به لطف طرح ضربتي توليد بنزين داخلي در دولت محمود احمدينژاد، صنايع آروماتيك در پتروشيمي ايران بيش از هر چيز با نام «بنزين پتروشيمي» پيوند خوردند. بنزيني كه براي حدود 2سال در ميان مردم توزيع ميشد اما مسوولان سازمان حفاظت از محيط زيست آن را «سرطانزا» و «عامل آلودگي هواي كلانشهرها» معرفي كردند.

خبر اقتصادی - هر چند هيچگاه هيچ كدام از مسوولان وقت توضيحي شفاف و جامع در اين مورد ارائه نكردند اما در نهايت طبق ادعاي وزارت نفت فعلي، توليد اين بنزين در ايران متوقف شد. سال گذشته و زماني كه مساله توقف اين توليد جديتر شده بود، تعدادي از مديران عامل مجتمعهاي پتروشيمي توليدكننده بنزين در مقابل اين تغيير موضعي نه چندان موافق گرفتند. وضعيت به شكلي بود كه اين ذهنيت را به اذهان متبادر ميكرد كه سود اين مجتمعها از فروش بنزين پتروشيمي از فروش محصولات آروماتيكي به صورت عادي بيشتر است. البته از سوي ديگر نيز بسياري بيان ميكردند كه در هيچ كجاي دنيا يك مجتمع پتروشيمي «بنزين» توليد نميكند و چنين توليدي در «پتروپالايشگاهها» صورت ميگيرد. به هر رو درحالي كه ايران هنوز نيز هر از گاهي درگير ماجراهاي مطرح شده در باره «بنزين پتروشيمي» ميشود، تحليلهاي جهاني از اين حكايت ميكند كه «آروماتيكها» در صنعت پتروشيمي آيندهيي خوب پيش رو دارند. در ايران واحدهاي پتروشيمي شازند، بندر امام، اصفهان و تبريز كه از «نفتا» به عنوان خوراك خود استفاده كرده و در ماه اخير نسبت به وضعيت اقتصادي خود اعتراضهاي زيادي داشتند، بخشي از توليدكنندگان آروماتيك محسوب ميشوند. اين واحدها در نامهنگاري اخير خود به رييسجمهور ادعا كردهاند كه با نرخ فعلي خوراك مايع، آنها در آستانه ورشكستگي قرار گرفتهاند. به گزارش «تعادل» هر چند ICIS به عنوان منبعي بسيار معتبر در صنعت پتروشيمي، آيندهيي بسيار روشن تا سال 2020 را پيش روي توليدكنندگان آروماتيك ميداند اما به مسالهيي نيز اشاره ميكند كه خواهد توانست چالشي پيش روي توليدكنندگان محصولات آروماتيكي از نفتا باشد: «شيل گس امريكا»: طبق گزارش ICIS اكنون روند افزايشي توليد گاز از شيل در امريكا به نحوي رقم خورده است كه روند توليد آروماتيك از سمت نفتا را به تغيير كشانده و گاز را به عنوان خوراكي سبكتر جانشين آن كرده است. روندي كه به طور قطع اگر از چشم توليدكنندگان و برنامهريزان صنعت پتروشيمي در ايران نيز به دور بماند امكان ايجاد مشكلاتي را در آينده بر سر راه بازار آنها به وجود خواهد آورد.
طبق بررسيها از كتاب 50 سالگي صنعت پتروشيمي ايران درحال حاضر 15مجتمع فرآورش بندرامام، بسپاران بندرامام، اميركبير، بوعلي سينا، شهيد تندگويان، فارابي، تكس آريا، نوري، پارس، جم، شازند، اصفهان، تبريز، بيستون و آبادان اين توليدكنندگان را تشكيل ميدهند. از سوي ديگر بررسيها از گزارش «دورنمايي از صنعت پتروشيمي ايران در برنامه ششم توسعه» كه توسط مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي تهيه شده، نشان ميدهد كه ظرفيتهاي جديدي نيز براي صنعت آروماتيك در ايران پيشبيني شده است. ظرفيتهايي كه البته در مقابل عظمت ظرفيت متانولها چندان مورد توجه قرار نگرفتهاند. طبق اين آمار، طرح آروماتيك بندر جاسك با ظرفيت اسمي 1000هزار تن در سال با استفاده از خوراك متان و گاز مايع يكي از اين طرحهاست. دو طرح الفين- آروماتيك در پارسيان و سيران هر دو با ظرفيت 3760هزار تن در سال دو طرح ديگر آروماتيكي در ايران هستند. اين طرحها در مجموع به 64هزار و 958ميليارد ريال سرمايه ريالي و 5هزار و 327ميليون دلار سرمايه ارزي احتياج دارند. نكته قابل توجه اينجاست درحالي كه پتروشيميهاي خوراك مايع درحال حاضر اعتراضهاي زيادي نسبت به وضعيت اقتصادي خود دارند هر 3 اين طرحها از خوراك «نفتا» و «گاز مايع» استفاده خواهند كرد كه اين امكان را به وجود ميآورد كه در آينده با وجود بازار مناسب آروماتيك نسبت به خوراك مورد استفاده خود در رقابت با محصولات آروماتيك امريكايي دچار مشكل شوند.
طبق بررسيها درحال حاضر فرآورش بندرامام از خوراك NGL، نفتا، مخلوط زايلين، بسپاران بندر امام از اتيلن، پروپيلن، VCM، برش چهاركربنه، استايرن، امير كبير از بوتان، اتيلن، برشهاي سبك، بوعلي سينا از خوراك: ميعانات گازي، بنزين پيروليز، شهيدتندگويان از خوراك: پارازايلين، اسيد استيك، منواتيلن گلايكول، فارابي از خوراك: دواتيل هگزانول، ارتوزايلين، تكس آريا از خوراك: رافينيت، اسيدسولفوريك، نوري از خوراك: ميعانات گازي، بنزين پيروليز، پارس از خوراك: گاز غني، اتيلن، بنزن، جم از خوراك: NGL، رافينيت، اتان، برش سبك، برش پنتان، پنتان پلاس، آروماتيك سنگين، تركيبات پروپان، شازند از خوراك: نفتا، اصفهان از خوراك: هيدروژن، پلاتفرميت، تبريز از خوراك: نفتا، استايرن منومر، بنزن، روغن معدني، لاستيك پلي بوتادين، آلفا متيل استايرن، برش6 كربنه بنزين پيروليز، بيستون از خوراك: گاز طبيعي، بنزن، نفت سفيد و آبادان از خوراك گاز طبيعي و پروپان براي توليد محصولات خود استفاده ميكنند. به گزارش «تعادل» ICIS درباره وضعيت فعلي آروماتيكها مينويسد: صنعت محصولات آروماتيكي در سالهاي گذشته و با ظهور بازارها و تكنولوژيهاي جديد به طور قابل ملاحظهيي تكامل و گسترش يافته است. اگرچه بازيگران ساير بخشهاي بازار محصولات پتروشيمي با نااطمينانيهاي زيادي دست و پنجه نرم ميكنند، چشمانداز محصولات آروماتيكي مانند بنزن و پارازايلن در سالهاي آينده و تا 2020 بسيار روشنتر به نظر ميآيد؛ هر چند ممكن است كه بازار اين محصولات نيز در مقاطعي با فراز و فرود ناشي از پويايي بازار مواجه شود.
پيشبينيها بر اين است كه بازار جهاني بنزن تا پنج سال آينده رشدي تا سطح 3درصد را تجربه كند. انتظار ميرود كه عمده دليل اين افزايش رشد، گسترش ظرفيتهاي مجتمعهاي پتروشيمي كشورهاي آسيايي باشد.
رشد پيشبيني شده محصولات آروماتيكي مانند بنزن معلول گسترش استفاده از مشتقات اصلي آنهاست. به عنوان مثال استايرن اصليترين ماده استحصالي از بنزن است. پيشبيني ميشود كه بازار اين محصول در سالهاي آينده رشد ملايمتري نسبت به ساير محصولات بنزني داشته باشد. اين رشد ملايمتر ناشي از اشباع بازار و وجود كالاهاي رقابتي است. انتظار ميرود كه كاهش رشد استايرن منجر به كاهش اهميت نسبي اين محصول به عنوان يكي از بخشهاي بازار محصولات بنزني شود. در كنار كاهش اثر استايرن، پيشبيني ميشود كه عرضه بنزن از مجتمعهاي كراكر نفتا نيز در سالهاي آينده اهميت و جايگاه خود را در سالهاي آتي از دست بدهند. مضاف بر اين گسترش گاز شيل امريكا سبب افزايش استفاده از خوراكهاي سبك در مجتمعهاي پتروشيمي اروپا شده است. همچنين امريكا به طور قابل توجهي توليد گاز پيروليز (pygas) خود را در سالهاي اخير كاهش داده است. در نتيجه صنعت استايرن كه همواره به واحدهاي كراكر نفتا وابسته بودند از اين پس وابستگي بيشتري به بنزن به دست آمده از پالايشگاهها و بنزن توليدي در مجتمعهاي پتروشيمي خواهد داشت.
ماهيت ظرفيتهاي جديد بازار آروماتيك
همانطور كه اشاره شد محصولات آروماتيكي مانند بنزن درحال گذار از فرآيند استحصال از نفتا هستند. اما سوالي كه در اينجا مطرح ميشود، اين است كه جايگزين آن چيست؟ بسياري از ظرفيتهاي جديد بنزني كه اخيرا وارد فرآيند توليد شدهاند وابسته به ظرفيتهاي جديد يكپارچه پارازايلن دارد. بسياري از روشهاي توليد برنامهريزي شده و مورد انتظار در سالهاي آينده در اين طبقهبندي قرار خواهند گرفت و به صورت گستردهيي در آسيا واقع خواهند شد. با وجود افزايش ظرفيت واحدهاي جديد پارازايلن ترفتاليك اسيد خالص (PTA)، زنجيره ارزش پارازايلين و پلياستر تحت فشارهاي ناشي از تاخير بودهاند. افزايش ظرفيت اضافي كمكي به بهبود اين وضعيت نخواهند كرد. اين مساله با در نظر گرفتن كاهش حاشيه سود و مشكلات ناشي از وجود مازاد عرضه در بازار است. اين مساله سبب ايجاد اين پرسش شده است كه كدام واحدهاي جديد به نتيجه و باروري خواهند رسيد؟
حتي اگر اين مجتمعها و واحدهاي جديد به سوددهي نيز برسند بسيار بعيد است كه در نرخهاي قابل قبول از بازگشت سرمايه عمليات توليدي داشته باشند. بنابراين با وجود موج واحدهاي جديد و نيز واحدهاي برنامهريزي شده براي افزايش ظرفيت توليد محصولات آروماتيكي ما شاهد كاهش در توازن بازار بنزن آسيا خواهيم بود.
عرضه و تقاضاي پارازايلين
اگرچه نگرانيها در مورد حاشيه سود مجتمعهاي توليدكننده پارازايلين كماكان سرجاي خود باقي است اما انتظار ميرود كه تقاضا براي اين محصول در سالهاي آينده رشدي بيشتر از رشد توليد ناخالص داخلي جهاني داشته باشد.
پيشبيني ميشود كه اين رشد قابل توجه در تقاضاي پارازايلين به طور ويژه در خاورميانه و امريكاي جنوبي اتفاق بيفتد. در همين حال پيشبيني ميشود كه بهبودي نسبي در تقاضاي پارازايلين در بازار اروپا و امريكا نيز حاصل شود.
در بازه زماني كوتاهمدت به سمت ميانمدت به نظر ميرسد كه نرخ عملياتي پارازايلن در سطح جهان را به زير 75درصد برساند، اگرچه در مجموع چشمانداز بازار پارازايلين مثبت به نظر ميرسد. اما در نهايت به نظر ميرسد كه اگر بنا باشد نرخ عملياتي تا پايان سال 2020 به بالاي 80درصد برسد، تقاضا براي اين محصول بايد افزايش يابد.
منبع: حمید مظفر - تعادل