ماهها مذاكرات هستهيي ميان ايران و گروه 1+5 كه به گمان كارشناسان در تاريخ ديپلماسي جهان كمنظير بوده، فارغ از دستاوردها و تبعات آن، فضايي از گفتمان و بحثهاي كارشناسي را در بطن اجتماعي و سياسي ايران بهوجود آورده است.
خبر اقتصادی - در همين راستا و در تازهترين سلسله نشستهاي همانديشي درمورد توافق هستهيي، انجمن جامعهشناسي ايران نشستي علمي با عنوان «پسا توافق و سياست» در مركز همايشهاي كتابخانه ملي برگزار كرد و در آن نظرات چهار استاد علوم سياسي كشور را درخصوص دوران پسا توافق و تاثير آن بر سياست داخلي و خارجي جويا شد.
دكتر مجتبي مقصودي استاد علوم سياسي دانشگاه تهران مركز در ابتداي اين نشست علمي بااشاره به فرمولهاي سياسي كه در همه نظامهاي سياسي شموليت دارد، كار ويژه اين فرمولهاي سياسي را پيونددهنده طبقات فرادست و فرودست جامعه همچنين تسهيلكننده مناسبات دانست و گفت: كاركردهاي ديگر اين فرمولهاي سياسي سادهسازي پيچيدگيهاي دنياي سياست همچنين فراهمكننده هويت مشترك مشروعيت بخش به عمل حاكمان است. وي با برشمردن سه روايت از دوران پسا توافق در كشور افزود: برخي معتقدند كه هيچ تغييري در مناسبات ايجاد نشده و در همچنان روي همان پاشنه خواهد چرخيد. برخي توافق را دوره جديدي از مناسبات ايران و غرب ميدانند و دسته سوم قرائتي بينابيني از اين تحول داشته و معتقدند با تعامل ميتوان به گامهاي طرف مقابل توجه داشت و ظرفيت بازگشتپذيري نيز وجود دارد. مقصودي بااشاره به روح بدبينانه قانون اساسي نسبت به غرب كه باتوجه به شرايط دوران انقلاب و جامعه جهاني اين نگاه غالب شده است، گفت: در شرايط اوليه انقلاب وضعيتي دست داد كه اين بيگانهستيزي دست برتر را داشته باشد، ولي امروز 37سال از آن روزها گذشته و طبقه متوسط جديدي شكل گرفته كه رويكرد تعامل با جهان را خواستار است و نمونه آن هم آرايي است كه مردم در سال92 به صندوقهاي راي ريختند. در ادامه اين نشست دكتر كاووس سيدامامي استاد دانشگاه امامصادق(ع) بااشاره به توافق هستهيي و دوران پسا برجام در كشور گفت: توافق نقطه عطفي است كه ميتواند بيانگر ورود ايران به مرحله جديدي از تاريخ خود باشد. اين امر شرايط را براي انواع فرصتها فراهم كرده و اگر بهدليل نداشتن چشماندازي درست از سياست بينالملل نخواهيم از اين فرصت استفاده كنيم، قطعا به كشور و نظام سياسي آن آسيبهايي جدي وارد خواهد شد. وي گفت: با بررسي روند كشورهاي توسعه يافته درمييابيم كه قدرت و تداوم امنيت صرفا اقتدار نظامي نيست، بلكه لازمه اين قدرت افزودن به توان اقتصادي و تلاش براي سربلندي اقتصاد كشور است. ما به سبب تحريمها تنها توانستيم در بخشهاي دفاعي پيشرفتهاي خوبي بهدست آوريم، اما امروزه با گشايشي كه صورت گرفته، ميتوان از اين فضا براي حركت سريع كشور به سمت توسعه استفاده كرد. سيدامامي با تاكيد بر حفظ تمام نهادهاي موجود و اتخاذ سياست جذب حداكثري در كشور تاكيد كرد: ارج نهادن به نهادهاي سياسي و اتخاذ رويكرد جذبي در سياست داخلي عوامل مهمي هستند كه بنا به ضروريات جامعه ايران، اگر به آن پرداخته نشود بايد انتظار بحرانهاي اجتماعي را داشت. دكتر ابراهيم متقي استاد علوم سياسي دانشگاه تهران نيز در ادامه اين نشست، ضمن تاييد صحبتهاي سيدامامي گفت: نگاه من اين است، زماني كشور ساخته ميشود كه نگاه حزبي و قطبي حاكم نباشد. من معتقدم كه در فضاي برجام جامعه ايران بهشدت قطبيتر از گذشته شد و در آينده نيز اين قطبي شدن تشديد خواهد شد و اين امر را ميتوان از صحبتهاي مسوولان در رسانهها متوجه شد. متقي در ادامه در پاسخ به سوال خبرنگار «تعادل» مبني بر ورود سرمايهگذاران خارجي به كشور در دوران پسا توافق همچنين راهكارهاي دولت براي جذب اين سرمايهگذاران گفت: دولت محور اصلي خود را بر سياست خارجي تعريف كرده و معتقد است كه مشكلات اقتصاد ايران مربوط به سياست خارجي است. معتقدم كه گرچه يك فرصت صد روزه براي تحقق اين امر ايجاد شد و در آينده هم تلاشهاي موثري در اين راستا صورت خواهد گرفت، اما با شناختي كه از اقتصاد سرمايهداري دارم كه براي هر كشور در چارچوبي مشخص تقسيم كار انجام داده است، بعيد ميدانم كه جامعه بينالملل اجازه ورود ايران به سازمان تجارت جهاني و نهادهاي اقتصادي منطقهيي و بينالمللي را صادر كند. الهه كولايي نماينده سابق مجلس و استاد علوم سياسي دانشگاه تهران نيز در اين نشست بااشاره به رابطه و كاركرد دوسويه سياست داخلي و خارجي در عصر جهاني شدن، گفت: مساله مهم ادراك تصميمگيرندگان به فرآيندهاي تغيير است. ايران كشوري است كه اگر هم بخواهيم نميتوانيم از تحولات بينالمللي و پيراموني خود جدا باشيم. در عصر جهاني شدن فضا بهگونهيي ايجاد شد كه برخي كشورها مانند كشورهاي آسياي شرقي از مزاياي آن بهرهمند شدند و برخي كشورها هم مانند ما در پرتو تفكرات استكبارستيزي هزينه پرداخت كردند. وي افزود: ظرفيتهاي ساختاري و نهادي ما قابل چشمپوشي نيست و تمام سياستهايي كه در طول سه دهه اخير براي تغيير رفتار ايران شكل گرفته بهدليل همين وزن ژئوپليتيكي ايران است. متاسفانه ما برخلاف اين وزن حركت كردهايم و يك نمونه آن فروپاشي شوروي و عدم بهرهبرداري ايران از فرصتهاي بينظيري بود كه در مرزهاي شمالي كشورمان بهوجود آمد. كولايي در پايان گفت: الگوي برجام الگويي است كه ميتواند به ما براي تعامل و رابطه با جهان كمك كند، اما نبايد فراموش كنيم كه اجراي برجام ساده نخواهد بود و كشورهايي كه تا به امروز از اين شرايط سود بردهاند بهراحتي حاضر به برهم خوردن نظم موجود نيستند و وظيفه دستگاه ديپلماسي ايران در اين زمينه بسيار مهم است.
محمد ستاری