چند سالي است كه مسوولان به فكر افزايش توليد گوشت دركشور افتادهاند. از طرفي، سرانه مصرف پروتئين در ايران پايين است و نزديك به 70درصد ايرانيها، كمبود دريافت پروتيين دارند. از طرف ديگر، نزديك به 70هزار تن از نياز كشور به گوشت قرمز، هرسال از طريق واردات تامين ميشود، اما جهت افزايش امنيت غذايي، توليد آن در اولويت قرار دارد.
وزارت جهاد كشاورزي درهمين راستا، برنامهيي را براي افزايش توليد گوشت قرمز دركشور آغاز كرده است كه نه تنها كشور را از واردات گوشت بينياز ميكند كه سرانه توليد گوشت در كشور را از 10كيلوگرم به 10.9كيلوگرم ميرساند. به گزارش «تعادل» به نقل از مهر، محمدرضا ملاصالحي كه يك مقام مسوول در وزارت جهاد كشاورزي است، ميگويد. برنامه اين وزارتخانه براي توليد بيشتر گوشت، افزايش ضريب تبديل از طريق تركيب نژادهاي داخلي دام با نژادهاي خارجي است. وي همچنين اعلام ميكند كه در پايان برنامه ششم توسعه، توليد گوشت ايران از 785هزار تن در سال به حدود 900هزار تن ميرسد و كشور قابليت صادرات 10هزارتني گوشت قرمز در سال را پيدا خواهد كرد.
اما مشكلي وجود دارد كه باعث ميشود، افزايش توليد گوشت چندان ساده نباشد و آن بهرهوري پايين توليد گوشت در ايران است سرانه مصرف گوشت دامهاي سبك در ايران، دوبرابر ميزان جهاني است. ايرانيها گوشت گوسفند را بيشتر ميپسندند. اما توليد گوشت گوسفند چندان اقتصادي نيست، چراكه پرورش اين حيوان به صورت سنتي و در مراتع صورت ميگيرد. تامين غذاي دامهاي سبك از طريق مراتع، نه تنها به نابودي اين زيستگاههاي طبيعي ميانجامد كه موجب افزايش مصرف آب هم خواهد شد. آب، در ايران كمياب است و در آينده كميابتر هم خواهد شد. بنابراين پرورش دام سبك به روش سنتي بهصرفه نيست. حال اين سوال پيش ميآيد كه با وجود اين مانع، وزارت جهاد كشاورزي چگونه قصد دارد توليد گوشت را افزايش دهد؟
برههاي چند قلو، راهكار افزايش توليد
آيا با وجود بهرهوري پايين روشهاي سنتي پرورش دام، افزايش توليد گوشت از لحاظ اقتصادي توجيهپذير است؟ براي اينكه پاسخي براي اين پرسش پيدا كنم، با شركت فرآوردههاي دامي جاهد تماس ميگيرم. اين شركت از زيرمجموعههاي وزارت كشاورزي است و مسووليت افزايش بهرهوري پرورش دام را برعهده دارد. حميد ورناصري، مديرعامل شركت به من ميگويد كه با توجه به ذائقه ايراني، افزايش توليد گوشت گوسفند يك الزام محسوب ميشود و برنامه وزارت جهاد براي توليد بيشتر گوشت اين حيوان، افزايش ضريب «چند قلوزايي» است. به گفته ورناصري، قرار بر اين است كه با تركيب نژادهاي خارجي با نژادهاي مستعد داخلي، ترتيبي فراهم شود كه ضمن حفظ ويژگيهاي مطلوب دامهاي ايراني، تعداد برههاي آنها درهر زايمان افزايش يابد و هر گوسفند به جاي يك بره، چند بره در سال داشته باشد. اين مساله به افزايش تعداد دام و در نتيجه توليد بيشتر گوشت منتهي خواهد شد.
اما آيا افزايش تعداد دام به معناي تخريب بيشتر مراتع نيست؟ ورناصري اين مساله را رد ميكند. مديرعامل اين شركت دولتي ميگويد: نژادهاي جديد براي رشد و پرواربندي، نياز به محيط صنعتي دارند. بنابراين افزايش تعداد آنها نه تنها بار اضافه به مراتع كشور تحميل نميكند كه با جايگزين كردن روشهاي صنعتي، تعداد دامهايي كه از مراتع تغذيه ميكنند را كاهش خواهد داد. اين مساله يعني برنامه جديد وزارت جهاد كشاورزي، هم توليد گوشت را افزايش ميدهد و هم موجب نجات مراتع كشور خواهد شد.
وزن بالاتر، نه تعداد بيشتر
نگاه توليدكنندگان به برنامه وزارت جهاد كشاورزي چيست؟ با منصور خلج، توليدكننده و كارشناس دامداري تماس ميگيرم تا اين مساله را جويا شوم. طبيعي به نظر ميرسد كه توليدكنندگان از طرحهاي دولتي كه منجر به افزايش توليد شود، حمايت كنند. اما آيا ملزومات افزايش بهرهوري را هم رعايت خواهند كرد، خلج ميگويد كه در سالهاي اخير بهرهوري در دامداري افزايش چشمگيري داشته است. به عنوان مثال شيردهي گاوها با ميزان خوراك ثابت، از 10ليتر در روز به 35ليتر در روز رسيده است.
اصلاحنژاد، راهكاري بوده كه توليدكنندگان براي افزايش بهرهوري درپيش گرفتهاند. اما يك نكته در گفتههاي اين توليدكننده مشهود است و آن اختلافنظرش با ورناصري است. خلج معتقد است كه برنامههاي اصلاحنژاد، بايد افزايش ضريب تبديل را هدف قرار دهد. نژادهايي بهرهورند كه با ميزان مشابه خوراك، وزن بيشتري پيدا كنند و اين كارشناس دامداري معتقد است كه اين نژادها بايد با نژادهاي داخلي تركيب شوند.
وي همچنين افزايش راندمان لاشه را نيز يكي ديگر از راهكارهايي ميداند كه بدون افزايش تعداد دام به توليد بيشتر گوشت منجر خواهد شد. افزايش راندمان لاشه، يعني از هر دام بعد از كشتار، مقدار بيشتري گوشت و مقدار كمتري ضايعات به دست آيد.
«در اين صورت، ميتوان با ثابت نگهداشتن تعداد دام، توليد گوشت را افزايش داد.»
نوع گوشت را بازار تعيين ميكند
يكي از راهكارهاي ديگري كه براي افزايش بهرهوري توليد گوشت پيشنهاد ميشود، جايگزيني گوشت قرمز با ساير گوشتهايي است كه بهرهوري بيشتري در توليد دارند. به عنوان مثال بهرهوري توليد گوشت مرغ و ماهي، از گوش قرمز بالاتر است. توليد گوشت مرغ عددي درحدود 2ميليون تن در سال است. همچنين سالانه 885هزار تن انواع آبزيان دركشور توليد ميشود. بسياري از كارشناسان معتقدند با افزايش اين ارقام و سرمايهگذاري در توليد گوشت سفيد، ميتوان بهرهوري صنعت گوشت دركشور را افزايش داد. اما منصور خلج اين نظريه را رد ميكند. او ميگويد: سليقهها و ذائقههاي مختلف، انواع مختلفي از گوشت را ميپسندد. بنابراين انتخاب نوع گوشت بايد برعهده مشتري باشد. به عبارت ديگر تلاقي تقاضا و عرضه يا همان مكانيسم بازار، بايد تعيينكننده اين مساله باشد كه چه ميزان از انواع گوشت دركشور توليد شود.
تامين نياز كشور به پروتئين، مسالهيي استراتژيك است. از آنجا كه اين مساله با امنيت غذايي نيز پيوند خورده، دولتمردان علاقه دارند كه اين تامين، از طريق توليد صورت پذيرد و نه صادرات. اما از آنجا كه بهرهوري توليد گوشت در ايران پايين است، توليد ميتواند به از بين رفتن منابع منجر شود كه اين موضوع هم در بلندمدت، امنيت غذايي را تهديد ميكند. آنچه مسلم است، اينكه بايد بهرهوري توليد گوشت دركشور افزايش يابد. اما اين افزايش بهرهوري بايد از طريق توليد بيشتر دامهايي كه نياز به شرايط صنعتي دارند باشد يا افزايش ضريب توليد و راندمان لاشه؟ به نظر ميرسد راهكار دوم براي توليدكنندگان مطلوبتر باشد، چراكه به درآمد بيشتر دركنار هزينه كمتر منجر ميشود. بايد ديد كه سياستهاي كلان، اين مطلوبيت را مدنظر قرار خواهد داد يا نه.