جنتي در سخنانش به موارد مهمي همچون تسريع دريافت مجوز نشريات، اصلاح و تدوين قانون مطبوعات، توجه به رسالت مطبوعات، حمايت از نشريات بخش خصوصي، ايجاد فضاي آرام و كمتنش، توجه به نيازهاي مادي و معنوي خبرنگاران، كمك به توانمندسازي رسانهها، توجه به ديپلماسي رسانهيي و... اشاره كرد. وي در پايان از ۱۲بند اقدامات دولت يازدهم در حوزه رسانه سخن گفت.
اميد را به جامعه تزريق كنيد
رييسجمهوري نيز پيش از حضور در آيين افتتاحيه نمايشگاه مطبوعات، در طبقه همكف سالن شبستان حضور يافت و به مدت يك ساعت و ۱۰دقيقه از غرفههاي حاضر در نمايشگاه بيستويكم ديدن كرد. جالبتر آنكه روزنامهها و خبرگزاريهاي دولتي و خصوصي سهم يكساني از ميزباني رييس جمهوري داشتند و به نوعي ميتوان گفت انتخابها كاملا هوشمندانه بود. روحاني سپس پشت تريبون قرار گرفت و در يك سخنراني نسبتا مفصل، ضمن اشاره به وضعيت رسانهها در كشور و رسيدن به نقطه مطلوب نسبت به برخي انتقادها واكنش نشان داد. سخنان رياستجمهوري در باب رسانه و مطبوعات تنها به انتقاد و گله محدود نشد بلكه وي از بزرگترين نياز عرصه مطبوعات يعني وجود يك «نهاد رسانهيي» و يك «نهاد مطبوعاتي» صحبت كرد و خواستار مطبوعاتي روشن با قوانيني روشنتر شد.
برخي از مهمترين جملات رييسجمهوري در سخنراني مراسم افتتاحيه بيستويكمين نمايشگاه بينالمللي مطبوعات كه بهصورت ويژه و اختصاصي به حوزه رسانه مرتبط است در زير اشاره شده است:
*بدترين جوانمرگي، جوانمرگي مطبوعات و رسانه است.
*كلمه تعطيل و توقيف بايد آخرين كلمات در يك رسانه باشد.
*هر مامور امنيتي كه نميتواند معيار براي مطبوعات و نشريات باشد.
*مگر قابل تحمل است كه در كشوري، برخي رسانهها براي هميشه از تعطيل، توقيف، تهديد و تنبيه مصون باشند و يك حاشيه امن امنيتي براي آنها مقرر شده باشد كه نهتنها هر چه ميخواهند بگويند بلكه گاهي بهعنوان پليس مخفي عمل ميكنند؟!
*شما از طريق برخي نشريات ميفهميد كه فردا چه كسي دستگير ميشود و آبروي چه كسي خواهد رفت؟!
*عدهيي ادعاي انقلابيگري دارند؛ از پايگاه يك بخش از حكومت حمله كنيم به بخش ديگر حكومت؟! اين شد انقلاب؟ اين شد انقلابيگري؟!
*ناهماهنگي راهبردي بزرگترين خطري است كه ميتواند يك جامعه را تهديد كند.
*تمام مطبوعات و رسانهها در برابر قانون بايد يكسان باشند (تشويق حضار) كه اگر بود، ما كشوري انقلابي هستيم و انقلاب اسلامي هستيم و اگر نبود، ما عليه يك اخلاق و يك انقلاب اسلامي عمل ميكنيم.
*امروز تقريبا رسانه يكطرفه به سمت پايان يافتن است. رسانهها دو طرفه است.
*بزرگترين عمل ضدانقلابي، ايجاد يأس است.
*رسانهيي به معناي واقعي كلمه ضدانقلاب است كه شما وقتي آن را باز ميكنيد، يك چيزي از شما كم ميكند. صفحه اول را ميخوانيد، اميد را از شما ميگيرد. صفحه دوم را ميخوانيد، اعتماد را از شما ميگيرد. صفحه ديگر ميخوانيد، يك چيز ديگر را از شما ميگيرد.
*انقلابي بودن ما در رسانهها آن است كه واقعيتها را بهخوبي و درستي بيان كنيم.
*هيچ اشكالي ندارد كسي با پول خودش رسانه راه بيندازد و از اول تا آخر آن عليه دولت بنويسد، ولي نه با پول ملت و حاكميت.
*انتقاد حق همه است، حق مطبوعات و رسانههاست اما نقد هم بايد منصفانه باشد و البته بايد پاسخ هم داده شود؛ پاسخي مسوولانه و صحيح.
*عدد مطبوعهها و رسانههايي كه نااميدي را تزريق ميكنند، بسيار محدود است.
*من نسبت به آنها (رسانههايي) كه بهنفع مردم تلاش ميكنند، تجليل ميكنم و از آنها تشكر ميكنم؛ چه رسانه حامي باشد چه رسانه منتقد اما حتما نميتوانم از كسي كه اخلاق را زير پا ميگذارد، تجليل كنم.
*يارانهها بايد بهجاي توزيع نقدي، به سمت توسعه چاپ و ساماندهي توزيع حركت كند.
استقبال كمرمق
حوالي ساعت11 بود كه درهاي شبستان براي بازديد عموم باز شد. اما استقبال گرم و چشمگير نبود. شايد هم فقدان تابلوهاي راهنما و سردرگمي بازديدكنندگان، دير رسيدن و سكوت ساعات اوليه بازگشايي را توجيه كند. فضاي بيرون نمايشگاه هم حال و هوا و شور فضاي رسانه و نمايشگاه مطبوعات را القا نميكرد. بنرهاي محوطه بيرون در انحصار سه روزنامه بود و بس... در بدو ورود نخستين نكتهيي كه توجهمان را جلب كرد تقسيم نسبتا عادلانه فضاي نمايشگاه در مقايسه با سال گذشته بود. عموما روزنامهها از فضاي بيشتري در مقايسه با خبرگزاريها و سايتهاي خبري برخوردار بودند. قابلتوجه آنكه برخي مديران مسوول نيز با ذكاوت و فراست ذوق هنريشان به رخ رقيبان كشيده بودند و در كنار بنرهايي كه ميخواستند رسانهشان را معرفي كنند عكسهايي گرفته بودند كه آدم را ياد انتخابات مجلس ميانداخت!
چشمها بهدنبال روزنامه
نكنه قابلتوجهي كه بيش از هر حاشيه ديگري فضاي مطبوعات را تحتتاثير قرار داده بود و بهنظر ميرسيد توقع اهل مطالعه را از نمايشگاه مطبوعات برآورده نميكرد غرفههاي خالي از روزنامه بود. بهنظر ميرسيد صاحبان جرايد بيشتر درگير دكوراسيون و چيدمان مبل و لوازم غرفهشان بودند و از ياد برده بودند كه در نمايشگاه مطبوعات بيش از ساير مواقع بايد روزنامه و كتابهاي مربوط به حوزه ارتباطات و روزنامهنگاري دراختيار مراجعان باشد. اصلا بازديدكنندگان اينجا آمدهاند كه روزنامه ببينند، بخوانند و بخرند، اما دريغ كه چشمها فقير از ديدار كتاب و روزنامه شد.
با همه اينها بازديد از غرفه موزه مطبوعات حالمان را خوب كرد. آنجا افراد مطلعي بودند كه اطلاعات خوبي دراختيار بازديدكنندگان ميگذاشتند. آنجا نخستينهايي به نمايش گذاشته شده بود كه ديدنشان خالي از لطف نبود. عكس نخستين گروه فارغالتحصيلان روزنامهنگاري، نخستين كتاب قانون مطبوعات، نخستين روزنامه كشور، نخستين روزنامه ارتشي و...
در همسايگي موزه مطبوعات غرفه چهرهها و تجربههاي روزنامهنگاري وجود داشت كه با پوسترها و توضيحات اجمالي برترين اساتيد حوزه روزنامهنگاري متولد دهه20 تا 40 را به نمايش گذاشته بودند. بازديد از اين غرفه و ديدار غيرمستقيم اساتيد بنام حوزه ارتباطات از وجود برخي آنها محروم شدهايم احساس شاگردي و آموختن را در وجومان بيدار كرد.
به انتهاي شبستان كه رفتيم با يك حركت اعتراضي مواجه شديم. غرفه خبرگزاري دانشجو در يك حركت اعتراضي به دولت تدبير و اميد غرفه خالي را به نمايش گذاشته بود. البته ماكتي در اين غرفه قرار داده بودند كه برغم بسته بودن دهانش حرفهاي زيادي زده بود.
بر در ورودي اين غرفه نيز فهرست رسانهها و خبرگزاريهاي اصولگرايي كه نمايشگاه را تحريم كرده بودند حك شده بود.
همه آنچه خوانديد حاصل ديدهها و شنيدههايمان از بازيد 5ساعته در نمايشگاه مطبوعات بود. اميد داريم شرايطي فراهم شود تا در نمايشگاه مطبوعات، مردم بهتر و آسانتر بتوانند به رسانههاي مختلف دسترسي پيدا كرده و با آنها آشنا شوند. چراكه نمايشگاه مطبوعات، محلي مناسب براي عرضه فرآوردههاي رسانههايي است كه به هر دليل ناشناخته ماندهاند و مخاطباني كه بهدنبال خوراك خوب مطبوعاتي هستند.