دوستي رسانهيي به شوخي برايم نوشته «با تلاشي كه در تلگرام و اينستاگرام براي انتشار اخبار و گزارشهاي اقتصادي داريد، اطمينان داريم كه نفوذي ما در اتاق ايران هستيد.»

و من در پاسخ برايش نوشتم: «اشتباه نكنيد، شماها همه نفوذي اتاق ايران در رسانهها هستيد.» از شوخي گذشته در ميان افراد و گروههايي كه روزانه با آنها سروكار دارم، با اصحاب رسانه بسيار احساس نزديكي ميكنم. بيشتر خبرنگاراني كه با من در ارتباط هستند، جوانند و پرتلاش. صريحاند و زيرك. حساسند و خوشخلق و به تبع آن، من هم در برخورد با آنها احساس راحتي ميكنم. واقعيت آن است كه ايران از حيث تعداد و حتي شمارگان روزنامههاي اقتصادي هم سرآمد بسياري از كشورهاي منطقه است. تركيه متحول شده و امارات توسعه يافته و پاكستان در حال توسعه و حتي مالزي و اندونزي پيشتاخته هم به اندازه ما رسانه اقتصادي ندارند. با اين حال ژورناليسم اقتصادي ما از چند عارضه رنج ميبرد كه اميدوارم در دوره جديد و فضاي پس از تحريم شاهد بهبود آن باشيم. نخست آنكه بپذيريم خطاي رسانه امري است طبيعي. پس با يك خطا درصدد آن نباشيم كه «فتيله»اش را پايين بكشيم. بپذيريم كه رسانه يك بنگاه است و بنگاه نياز به انباشت سرمايه و امنيت سرمايهگذاري دارد. به رسانه بخش خصوصي اعتماد كنيم و اجازه بدهيم سرمايهگذاران وارد اين حوزه شده و با ورود تكنولوژيهاي جديد، اين صنعت را متحول كنند. يارانهها و انواع دخالتها، رسانههاي ما را وابسته و فضاي فعاليت آنها را غيررقابتي كرده و لازم است اين دولت، تحول تازهيي در اقتصاد سياسي اين حوزه ايجاد كند تا تخصيص سياسي منابع، به مثابه اهرمي در جهت وابستهتر كردن رسانهها عمل نكند. نكتهيي كه به نظرم بسيار جاي تامل دارد، ناامني سرمايهگذاري بخش خصوصي در اين حوزه است كه خود را به صورت عقب ماندگي تكنولوژيكي نشان داده به گونهيي كه يكي از دوستان مطبوعاتيام ميگفت تكنولوژي برخي چاپخانههاي فعال ايران حتي به دهه ١٩٧٠ ميلادي برميگردد. مشكلات اقتصاد ايران ساختاري و بسيار پيچيده است و اگر مطبوعات پرسشگر، تحليلگر و توسعه طلب در اين حوزه نداشته باشيم، انتظار توسعه و پيشرفت شايد خواستهيي گزاف باشد. مجموعا رسانههاي اقتصادي ما در اين زمينه خوب كار كردهاند ولي هنوز كار زمين مانده زياد دارند.