رئیس کل بیمه مرکزی با بیان اینکه اگر مردم از خدمات شركتهای بیمه راضی باشند، حرف صنعت بیمه نیز دارای ارزش میشود، گفت: هدف بیمه این نیست که فقط مردم بیمه نامه بخرند و جیبشان را خالی كنیم.
خبراقتصادي - محمد امین رئیس كل بیمه مركزی در ادامه سلسله جلسات مشترک با كاركنان بیمه مركزی، در جمع کارکنان اداره كل قبولی از خارج و كارت سبز گفت: پیش از پرداختن به گزارش شما، باید بدانیم این خدمتی كه در قالب سازمان به نام كارت سبز ارائه شده برای چیست.
یك چنین تمهیدی در بعضی از كشورها اندیشیده اند و دفتری راه اندازی كرده اند برای اینكه آدم هایی كه در جریان تبادل كالا و انسان بین كشورهای مختلف با وسایل نقلیه رفت و آمد می كنند اگر دچار حادثه شدند در قالب یك سازماندهی مشخص جبران خسارت شود و بی پناه نمانند.
رئیس شورای عالی صنعت بیمه افزود: یعنی هم تجارت و رفت و آمد را تسهیل كنند و هم خسارت جبران شود.
بنابراین، اصل بحث وقتی این است همه گزارش آمار شما باید مربوط به این حوزه باشد كه ما چقدر از این امكانات و با چه سرعتی و سهولتی بهره مند شدیم، مشكلاتی كه در این ارتباط وجود دارد چیست و چگونه می شود آن را بهبود بخشید؟
چطور می شود به این آدم ها به سرعت خدمت رسانی كرد؟ نواقصی كه در رسیدگی به حادثه بین كشورهای عضو وجود دارد در گزارش هایی كه لازم است تهیه شود و در تبادل اسناد و مدارك بین كشورها و دفاتر ملی، پرداخت خسارت و درآمدها دیده شوند اما من چنین چیزی در گزارش شما ندیدم و این نشان می دهد كه مسئولان این دفتر و كسانی كه با این موضوع سر و كار دارند، هدف اصلی كه خدمت به مردم است و كسانی كه این كارت سبز را از ما می خرند آنقدر برایشان اهمیت نداشته است كه شاید یك سری چیزهایی كه روی كاغذ نوشته شده در گزارش بیاوریم؛ حالا اسم آن موافقتنامه است یا هر چیز دیگری.
وی تصریح کرد: شما باید بررسی كنید چرا فقط شركت بیمه ایران باید این خدمت را به مردم ارائه بدهد؟ چرا نباید به همه شركت های بیمه اعلام شود كه هر كس داوطلب است می تواند این خدمت را ارائه دهد تا رقابت بوجود بیاید؟ همین آمار مختصری كه من دیدم به نظر می آید كه این اقتصادی است و میانگین حق بیمه ها و خسارت ها در این پنج شش سالی كه آورده اید (البته باید از ابتدای این طرح می آوردید) نشان می دهد كه سالی چهار پنج میلیارد تومان حق بیمه تولید شده اما خسارت ها آنقدر نیست و این یك بحث اقتصادی است و به همین خاطر باید رقابتی شود. دلیلی ندارد كه فقط بیمه ایران این خدمت را ارائه كند.
امین اضافه کرد: بیمه مركزی باید فرصتی فراهم بیاورد تا شركت های بیمه ای كه داوطلبند بتوانند این بیمه نامه را صادر كنند. بیمه مركزی نظارتی روی نحوه رسیدگی و زمان بندی داشته باشد و ببیند از زمانی كه خسارت وارد می شود تا زمانی كه خسارت پرداخت می شود چقدر زمان می برد. این باید در شرایط جدید بین المللی و در شرایط جدید بعد از توافق نامه كه ما بنا داریم روابط مان را با كشورهای دیگر بهبود بخشیم به حداقل برسد و این بهبود بخشی در حرف نیست بلكه در عمل است. در قرار گرفتن در فضای رقابتی است كه همه در خدمت رسانی رقابت می كنند. بدون رقابت، كیفیت و كاهش هزینه ها كسی نمی تواند در این بازار بین المللی كاسبی كند.
رئیس کل بیمه مرکزی گفت: اگر ما می خواهیم ترددها بیشتر شود و روابط گسترش پیدا كند باید این فلوچارتِ رسیدگی و پرداخت خسارت در حوزه كارت سبز را دقیقا كنترل كنیم؛ نواقص را برطرف كرده و حتی با كشورهای عضو كارت سبز رقابت كنیم؛ تا جایی كه گفته شود ایرانی ها سریعتر از هر كشور عضو كارت سبز خسارت پرداخت می كنند؛ رسیدگی می كنند؛ سازمان دارند؛ نظم و ترتیب دارند؛ پروتكل دارند؛ این ها بحث های اصلی و بحث هایی است كه بیمه مركزی باید به آن حساس باشد.
وی اظهارداشت: گزارش شما در مورد اینكه كارت سبز چه بوده و چه زمانی تشكیل شده، این ها تاریخچه است! ما عملكرد می خواهیم و این عملكرد هاست كه باید با استناد به آمار و ارقام به آن پرداخته شود؛ از ابتدا كه كارت سبز تشكیل شده هر ساله چند كارت خریداری شده است؟ چند نفر حادثه دیده اند؟ در چه كشورهایی و نحوه انعكاس آن چه بوده است و فاصله زمانی رسیدگی چقدر بوده و چه كشورهایی با ما همكاری كرده اند و كدام كشورها كوتاهی كرده اند؟ دلایل عدم همكاری آنها چه بوده است؟ دلایل عدم تسریع تبادل پول اسناد و مدارك چه بوده است؟ سخت افزاری بوده یا نرم افزاری؟ این مسائل موارد اصلی در بیزینس است؛ این هاست كه باید به آن پرداخته شود.
امین بیان کرد: در مورد بحث قبولی از خارج هم، بیمه مركزی و صنعت بیمه كشور همیشه خریدار و مصرف كننده بوده و این امر دلایل متعددی داشته است؛ یكی از این دلایل این بوده كه بیمه گذاران بزرگ ما مثل كشتیرانی، نفتكش، هواپیمایی و پتروشیمی در ارتباطات با پیمانكاران و بازار خارجی علاقهمند بودند كه پوشش های بیمه ای را از این بازارها بگیرند. طبیعتا وقتی كه عرصه ای برای كار كردن نباشد تجربه ای هم به دنبال نخواهد داشت و حتی اگر دانش بیمه ای و اقتصادی هم باشد چون آن دانش در عمل تجربه نشده به تدریج راكد می شود و انباشت سرمایه كارشناسی بوجود نمی آید.
به گفته وی، تحریم ها این فرصت را برای كشور فراهم كرد كه همه این بیمه گذاران كه بازار خارج روی آنها بسته شده بود، ناچار شدند پوشش های خود را از داخل تأمین كنند، وقتی این اتفاق افتاد بیمه گران ایرانی هم ناچار به ارائه خدمات كارشناسی شدند. بنابراین در عرصه عمل، در ارزیابی ریسك، در صدور بیمه نامه، در ارزیابی و پرداخت خسارت، در كلوزها و نرخ وشرایط ناچار شدند كارشناسان بیمه ای شركت های مختلف ورود كنند، درگیر شوند و تجزیه و تحلیل كنند؛ با بیمه گذاران و بیمه گران چانه بزنند تا بالاخره یك انباشت تجربه و دانش و سرمایه بوجود بیاید؛ این سرمایه كارشناسی و این انباشت دانش كارشناسی به اینجا رسید كه بالاخره همه بیمه نامه های مورد نیاز كشور توسط شركت های بیمه داخلی صادر شود. به محض این كه تحریم ها برداشته شود دوباره همان بیمه گذاران به خارج روی می آورند، چرا؟ به دلیل اینكه نفتكش و كشتیرانی خدماتی كه P&I لندن به آنها می دهد با این خدماتی كه P&I كیش می دهد یا اعتباری كه بیمه قشم می دهد و بیمه نامه هایی را كه صادر می كنند همه این ها در بازارهای خوب بیمه ای اعتبار آنچنانی ندارد؛ در نتیجه بهانه خوبی دارند تا دوباره راه بیفتند به سمت بازار خارج!
رئیس کل بیمه مرکزی بیان کرد: از طرف دیگر اقداماتی در سطح سیاسی و دولت باید انجام بگیرد كه اگر این ها می خواهند خدماتی بخرند به واسطه شركت های داخلی خریداری كنند و خودشان مستقیم با شركت های خارجی طرف نشوند تا بیمه گران ایرانی در عرصه صدور این بیمه نامه ها باشند و بالاخره ارزیابان خسارت و ارزیابان ریسك شكل بگیرند و ریسك های بزرگ كشور را محاسبه و ارزیابی كنند و در این زمینه نیازمند خارجی ها نباشیم. داده ها واطلاعات جمع آوری و تجزیه تحلیل شود تا بر اساس آنها بتوانیم رقابت كنیم. تمام رقابت بیمه گران دنیا بر سر داده ها و اطلاعات است؛ یعنی محاسبات را همه بلدند؛ نرم افزار اكچوئری در اختیار همه هست؛ بحث اصلی این است كه كدام بیمه گر اطلاعات بهتر و دقیق تری از ریسك و تبعات آن جمع آوری كرده و در اختیار دارد و از آنها استفاده می كند.
وی گفت: این سامانه سنهاب كه شكل گرفته دقیقا به بیمه مركزی كمك می كند تا گنجینه ای از اطلاعات و دانش بیمه ای قابل دسترس داشته باشیم و اگر كارشناسان علاقه مند و صاحب نظر و با نگاه وسیع تر نه فقط در محدوده بازار كوچك بلكه بازار بین المللی داشته باشیم، با این داده ها و اطلاعات كار و آنها را تحلیل می كنند تا بتوانند به جایگاهی برسند كه نرخ و شرایط بدهند و رقابتی باشد؛ اگر این اتفاق نیفتد با نگاه و سبك و سیاق فعلی ما به جایی نخواهیم رسید.
وی با بیان اینکه دغدغه ها و نگرانی ها در داخل بیمه مركزی در مورد این است كه ساختار مشكل دارد؛ بیمه مركزی یك سازمان و نهاد كارشناسی است، تصریح کرد: به این دلیل كه مقررات تنظیم می كند، نظارت می كند؛ ارزیابی می كند؛ تحلیل می كند. اگر این اطلاعات را در سطوح كارشناسی منوط به این كنیم كه در سلسله مراتب اداری در كجا قرار دارد؛ طبیعتا هیچ گاه چنین اتفاقی در بیمه مركزی نخواهد افتاد كه كارشناسی با هویت همكاران جایگاه اول را داشته باشد. نه اینكه من در كدام رده و جایگاه اداری قرار دارم؟ اگر كه حرفمان و دعوایمان این باكس ها و این بالا و پائین ها باشد طبیعتا به عمق نمی رسیم و بحث ها در سطح می ماند و هیچ چیزی شكل نمی گیرد و صنعت بیمه كشور هم جایگاه و اعتباری نه در داخل و نه در خارج از كشور پیدا نخواهد كرد.
امین بیان کرد: چرا به حرف هایمان، ایرادهایمان و ادعاهایمان كسی توجه نمی كند؟ چرا به این حرف های ساده ای كه اینقدر عوارض به این صنعت نبندید و مالیات بر ارزش افزوده نگیرید، كسی توجه نمی كند!؟ و برای این صنعت اعتبار ندارد؟ اعتبار از چیست؟ اعتبار به این است كه پُست درست كنیم از قبیل مدیر كل و معاون و مدیر و رئیس اداره و غیره، اعتبار به حرفِ كارشناسی و عمل درست است؛ اگر مردم از خدمات شركت های بیمه راضی بودند، حرف صنعت بیمه هم ارزش داشت.
رئیس کل بیمه مرکزی ایران خاطرنشان کرد: اگر در بیمه مركزی هویت، هویتِ كارشناسی و تخصصی بود، هم اقتدار داشت و هم اعتبار و هم حرف او را می خواندند. اما وقتی كه نه دانش و نه كارشناسی و نه تجزیه و تحلیل وجود ندارد ولو اینكه صدها سنهاب و دیتابیس هم درست كنیم بدون طبقه بندی و تجزیه و تحلیل و تبدیل آن به دانش و كاربرد آن به عمل، چیزی از آن در نمی آید. این ها به پُست و موقعیت بستگی ندارد! زمانی كارها درست سر و سامان می گیرد كه اطمینان داشته باشیم هیچ آدم كارشناسی با پشتكار و توانمندی درجا نمی زند.
به گفته وی سیستم نیاز به آدم های دلسوز، علاقمند، درستكار و كارشناس دارد و خود سیستم این ها را ارتقا می دهد. لازم نیست این آدم ها به دنبال پُست باشند چون نیاز سیستم نیاز مملكت و نیاز دنیاست. رقابت در ارائه توانمندی هاست؛ وقتی توانمندی داشته باشیم و آن را ارائه ندهیم و از آن استفاده نكنیم ولو این كه از این باكس بالا برویم هیچ ارزش افزوده ای ایجاد نمی شود؛ باید خودمان را در این ارزیابی ها قرار دهیم كه من چه ارزش افزوده ای ایجاد می كنم؟ باید تعریف كنیم ارزش افزوده ای را كه ایجاد كرده ایم برای كمك به صنعت بیمه است.
امین تاکید کرد: توسعه صنعت بیمه برای چیست؟ برای اینكه مردم ایران از این موهبت كه اسم آن بیمه است برخوردار باشند؛ آیا فقط باید بیمه نامه بخرند و جیب آنها را خالی كنیم؟ خیر! باید به آنها اطمینان خاطر دهیم كه ما به بیمه نامه ای كه به شما می فروشیم، به مفاد آن پایبندیم، اگر برای شما مشكلی پیش آمد، به سرعت رسیدگی و خسارت را پرداخت می كنیم. آیا وضعیت فعلی صنعت بیمه این است؟ خودمان را درگیر قبولی از خارج و داخل كنیم اما وقتی مردم ناراضی اند، ارزشی ندارد. آنقدر از راننده های ایرانی كه در كشور های دیگر دچار مشكل شده اند و كسی به آنها رسیدگی نكرده شكایات هست كه این ها را باید ببینیم و برای اینها باید پروتكل؛ تفاهم نامه و توافق نامه بنویسیم.
وی گفت: كار ما باید این باشد كه راننده ایرانی كه از مرز خارج می شود اطمیان ۱۰۰ درصد داشته باشد كه هر حادثه ای كه برایش پیش بیاید تحت پوشش است؛ در سطوح بالاتر؛ گردشگر ایرانی، تبعه ایرانی، خیالش راحت باشد كه در هر كجای دنیا دچار حوادث رانندگی شد پشتوانه ای دارد. این هدف است. بقیه حرف است. هزارتا از این پروتكل ها بنویسید اما اگر راننده ایرانی بی پناه باشد، تبعه ایرانی در سرزمین های دیگر بی پناه باشد؛ راننده ترك و بلغار هم در كشور ما بی پناه باشد این ها هیچكدام ارزش ندارد! اصل بحث اینهاست و همة نگاه ما باید به سمت این باشد كه چگونه به آنها كمك كنیم.
به گفته وی بحث قبولی از خارج هم بحث كارشناسی است. زمانی در این مملكت به كرار دیده ایم كه عده ای روابطی را با كشورهای خارجی داشتند و گوشه ای از ریسك بدشان را كه نمی توانستند جای دیگر Place كنند با واسطه گری در بازار ایران Place می كردند؛ ضریب خسارت هم بسیار زیاد بود. كارخانه رنگ در ابوظبی ۱۰ درصد ریسك را می پذیرفتند و بعد از یك ماه ۶ میلیون دلار خسارت سریع با ایمیل می دادند و پرداخت می كردند و كسی هم نبود كه بپرسد اصل قضیه چه بوده است؟ گزارش ارزیابی این كارخانه رنگ كجاست؟ چرا پذیرفته اید؟ حق بیمه اش چقدر بوده است؟ هیچ حساب و كتابی در كار نبود و همه در لفافه و پنهانی انجام می شد. این ها باید برچیده و جمع شوند؛ اینكه در بحث قبولی از خارج، بیمه مركزی و شركت های بیمه ای بر اساس روابط و دلال بازی بخواهند برای كسان دیگری منافع و رانت درست كنند، باید برچیده شود و جایش را به كارشناسی بدهد.
امین بیان کرد: همانطور كه ما ریسك مان را Place می كنیم، هزار جور بیمه گران اتكایی و شركت های خارجی بالا و پایین می كنند و چانه می زنند؛ ما هم باید همین موضع و همین جایگاه را در باره ریسك های خارجی داشته باشیم و روی نرخ؛ شرایط و استتثنائات بحث كنیم. زمانی می توانیم این كار را انجام دهیم كه اطلاعات داشته باشیم؛ این اطلاعات از آسمان نمی آید، باید شیوه دسترسی به این اطلاعات را پیدا كنیم، باید كارِ كارشناسی بكنیم. در دوره ها شركت كنیم، آموزش بگیریم، فن مذاكره و بازاریابی بلد باشیم و بدانیم چه ترفندهایی وجود دارد. اگر این ها نباشد ۱۰۰ اداره قبولی از خارج و ۵۰ رئیس و پرسنل هم داشته باشیم، چیزی از آن در نمی آید؛ اما یك نفر می نشیند در یك دفتر كار در لویدز لندن، بیمه و حمل و نقل فلان كشتی در فلان دریا را نرخ و شرایط می دهد. در یك منطقه شرایط چاه نفت را همان آدم می دهد. حرف او هم حرف آخر و فصل الخطاب است. چرا؟ برای اینكه كارشناس این كار است و اطلاعاتش را هم راحت در اختیار دیگران نمی گذارد! این اطلاعات خاص خودش هست و به عنوان سرمایه خودش از آن استفاده می كند.
به گفته رئیس شورای عالی صنعت بیمه، هر اطلاعاتی سرمایه نیست؛ اطلاعاتی سرمایه است كه خوب بررسی شده باشد، پخته شده باشد، تحلیل شده باشد و از آن نتایجی بدست بیاید تا بتوان از آنها در مذاكرات استفاده كرد. بحث اصلی ما كارشناسی است. اگر بتوانیم توان كارشناسی را در بیمه مركزی درست كنیم، قبولی هم قطعاً بر اساس اصول و مبانی خودش می تواند انجام شود و صرفه اقتصادی هم باید داشته باشد. به صرف اینكه بازار خارج باز شده و فقط برای اینكه بگوئیم ما هستیم و فقط خریدار نیستیم و فروشنده هم هستیم آنوقت چه داریم كه بفروشیم؟ آیا ۴ تا كارشناس داریم كه دانش بیمه ای و ارزیابی ریسك و تسلط به زبان انگلیسی داشته باشند و در مذاكرات نمانند؟ یا نه، اینكه دنبال بروكرهایی برویم كه برای ما تصمیم بگیرند و تازه سر ما هم منت بگذارند كه نرخ ۱.۶در هزار بود كه من آن را ۱.۵ در هزار كردم؛ حتی این ارقام را هم ما نمی دانیم چیست؟ وقتی بدانیم نه فریب این را می خوریم كه این بروكر برای ما كاری انجام دهد و نه اجازه می دهیم به ما گران بفروشند و از ما ارزان بخرند. این ها پایه اش، اصولش، كارشناسی اش و بسترهایش باید در بیمه مركزی فراهم شود.
وی افزود: همه می دانید اتكایی یك زمانی ابزار نظارت بوده است. در حال حاضر من معتقدم اتكایی در بیمه مركزی نه تنها ابزار نظارت نیست بلكه اتكایی اجباری یكی از موانع رشد و توسعه بازار و اعمال نظارت است. یعنی آنهایی كه باید بر آنها نظارت شود به دلیل آنكه ما را شریك و هم پیمان خود تلقی می كنند، فكر می كنند منافع مالی مشترك داریم. بیرونی ها هم همین نگاه را دارند، فكر می كنند بیمه مركزی با شركت های بیمه شریك است، بنابر این نمی تواند حافظ حقوق مردم و بیمه گذاران باشد. هر چند ما بگوئیم بیمه مركزی در فرهنگ اش، در نظارت اش مطلقا چنین چیزی نیست. یعنی ما از خطای شركت بیمه ای چشم پوشی نمی كنیم به دلیل اینكه منفعت او منفعت ما هم است. ما چنین كاری نمی كنیم اما ظاهر، ساختار و سازمان نشان می دهد كه ما شریك شركت های بیمه هستیم. به چه دلیل؟ به این خاطر كه همین اتكایی اجباری ما باید از بیمه مركزی جدا شود تا شائبه ای در نظارت بیمه مركزی وجود نداشته باشد.
امین بیان کرد: بیمه مركزی نهاد نظارتی است و نماینده دولت است و مردم باید به آن اعتماد داشته باشند كه حافظ حقوق بیمه گذاران است و قبول نمی كنند كه وقتی ما شریك بیمه گران هستیم حافظ حقوق بیمه گذاران هم باشیم؛ بنابراین این جدایی باید صورت بگیرد. اتكایی در بیمه مركزی كار حاكمیتی نیست بلكه یك فعالیت بازرگانی است و چون كار بازرگانی است باید جدا و تبدیل به یك شركت ملی اتكایی شود كه هم سرمایه اش را دارد و هم نیروی انسانی. بیش از ۱۰۰ تا ۱۲۰ نفر از كارشناسان و مدیران بیمه مركزی سال ها در این حوزه كار كرده اند، یك زمانی می رسد كه باید بروید بازاریابی كنید، بازرگانان خارجی می آیند و صف می كشند معاون اتكایی و مدیرانشان را ببینند تا بلكه در آینده بتوانند سهمی از این كیك بیمه ای ایران نصیب شان شود. آن موقع شركت بیمه اتكایی ملی هم اگر بخواهد یك تكه از كیك بیمه هند، كیك بیمه روسیه، كیك بیمه آذربایجان گیرش بیاید، باید راه بیفتد و وقت بگیرد و پشت در دیگران بنشیند و مذاكره و تملق كند كه ما هم هستیم. دوره ای كه ما در اتاقمان بنشینیم و همه بیایند به ما سهم بدهند تمام شده است، اصلا فضا، فضای متفاوتی می شود؛ فضای بازاریابی، كار و رقابت.
رئیس کل بیمه مرکزی گفت: فضای نهاد حاكمیتی كاملا متفاوت است؛ به شركت بیمه می گوید این كار را بكن و این كار را نكن؛ اما هیچكس به شریك خود نمی تواند بگوید این كار را بكن و این كار را نكن! پس منطقی است كه باید از یكدیگر جدا شوند تا نظارت جایگاه خود و بیمه گری اتكایی هم جایگاه خودش را پیدا كند. وقتی می گویند اتكایی به عنوان یك شركت و بیزینس و یك كسب و كار شكل گرفته است، بحث بحث كارشناسی و توانمندی است. آنموقع یك شركت بیمه اتكایی به جای صد نفر ممكن است با ۲۰ نفر هم اداره شود. در چشم انداز آینده نباید فكر كنیم كه شرایط همیشه همان چیزی است كه الآن هست؛ شرایط تغییر خواهد كرد؛ شرایط بازی در گل كوچك با چند نفر آدم با شرایط در یك بازی بزرگ جام جهانی تفاوت زیادی دارد.
وی تصریح کرد: اگر صنعت بیمه كشور بخواهد در یك بازار جهانی وارد شود، باید متفاوت باشد؛ در نگرش خود تغییراتی ایجاد كند؛ این محدود نگری و خُردنگری كه همه اش به منفعت شخصی مان فكر كنیم و اگر در خطر بیفتد همه چیز را زیر سوال ببریم، باید عوض شود. نگرانی عده ای در بیمه مركزی با خیال اینكه اگر بیمه اتكایی از بیمه مركزی جدا شود پس تكلیف صندوق بازنشستگی چه می شود؛ تكلیف این پاداش ها و وام ها و ... چه می شود؟ نگرانی برای منفعت های شخصی است! منفعت جمعی منفعت صنعت بیمه و اقتصاد و جمهوری اسلامی است. فكر كنیم كه چه به نفع ماست؟ می دانید كه برای این موارد هم فكر خواهد شد و اینگونه نخواهد بود كه اگر اتكایی از نظارت جدا شود كارمند بیمه مركزی مثل كارمند ثبت احوال خواهد شد؛ نهادهای نظارتی در همه جای دنیا مقررات ویژه، پرداخت های خاص و بودجه های خاص خودشان را دارند، اینگونه نیست كه بخاطر نگاه برخی از ما در بیمه مركزی كه خُردنگر و سطحی نگر و كوچك است، فكر كنیم همه دنیا و مملكت و پیشرفت و تحول و رشد آن حول و حوش منافع شخصی ما می چرخد.
امین اظهارداشت: اگر دولت و مسئولین به این نتیجه رسیدند كه این شیوه ساختار و سازمان به نفع صنعت بیمه كشور و اقتصاد ملی كشور است، با یك مصوبه این كار را انجام می دهند و ما این زمینه را در بیمه مركزی فراهم كرده ایم. معاونت اتكایی بیمه مركزی به لحاظ شكل، ساختار و سازمان مانند یك شركت بیمه اتكایی است یعنی از فردا اگر اسم این معاونت شركت بیمه اتكایی ملی ایران شد هیچ كار خاصی نباید صورت بگیرد؛ همه چیز سرجای خودش هست و ساختار و چارچوب قانونی خودش را دارد و همه واحدهایی را كه باید به آن اضافه شود نیز دارد فقط یك واحد سرمایه گذاری است كه آن هم با یك تصمیم به آن ملحق می شود.
وی اضافه کرد: باید به این فكر كنیم كه اگر آن شركت شكل گرفت و اتكایی اجباری هم برداشته شد؛ آنموقع چه اتفاقی می افتد و چه چیزی تغییر می كند؟ با هر كارمزدی صورتحساب بزنیم آنها هم كارمزد را پرداخت می كنند و هر ریسك را به شما می دهند؟ بیمه گر انتخاب می كند كه چه شركتی اتكایی را ارزانتر می دهد؛ كدام شركت قرارداد بهتری تنظیم می كند؛ چه نوع قراردادی به نفع اوست؟ آنموقع دعوای بیزینسی است و اقتدار بیمه مركزی نیست كه هر كس را بخواهیم احضار كنیم و هر كس را بخواهیم جریمه كنیم و صورتحساب بدهیم؟ تاكنون در دنیا كدام بیمه گر اتكایی بیمه گر مستقیم را جریمه كرده است؟ اصلا می پذیرد كه جریمه شود؟ كدام بیمه گر اتكایی بیمه گر مستقیم را بخاطر اینكه حق بیمه را دیر پرداخت كرده به دیوان محاسبات و بازرسی كل كشور می برد؟ این ها همه تغییر می كند و رابطه بیزینسی می شود؛ آیا این نیروهای ما چنین روحیاتی، چنین دانشی، چنین تبحری در خودشان دارند؟ اگر ندارند باید آموزش ببینند؛ و اگر آموزش پذیر نیستند جایگاهی نخواهند داشت. كارشناس تعیین می كند چقدر بگیرد، كجا باشد؟ در ساختارهای اداری است كه این مسائل معنی دارد، در ساختار بیزینسی مبتنی بر كارآیی، افراد توانمند و كارشناسان هستند كه جایگاه خودشان را تعیین می كنند و سازمان و ساختار نیست كه بگوید چه فردی كجا بنشیند و تعیین كند كه چقدر حقوق و مزایا بگیرد؛ باید به آنجا برسیم و آنجا جای سختی است. برای اینكه ۸۰ سال سابقه بیمه گری و اطلاعات بیمه گری در این مملكت هست كه این ها نقطه قوت ماست. هر بیمه گر خارجی هم اگر بخواهد وارد بازار بیمه ایران شود، بدون مشاركت بیمه گران ایرانی و دستیابی به اطلاعات بیمه گر ایرانی نمی تواند كار كند.
امین ادامه داد: اینطور نیست كه هر خارجی به محض اینكه آمد بازار كشور را بگیرد؛ با شناختی كه بیمه گران ایرانی از روحیات مردم، اخلاقیات و مسائل اجتماعی سیاسی و فرهنگی دارند؛ اطلاعاتی را كه در این ۸۰ سال انباشت كرده اند درست است كه این اطلاعات پرورده و پروسس نشده اما وجود دارد؛ به پرونده های شركت بیمه ایران مراجعه كنید هزاران پرونده وجود دارد كه اطلاعات آن را می شود استخراج، طبقه بندی و جمع بندی كرد و تبدیل به آموزش بیمه ای كرد. از پژوهشكده بیمه خواسته شده این كار را انجام دهد و در حال سازماندهی برای انجام آن است. این اطلاعات آینده صنعت بیمه كشور و آینده بیمه در دنیاست.
رئیس کل بیمه مرکزی بیان کرد: طبیعتا وقتی صحبت قبولی از خارج است تمام دنیا مطرح می شود؛ حال باید ببینیم برای تمام دنیا آمادگی، درك و نگرش مناسب داریم، مهارت مناسب و كافی داریم یا خیر؟ باید به آنها پاسخ داد اما اگر نكات اصلی را درك نكردیم هرگز مسیر درست را طی نمی كنیم؛ نقطه اصلی همان افرادی هستند كه باید از این خدمات استفاده كنند. این خدمات باید سریع، منصفانه، و محترمانه به آنها ارائه شود؛ اگر توانستیم این سرعت را زیاد كنیم احترام و انصاف بیشتری در كارمان داشته باشیم؛ و روش هایی پیدا كنیم آنموقع این بیزینس رونق پیدا می كند و ما هم از منافع آن بهره مند می شویم. مردم راضی و در پی آن جامعه راضی و مسئولان هم راضی خواهند بود؛ همچنین صنعت بیمه معتبر، قانونمند و محترم خواهد شد اما الآن بیمه گران را یك عدة كلاهبردار و شارلاتان می دانند كه وقتی می خواهند بیمه نامه بفروشند؛ خوش اخلاق و خوب هستند و تا اینكه اعلام خسارت می شود كاملا تغییر می كنند! شخصیتی مثل دكتر جكیل و مستر هاید. این شخصیت در نماینده های بیمه است كه زنگ می زند، فرد را كلافه می كند تا بیمه نامه بفروشد اما وقتی فرد دچار حادثه می شود و خسارت می بیند، در شركت بیمه همه اخم هایشان درهم می رود! اگر این روش ها را درست كردیم و مردم و بیمه گذاران احساس كردند عادلانه و منصفانه با آنها برخورد می شود؛ كار ما درست می شود.
به گفته امین، ما همواره باید در كارمان آمار و اطلاعات داشته باشیم؛ از ۵۰ سال پیش بیمه مركزی همیشه در كارِ قبولی از خارج بوده است؛ آمار واطلاعات باید همیشه جلو چشم مان باشد؛ تصمیم گرفتیم به چه كسی دادیم؟ چقدر خسارت گرفتیم؟ كدام شركت، كدام بروكر و كدام كشور است؟ منش و رفتارش چگونه بوده است؟ همه این ها دائما باید جلو چشمانتان باشد نه اینكه هر بار من گفتم بگوئید داریم روی آن كار می كنیم!
وی مطرح کرد: این ها باید به عنوان ابزار كار در دسترس باشد. فقط بحث روابط با كشورهای خارجی را مطرح می كنند(پروتكل)؛ نشستی با افغان ها داشتیم و گفتیم كه حاضریم كارشناسان آنها را رایگان آموزش دهیم. اگر ۵۰ كارشناس از افغانستان توسط ما آموزش دیدند، احترام گذاشتیم و تر و خشك شان كردیم، وقتی بر می گردند به كشورشان كارشناسان یا مدیران آینده افغانستان خواهند شد؛ همیشه كه نباید آنجا جنگ باشد روزی كه از هرج و مرج درآِید یك كشور مسلمان فارسی زبان و كشور همسایه و ۵۰ دوست در صنعت بیمه آنجا داریم كه این ها با خاطراتی كه از ایران دارند آموزشی كه در ایران دیده اند، و دوستانی را كه پیدا كرده اند همیشه به جانب ایران نگاهی دارند. من اگر جای مسئولان این دفتر بودم سریع با پژوهشكده هماهنگ می كردم كه چه دوره هایی برای ۵۰ كارشناس افغان در ایران مناسب است؛ چند استاد لازم داریم و از موسسه مالزی هم كه اینجا همكاران را آموزش می دهند استفاده می كردیم و یك دوره ی دو سه ماهه آموزشی با هزینه بیمه مركزی برگزار می كردیم.
وی گفت: یك وقتی است كه ما چشم انداز دوری را می بینیم و یك وقتی تا نوك بینی خودمان را هم نمی بینیم. چشم انداز دور اینهاست. چرا شركت های خارجی مرتب دوره می گذارند؟ در پژوهشكده بیمه دوره مجانی برگزار می كنند؟ اینها چه می خواهند؟ فكر می كنید آدم های خیرخواهی هستند!؟ اتفاقا این ها فرصت طلب ترین افراد در صنعت بیمه دنیا هستند. فقط دنبال فردی هستند كه در باربری و مهندسی فعالیت می كند؛ و در نفت و هواپیما و غیره نخبه است! كارشناسان نخبة ایرانی را كه در شركت های بیمه هستند شناسایی می كنند تا بعدا برای آنها بازاریابی كنند، نیامده خیرات كنند.
رئیس کل بیمه مرکزی مطرح کرد: همه آنها در صف ایستاده اند كه بیایید برایتان دوره بگذاریم! ما برای شما كلاس بگذاریم! آینده را می بینید چه كسانی معرفی می شوند؟ آن شركت بیمه چه كسی را معرفی می كند كه برای اتكایی كلاس ببیند؟ بهترین كارشناس را معرفی می كند كه زبان بلد است، آن شركت خارجی با نخبگان صنعت بیمه كشور در فلان رشته كه زبان بلد است، آن شركت خارجی می آید با نخبگان صنعت بیمه كشور در رشته ایكس آشنا می شود و آن را برای خودش سرمایه می كند و می داند اگر فردا تماس بگیرد چون معلم اش بوده، او را می شناسد، ارتباط دارد و در انتها منجر به قرارداد می شود! چرا ما چنین دیدگاهی نداریم؟ ما كه در انگلستان نمی توانیم برویم آموزش بدهیم ولی در افغانستان كه می توانیم آموزش بدهیم. در عراق كه می توانیم. به هرحال كشورهایی هستند كه به ما وابستگی دارند. آیا این نگاه را داریم؟ واین دوردست ها را می بینیم؟ اگر این دور دستها را دیدیم، خودمان را آماده می كنیم، ولی وقتی چنین افقی را برای خودمان نمی بینیم خودمان را هم آماده نمی كنیم. در رخوت فعلی خودمان سیر می كنیم و تحولی هم اتفاق نمی افتد.
وی یادآور شد: اگر قرار است در صنعت بیمه اتفاقی بیفتد از داخل بیمه مركزی، از داخل مغزهای كارشناسی بیمه مركزی و كارشناسان صنعت بیمه باید اتفاق بیفتد. خارج از اینها هیچ اتفاقی نمی افتد. آیا برای تحول و خلاقیت و دوردست را دیدن، برای آینده نگری دارند فكر می كنند، كار می كنند، سوال طرح می كنند؟ شركتی می خواهد دفتر بزند، چند سوال فرستاده و گفته به سوالات ما پاسخ دهید. این سوالات را كه نگاه می كنی می فهمی چقدر فردی كه سوال ها را فرستاده باهوش است. با ۱۰ سوال می فهمد در این كشور وضعیت چیست؟ چنان سوالات را دقیق طراحی كرده است ...
وی خاطرنشان کرد: ذهن های باز، فكرهای وسیع، دقیق شدن در مسایل اینها آینده را می سازد. بدون خلاقیت و بدون نوآوری و ابتكار هیچ اتفاقی نمی افتد. همه همین جایی كه هستیم خواهیم ماند. نفت كه زیاد باشد؛ گران باشد بفروشیم همه خوشحالیم و حالمان خوب است؛ نفت كه كم فروخته شود و ارزان شود همه ناراحتیم و همه منتظر لطف خدا می مانیم؛ تا این ذهنیت ها هست وضعیت همین است، ولی انشالله شما در مجموعه ایی كه هستید با تحصیلات مناسب و با رشته های خوب باید در خدمت كشور وجامعه باشید. درست است كه باید رفاه داشته باشیم ولی همه اینها با هزینه كشور ومملكت بوده پس باید گوشه چشمی هم به مملكت داشته باشیم ودین خود را با خدمت گذاری صادقانه ادا كنیم.