خبر اقتصادی - روز گذشته و در نشست تخصصي صنايع پالايشي و پتروشيمي، جين مارك دي روير نايبرييس ارشد بخش بينالملل و پايداري شركت ايرليكوييد، هيروشي اگاوا نايبرييس شركت چيودا، مرضيه شاهدايي مدير طرحهاي شركت ملي صنايع پتروشيمي، يوتاكا مازاكي نايبرييس ارشد شركت JGC و عباس كاظمي معاون وزير نفت در امور پالايش و پخش به مباحثه پرداختند. به گزارش «تعادل» جين مارك دي روير در مهمترين قسمت از ارائه خود اين پرسش را مطرح كرد كه آيا آنها كه تمام قراردادهايشان در كشورهاي ديگر عمري 15 ساله دارد، ميتوانند اميدوار باشند كه در ايران به قراردادي بلندمدت دست پيدا كنند؟ هيروشي اگاوا نيز ابراز اميدواري كرد كه اين شركت ژاپني بتواند پروژههاي تبديل متانول به الفينها را در ايران داشته باشد. مهمترين بخش از اظهارات مازاكي نيز به مشكلات ايران در پالايشگاهها و امكان كمك شركت JGC كه سابقا نيز در ايران حضور داشته براي حل اين مشكلات بود. مرضيه شاهدايي و عباس كاظمي نيز كليتي از وضعيت هر يك از بخشهاي تحت نظارت خود ارائه كردند. كاظمي در اين ارائه صراحتا بيان كرد كه پالايشگاهها در ايران اكنون سودده نبوده و در بسياري از موارد حتي «ضررده» هستند. بررسيهاي خبرنگار تعادل از واكنش حاضران در اين كنگره نشان ميداد كه بسياري بر اين باور بودند كه سخنان مسوولان ارشد وزارت نفت طي دو روز گذشته بيش از هر چيز نشان ميدهد كه آنها اكنون «برنامه دقيق» و مشخصي براي توسعه اين صنعت ندارند و بيش از هر چيز به بيان كليات اكتفا ميكنند. يكي از حضار كه نميخواهد نامش فاش شود، اظهار ميكند كه تمام صحبتهاي مطرح شده طي 2 روز گذشته تكرار مكررات در 2 سال گذشته بوده است و از ديدگاه او تنها طرحي كه ميتوان اكنون روي آن حساب كرد «طرح پالايشي سيراف» است. يكي ديگر از شركتكنندگان در كنگره ميگويد كه خارجيها تا زماني كه از جزئيترين شرايط و برنامه درباره يك طرح مطلع نباشند هرگز ريسك سرمايهگذاري را نخواهند كرد و برآوردي هم كه از اين صحبتها ميشود، اين است كه برنامه دقيقي وجود ندارد. گزارش مشروح مباحث طرح شده در نشست پتروشيمي و پالايش را در ادامه ميخوانيد.
جين مارك دي روير اظهارات خود را اينگونه آغاز ميكند: «من اين پنل را با صنعت گاز آغاز ميكنم. ما در 80 كشور فعاليت داريم و بيش از 50 هزار نفر در شركت ما مشغول به كار هستند. درآمد ما از فروش حدود 15 يوروست. سازمان آلماني لورگي در زمينه تكنولوژيهاي حوزه پتروشيمي با ما همكاري ميكند. امروز ما گروه خود را با ماهيت فرانسه-آلماني مديريت ميكنيم.»
كمك به ايران براي تبديل تكنولوژي پتروشيمي
او در ادامه ميگويد: «اينجا ما گاز طبيعي داريم اما آنچه من از آن با عنوان صنعت گاز صحبت ميكنم منظور من چندين مولكول است، مثلا اكسيژن، نيتروژن، مونوكسيدكربن، هليم. پس اين مولكولها هستند كه ما توليد ميكنيم و در اختيار مشتريان قرار ميگيرند. البته ما عرضهكننده تكنولوژي در حوزه پتروشيمي نيز هستيم. اما بحث امروز اين است كه ما به ايران كمك كنيم به جاي اينكه عرضهكننده تكنولوژي به اين كشور باشيم، كاري كنيم اين كشور بتواند خودش در حوزه صنعت گاز، اين مولكولها را توليد كند. در حالي كه ايران در حال بهبود بخشيدن به فناوري و صنعت پتروشيمي خودش است به نظر ما بهتر است مدلهايي كه در ديگر كشورها مورد استفاده قرار گرفته است را در نظر بگيرد. از سنگاپور و كره و چين گرفته تا اروپا و هوستون اين مدل مورد استقبال مشتريها واقع شده است.» روير ادامه ميدهد: «به نظرم سه انتظار پشت هر فناوري وجود دارد: نخست امنيت عمليات است. آنها فعاليتهاي مستمر و بدون وقفه واحدها را ميخواهند. آنها انتظار دارند ما اين امنيت را برقرار كنيم و به نظر اين نخستين نياز است. دوم نياز آنها، رقابتپذيري است. اگر ما اين مولكولها را براي آنها فراهم كنيم اين رقابتپذيري فراهم خواهد شد. سومين نياز مربوط به محدوديتها ميشود. اين محدوديتها مربوط به سايت ميشود مثلا آن سايت چقدر انتشار كربن يا مصرف سوخت دارد كه ما بايد آن را كاهش دهيم. اين موارد محركهايي هستند كه بسياري از كارخانههاي بزرگ پتروشيمي را به سوي ايرليكوييد كشانده است.»
وضعيت گاز ايران جذاب است
نايبرييس ارشد بخش بينالملل شركت ايرليكوييد در ادامه بيان ميكند: «به هر حال ما اينجا هستيم و مسووليت ما تامين و عرضه گاز است و بايد با بالاترين درصد اطمينان اين گاز را تامين كنيم كه اين اساسيترين انتظاري است كه مشتري از ما دارد. شركتها طي سالها فعاليتي كه داشتهاند تخصصهايي را به دست آوردهاند و ما كمك ميكنيم تا آن را ارتقا دهيم. نخستين كاري كه ما انجام ميدهيم فراهم آوردن تكنولوژي است كه تنها از طريق درك عميق آن قابل انجام است. تفاوتي ندارد كه شما توليدكننده اكسيژن باشيد يا هر نوع ديگري از مولكولهاي گازي، شما بايد تكنولوژي خود را ارتقا بدهيد. دومين مورد تخصص در انجام عمليات است.»
او ادامه ميدهد: «ما از طريق روابطي كه در اين سالها داشتهايم در اين زمينه تخصص بسياري به دست آوردهايم. مثلا ما بايد بتوانيم تخصص لازم را به دست بياوريم تا بتوانيم تاسيسات و خطوط را بهبود ببخشيم و بهترين عملكرد را از آنها به دست بياوريم. سوم اينكه ما سرمايهگذاري ميكنيم، نه تنها روي مشتري بلكه روي زمان نيز سرمايهگذاري ميكنيم. خيلي اهميت دارد كه بتوانيم كيفيت بالا را از طريق سرمايهگذاري حفظ كنيم. در پايان اينكه ما تجربيات بازاريابي خود را روي ميز قرار ميدهيم. ما ميدانيم چطور بازار را توسعه ببخشيم و ارزش افزوده ايجاد كنيم.» روير در ادامه ميگويد: «در نهايت اينكه به نظر من وضعيت صنعت گاز در اينجا بسيار جذاب است و صنعت پتروشيمي ايران بايد اين را مد نظر قرار بدهد. پرسش نخستي كه ما ديدهايم مشتري مطرح ميكند اين است كه پول و منبع طبيعي خود را كجا خواهيد برد؟ اين پرسشي كليدي است. يعني چه چيزي براي مشتري اهميت دارد و مايل است در درازمدت تلاشش را روي چه چيزي قرار دهد؟ و پرسش دوم اين است كه اگر نقطه ايكس براي عرضه گاز مناسب است، آيا مايل است براي درازمدت با آنجا همكاري كند؟ اين يك فرآيند يكشبه نيست بلكه همانطور كه توضيح دادم گاهي اوقات 15سال يا بيشتر طول ميكشد تا يك رابطه تجاري قابل اعتماد شكل بگيرد. اين يك تصميم مهم است. به نظر من اكنون بهترين موقع است كه اين سوال را از خودمان در مورد ايران بپرسيم.» هيروشي اگاوا مديرعامل شركت چيودا دومين سخنراني است كه بعد از روير ارائه خود را آغاز ميكند. اگاوا با اشاره به اينكه از سال 1991 فعاليت خود در ايران را آغاز كردهاند، اظهار ميكند كه ارائه او مربوط به پروژههاي تبديل متانول به پروپيلن و متانول به الفين است. او اظهار ميكند كه شركت ژاپني چيودا اكنون در 60 كشور دنيا فعاليت كرده و يكي از اصليترين بازيگران دنياي ال ان جي است. او با اشاره به اينكه اين شركت در نقاط مختلفي مانند بغداد، بصره، لندن و هيوستون شعبه دارد به سابقه فعاليت اين شركت در واحد پتروشيمي بندر امام نيز اشاره كرده و ابراز اميدواري ميكند كه آنها بتوانند نقشي در وضعيت جديد صنعت پتروشيمي ايران ايفا كنند.
بايد از متانول استفاده كنيم
مرضيه شاهدايي مدير طرحهاي شركت ملي صنايع پتروشيمي كشور پس از اينكه اگاوا ارائه خود را درمورد تخصص شركت متبوعش در زمينه پروژههاي تبديل متانول به پروپيلن و الفينها داد، ارائه خود را با توضيح راجع به ماهيت فعلي شركت ملي صنايع پتروشيمي و وضعيت و هدفهاي طرحها آغاز ميكند. شاهدايي در اظهارات خود به اين مساله اشاره ميكند كه ارائه آقاي اوگاوا راجع به پروژههاي تبديلي در پتروشيمي ايران، شامل برخي طرحهاي اين شركت در وضعيت فعلي ميشود.
او در ادامه بااشاره به اينكه ايران تاكنون از خوراكهاي مايع و تركيبي استفاده ميكرده است، بيان ميكند طرحهايي كه تاكنون داشتيم به سمت آمونياك و اوره و متانول بوده است كه در حقيقت اين ارقامي هم كه ارائه دادم آمونياك موجود در كشور است و پروژههايي هست كه پيشبيني كردهايم و از خوراك متانول بايد استفاده كنيم. شاهدايي در ادامه به رشد فزاينده مصرف پلاستيك اظهار ميكند كه اين بازار در ايران براي سرمايهگذاران بسيار مناسب است. مدير طرحهاي شركت ملي صنايع پتروشيمي بااشاره به اينكه در 10سال اخير ايران به سمت توليد پروپيلن از متانول حركت كرده است خبر ميدهد كه ظرفيت توليد اين محصول در ايران بهزودي به 5.5ميليون تن خواهد رسيد.
پليپروپيلن اولويت است
شاهدايي در ادامه اظهار ميكند يكي از مهمترين پرسشهايي كه از شركت ملي صنايع پتروشيمي ميشود اين پرسش است كه چرا توليد در اين شركت بيش از پروپيلن به سمت پليپروپيلن حركت ميكند؟ او پاسخ خود در اين زمينه را اينگونه مطرح ميكند نگاهي به آمارهاي جهاني در سال2014 نشان ميدهد كه 66درصد مصرف پروپيلن صرف توليد پليپروپيلن ميشود و در سال2019 نيز اين روند و درصد به 67درصد خواهد رسيد. درنتيجه پروژههاي توليدي در ايران بايد به سمت توليد پليپروپيلن حركت كنند. شاهدايي اظهار ميكند كه واحدهاي تبديل گاز به پروپيلن و گاز به الفينها به خودي خود توجيه اقتصادي ندارد و در حالتي توجيهپذير خواهد بود كه واحدهاي پاييندستي در كنار آنها ايجاد شود. او در پايان اظهار ميكند كه سرمايهگذاران خارجي را تشويق ميكند براي توسعه صنعت پتروشيمي در كنار شركت ملي صنايع پتروشيمي قرار بگيرند و مهمتر از همه به اين نكته توجه كنند كه اين صنعت در ايران اكنون بهدنبال جذب «سرمايهگذاري مستقيم» است. او در ادامه به ابلاغيه اسحاق جهانگيري درباره نرخ خوراك پتروشيمي اشاره كرده و بيان ميكند: «نهاد رياستجمهوري نيز بهتازگي مصوبهيي را اعلام كرده كه طبق آن مصوبه تخفيفهاي پلهيي به سرمايهگذاران در شرايط خاص تعلق ميگيرد. طبق اين آييننامه واحدهايي كه هر 3جنبه بالادستي، مياندستي و پاييندستي را در صنعت پتروشيمي ايجاد كنند به تخفيفهاي خوبي خواهند رسيد.»
يوكاتا يامازاكي مديرعامل شركتJGC پس از مرضيه شاهدايي سخنان خود را با معرفي اين شركت آغاز ميكند. طبق اظهارات يامازاكي شركتJGC در بيش از 80كشور فعاليت ميكند و سالانه درآمدي معادل 6.6ميليون دلار دارد. يامازاكي در ابتداي اظهارات خود بااشاره به اينكه آنها در گذشته با چالشهاي مختلفي در فعاليت در ايران روبهرو بودهاند از شركتهاي پتروپارس و شركت ملي صنايع پتروشيمي بابت اينكه در اين دوران از آنها حمايت كردند، تشكر ميكند. يامازاكي اظهار ميكند كه آنها در سال1994 در ساخت واحدBPSD در ايران فعاليت داشتهاند و اكنون 76پروژه در خاورميانه به ارزش 29ميليارد دلار دراختيار دارند. يامازاكي كه متن كامل ارائه او در شماره بعدي روزنامه «تعادل» منتشر خواهد شد در پايان اظهارات خود نيز اظهار اميدواري ميكند كه اين فرصت براي شركت متبوعش ايجاد شود كه مانند گذشته فعاليتهايش در ايران را ازسر بگيرد.
بعد از اينكه مديرعامل شركتJGC اعلام آمادگي ميكند كه آنها آمادگي دارند تا در صنعت پالايشي ايران تحول ايجاد كنند و ميزان توليد مازوت در اين پالايشگاهها را كاهش دهند، عباس كاظمي معاون وزير نفت در امور پالايش و پخش اظهارات خود را آغاز ميكند.
شايد اشاره مديرعامل شركت جيجيسي به پايين بودن راندمان پالايشگاهها و كيفيت نامطلوب فرآوردههاي نفتي در ايران است كه باعث ميشود كاظمي از همان ابتدا آب پاكي را روي دست پالايشگاهسازي در ايران ريخته و اظهار كند كه با افزايش قيمت نفت در بازارهاي جهاني در گذشته، از نقطهيي به بعد در ايران رسما «اقتصادي» نبوده است.
او بااشاره به تاريخچه پالايشگاهسازي در ايران به اين مساله اشاره ميكند كه نخستين پالايشگاه در ايران بعد از ملي شدن صنعت نفت در تهران ايجاد شد و پالايشگاه دوم در تهران، شيراز، بندرعباس و اصفهان نيز همه با روش نخستين پالايشگاه ساخته شدند. روشي كه سبب شد در ادامه تمام اين پالايشگاهها به ورطه ضرر كشيده شوند.
پالايشگاههاي ايران سودده نيستند
كاظمي ماجرا را اينگونه روايت ميكند: «در سال1344 كه پالايشگاه تهران ساخته شد، نفت قيمتي كمتر از يكونيم دلار در هر بشكه داشت و قيمت آن در ليتر به كمتر از يك سنت ميرسيد. اين درحالي بود كه فرآوردههايي مانند مازوت در آن زمان قيمتي بالاتر از 3سنت داشتند. درنتيجه پالايشگاه تهران در ابتدا اقتصادي بود اما با آغاز روند افزايشي قيمت نفت در سال51، اقتصاد پالايشگاهها زير سوال رفت. در آن زمان شركت ملي نفت وظيفه امنيت عرضه را برعهده داشته و به اقتصاد توجهي نداشت.»
همين مساله باعث ميشود در تمام سالهايي كه از آن تاريخ ميگذرد پالايشگاهها در ايران به فعاليت غيراقتصادي خود ادامه دهند و تنها اقدام اصلاحي حدود 2سال گذشته در پالايشگاه اراك صورت بگيرد. كاظمي در ادامه اظهارات خود بيان ميكند كه پس از انجام اصلاحات نسبي در پالايشگاه اراك، روند خصوصيسازي اتفاق افتاده و اين عملكرد معطل ميماند. او در ادامه اظهار ميكند: «سال گذشته دولت اجبار كرد كه پالايشگاهها 30درصد از سود را براي كاهش مازوت و كيفيت محصولات هزينه كنند پالايشگاه اصفهان شروع كرده ولي رضايتبخش نيست. ازسوي ديگر هم يك قانون دايمي هم داريم كه طبق آن وزارت نفت مكلف شده بود كه تا سال2025 توليد مازوت ما به زير 10درصد برساند كه اين قانون هم بايد عملي شود.» نكته جالبتوجه درمورد اين قسمت از اظهارات كاظمي اينجاست كه نيروگاهها در ايران اكنون وابستگي شديدي به مازوت دارند و درواقع اگر وزارت نفت توليد مازوت خود را كاهش دهد، نيروگاهها چالشي جديد خواهند داشت.
به هر رو كاظمي اظهارات خود را بااشاره به اينكه تمام اين مسائل سبب ميشوند حوزه پالايش در ايران جاي كار بسيار زيادي داشته و نياز به اصلاحات شديد را حس كند به پايان ميرساند؛ پاياني كه خالي از هرگونه معرفي «جذابيتهاي اين بخش» براي خارجيها و سودي كه آنها از اين سرمايهگذاري خواهند برد است. به نوعي اين روش ارائه بيش از هر چيز بر ضعف شديد ساختار پالايشي در ايران دلالت داشت و به خودي خود نميتوانست رغبت چنداني در سرمايهگذار براي ورود به اين حوزه ايجاد كند.
منبع: نادي صبوري و نسيم بنايي - تعادل