خبر اقتصادی - یا باید درآمد خود را افزایش دهند یا اینکه از هزینههای خود بکاهند که البته دربسیاری از مواقع این دو روش به صورت توأمان دنبال میشود. براین اساس برهم خوردن تعادلهای اقتصادی در بخشهای مختلف و از همه برجستهتر رشد بیسابقه نرخ تورم، چند برابرشدن نرخ ارز و به دنبال آن سقوط ارزش ریال، ازسال 1384 به بعد دخل و خرج خانوارهای ایرانی را به طور کامل برهم زد. هرچند در بسیاری از دورهها همواره هزینهها از درآمدهای خانوارها جلوتر بوده است، اما از سال 84 به این سو دخل و خرج مردم دچار تغییرات اساسی شد.
به گزارش بنکر، درواقع خانوارها برای مقابله با این شرایط هرآنچه از دستشان بر میآمد، انجام دادند. تا جایی که امکان داشت هزینههای خود را کاهش دادند و عمده آن را به سمت نیازهای ضروری هدایت کردند و از سوی دیگر تلاش کردند تا از راههای مختلف درآمدهای خود را بالا ببرند. این گاردی بود که خانوارهای ایرانی در برابر تورم بالا و کاهش قدرت خرید خود گرفتند. این درحالی است که نسبت هزینههای خوراکی از کل هزینههای یک خانوار رابطه مستقیمی با سطح رفاه آن دارد. به این معنا که هرچه سهم مواد خوراکی از هزینههای یک خانوار بیشتر شود، رفاه آن خانوار کاهش مییابد، چراکه خانوار سعی کرده درآمد خود را تنها صرف هزینههای ضروری کند و دیگر جای کمی برای سایر هزینههای غیرخوراکی باقی میماند. البته فشار دیگری که دراین سالها به خانوارهای ایرانی وارد شد، جهش قیمتی مسکن و به تبع آن رشد بیسابقه اجاره بها بود که بخش عمدهای از درآمد ایرانیها بخصوص دهکهای پایین درآمدی را بلعیده است. براین اساس تغییرات هزینه درآمد خانوارهای ایرانی بین سالهای 1384 تا 1393 را با استفاده از دادهها و اطلاعات نتایج تحقیق بودجه خانوارهای شهری که از سوی بانک مرکزی انجام شده است، بررسی کردهایم که در ادامه میخوانید
افزایش 6/15 درصدی هزینههای خانوار
در سال 1393 متوسط هزینه ناخالص سالانه یک خانوار شهری حدود 8/32 میلیون تومان (ماهانه حدود 7/2 میلیون) بود که نسبت به سال قبل 6/15 درصد افزایش داشته است. از کل این مبلغ، 6/24 درصد (حدود 8 میلیون تومان) سهم گروه هزینه خوراکیها و آشامیدنی هاست که نسبت به سال 1392 معادل 1/8 درصد افزایش داشته است.
بین اقلام گروه هزینه خوراکیها و آشامیدنیها بیشترین سهم از کل هزینه ناخالص (معادل 7/5 درصد) متعلق به هزینه انواع گوشت بود. پس از آن به ترتیب هزینه میوههای تازه با 3/4 درصد، شیر و فرآوردههای آن و تخم پرندگان با 9/2 درصد، سبزیهای تازه با 7/2 درصد، آرد، رشته و غلات با 4/2 درصد و انواع نان و بیسکویت با 9/1 درصد بیشترین سهم را به خود اختصاص دادهاند. بر اساس نتایج این بررسی از کل هزینه ناخالص خانوار، 4/0 (حدود 1/1 میلیون تومان) به گروه هزینه دخانیات اختصاص داشت که در مقایسه با سال 1392، 4/1درصد کاهش داشته است.
در این سال از کل هزینههای ناخالص خانوار6/4 درصد (حدود 5/1 میلیون تومان) به گروه هزینه پوشاک و کفش اختصاص داشت که نسبت به سال 1392 معادل 9/15 درصد افزایش داشته است. نتایج این بررسی نشان میدهد که 4/33 درصد از کل هزینه ناخالص یک خانوار(حدود 9/10 میلیون تومان) مربوط به گروه هزینه مسکن، آب، برق و گاز و سایر سوختها بود که نسبت به سال قبل 2/13 درصد افزایش داشته است. درسال مورد بررسی از کل هزینههای ناخالص خانوار 1/4 درصد(حدود 3/1 میلیون تومان) به گروه هزینه لوازم، اثاث و خدمات مورد استفاده در خانه اختصاص داشت که در مقایسه با سال 1392 معادل 1/14 درصد رشد کرده است. براساس نتایج این بررسی از کل هزینههای ناخالص خانوار، 8/5 درصد به گروه بهداشت و درمان، 4/10 درصد به گروه هزینه حمل و نقل، 1/2 درصد به گروه هزینه ارتباطات، 3/2 درصد به گروه هزینه تفریح و امور فرهنگی، 9/1 درصد به گروه هزینه تحصیل، 2 درصد به گروه هزینه رستوران و هتل و 4/8 درصد به گروه هزینه کالاها و خدمات متفرقه اختصاص داشته است. یافتههای این گزارش نشان میدهد که در مقایسه با سال 1392، هزینه گروههای بهداشت و درمان 8/18 درصد، حمل و نقل 1/40 درصد، ارتباطات 7/22 درصد، تفریح و امورفرهنگی 18 درصد، تحصیل 6/23 درصد، رستوران و هتل 9/11 درصد و کالاها وخدمات متفرقه 7/19 درصد بیشتر شده است.
درآمد 6/2 میلیون تومانی خانوارهای شهری
در سال مورد بررسی متوسط درآمد پولی و غیرپولی ناخالص سالانه یک خانوار شهری حدود 3/31 میلیون تومان (ماهانه حدود 6/2 میلیون تومان) بود که 7/69 درصد آن را درآمد پولی ناخالص و 3/30 درصد را درآمد غیرپولی تشکیل داده است. در سال 1393 کل درآمد پولی و غیر پولی ناخالص خانوار نسبت به سال قبل حدود 3/13 درصد افزایش داشت (میزان افزایش درآمد پولی ناخالص خانوار معادل 1/14 درصد و درآمد غیرپولی 5/11 درصد بود).یافتههای این بررسی مؤید آن است که بین درآمدهای پولی ناخالص خانوار، درآمد از مزد و حقوق بخش دولتی و عمومی 25 درصد، درآمد از مزد و حقوق بخش خصوصی 6/23 درصد، درآمد از مزد و حقوق بخش تعاونی 1/32 درصد، درآمد از مشاغل آزاد کشاورزی 9/26 درصد، درآمد از مشاغل آزاد غیرکشاورزی 2/3 درصد، درآمدهای متفرقه 7/12 درصد و درآمد حاصل از فروش کالاهای دست دوم 6/13 درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته است. نتایج این بررسی نشان میدهد که بین درآمدهای غیرپولی بیشترین سهم (معادل 2/80 درصد) به ارزش اجاری مسکن شخصی (مالک نشین) اختصاص داشت که معادل 3/24 درصد از کل درآمدهای پولی و غیر پولی را تشکیل داده است.
رشد بیسابقه هزینه خانوارها
بررسی میزان رشد هزینه ناخالص خانوارهای ایرانی طی سالهای 1384 تا 1393 نشان میدهد که در دو مقطع، هزینه خانوارها با رشد شدیدی مواجه شده که یکی در سالهای 85 و 86 و دیگری در فاصله سالهای 90 تا 92 بوده است. براین اساس جمع کل هزینههای ناخالص خانوارهای شهری درحالی در سال 1384 نسبت به سال قبل از آن 5/13 درصد افزایش یافته است که این تغییر در سال 85 به 9/15 درصد و در سال 86 به یکباره 2/27 درصد بیشتر شده است. هرچند در سالهای 87 تا 89 روند رشد هزینهها اندکی کند شده و به ترتیب به 8/16، 1/10 و 4/11 درصد رسیده است که در سال 90 یک بار دیگر این هزینهها رشد کرده و به 8/23 درصد رسیده است. این درحالی است که در انتهای سال 89 با اجرای قانون هدفمندی یارانهها، یارانه نقدی به طور مساوی میان تمام ایرانیها تقسیم شده است. در ادامه سالهای دهه 90 رشد هزینهها شتاب گرفته به طوری که در سال 91 این رشد به 5/24 درصد و در سال 1392 به بالاترین رقم یعنی 4/31 درصد رسیده است. اما در سال 93 که روند شتابان نرخ تورم مهارشد، روند رشد هزینهها به نصف کاهش یافته است. بدین ترتیب در سال 93 در مجموع هزینه خانوارها 6/15 درصد بیشتر شده که خیلی کمتر از سالهای قبل از آن است.
افزایش 5/31 درصدی هزینه خوراکی خانوارها
از میان 12 گروه هزینهای خانوارها هزینه خوراکیها و آشامیدنیها به دلیل تأثیری که در رفاه آنها دارد از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین دراین گروه نیز شاهد روندی همانند کل رشد کل هزینه خانوارها هستیم به طوری که در سال های 85 و 86 یک بار با جهش مواجه شده و در سالهای 90 تا 92 این جهش تکرار شده است.
طبق آمارهای ارائه شده رشد هزینه خوراکیها و آشامیدنیها در سال 84 تنها 2/6 درصد بیشتر شده است ولی در سالهای بعد این رشد جهش بالایی را تجربه کرده است، به طوری که در سالهای 85 و 86 به ترتیب 8/16 و 5/24 درصد افزایش یافته است. اما با افزایش چشمگیر درآمدهای نفتی در سالهای بعد به صورت موقتی هزینه خانوارها کمتر شده است.
بنابراین در سالهای 87 تا 89 رشدی معادل 7/18، 8/9 و 7/16 درصد داشته است ولی از سال 90 به بعد خانوارها مجبور شدهاند که سهم بیشتری برای تأمین مواد غذایی خود هزینه کنند. به طوری که درسال 90 هزینه خوراکیها 9/22 درصد، در سال 91، معادل 4/31 درصد و در بالاترین رقم یعنی در سال 92 این رشد به 5/31 درصد رسیده است. اما همانند کل هزینه خانوارها رشد هزینه گروه خوراکیها نیز در سال 93 بشدت کاهش یافته و به 1/8 درصد رسیده که 4 برابر کمتر از رشد سال 92 بوده است. درسایر گروههای هزینهای نظیر پوشاک، مسکن، تفریح و بهداشت و درمان نیز روند مشابهی اتفاق افتاده است.
تمرکز روی هزینههای ضروری
بررسی سهم هزینههای مختلف از کل هزینههای خانوار به روشنی نشان میدهد که ایرانیها در سالهای اخیر چگونه رفتار کردهاند. درواقع خانوارهای ایرانی برای متعادل کردن دخل و خرج خود و بخصوص در دورههایی که به دلیل رشد تورم فشار هزینهها افزایش یافته است، از هزینههایی که چندان ضروری نیست کاستهاند و صرف هزینههای ضروریتر مانند خوراک کردهاند.
با نگاهی به سهم هزینههای مختلف از سبد هزینهای خانوارها بین سالهای 84 تا 93 این رفتار به طور کامل مشخص است. براین اساس درحالی که طی این سالها همواره سهم هزینههای خوراکی خانوارها افزایش یافته است سهم برخی از گروهها که با رفاه آنها ارتباط دارد کاهش یافته است.
بدین ترتیب سهم 7/23 درصدی خوراکی و آشامیدنیها از کل هزینههای یک خانوار با افزایش تدریجی به 3/26 درصد در سال 92 رسیده است. البته در سال 93 دوباره این سهم کاهش یافته و به 6/24 درصد رسیده است. اما این روند نشان میدهد ایرانیها مجبورشدهاند بخش بیشتری از درآمدهای خود را به مواد غذایی اختصاص دهند که مهمترین دلیل آن تورم افسارگسیخته آن سال هاست. هزینه ضروری دیگری که مردم مجبور شدهاند پول بیشتری به آن اختصاص دهند، مسکن، آب، برق و گاز است. به طوری که سهم این گروه از هزینهها از سال 84 تا 92 مدام در حال افزایش بوده و از 6/27 درصد درسال 84 بتدریج به1/34 درصد در سال 92 رسیده که اوج این افزایش محسوب میشود. البته در سال 93 سهم و فشار هزینههای مرتبط با مسکن اندکی کم شده و به 4/33 درصد رسیده است. همچنین بهداشت و درمان نیز از جمله هزینههایی بوده که به دلیل ضروری بودن سهم بیشتری از هزینههای یک خانوار را به خود اختصاص داده است. به طوری که سهم 3/4 درصدی هزینههای درمانی خانوارها در سال 84 با یک روند صعودی به 6/5 درصد در سال 92 رسیده است و در سال 93 نیز عدد 8/5 درصد را به نام خود ثبت کرده است.
درمقابل هزینههای ضروری که مردم طی این سالها مجبور شدهاند پول بیشتری برای آنها خرج کنند، در همین سالها، برای تعادل در هزینهها ایرانیها مجبور شدهاند تا سایر هزینههای خود را کاهش دهند. بررسی وضعیت اقتصادی کشور و نرخ تورم نشان میدهد که هرگاه شرایط بهبود یافته و تورم کمتر شده مردم برای هزینههای غیرخوراکی خود بیشتر هزینه کردهاند. خانوارهای ایرانی باوجودی که پوشاک و کفش نیز در دایره لوازم ضروری زندگی قرار میگیرد، اما تاحدودی هزینههای خود را برای تأمین پوشاک کاهش دادهاند. بنابراین سهم 6/5 درصد پوشاک و کفش از کل هزینههای خانوار در سال 84 در سال 85 به 2/5 درصد، در سال 86 به 5 و در سال 87 به 6/4 درصد کاهش یافته است. هرچند در سال 88 این سهم اندکی بیشتر شده و به 1/5 درصد رسیده ولی در سالهای بعد کاهش بیشتری یافته و به ترتیب بین سالهای 89 تا 92 به 9/4، 6/4، 5/4 و 6/4 درصد رسیده است که این عدد آخر در سال 93 نیز بدون تغییر باقی مانده است. یکی دیگر از بخشهایی که صرفهجویی مردم در آن مشهود است، هزینههای متعلق به تفریح و امور فرهنگی است که طی سالهای گفته شده با یک روند نزولی به نسبت شدید کاهش یافته است.
براساس اطلاعات ارائه شده درحالی که در سال 84 خانوارها 3 درصد از کل هزینههای خود را برای تفریح و امور فرهنگی اختصاص دادهاند، اما بدتر شدن شرایط اقتصادی در سالهای بعد این سهم را کاهش داده است، به طوری که در سال 85 این سهم به 8/2 درصد، در سال 86 به 6/2 درصد و در سال 87 به 4/2 درصد رسیده است. هرچند در فاصله سالهای 88 تا 90 اندکی به این سهم افزوده شده و آن را به 7/2 درصد رسانده ولی هیچ گاه به سال 84 بازنگشته است. علاوه براین هزینه ایرانیها در سالهای 91 تا 93 بشدت کاهش یافته و در تمام این سه سال روی عدد 3/2 درصد ثابت مانده است. از سوی دیگر در گروه رستوران و هتل و سهمی که از کل هزینههای خانوار دارد، اتفاق مشابهی تکرار شده است. بنابراین سهم 3/2 درصدی رستوران و هتل از کل هزینهها در سال 84 به 1/2 درصد در سال 92 و 2 درصد در سال 93 رسیده است. این در حالی است که اگر سطح رفاه خانوارها افزایش یابد بالطبع مراجعه آنها به رستوران یا هتل که گویای سفرهای تفریحی است، بیشتر میشود.
افت مصرف مواد غذایی
برخلاف اینکه سهم مواد خوراکی در هزینه خانوارها طی سالهای 84 تا 92 افزایش چشمگیری یافته است، اما با این حال میزان مصرف سرانه مواد غذایی اصلی میان آنها با کاهش همراه بوده است. این تعارض نشان میدهد که در این دوره به دلیل افزایش بیسابقه قیمت مواد غذایی، خانوارها صرفهجویی را در دستور کار خود قرار دادهاند. برهمین اساس میزان مصرف سالانه مواد غذایی اصلی خانوارها بین سالهای 84 تا 92 نشان میدهد که تمام آنها با نوسان محدودی روند نزولی داشته است. دراین دوره مصرف سالانه متوسط برنج یک خانوار که در سال 84 بالغ بر 175 کیلو در سال بوده در سال 92 به 119 کیلو کاهش یافته است. به طوری که مصرف این مواد غذایی در سال 85 با افت 7 کیلویی به 168 کیلو رسیده است و با وجود اینکه در سال 86 دوباره افزایش یافته و به 174 کیلو بازگشته اما از سال 87 به بعد روند نزولی مصرف آن شدت گرفته و به 146 کیلو رسیده است. پس از طی سالهای 88 و 89 که مصرف سالانه برنج به ترتیب 154 و 159 کیلو ثبت شده با یک افت بیسابقه مصرف آن در سال 90 به 127 کیلو، در سال 91 به 121 کیلو و در سال 92 به 119 کیلو رسیده است. هرچند در سال 93 مصرف سالانه برنج به 120 کیلو افزایش یافته ولی این اعداد گویای آن است که از سال 84 تا 92 مصرف سالانه برنج 56 کیلو کاهش یافته است. حتی مصرف سالانه نان نیز دراین سالها روند نزولی داشته است. هرچند نان و برنج دو غذای اصلی خانوارها هستند، ولی با افت شدیدی مواجه بودهاند. بدین ترتیب در حالی که در سال 84 یک خانوار 485 کیلو نان مصرف میکرده این رقم در سال 92 به 350 کیلو و در سال 93 به 343 کیلو رسیده است که نشان دهنده افت 143 کیلویی مصرف نان دارد. همچنین در مصرف گوشت قرمز نیز خانوارها صرفهجویی زیادی کردهاند به طوری که مصرف سالانه آن از سال 84 تا 92 حدود 19 کیلو کمترشده است. به طوری که مصرف 59 کیلویی گوشت در سال 84 به 40 کیلو در سال 92 رسیده است و در سال 93 یک کیلو بیشترشده است.
مصرف سالانه شیر نیز در این سالها کاهش قابل توجهی داشته است و از 216 کیلو در سال 84 به 128 کیلو در سال 92 رسیده است. یعنی درفاصله این سالها مصرف شیر 88 کیلو کم شده است. البته در سال 93 با افزایش 5 کیلویی به 133 کیلو رسیده است که بازهم فاصله زیادی با سال 84 دارد.