از آخرين باري كه خط فقر بهصورت رسمي اعلام شده حدود 10 سالي ميگذرد و اين در شرايطي است كه كمبود معياري مناسب براي اندازهگيري عمق فقر و همينطور جمعيت فقير احساس ميشود.
خبر اقتصادی - به تبع نبود آمارهاي رسمي دولتي از وضعيت فقر و همچنين خط فقر در كشور، برآوردهاي نسبي از اين شاخص را طي سالهاي اخير برخي كارشناسان و اقتصاددانان برمبناي دادههاي خود مورد ارزيابي قرار دادهاند. شايد در شرايط فعلي بتوان حداقل دستمزد و دخل و خرج خانوارها را يكي از مولفههاي اندازهگيري براي ميزان فقر در كشور دانست؛ دستمزدي كه در سال جاري معادل، ۷۱۲ هزار تومان اعلام شده است. حالا بايد ديد كه با توجه به شرايط تورمي و همچنين در نظر گرفتن سبد مصرفي خانوار اين عدد به چه ميزاني خواهد رسيد و تا چه اندازه ميتواند عمق فقر را در كشور توزيح دهد.
جعفر خيرخواهان ضمن واكاوي مساله خط فقر، پيشنهاد جايگزيني فقرچندبعدي به جاي خط فقر را در راستاي مطالعات مربوط به فقر ارائه كرد كه در ادامه متن اين گفتوگو را ميخوانيد.
حسين راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا پس از يك بررسي در خردادماه امسال خط فقر را براي يك خانوار دو ميليون و هفتصد هزارتومان در نقاط شهري اعلام كرد. تحليل شما از اين ميزان به عنوان عددي براي فقر چيست؟
اعلام فقر وظيفهيي است كه به معاونت اجتماعي وزارت رفاه سپرده شده اما متاسفانه 10 سالي است كه اين رقم توسط مسوولان دولتي اعلام نميشود و محاسبه آن به دوش كارشناسان محول شده است. البته هرچند كه اعلام اين رقم به عنوان يك حداقل لازم است اما به صورت كلي اينكه شما بدون در نظر گرفتن الگوهاي مصرف، خانهدار بودن يا نبودن و ساير مسائل از پيش تعيين شده خطي بكشيد و تنها با جداسازي مناطق شهري و روستايي اقدام به اعلام خط فقر كنيد، چندان مناسب نيست.
ما با بررسي آمارها مثلا اعلام ميكنيم كه هر كسي كمتر از يك ميزان دريافتي در ماه داشته باشد زير خط فقر محسوب ميشود و هر كسي كه بيشتر از اين مقدار دريافتي دارد، فقير نيست اما در يك كشور بزرگ و پرجمعيت معيار مناسبي براي سنجش همه افراد نيست.
شما ريشه اين مشكلات را در چه ميدانيد؟
نخستين مساله خانهدار بودن يا اجارهنشين بودن فرد است. ممكن است كه فرد درآمدي بالاي خط فقر داشته باشد اما با كسر اجاره خانه براي پرداخت هزينههاي روزانه خود دچار مشكل شود يا فردي كه در يك نقطه دورافتاده صاحبخانه است، ميتواند حتي با درآمدي كمتر از ميزان تعيين شده زندگي مناسبي داشته باشد. مساله ديگر هزينههاي متفاوت در شهرهاي گوناگون است. همچنين تعداد افراد خانوارها نيز با هم متفاوت است. بنابراين خط فقر نميتواند مساله را صحيح توضيح دهد.
با اين اوصاف چرا بانك جهاني هم از اين معيار استفاده ميكند؟ اين مركز سال گذشته حقوق كمتر از روزي يك دلار را زير خط فقر ميدانست كه جديدا اين رقم نزديك به 2 دلار در روز رسيده است.
به هر حال اعلام خط فقر به عنوان يك معيار اوليه سادهترين راه براي اندازهگيري تعداد فقراست. ضمن اينكه به لحاظ تبليغاتي نيز براي بانك جهاني هم حايز اهميت است.
چه راهكار جايگزيني براي شاخص خط فقر در دنيا انديشيده شده است؟
چند سالي است كه در سطح جهاني موضوعي تحت عنوان فقر چندبعدي مطرح شده است. به عنوان مثال در بحث مسكن شاخصهايي نظير مقاومت مصالح و غيره فقر مسكن را تعيين ميكنند. در بحث تحصيلات گذراندن مقطع ابتدايي معيار فقر آموزشي است. فقر چندبعدي هم گستره فقر را نشان ميدهد و هم عمق آن را. گستره فقر از اين جهت كه از ابعاد مختلفي نظير آموزشي، بهداشتي و ساير مسائل مهم در توسعه بررسي ميشود بهلحاظ عمق نيز ميتواند، تعيين كند كه در هر حوزه تا چه ميزان فقر نفوذ كرده است.
آيا در ايران نيز فقر چندبعدي در دستور كار مراكز تحقيقاتي وارد شده است؟
چند سالي است كه اين پروژه در برنامه پيشرفت و توسعه سازمان ملل متحد تعريف شده است. اين نهاد بينالمللي با مراجعه به سازمانهاي مربوطه به كشورها پروژه را پياده كرده و كار ميداني آن آغاز ميشود. اما در ايران اين موضوع تا بهحال انجام نشده است كه ميتوان علت آن را عدم همكاري نهادهاي ايران با سازمانهاي بينالمللي و همينطور عدم تمايل آنها به كار با ايران در دوران تحريم دانست. متاسفانه در ساليان گذشته به دليل ارتباط ضعيف، آمارهاي لازم بين ايران و نهادهاي بينالمللي مبادله نميشد. اميد است دولت جديد كه راه تنشزدايي با دنيا را پيش گرفته است بتواند اين معضل را حل كند. ضمن اينكه خبرهايي به گوش ميرسد كه معاطلعاتي پيرامون فقر چندبعدي در معاونت اجتماعي وزارت كار، تعاون و رفاه اجتماعي در جريان است. پس از آن بايد مقدمات يك پژوهش ميداني بايد فراهم شود تا دادههاي مربوط به فقر چند بعدي گرهيي از اين مساله بگشايد. اگر اين زيرساختهاي اطلاعاتي فراهم بود به عنوان مثال در حذف يارانه غيرنيازمندان ميتوانستيم بسيار بهتر عمل كنيم.
آرمان گیوه چیان