به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
ز نقش مشاركت‌هاي بين‌المللي در تامين سلامت جهاني

تحقق اهداف توسعه هزاره، زير سايه مشاركت بين‌المللي

روزگاري، يك بيماري مانند طاعون، مي‌توانست نيمي از جمعيت قاره‌يي مانند اروپا را به زير خاك بكشد. امروز اما، آمار مرگ‌ومير بر اثر بيماري‌هاي مختلف، به‌شدت كاهش يافته است. دليل اين امر، تنها پيشرفت علم و فناوري نيست.
کد خبر: ۶۶۳۳۱
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۴ - ۰۸:۰۸

«تعادل» ا گزارش مي‌دهد 

بر اساس داده‌هاي WHO، هزينه واكسيناسيون هر نفر در مقابل مننژيت تنها  5/0 دلار است و 273 ميليون نفر در آفريقا با اين هزينه پايين واكسينه شده‌اند



خبر اقتصادی - آنچه باعث شده است بيماري‌ها آنچنان كه بودند مهلك نباشند، همبستگي و همگرايي در سطح جهاني براي كنترل اين بيماري‌هاست. كارنامه سازمان جهاني بهداشت، به عنوان مسوول بين‌المللي ارتقاي سطح سلامت، نشان مي‌دهد كه اقدامات مشترك و فراموش كردن نقش مرزهاي سياسي، تا چه اندازه مي‌تواند در افزايش امنيت سلامت جهاني موثر باشد. مواردي كه ذيل عنوان اهداف توسعه هزاره گنجانده شده بودند، امروز به تحقق نزديك شده‌اند و اين امر مديون برنامه‌ريزي بين‌المللي است.

هرچه جامعه بشري بيشتر پيشرفت مي‌كند، لزوم همبستگي بيشتر كشورها و كمرنگ شدن مرزها بر نقشه‌هاي جغرافيايي بيشتر احساس مي‌شود. اقدامات مشترك، يكسان و هم هدف، جداي از تاثيرات مثبتي كه بر جامعه جهاني خواهد داشت، از بسياري از رويداد‌هاي منفي پيشگيري مي‌كند. شاهد اين مدعا، اقداماتي است كه تاكنون انجام شده و توانسته جلوي وقايع نامطلوب زيادي را بگيرد. اقداماتي كه باني آنها نه يك كشور خاص، بلكه سازمان‌هاي بين‌المللي بوده‌اند و تمام كشورهاي جهان، در اجراي آنها نقش داشته‌اند.

تاريخ ثابت كرده است كه كمك جهاني براي ارتقاي سلامت نه‌تنها بسيار موثر است، بلكه در صورت نبودش، نه فقط كشورهايي با سطح پايين سلامت، كه تمام كشورها متضرر خواهند شد چراكه ويروس و باكتري، مرز نمي‌شناسند و براي انتشار در ساير كشورها، نيازي به ويزا ندارند.

سازمان جهاني بهداشت، سازماني است كه زيرنظر سازمان ملل متحد فعاليت مي‌كند و هدفش، ارتقاي سطح سلامت بين‌المللي است. اين سازمان، مسووليت هدايت برنامه‌هاي بين‌المللي سلامت، تعيين اولويت تحقيقات در مورد سلامت، تعيين نرم‌ها و استانداردها، تفصيل بسته‌هاي سياستي شواهد محور، تدارك كمك‌هاي فني به كشورها و نظارت و ارزيابي موج‌هاي مرتبط با سلامت و ارتقاي امنيت سلامت در سطح جهاني را برعهده دارد. اين سازمان توانسته با هدايت و رهبري برنامه‌هاي مشترك جهاني، برنامه‌هاي موثري را در جهت كاهش مرگ‌ومير و افزايش كيفيت زندگي جوامع انساني اجرايي كند.

سازمان جهاني بهداشت، تمركز خود را براي روز جهاني بهداشت در 7 آوريل 2016، بر ديابت نهاده و قصد دارد برنامه‌هايي جهانشمول براي كنترل اين بيماري اجرا كند.

چندين برنامه موفق اجرا شده توسط سازمان جهاني بهداشت را به نقل از سايت اين سازمان شرح داده و دلايل انتخاب ديابت به عنوان هدف تمركز سازمان جهاني بهداشت را بررسي مي‌كند.



  44درصد كاهش مرگ‌ومير پس از زايمان در 9 سال

به گزارش سازمان بهداشت جهاني و گروه بانك جهاني، مرگ‌ومير مادران، پس از زايمان از سال 1990 تا به امروز حدود 44 درصد كاهش داشته است. بر اساس اين گزارش، كه آخرين گزارش از مجموعه گزارش‌هايي است كه به بررسي اهداف توسعه‌ هزاره مي‌پردازد، مرگ‌و‌مير پس از زايمان از حدود 532 هزار مورد در 1990 به حدود 303 هزار مورد در سال جاري رسيده است. اين يعني امروز به ازاي هر 100 هزار مادر باردار تنها 216 مادر جان مي‌سپارند، در حالي كه در سال 1990، اين رقم معادل 385 كودك بود. مرگ‌ومير پس از زايمان بنا به تعريف عبارتست از فوت مادران در طول دوران بارداري، حين زايمان يا در 6 هفته نخست پس از زايمان. «در طول 25 سال گذشته، ريسك مرگ يك زن باردار به دليل بيماري‌هاي مربوط به بارداري تقريباً نصف شده است، هر چند اين كافي نيست. ما مي‌دانيم كه علي‌الاصول، قادريم تا سال 2030 اين مرگ و ميرها را پايان بدهيم و اين چيزي است كه به سمت آن حركت مي‌كنيم.» اينها را فلاويا بوسترئو، دستيار مديركل سازمان بهداشت جهاني مي‌گويد. مدير اجرايي صندوق جمعيت سازمان ملل متحد هم معتقد است پايان دادن به مرگ‌ومير پس از زايمان تا سال 2030، مستلزم تلاش‌هاي بسيار بيشتري است. دكتر باباتونده اسيتميهين، مي‌گويد: «بسياري از كشورهايي كه مرگ‌ومير مادران در آنها شيوع زيادي دارد پيشرفت كمي خواهند داشت و حتي ممكن است تا 15 سال آينده عقب هم بيفتند مگر آنكه ما تعداد ماماهاي فعلي يا افراد ديگري با قابليت ارائه خدمات مامايي در اين كشورها را افزايش دهيم. اگر نه، در سال 2030 هم ما بار ديگر با هدفي محقق نشده در ريشه‌كن كردن مرگ‌ومير پس از زايمان مواجه خواهيم بود.

با وجود دستيابي كلي به اهداف توسعه‌يي هزاره، تنها 9 كشور توانستند در حد فاصل سال‌هاي 1990 تا 2015 ميلادي نرخ مرگ‌ومير پس از زايمان را تا دست‌كم 75 درصد كاهش بدهند و بقيه در كاهش اين نرخ به اين اندازه، كامياب نبودند. اين 9 كشور اينها هستند: بوتان، كيپ ورد، كامبوج، ايران، لائوس، مالديو، مغولستان، رواندا و تيمور شرق. با اين همه، حتي امروز هم مرگ‌ومير مادران پس از زايمان در برخي از اين كشورها از ميانگين جهاني بالاتر است. تا پايان سال جاري ميلادي، 99 درصد از مرگ‌ومير پس از زايمان در كشورهاي در حال توسعه رخ خواهد داد و از اين ميزان، بيش از 66درصد در كشورهاي جنوب صحراي آفريقا خواهد بود. با اين همه حتي اين آمار هم اميدوار‌كننده است، چرا كه كشورهاي جنوب صحراي آفريقا در طول ربع قرن فاصله ميان سال‌هاي 1990 و 2015، تعداد موارد مرگ‌ومير را از 987 مورد به ازاي هر 100 هزار نفر، به 546 نفر رسانده‌اند و به عبارت ديگر، آن را حدود 45 درصد كاهش داده‌اند. بالاترين كاهش در نرخ مرگ‌ومير مادران، مربوط به منطقه آسياي شرقي است، جايي كه مرگ‌ومير در آنجا از 95 مورد به ازاي هر 100 هزار مورد تولد، به 27 مورد در 100 هزار تولد رسيد و كاهشي 72‌درصدي را تجربه كرد.



0/5 دلار، هزينه نجات از مننژيت

مننژيت نوعA، براي ساليان دراز، يكي از كابوس‌هاي آفريقاي سياه بود. مرضي كه لايه محافظ مغز را درگير عفونت مي‌كند و ظرف چند ساعت، مي‌تواند انسان را بكشد يا دچار ناتواني‌هايي كند كه تا آخر عمر همراه او خواهد بود. امروز اما اين كابوس به پايان رسيده است. چراكه واكسيناسيون منظم، از ابتلاي آفريقايي‌ها به اين بيماري جلوگيري مي‌كند.

در سال 1996، يك اپيدمي مننژيت، در ميان ساكنان 26 كشور واقع شده در كمربند مننژيت آفريقا شايع شد. اين اپيدمي، 250 هزار نفر را درگير كرد و بيش از 25 هزار نفر را كشت. دولت‌هاي آفريقايي به فكر افتادند و براي توليد واكسن سرمايه‌گذاري كردند. اين اقدام، نهايتا منجر به شكل‌گيري برنامه‌يي بين‌المللي شد كه حاصل آن واكسن مننژيت بود. واكسني كه توليد هر دوز آن، كمتر از 0.5 دلار هزينه مي‌برد، اما مي‌تواند جان يك انسان را نجات دهد.

البته توليد واكسن به تنهايي، نمي‌توانست جلوي شيوع بيماري را بگيرد. بايد برنامه‌يي براي تزريق واكسن تدوين مي‌شد. اين برنامه را سازمان جهاني بهداشت تهيه كرد. امروزه در سايه اين برنامه، بيش از 237 ميليون نفر در 16 كشور آفريقايي واقع شده در كمربند مننژيت، در مقابل اين مرض مهلك واكسينه شده‌اند. اما همچنان 10‌كشور ديگر باقي مانده كه نياز است با مشاركت بيشتر كشورهاي جهان، برنامه واكسيناسيون در آنها تكميل شود.



  كمربند‌ها را براي واكسيناسيون ببنديم

واكسيناسيون سرخك، از سال 2000 تا به امروز جان دست‌كم 17.1 ميليون نفر را نجات داده است. تعداد موارد مرگ‌ومير ناشي از بيماري سرخك، از ابتداي قرن حاضر تا پايان سال 2014 ميلادي، از حدود 546 هزار نفر، به حدود 115هزار نفر رسيده و كاهشي 79درصدي را تجربه كرده است. داده‌هاي جديد سازمان جهاني بهداشت هم نشان مي‌دهد كه واكسيناسيون رو به افزايش از ابتداي سال 2000 توانسته جان دست‌كم 17.1 ميليون نفر را كه به سرخك و سرخجه مبتلا بوده‌اند نجات دهد. كاهش مرگ‌ومير ناشي از سرخك، چهارمين هدف توسعه‌يي هزاره است.

از سوي ديگر اما داده‌هاي جديد نشان مي‌دهند كه پيشرفت‌هاي حاصل شده در مورد ريشه‌كن كردن سرخك، كند‌تر شده‌اند. به عبارت بهتر، در حالي كه موج اول واكسيناسيون‌ها توانسته بودند در فاصله زماني سال‌هاي 2000 تا 2010، از پوشش 72 درصدي به پوشش 85 درصدي برسند، در طول 4 سال بعد از آن، هيچ پيشرفت ديگري رخ نداده است. «ما نمي‌توانيم تسليم شرايط بشويم.» اين را دكتر ژان ماري اكووبله، دبير دپارتمان مصون‌سازي، واكسيناسيون و امور بيولوژيكي سازمان جهاني بهداشت مي‌گويد. او ادامه مي‌دهد: «اگر كودكان واكسيناسيون روتين‌شان را از دست بدهند و به امكانات ملي مصون‌سازي دسترسي نداشته باشند، ما فرسنگ‌ها از اهدافمان دور خواهيم افتاد.» با آنكه تمامي كشورها دست كم يك‌مرتبه واكسيناسيون مدنظر سازمان جهاني بهداشت را انجام داده‌اند، اما تنها 122 كشور يا به عبارت ديگر 63 درصد از كشورها به هدف پوشش دست‌كم 90 درصدي در پوشش دادن واكسيناسيون كودكان نائل آمده‌اند. افزون بر اين، تنها نيمي از كودكان جهان هستند كه توانسته‌اند دومين دوز پيشنهادي واكسن سرخك را دريافت كنند.

در سال 2014، پويش‌هاي واكسيناسيون مورد حمايت دولت‌ها، موفق شدند 221 ميليون كودك را در مقابل سرخك واكسينه كنند. 3نوع از بزرگ‌ترين پويش‌هاي واكسيناسيون در سال 2014، در اين كشورها رخ داد: بنگلادش، 53.6 ميليون كودك را واكسينه كرد، كنگو 18.5‌ميليون كودك و پاكستان 25 ميليون كودك.

شيوع مشاركت بين‌المللي، راهكاري است كه مي‌تواند به ارتقاي سطح زندگي انسان‌ها بينجامد. كمرنگ‌ كردن مرز‌ها و مبادله هرچه بيشتر ميان ملت‌ها، نهايتا به افزايش رفاه همه منجر خواهد شد. اما يك مساله مي‌تواند مشكل‌زا باشد؛ تسلط يك فرهنگ و منافع يك گروه خاص بر روند جهاني‌سازي. تجربه نشان داده است كه اگر جهاني‌سازي و مشاركت بين‌المللي، در راستاي تحقق منافع اقتصادي تعدادي محدود از كشورها باشد، روند مي‌تواند به فاجعه ختم شود. به عنوان مثال، وقتي كه كشورهاي آفريقايي در راستاي سياست‌هاي بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول، بودجه سلامت خود را كاهش دادند، نتوانستند از پس شيوع ابولا برآيند و جان‌هاي بسياري، هزينه اين نوع خاص از جهاني‌سازي شد. بايد ديد كه مشاركت‌هاي جهاني‌ به كدام سو حركت خواهد كرد و چه نتيجه‌يي خواهد گرفت؛ فاجعه يا زندگي بهتر همه انسان‌ها.


مهدی حاتمی -  علی اسدی
captcha