نقش رسانههاي جمعي و تاثير آن بر افكارعمومي بر هيچ كس پوشيده نيست. در دورهيي كه «عصر ارتباطات» نام گرفته، نقش و جايگاه رسانهها در حدي است كه نميتوان زندگي را بدون حضور آنها تصور كرد.
خبر اقتصادی - رسانهها از حساسترين نقاط استراتژيك در هنگام بروز بحرانها به شمار ميروند و يكي از عمدهترين دغدغهها و بحرانهايي كه بسياري از جوامع از جمله ايران به آن گرفتار است بحران آب و كمبود ذاتي آن است. نقش رسانه و اثرگذاري آن بر مخاطبان در بحران آب ايران بسيار با اهميت و قابل بررسي و تامل است. شايد به همين خاطر است كه يحيي صفيآريان عضو هيات موسس شبكه آببان در گفتوگو با «تعادل» پيشنهاد تشكيل «كميته سياستگذاري رسانهيي بحران آب» در شوراي عالي آب را مطرح ميكند. از جمله مهمترين كارويژههاي اين كميته ايجاد هماهنگي در نحوه ارائه اطلاعات در مورد بحران آب به شهروندان است. علاوه بر آن، كميته سياستگذاري رسانهيي بحران آب ميتواند پلي بين نخبگان، دولتيها و سازمانهاي مردمنهاد در حوزه بحران آب باشد. صفيآريان ابتدا در نقد سياستگذاري رسانهيي در حوزه آب سخن ميگويد و بر اين باور است كه رسانهها و نهادهاي مسوول در ايران در مرحله «هشدار» باقي ماندهاند و عملا نتوانستهاند به مرحله ايجاد حساسيت كه هدف اصلي از هشدار است، دست پيدا كنند. ديگر نقدي كه صفيآريان وارد ميكند در مورد حلقه مفقوده بحران آب در ايران است كه به اعتقاد او همان «مشاركت اجتماعي و نظارت همگاني» است. او در اين باره ميگويد: «مصرف ريشه در سبك زندگي دارد و ما براي اينكه در رفتار و سبك زندگي تغيير ايجاد كنيم بايد بعد از هشدار وارد حوزه گفتوگو بشويم.» مهمترين نقدي كه اين عضو موسس شبكه آببان به سياستهاي رسانهيي در بحران آب وارد ميآورد ايجاد «حساسيتزدايي» در مخاطبان است. او در اين باره اينگونه توضيح ميدهد: «وقتي رسانه در مرحله هشدار متوقف ميشود و حساسيت لازم را در زمينه بحران آب ايجاد نميكند باعث ايجاد خطري جديتر از بحران آب ميشود و آن خطر، حساسيتزدايي است.» علاوه بر موارد فوق، صفيآريان بر اين باور است كه در حوزه بحران آب دستگاهها و نهادهاي مختلفي سهيم هستند كه هر يك آمار متفاوت و متناقضي ارائه ميدهند و اين امر باعث سردرگمي شهروندان ميشود. با توجه به اينكه شوراي عالي آب وظيفه سياستگذاري در زمينه بحران آب و هماهنگي بين دستگاههاي مختلف در جهت حل بحران را به عهده دارد ميتوان پيشنهاد تشكيل كميته سياستگذاري رسانهيي بحران آب را مدنظر قرار داد. طبق گفته صفيآريان اين كميته ميتواند فضا را رصد كند و درباره نحوه اطلاعرساني به شهروندان بين دستگاههاي مختلف هماهنگي لازم را ايجاد كند و به اين ترتيب اين مشكل را از طريق سياستگذاري رسانهيي واحدي مرتفع كند. علاوه بر آن اين كميته ميتواند به عنوان پلي ميان دستگاهها و نهادهاي مختلف دولتي، نخبگان، رسانهها و سازمانهاي مردمنهاد در حوزه بحران آب عمل كند. به اين ترتيب اين كميته ميتواند سمت و سوي سياستهاي رسانهيي در حوزه بحران آب را از متهم كردن شهروندان به سياستهاي گفتوگويي و مشاركتجويانه تغيير بدهد. به اين ترتيب رسانه بايد سياست انتقال پيام از دولت به شهروند را به نظام انتقال پيام از شهروند به شهروند تغيير بدهد. در حال حاضر سياست رسانهيي كه شاهد آن هستيم، سياست يكسويه بمباران تبليغاتي است كه بايد به سياستهاي مشاركتجويانه تغيير پيدا كند. كمپينهاي مقابله با بحران آب يكي ديگر از نكات مهمي است كه صفيآريان به آن اشاره ميكند. او تاكيد ميكند كه كمپينها به صورت موقتي براي رسيدن به هدف مشخصي در يك دوره كوتاه راهاندازي ميشوند. به اين ترتيب كمپيني مثل كمپين قطرهقطره هر قدر هم موثر باشد براي يك دوره كوتاه طراحي شده اين در حالي است كه بحران آب ابعاد گستردهيي دارد كه بايد با مشاركت اجتماعي واقعي و با برنامهيي درازمدت جلو برود. به اعتقاد صفيآريان در زمينه بحران آب، روابط ميانفردي بايد فعال بشود و در اين بين رسانههاي اجتماعي بهتر و موثرتر از صدا و سيما هستند. عضو هيات موسس شبكه آببان ميگويد: «رسانههاي اجتماعي بستر گفتوگو و مشاركت اجتماعي در دوره بحران آب هستند. در اين عرصه ذينفعان بايد وارد گفتوگو بشوند.» به اين ترتيب او اعتقاد دارد كميته بايد به استفاده از ظرفيت رسانهها نوين و ابزارهاي جديد كمك كند.
منبع: نسیم بنایی - تعادل