مولفههاي بسياري وجود دارند كه بر بازار انرژي جهان و همچنين ايران اثر ميگذارند. موسسه بينالمللي مطالعات انرژي اخيراً در گزارشي به بررسي اين مولفهها پرداخته است.
خبر اقتصادی - نويسنده موضوعات مهم و اثرگذار بر تحولات حوزه انرژي را به 4 دسته تقسيم كرده است. ابتدا به مساله «ريسكها و آسيبپذيريهاي اقتصاد كلان» پرداخته است. سپس «سياستهاي انرژي و محيط كسبوكار» را مطرح كرده است. پس از آن «ژئوپليتيك انرژي و موضوعات منطقهيي» را به ميان كشيده است و در نهايت «چشمانداز انرژي و فناوري» را مورد بررسي قرار داده است. مولفه نخست كه ريسكها و آسيبپذيريهاي اقتصاد كلان است به مسائل مختلفي اشاره دارد. در شرايط فعلي مذاكراتي در زمينه تعيين چارچوب براي تغييرات آبوهوايي جهان وجود دارد. يكي از مباحثي كه مطرح ميشود در اين مورد است كه هزينه انتشار گاز CO2 بايد منطقهيي باشد يا جهاني؛ اين مساله ميتواند ريسكهايي را براي اقتصاد كلان ايجاد كند و در نتيجه در تحولات حوزه انرژي موثر باشد. گاهي رخدادهاي بزرگي نظير فاجعه فوكوشيما يا بحران نشت نفت در خليج مكزيك منجر به تغييرات بزرگ در حوزه انرژي ميشود. ركود جهاني در حوزه اقتصاد كلان نيز از ديگر مواردي است كه بازار حوزه انرژي را به راحتي دستخوش تغيير و تحولات ميكند. محدوديتهاي بازار سرمايه و همچنين نوسانات قيمت كالاها از ديگر مواردي است كه در حوزه انرژي و تحولات آن تاثيرگذار است اما مهمتر از آن قيمت انرژي و نوسانات آن است. نرخ ارز نيز ميتواند تاثيراتي در حوزه سرمايهگذاري در بخش انرژي داشته باشد يعني هر چه نرخ ارز كاهش پيدا كند تاثير منفي بسياري بر فعاليتها و سرمايهگذاريها در بخش انرژي خواهد گذاشت. براي گسترش زيرساختهاي انرژي نياز به نيروهاي فني و باتجربهيي است كه اگر نباشند تاثير منفي در اين زمينه خواهد داشت. فقر انرژي يكي ديگر از مواردي است كه بر تحولات حوزه انرژي اثرگذار است. 1.2ميليارد نفر در سرتاسر جهان هنوز فاقد دسترسي به الكتريسيته هستند و 87درصد از آنها در مناطق روستايي قرار دارند. اين مساله موضوع مدلهاي كارآفريني جديد، ايجاد سازوكارهاي مالي و تمركز سياستهاي دولتي بر ارائه راهحل است. علاوه بر آن در دسترس بودن انرژي نيز در تحولات حوزه انرژي موثر است. بالا بودن يا افزايش قيمت انرژي بر بودجه خانوار سنگيني كرده و نگراني اجتماعي در مورد فقر سوختي را افزايش ميدهد. افزايش تعداد و شدت حوادث آبوهوايي نيز از ديگر موارد تاثيرگذار در اين حوزه است چرا كه روي سيستمهاي انرژي و طراحي زيرساختها و همچنين انعطافپذيري آنها اثر ميگذارد. تهديدات سايبري، فساد و تروريسم نيز از ديگر مواردي است كه بدون شك در حوزه كلان انرژي تاثيرگذار است. مولفه دوم به سياستهاي انرژي و محيط كسبوكار مربوط ميشود. نخستين نمونهيي كه در اين زمينه ميتوان به آن اشاره كرد، محدوديتهاي تجاري است. محدود يا فعال كردن رشد سبز (به عنوان مثال از طريق انتقال فناوري، تعرفهبندي بر كالا و خدمات سبز، تنظيم ماليات مرزي و...) ميتواند جزو تاثيرگذارترين موارد در اين عرصه باشد. توانايي غلبه بر توزيع نابرابر و تخصيص ناكارآمد منابع انرژي، از طريق توسعه زيرساختهاي انرژي و نهادهاي منطقهيي مورد ديگري است كه ميتوان به آن اشاره كرد. سومين مورد در اين دسته به طرح بازار نوآورانه و سياستهاي آن مربوط ميشود. طراحي بازار جديد و سياستهاي تامين ظرفيتهاي ذخيرهسازي و پشتيباني بازارهاي الكتريسيته با افزايش متناوب سهم انرژيهاي جديد و كاهش مقررات پراكنده كه منجر به ارائه راهحلهاي غيرموثر ميشود جزو موارد تاثيرگذار در تحولات حوزه انرژي به شمار ميرود. در نهايت ميتوان به سيستمهاي غيرمتمركز اشاره كرد يعني سيستمهايي كه توسط افزايش فعاليتهاي اجتماعي هدايت ميشوند. سومين مولفه مورد اشاره در اين گزارش، ژئوپليتيك انرژي و موضوعات منطقهيي است. هند و چين جزو بزرگترين مصرفكنندگان جهان به شمار ميروند و به همين خاطر رشد اقتصادي آنها نقش فزايندهيي در زمينه تحولات انرژي بازي ميكند. برزيل نيز از كشورهاي امريكاي لاتين است كه به فعليت رسيدن پتانسيلهاي آن ميتواند نقش بسياري در بازار انرژي آن منطقه و ساير نقاط جهان داشته باشد. ديگر مساله ژئوپليتيكي به ديپلماسي انرژي روسيه مربوط ميشود. وضعيت اوكراين و كريمه بيشترين تاثير را روي بازارهاي گاز منطقهيي به همراه دارد كه متقابلاً روي بازار گاز جهاني نيز اثر ميگذارد. در اروپا نيز همبستگي و انسجام اتحاديه اروپايي نقش بسزايي در تحولات حوزه انرژي در آن منطقه به همراه دارد. اتحاديه اروپا اين پتانسيل را دارد كه به سمت نوعي سياست انرژي مشترك و به ويژه طراحي بازار مشترك پيش برود. به همان اندازه كه همبستگي اروپاييها حائز اهميت است، شكنندگي خاورميانه و شمال آفريقا نيز بااهميت است. در نهايت نيز ميتوان به تجارت و سياست ايالات متحده اشاره كرد كه بر بازار جهاني انرژي موثر است. نوآوريها و سياستهاي ايالات متحده بر تجارت جهاني انرژي، تحولات بازار و نهادهاي مربوطه تاثيرگذار است.
منبع: تعادل