از ابتداي روي كار آمدن دولت يازدهم صاحبنظران و كارشناسان بانك مركزي بر يكسانسازي نرخ ارز تاكيد داشتهاند اين موضوع در آخرين همايش سياستهاي پولي و ارزي كه چند ماه پيش برگزار شد نيز مورد تاكيد مسوولان بانك مركزي و وزارت امور اقتصاد و دارايي قرار گرفت و نهايتا خبر از يكسانسازي نرخ ارز بعد از برداشته شدن تحريمها و كاهش فاصله نرخ ارز بازار آزاد و نرخ ارز مبادلهيي دادهاند.
خبر اقتصادی - احسان شمشيري - اين درحالي است كه همراه با طرح لايحه اصلاح قانون بانك مركزي ضرورت اصلاح مديريت نظام ارزي از سوي كارشناسان و صاحبنظران اقتصادي، پولي و مالي مطرح شده است تا همزمان با لغو تحريمها و گشايشهاي جديد در اقتصاد ايران و افزايش ارتباطات بانكي بينالمللي بتوان با يك نرخ ارز آزاد و مديريت شده از نوسانات نرخ ارز جلوگيري كرده و ثبات را در بازار ارز براي فعالان اقتصادي ايجاد كنيم.
در اين رابطه دكتر محمد كريمي، كارشناس نظامهاي ارزي در گفتوگو با «تعادل» گفت: بانكهاي مركزي دنيا در دهههاي گذشته به روشهاي مختلفي بازار ارز را مديريت و كنترل ميكردند. در دهه 70 و 80 در دنيا ركود تورمي حاكم بود اما از دهه 90 به بعد به اين نتيجه رسيدند كه وظيفه بانكهاي مركزي توجه به ركود و رشد اقتصادي نيست و مهمترين وظيفهاش در سياستگذاري پولي كنترل نرخ تورم است و به همين خاطر مساله تورم نقطه به نقطه و تورم ماهانه مطرح شد تا بانك مركزي دايم نرخ تورم را كنترل كند.
وي افزود: بانك مركزي نيوزيلند نخستين بانكي بود كه در سال 1991 اين موضوع را اجرايي كرد و چون عملكرد موفقي داشت، كانادا و انگليس نيز آن را به اجرا درآوردند و در سال 2005 نيز كشور تركيه هم اين روش را عملي كرد.
وي ادامه داد: بانكهاي مركزي نوين وظيفه اصلي خود را بر كنترل و مديريت نرخ بهره و نرخ تورم تعريف كردهاند و مثلا به شاخص بهاي مصرفكننده كه به عنوان مهمترين عامل تورم شناخته ميشود توجه داشتهاند و طبق قانون اگر تورم يك واحد درصد بيشتر از اهداف و سياستهاي آنها بالاتر برود رسما و قانونا رييس كل بانك مركزي عزل ميشود.
در كشورهاي اروپاي شرقي و امريكا اگر اين موضوع رعايت نشود، روساي كل بانكهاي مركزي با مشكل مواجه ميشوند و اين موضوع تا بحران مالي سال 2008 به همين روش ادامه داشت و پس از آن موضوع ثبات مالي مورد توجه قرار گرفت و از آيتمهاي ثبات مالي، تورم، قانون بانكداري، بازل 1، 2 و 3 و سياستهاي كلان احتياطي مورد توجه قرار گرفته است.
سياست تسهيل مقداري
كارشناس ارشد نظامهاي ارزي تصريح كرد: بانك مركزي امريكا پس از بحران مالي كه به ركود فرو رفت توانست با سياست تسهيل مقداري به اقتصاد رونق بخشد و امسال هم احتمالا فدرال رزرو نرخ بهره را بالا ميبرد و در چنين شرايطي كه بانك مركزي مدير ناظر است همه چيز بايد در اختيار بانك مركزي باشد كه كنترل و مديريت نرخ ارز هم جزو آن است.
وي افزود: اقتصاد تمامي كشورها از طريق نرخ ارز به نظام مالي بينالمللي متصل ميشود و در اين رابطه رژيم ارزي مورد توجه قرار ميگيرد و نشاندهنده خطمشي و سياست كلي بانكهاي مركزي است. بيشتر كشورها طبق آن رژيمي كه به صندوق بينالمللي پول اعلام ميكنند و قانوني است يك رژيم ارزي ديگر را اجرا ميكنند و مثلا ميگويند ما رژيم ارزي ثابت به كار ميبريم اما رژيم ارزي هدايت شده را اجرا ميكنيم و در اين رابطه
5 نوع رژيم ارزي وجود دارد مثلا اگر كشوري اقتصاد بزرگي داشته باشد و حجم صادرات و واردات آن بيشتر از توليد ناخالص داخلي باشد بهتر است از رژيم ارزي بازار آزاد استفاده كند چون ترازهاي مالي و سرمايهيي آن همخواني دارد و كشور كوچكي مانند دومنيكن كه فقط صادرات موز دارد و مشتري اصلياش فقط امريكاست يا كشوري مانند امارات يا كويت كه صادركننده نفت هستند و درآمدشان وابسته به ارز دلار است بهتر است از رژيم ارزي با ثبات و با نرخ ثابت ارز استفاده كنند. كريمي با تاكيد بر اين نكته كه ضرورت دارد تا كشورها متناسب با بازارهاي صادراتي خود رژيم ارزي مناسب تنظيم كنند، گفت: در كشوري مثل ايران كه درآمد اصلياش از محل صادرات نفت و پتروشيمي و به دلار است ولي به خاطر نوع ارتباطي كه با دنيا دارد بيشتر وارداتش با يورو، يوآن و روبل است و در چنين شرايطي كه حجم تجارت با بازار بينالملل نسبت به توليد ناخالص داخلي بالاست و در مقابل بحرانهاي خارجي آسيبپذير است بايد از رژيم ارزي مناسب با سياستهاي كلان تجاري تنظيم شده استفاده كنيم و نميشود گفت كه ميخواهيم رژيم ارزي با ارز ثابت استفاده كنيم اما تجارتمان باز باشد.
وضعيت درآمد ارزي و تجارت باعث ميشود كه كشوري مثل ايران نتواند رژيم ارزي نرخ ارز ثابت را با تجارت باز و آزاد همگام كند زيرا باعث ميشود كه در ديگر سياستهاي پولي مشكل ايجاد شود.
وي افزود: زماني كه رژيم ارزي نوشته ميشود بايد تمامي سياستهاي پولي، مالي و تجاري در كوتاهمدت و بلندمدت مورد توجه قرار گيرد زيرا بايد در بالادست رژيم ارزي سياستهاي پولي مناسب باشد و در كنار آن سياستهاي تجاري همخواني وجود داشته باشد.
وي در پاسخ به اين سوال كه نظام ارزي شناور مديريت شده در شرايط فعلي با چه مشكلاتي مواجه است و بانك مركزي با كمك صرافيها و اتحاديههاي ارزي چگونه ميتواند در انتخاب نرخ و كنترل بازار عمل كند، گفت: نرخ ارز را نميتوان در كوتاهمدت محاسبه كرد و پيشبيني نرخ ارز، طلا و حتي نفت براي يك روز تا يك هفته نوعي قمار است و عوامل موثر و متفاوت بر اقتصاد و بازار بسيار است اما ارزي وجود دارد كه به آن ارز تعادلي بازارها گفته ميشود و متناسب با ترازهاي موجود در اقتصاد مانند تراز بودجه، تراز ارزي، تراز سرمايه و پرداختها تعيين ميشود و يك نرخ ميانمدت براي ارز وجود دارد كه متناسب با خط بالا و پايين حركت ميكند كه در ايران آن را اجرا ميكنند اما هيچ اطلاعاتي در اين رابطه وجود ندارد و مشخص نيست كه مثلا ما چقدر طلا، ذخيره ارزي، بدهي ارزي داريم و در ايران هيچگونه مطالعه و تحقيق دقيقي راجع به اين مسائل متناسب با فرمولهاي صندوق بينالمللي پول و بانك جهاني وجود ندارد.
وي افزود: اول بايد نرخ ارز تعادلي وجود داشته باشد و متناسب با روندهاي اقتصاد نرخ ارز هدفگذاري شود. در گذشته ميگفتند كه چون مثلا نرخ تورم 20درصدي داريم بايد نرخ ارز هم 20درصد افزايش پيدا كند كه اين موضوع اقتصادي و كاربردي درست نيست و بايد نرخ تعادلي تعيين شود و متناسب با رژيم تجاري، نرخ ارز مشخص گردد. همچنين متناسب با نرخ ارز هدف رژيم ارزي تعيين شود و ضرورت دارد تا در طرحها و لوايحي كه در دولت و مجلس تصويب ميشود، كار تحقيقاتي علمي صورت گيرد البته هماكنون مديريت نرخ ارز توسط بانك مركزي بهتر از گذشته صورت ميگيرد اما براساس اهداف مشخص بلندمدت و صحيح نيست.
وي در پاسخ به اين سوال كه با اجراي برجام تا حدودي عرضه ارز افزايش پيدا خواهد كرد و پيشبيني ميشود با افزايش تقاضا در بازار نرخ ارز افزايش يابد آيا در چنين شرايطي ميتوان به يكسانسازي نرخ ارز اميدوار بود، گفت: اگر به بازار اجازه تعيين نرخ براساس عرضه و تقاضا داده شود و نرخ دستوري تعيين نشود ميتوان يكسانسازي نرخ ارز را اجرايي كرد اما با توجه به اينكه منابع بانك مركزي محدود است و با توجه به تقاضاي نهفتهيي كه در چند سال اخير در اقتصاد ايران ايجاد شده و در بخش كالاهاي سرمايهيي، تكنولوژيك و... تقاضاي عرضه براي واردات بالاست احتمال اينكه بازار به سوي افزايش نرخ حركت كند، وجود دارد و بانك مركزي نيز ابزاري براي كنترل نرخ در اختيار ندارد مگر اينكه مانند دهه 70 از ابزارهاي محدودكننده و كنترلي استفاده شود.
وي در پاسخ به اين سوال كه چشمانداز نرخ دلار را چگونه ارزيابي ميكنيد، گفت: از مهمترين عوامل تاثيرگذار در نرخ دلار، نرخ بهره امريكا و نرخ بيكاري و رشد امريكاست و زماني كه نرخ بهره بالا ميرود در عين حال تقاضا براي خريد دلار افزايش پيدا ميكند و چون خانم ژانت يلن، رييس فدرال رزرو اعلام كرده است در سه ماهه اول سال 2016 نرخ بهره افزايش مييابد پيشبيني افزايش نرخ دلار دور از واقعيت نيست و اين باعث ميشود كالاهايي مانند طلا و نفت تحت تاثير آن قرار بگيرند و كاهش پيدا كنند.