با گذشت نزديك به 30سال از ابلاغ مصوبه ايجاد شهرهاي جديد در ايران و ناكامي در اين باره، دولت جديد همچنان قصد دارد تا اين ايده را براي جذب جمعيت مازاد و جلوگيري از سرريزهاي جمعيتي به كلانشهرها دنبال كند.
خبر اقتصادی - در همين رابطه نيز در هفتههاي گذشته محسن نريمان، مديرعامل شركت عمران شهرهاي جديد از معرفي 50 پروژه براي سرمايهگذاران بخش خصوصي خبر داد. اكنون سوال اينجاست كه آيا با وجود عدم موفقيت اين طرح در ادوار گذشته باز هم ميتوان آن را اجرايي كرد؟ رييس پژوهشكده معماري و شهرسازي مركز تحقيقات مسكن وحدت سياستگذاري و تضمين بازگشت سرمايه را دو پيششرط اساسي موفقيت ورود بخش خصوصي به اين پروژهها ميداند و به «تعادل» ميگويد: اقبال سرمايهگذاران به اين موضوع بستگي دارد كه پروژههاي پيشنهادي تا چه ميزان به كلانشهرها نزديك يا وابستگي دارند و اينكه آيا از پتانسيل گسترش برخوردار هستند. پيشتر هم سرمايهگذاران ترك در ساخت مجتمعهاي بزرگ شهر جديد پرند موفق عمل كردند البته اين به معناي مالكيت خصوصي خارجيها نبود. ناصر بنيادي ورود سرمايهگذاران خارجي به اين پروژهها را به شرط پيمانكاري مثبت ارزيابي كرد و گفت: نتايج مشاركت سرمايهگذاران خارجي ميتواند ميان سرمايهگذاران داخلي هم رقابت ايجاد كند ضمن اينكه كيفيت بالا ميرود و اگر پروژه موفق باشد رغبت سرمايهگذاران براي ورود و ارائه كار بهتر نيز بيشتر ميشود.
او ميگويد: ايده شهرهاي جديد در دنيا به دوران مدرنيته و دهه 60 و 70 ميلادي بر ميگردد در حالي كه كشورهاي پيشرو بعد از مدتي ديگر اين پروژهها را پيگيري نكردند. وابستگي شهرهاي جديد به مادرشهرها، افزايش مصرف انرژي و در كل هزينهبر بودن آنها منجر شد تا بسياري از كشورها رويه قبل را در گسترش اين شهرها نداشته باشند.
او در تشريح تجربه ايران براي ساخت شهرهاي جديد توضيح داد: در مقطعي مسوولان كشور ما هم با همان ايدههاي دوران مدرنيته شهرهاي جديد را دنبال كردند اما به علت كثرت تعداد شهرهاي جديد موفقيت چنداني به دست نياوردند تا جايي كه اكنون از ميان 20 شهر جديد تنها 7 مورد آن با موفقيت نسبي مواجه بودهاند. اين واقعيت را نبايد فراموش كرد كه ظرفيت كلانشهرهاي فعلي ما هم محدود است و اگر اين برنامه را با تفكر اجرايي و واقعيتري اجرا ميشد و تعداد محدودتري از اين شهرها در دستور كار قرار ميگرفت اكنون با معضلات خالي ماندن شهرهاي جديد روبهرو نبوديم.
شروط موفقيت شهرهاي جديد
البته براي موفقيت شهرهاي جديد چندين عامل ديگر از جمله مكانيابي، در نظر گرفتن عوامل سياسي و برنامهها و سياستهاي پشتيبان دخيل است. علياصغر بدري، كارشناس ارشد شهرسازي نيز در اين باره به «تعادل» ميگويد: مكانيابي درست يكي از مهمترين دلايل موفقيت شهرهاي جديد است در حالي كه اگر سياستهاي پشتيبان براي اين شهرها نداشته باشيم باز هم موفقيت چنداني نخواهيم داشت و شايد مورد اخير مهمترين دليل عدم موفقيت پروژههاي شهرهاي جديد در سالهاي گذشته بود. بدري ضعف در حوزه سياستهاي آمايشي و توسعه شهري، تاكيد بر گسترش كلانشهرها، اصرار به تمركز در مادر شهرها به جاي تمركززدايي و كمبود خدمات را دلايل ديگر ناكامي شهرهاي جديد دانست و افزود: براي بزرگترين شهرهاي جديد مانند پرديس، فولادشهر، انديشه و مجلسي كه جمعيت آنها اكنون از 40 هزار نفر گذشته به تازگي مجتمعهاي رفاهي و درماني رفاهي تامين شده است، در حالي كه حداقل خدمات بايد از همان ابتدا براي آنها در نظر گرفته ميشد. ناصر بنيادي رييس پژوهشكده معماري و شهرسازي مركز تحقيقات مسكن هم در اين باره معتقد است: شهرسازي امر پيچيدهيي است و عوامل مختلف سياسي و برنامههاي مختلف دولتي در موفقيت اينگونه طرحها دخيل است. طي سالهاي گذشته پديدههايي مانند بلندمرتبهسازي و افزايش تراكم در تقابل با ايده شهرهاي جديد بود بهطوري كه از يك سو اين ايدهها مطرح ميشد اما عملا با سياستهاي پياده شده در كلانشهرها نقض ميشد چون وحدت سياستگذاري نداريم.
بنيادي علت موفقيت تدريجي شهر پرديس را مجاورت با شهر تهران دانست و افزود: شهرهاي جديد براي تامين مسكن اقشار كم درآمد و متوسط جامعه گسترش يافت اما در حال حاضر شاهد هستيم كه به جاي افراد بيبضاعت خانوادههايي كه ميخواهند از شرايط نامناسب آب و هوايي تهران دور باشند در شهرهايي چون پرديس ساكن شدهاند و اين شهرها عملا به عنوان آلترناتيو نقش خود را بازي كردند با وجود اين، اگر شهرهاي جديد در اطراف شهرهاي كوچك و متوسط طبيعي به دستگاه اجرايي و صنعتي مثل شركت نفت و پتروشيمي وابسته نباشد در مجاورت شهرهاي كوچك رونقي پپدا نميكنند همانطور كه الان هم بدون استفاده ماندهاند. اما شهرهاي جديد اطراف كلانشهرها موفقيت نسبي داستند اما مشكل اصلي در شهرهايي چون پرديس اين است كه جمعيت هدف يعني همان اقشار متوسط تاكنون به اين شهرها نرفتهاند. افراد كم در آمد يا كساني كه به صورت مستقيم دراين مناطق كسبوكار دارند بايد در اين شهرها ساكن ميشدند در حال حاضر گرايشي وجود دارد كه افراد ساكن تهران به اين نتيجه ميرسند كه براي شرايط زيستمحيطي بهتر و كاهش هزينه مسكن در شهرهاي جديد زندگي كنند. او ساخت شهرهاي جديد در اطراف شهرهاي متوسط را يكي ديگر از دلايل عدم موفقيت طرح دانست و گفت: نگاه سياستگذاري در ساخت اين شهرها مشكل داشت و برخي از اين شهرها توانايي جذب جمعيت در بلندمدت را نداشتند. اما در كل ما در تمامي مراحل طرحهاي شهري از جمله اجراي پروژهها، نظارت و ارزيابي پيشرفت مشكل داريم، برنامهريزيهاي ما معمولا رها ميشود، پيگيري براي آنها انجام نميشود چون در سيستم نگاه بخشي حاكم است و هر دستگاهي سياست خود را جلو ميبرد. به عنوان مثال زماني كه وزارت راه دولت قبل به دنبال احداث شهرهاي جديد بود بقيه دستگاهها هيچ احساس وظيفهيي نكردند و طرحها به دشواري انجام ميشد. رييس پژوهشكده معماري و شهرسازي مركز تحقيقات مسكن كشور انگليس را به عنوان موفقترين كشور در ساخت شهرهاي جديد معرفي كرد و گفت: ايده ايجاد باغشهرها در اطراف شهر لندن كه توسط هاوارد مطرح شد، بسيار موفق بود چون در دل طبيعت مجتمعهاي سكونتي ايجاد شد تا افراد متوسط رو به بالا آنجا ساكن شوند در واقع جمعيت هدف اين شهرها افرادي بودند كه به دنبال كيفيت بالاي زندگي بودند اما در ايران پروژه با عنوان شهر صدرا اجرا شد كه چندان هم موفق نبود.
شهرهاي جديد و آشوبهاي خياباني
بنيادي معتقد است با وجودي كه اين شهرها ميتوانند از سرريزهاي جمعيتي جلوگيري كنند اما همچنان ممكن است منجر به ناآراميهاي سياسي شوند. او تجربه ناموفق پاريس را مثال زد و گفت: شهركهاي حومهيي كه در دهههاي گذشته اطراف پاريس ايجاد شد به علت مهاجرپذير بودن منجر به ايجاد تنش اجتماعي وسيعي از سوي آسيايي تبارها و مهاجران شد در آن زمان بستن راهها و آشوبهاي خياباني مشكلات اجتماعي در اين شهرها ايجاد كرد. كشورهاي ديگر به دليل مشكلاتي كه گفته شد سياست عدم تمركز جمعيت در مناطق وسيع را دنبال نميكنند. آنها سعي ميكنند شهرهاي متمركزي را شكل بدهند تا كمترين مصرف انرژي را داشته باشد.
منبع: تعادل