به‌روز شده در: ۰۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۸
رابطه مستقيم كنش‌هاي ورزشي با سرمايه‌هاي اقتصادي

ورزشكاراني كه مي‌خواهند طبقه‌شان را به رخ بكشند

در‌مورد ابعاد اقتصادي و اجتماعي «ورزش» چه مي‌توان گفت؟ ورزش را عموما با هيجان و شادابي مي‌شناسند و البته با رونق گرفتن ورزش‌هاي قهرماني و تبديل شدن آنها به بازارهايي مجزا كه پول‌هاي كلان را رد و بدل مي‌كنند، معني و كاركرد اصلي اين كلمه هم تغيير كرده است.
کد خبر: ۶۶۴۱۸
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۲

خبر اقتصادی - صاحبان بدن‌هاي ورزيده‌يي كه به قصد خودنمايي لباس‌هاي چسبان مي‌پوشند، ديگر نه مانند كشتي‌گيران المپيك‌هاي يونان باستان هستند و نه مانند كشتي‌گيري چون تختي كه شخصيتي اجتماعي هم محسوب مي‌شود. آنها صرفا نمادهايي هستند كه با ورزش كردن تمايزشان از ديگران را نشان مي‌دهند. امروز ورزش ديگر نه فعاليتي براي سلامت كه ابزاري براي پول در آوردن، ابراز تمايز از ديگران و نشان‌دهنده طبقه اجتماعي است كه فرد به آن تعلق دارد. 


به اين گزاره‌ها فكر كنيد: «اتومبيل وسيله‌يي است براي جابه‌جا شدن»، «ازدواج پاسخي است به يك نياز طبيعي، نياز به توالي انسان از طريق توليد مثل»، «ما تنها به اين دليل غذا مي‌خوريم كه سير شويم» و «ما ورزش مي‌كنيم براي اينكه سالم و تندرست باشيم.» آيا اين عبارات در جامعه مدرن امروزي دقيقا همين معاني آشنا را با خود حمل مي‌كنند؟ پاسخ به نظر مي‌رسد كه منفي باشد. 


ورزش به‌مثابه ابراز تمايز
جامعه‌شناسان بسياري به اين مساله اشاره كرده‌اند كه اشيا و فعاليت‌ها تنها آن چيزي نيستند كه ظاهرشان نشان مي‌دهد، بلكه حاوي مفاهيمي هستند كه در پس آنها قرار گرفته است. مثال وطني اين مساله را شايد بتوان در كراوات بستن باز شناخت كه نه فقط نوعي پوشش كه درواقع «نشانه»يي است براي غرب‌گرايي يا طرفداري از نوع خاصي از باورها. مثال ديگر هم مي‌تواند پيپ كشيدن باشد كه علاوه بر استعمال دخانيات، معياري است براي ابراز تمايز و تعلق به گروهي كه شايد بتوان به تسامح آنها را «روشنفكر» ناميد. 


در همين راستا، «پير بورديو» جامعه‌شناس و فيلسوف فرانسوي در كتابش، «تمايز»، اين ايده را مطرح مي‌كند كه بسياري از انتخاب‌هاي افراد، تنها وسيله‌يي هستند براي ابراز اينكه آنها از بقيه متمايزند. اين ايده را اگر توضيح مناسبي براي برخي فعاليت‌هاي اجتماعي در‌نظر بگيريم، به نتايج جالبي مي‌رسيم؛ عده‌يي ممكن است ورزش كنند، براي آنكه تندرست باشند، بلكه براي آنكه نشان بدهند از بقيه «متمايز»اند. فعاليت‌هاي فيزيكي كه اين روزها در ايران باب شده‌اند و شايد به‌راحتي هم نتوان آنها را ذيل مقوله ورزش گنجانيد، از همين دسته‌اند. مي‌توان پرسيد كه چرا ثروتمندان ورزش‌هايي مثل گلف، اسبدواني يا اتومبيلراني را انتخاب مي‌كنند و كمتر سراغ ورزش‌هاي عامه‌پسندتري مثل فوتبال، واليبال يا پينگ‌پنگ مي‌روند. 


«بدن» به‌مثابه رسانه 
رويكرد ديگري هم به مطالعه جامعه‌شناختي ورزش وجود دارد. يكي از ويژگي‌هاي جامعه مدرن از ديدگاه نظرات جامعه‌شناختي، توجه ويژه به «بدن» است. 


تاتو كردن، خالكوبي كردن و به تن كردن لباس‌هايي كه نشان بدهند شما مدت‌ها در باشگاه بدنسازي به تمرين مشغول بوده‌ايد، همگي ازجمله مصاديق اين ايده هستند كه بدن در جامعه مدرن، واجد مفاهيمي جديد است. شايد بتوان براي روشن‌تر كردن موضوع، سوژه بدن را در جامعه مدرن، با يك «رسانه» مقايسه كرد. خالكوبي‌هاي روي بدن مي‌توانند نشان بدهند كه فلان شخص معتقد به چه عقيده يا مشربي است و براي كدام نوع سبك زندگي تبليغ مي‌كند يا براي مثال، كسي كه به بدنسازي مشغول است، مي‌تواند اين پيغام را به ديگران مخابره كند كه «ورزيده بودن» برايش اهميت دارد يا اينكه آن‌قدر فراغت زماني و مالي دارد كه بتواند به ورزش بپردازد. 


اين مساله را شايد بتوان در‌مورد ورزشي مانند اسكي با وضوح بيشتري مشاهده كرد؛ بسياري از كساني كه اسكي مي‌كنند را مي‌توان از روي آفتاب سوختگي چهره‌هاي‌شان شناسايي كرد، چيزي كه به‌راحتي قابل اجتناب است، اما شايد چون به اصطلاح «كلاس دارد» و خبر از تعلق فرد به گروه يا طبقه اجتماعي بالاتر شخص مي‌دهد، اسكي‌كننده ابايي هم از آن ندارد. 


شهري كه «ورزش» نمي‌خواهد
دكتر گيتي اعتماد تحليلگر مسائل شهري از نابرابري توزيع اماكن ورزشي در مناطق مختلف شهر تهران و ساير كلان‌شهر‌ها مي‌گويد. به گفته وي نه تنها فضاي فراغتي، تفريحي و ورزشي در سطح شهر‌ها از شرايط خوبي برخوردار نيست بلكه پولي شدن برخي زمين‌هاي بازي كه پيش‌تر كودكان از آنها به‌عنوان فضاي ورزشي استفاده مي‌كردند مزيد بر علت شده است. اعتماد مي‌گويد: «بايد توجه داشته باشيم كه فقدان فضا و شرايط درراستاي تفريحات سالم مي‌تواند پيامدهاي اجتماعي و اقتصادي براي جامعه در پي داشته باشد كه جبران‌ناپذير است و به‌همين دليل لازم است تا تمام مسوولان تلاش در جهت ارتقاي سطح كمي و كيفي سرانه‌هاي ورزشي و فراغتي را به‌عنوان يك مسووليت اجتماعي و اخلاقي پيگيري كنند. در غير اين‌صورت شاهد افزايش آسيب‌هاي اجتماعي و بزهكاري در ميان جوانان خواهيم بود.»دكتر اعتماد از زميني در شهرك اكباتان تهران گفت كه به‌عنوان فضاي سبز و بازي در‌اختيار كودكان و جوانان ساكن در اين منطقه بود، اما چندي بعد به فضاي تجاري تبديل شد. اعتماد مي‌گويد: «اين موضوع مخالفت ساكنان اين منطقه را در پي داشته است. در‌واقع مشخص نيست شهرداري تا چه حد به فضاهاي تجاري در شهر احتياج دارد كه همان فضاهاي اندك ورزشي و فراغتي را با تغيير كاربري قرباني مي‌كند.»اعتماد مي‌افزايد: «علاوه بر غيرعادلانه بودن توزيع فضاهاي ورزشي در بالا و پايين شهر، بسياري از جوانان مناطق بالاي شهر كه از فضاهاي فراغتي برخوردارند كه به‌دليل مجرد بودن نمي‌توانند تفريحات سالم در فضاهاي تعيين شده از‌سوي شهرداري داشته باشند و اين‌گونه كنارگذاري‌هاي غيرمنصفانه پيامدهاي اجتماعي براي كشور در پي دارد كه برآورد خسارت اقتصادي آن ممكن نيست زيرا ورزش و سرانه‌هاي خدماتي از اين قبيل جزو حقوق شهروندان بوده و نقش مهمي در سلامت افراد دارد كه بايد از‌سوي دولت‌ها تامين شود. مي‌توان گفت در رابطه با تامين سرانه‌هاي خدماتي در وضعيت وحشتناكي هستيم.»


اين تحليلگر مسائل شهري معتقد است مساله گذران اوقات فراغت و تفريحات سالم و شادي‌آور به‌عنوان يكي از نيازهاي ضروري جوانان امروز بايد در برنامه‌ريزي‌هاي مسوولان لحاظ شود. به گفته اعتماد: «شايد نخستين مانعي كه مسوولان در تحقق اين اهداف ذكر كنند بحث بودجه و تامين مالي آن باشد اما تجربه كشورهاي همسايه در اين رابطه نشان مي‌دهد مديريت صحيح و برنامه‌ريزي بر تامين مالي رجحان دارد. 


براي مثال در كشور ارمنستان كه نمي‌توان گفت به لحاظ شاخص‌هاي اقتصادي در وضعيت بهتري نسبت به كشور ما قرار دارد، جوانان به‌صورت هفتگي در بزرگ‌ترين ميدان شهر جوانان جمع مي‌شوند و با نور افشاني، موسيقي‌هاي سنتي ورزش و تفريح مي‌كنند بدون آنكه دولت هزينه خاصي متحمل شده باشد، بنابراين در فضاي شهرسازي و مديريت شهري لازم است با مديريت صحيح و برنامه‌ريزي دقيق از تمركز بر زيباسازي بكاهيم و بر ايجاد فضاهاي فراغتي بيفزاييم.»


 بالاي شهر، پايين شهر
سيد‌مهدي هاشمي عضو فراكسيون ورزش در پاسخ به این سوال مبني بر كاركرد اقتصادي اكثر فضاهاي فراغتي و ورزشي و برنامه درآمدزايي دولت مي‌گويد: «يك سياست كلي براي تمام دستگاه‌هاي اجرايي تعريف شده است كه مطابق آن وزارت ورزش و جوانان به‌صورت گسترده‌يي فضاهاي ورزشي را به بخش خصوصي واگذار كرده است تا هزينه‌هاي نگهداري اين اماكن تامين شود. در‌واقع اين اقدام اختيار و قانوني است كه به دولت داده شده است.» از وي پرسيديم اين اقدام امكان حداقل امكانات ورزشي را براي اقشار آسيب‌پذير را از بين مي‌برد و او در پاسخ گفت: «دستگاه‌هاي اجرايي مناطق محروم اولويت‌هاي گردشگري و فضاهاي خدماتي و ورزشي مناطق را در نظر مي‌گيرند. از‌سوي ديگر شوراهاي شهري و وزارت ورزش هر استان با حساسيت اين اقدامات را پيگيري مي‌كنند و هدف‌شان نظارت عاليه است، بنابراين مناطق كم‌برخوردار و سرانه‌هاي محلي و منطقه‌يي هر شهرستان در واگذاري‌هاي اماكن ورزشي به بخش خصوصي ديده مي‌شوند. اما نويد مي‌دهيم تا در برنامه ششم و بودجه سال 1395 به‌طور دقيق ورزش عمومي مورد توجه قرار بگيرد.» وي به «تعادل» گفت: «با نظارت دقيقي كه به واگذاري‌ها داريم گمان نمي‌كنيم اماكن ورزشي مناطق متوسط و پايين شهر واگذار شده باشد و استفاده رايگان از آنها منحل شده باشد اما اگر اطلاعاتي داريد براي پيگيري در اختيار ما بگذاريد تا اقدام كنيم.»


 خصوصي‌سازي امر عمومي
اتفاقي كه هاشمي نگران آن است اما پيش‌تر در تهران رخ داده است. چند سال قبل بود كه شهرداري تهران اعلام كرد قصد دارد زمين‌هاي ورزش تهران را كه تملك آنها را هم دراختيار داشت، سر و سامان دهد. صحبت از تبديل 500زمين ورزشي محلي به زمين‌هايي با چمن مصنوعي و امكانات رفاهي بود و تبليغ زيادي هم حول اين مساله صورت گرفت. اما تعداد زمين‌ها به 500 نرسيد كه هيچ، همان زمين‌هاي بي‌سر و سامان آسفالت شده‌يي كه اكنون چمن مصنوعي داشتند، خصوصي شده و براي ورود به آنها ‌بايد پول خرج كرد. مثالي از يكي از همين زمين‌ها، زمين ورزشي پارك پرواز در بلوار فردوس در غرب تهران است كه تنها به‌صورت دربست، به تيم‌هاي ورزشي اجاره داده مي‌شود و در آن ديگر مثل گذشته به روي همه باز نيست. 


  سپيده پيري- محمدمهدي حاتمي  

captcha