چيزي ما را «انسان» مي‌كند) از آن قبيل كارهاي جنون آميزي است كه مختص ما انسان‌هاست.


مرجان محمدی
captcha