تهمينه ميلاني، آرشيتكت و كارگردان سينماي ايران و علياصغر پورعزت، مديرگروه رشته مديريت دولتي دانشكده مديريت دانشگاه تهران و رييس كتابخانه مركزي اين دانشگاه روز شنبه در همايشي با عنوان «رويداد ملي آب» به ايراد سخنراني پرداختند.
خبر اقتصادی - تهمينه ميلاني به آسيبشناسي رسانه در رابطه با بحران آب و نيز مشكلات ديگر اين حوزه پرداخته و پورعزت نيز به لزوم توجه اقدامات عاجل و البته بسيار كارشناسي شده و پيچيده پرداخته است. بخش ابتدايي اين گزارش اختصاصي كه توسط خبرنگار «تعادل» تهيه شده را در شماره 382 «تعادل» ملاحظه كرديد. بخش دوم و پاياني اين گزارش را در ادامه ميخوانيد.
علياصغر پورعزت مدير گروه رشته مديريت دولتي دانشكده مديريت دانشگاه تهران و رييس كتابخانه مركزي اين دانشگاه، در آغاز سخنانش بحران آب را بسيار پيچيدهتر از تصور رايج دانست. وي به اين موضوع اشاره كرد كه بحرانهاي پيچيده نميتوانند راهحلهاي استراتژيك ساده داشته باشند و از اين گزارهها به اين نتيجه رسيد كه «بايد مجموعهيي شامل دهها هزار خرد سناريو در قالب يك داشبورد بزرگ طراحي شود. اين كار تنها با تكيه بر متخصصين خبره و توانمند كشورمان امكانپذير است». وي در ادامه با اشاره به اينكه استفاده از چنين نيروهايي بر پيچيدگي كار خواهد افزود، گفت: «وقتي به متخصصين حوزههاي مختلف رجوع ميكنيم، كار براي تصميمگيري دشوارتر هم ميشود. اين موضوع به اين دليل است كه وقتي يك فرد غيرمطلع يا كمتر مطلع درباره يك موضوعي بخواهد تصميم بگيرد يك تصميم ساده بدون آگاهي از تمام ابعاد آن اتخاذ ميكند. اما هنگامي كه اين تصميمات توسط افراد خبره در موضوعات بينرشتهيي اتخاذ شود، پيچيدگي و ابعاد موضوع درك ميشود و اين كار را براي تصميمگيري سخت ميكند. بنابراين ما نميتوانيم به برنامهيي براي هميشه اتكا كنيم. بايد برنامهها و اهداف كوتاهمدت و كوچكسازي شود اما در قالب يك بسته از سناريو بزرگتر اجرا شود.» وي درتكميل سخنان خود گفت: «بايد شهامت حذف برنامههاي بيخاصيت و طرد برنامهريزان ناتوان را داشته باشيم. متاسفانه سيستم برنامهريزي ما سالهاست مديران و برنامهريزان بيكفايت را تحمل ميكند و تغيير نميدهد. »
زماني براي آزمون و خطا نداريم
پورعزت در ادامه سخنانش هشدار داد كه تاكنون زمان زيادي را از دست دادهايم و ديگر زماني براي از دست دادن نداريم. وي بر اين عقيده است كه به جاي آزمون خطا بايد حين تصميمگيري اجرا كنيم. وي درباره چندوچون اين كار گفت: «برنامه ما بايد آنقدر شناور باشد كه درصورت بروز هرگونه اشكال يا كاستي سناريوهاي جايگزين براي آن موجود باشد، نه اينكه راههايي را كه قبلا دركشورهاي ديگر آزمون شده و حتي راههايي كه دركشور خودمان آزمون شده را بار ديگر آزمون كنيم». پورعزت در ادامه ديگر مظاهر بيتدبيري و كاستيهاي فني دربخش مديريت را اينگونه برشمرد: «بيتدبيري در نگاه به طراحي سيستم جامع، نداشتن سيستم حمايت از خط مشي، نداشتن سيستم حمايت از استراتژي و نداشتن سيستمهاي حمايت از تصميم، ظرفيت استفاده از دانش را كاهش ميدهد. اما اين داشبورد بزرگي كه اشاره كر، مبتني بر سيستمهاي مديريت دانش است.»
شناسايي ظرفيتهاي داخلي
از ديگر مباحثي كه پورعزت در سخنان خود به آن اشاره كرد، موضوع اهميت به استعدادها و ظرفيتها و نيز آمايش سرزميني است. وي در اين رابطه اظهار كرد: «ما نيازمند اين هستيم كه انواع ظرفيتهاي ملي را شناسايي كنيم. همچنين نياز جدي به آمايش سرزمين درگستره كلان كشور وجود دارد كه متاسفانه چنين ارادهيي در اين زمينه مشاهده نميشود. ايران كشوري بزرگ با ظرفيتها و استعدادهاي عظيم است كه متاسفانه اهتمام ما به نابودي اين ظرفيتها صرف شده است.» وي در ادامه به اهميت آمايش زماني اشاره ميكند. پورعزت معتقد است يكي از مهمترين پارامترهايي كه بايد در آمايش سرزميني مورد توجه قرار گيرد، زمان است. اين آمايش زماني است كه به ما ميگويد چه زماني ميتوان طرحي را اجرا كرد، رودخانهيي را لايروبي كرد، قناتي را احيا كرد يا حتي سدي را تخريب كرد. مدير گروه مديريت دانشگاه تهران در اين رابطه افزود: «بعضي سدها را بايد تخريب كنيم. ما شهامت اينكه سدي كه اشتباه ساخته شده را تخريب كنيم را نداريم.»
بروكراسي عنصر مفيد يا مضر؟
در رابطه با بروكراسي دركشور ما همواره موضعگيريهاي افراطي و غالبا مخالف را شاهد هستيم. پورعزت به موضوع بازسازي بروكراسي پرداخت و در اين رابطه به كاستيهاي نظام بروكراتيك داخل كشور اشاره كرد. وي نقش نهادهاي نظارتي را نقش بسيار برجستهيي توصيف كرد كه البته در ايران بهطور كامل اجرا نميشود. وي اين مساله را اينگونه توضيح داد: «چرا نبايد مسوولاني كه با خطا و اصرار به خطاي خود به كشور آسيب ميرسانند، بازخواست شوند؟ چرا نهادهاي نظارتي كار خود را درست انجام نميدهند؟ اميرالمومنين در نامه به مالك اشتر ميفرمايد: در هر كاري بر كاركنان رييسي بگمار و بر آنان نگهباني و بر نگهبانان نيز نگهبان ديگري. اين نگهبانان امروز كجا هستند؟ ميخواهم بگويم كه اگر ما بروكراسي را بازسازي نكنيم، اين تلاشها به جايي نميرسد. بروكراسي خيلي مهمتر از آن است كه به آن فحاشي شود. گاهي گفته ميشود بروكراسي خوب نيست و آن را رها ميكنند. اينها نفهميدند منظور بروكراسي چيست. بروكراسي يك فناوري اداري است. اين فناوري ميتواند در دست افراد بسيار كارآمد، قوي عمل كند و نيز ميتواند در دست افراد ضعيف بسيار خطرناك باشد. مثل همه ابزارها و ادوات جنگي و نظامي و مظاهر فناوري.»
تراژدي مشاعات
موضوعي كه مورد توجه و تاكيد بسيار زياد پورعزت قرار داشت، مساله نسلهاي آتي و تراژدي مشاعات بود. منابع طبيعي به عنوان كالاهاي مشاع مورد استفاده همگان است اما استفاده بيش از حد از اين منابع ميتواند منجر به تراژدي نابودي اين منابع شود. از آنجايي كه اين منابع متعلق به همه نسلهاست، مصرف آنها بايد بهشدت كنترل شود و يك تخصيص بهينه بين نسلي براي آن درنظر گرفته شود. در اين رابطه پورعزت گقت: «قانون ارث زمينهاي بزرگ زراعي را نابود كرده است. تمايل به تجملگرايي افراطي كوههاي شمال را تبديل به ويلا كرده است. وقتي جلو اين اقدامات گرفته ميشود اينگونه ادعا ميشود كه حكومت مايل نيست مردم راحت زندگي كنند. حكومت وظيفه دارد كه اين كوهها را براي آيندگان نگه دارد. كسي درك نميكند كه متولد نشدهها هم حق دارند. حق نسل آينده را كسي درك نميكند. منظور از «كسي» در اينجا گروهي هستند كه در تصميمگيري نافذ هستند. اينها درك نميكنند حقوق آيندگان را. درك نميكنند كه نبايد تنها براي حال تصميم بگيرند». وي با اشاره به اينكه «خطمشيگذار بايد مرگباور باشد»، افزود: براي اينكه سياستگذار نسل آينده را ببيند، بايد مرگ باور باشد.
اعتماد به حكمت خداوند
پورعزت در بخش پاياني سخنان خود به قاعده فقهي حكمت اشاره كرد. وي در اين رابطه گفت: «اگر به خداوند اعتماد داشته باشيم، ميدانيم كه خداوند حكيم است. حكيم كار بياساس انجام نميدهد و اهل اسراف نيست. آنچه از منابع دركشور ما وجود دارد، به اندازه نياز ماست. بنابراين كمبود منابع نداريم. از طرفي اين منابع زيادي هم نيستند و نبايد اسراف كرد. بنابراين آب موجود براي بقاي ما كفايت ميكند. با اعتماد به حكمت مسلط بر آفرينش ميتوانيم بگوييم كه هر مشكلي در طبيعت حتما درماني دارد. پس ما بايد درباره مباني تحليل و تصميم خود بازانديشي كنيم. در اين بازانديشي درباره مباني تحليل و تصميم نياز به سناريو مبني شدن داريم. سناريو مبني شدن يعني به فراخور هرشرايط پيچيده و خاص ايران بزرگ طرح و تصميم ويژهيي داشته باشيم ما نبايد براي امروز تصميم بگيريم. امروز ما بايد به فردا بينديشيم تا سرنوشت آيندگان را تامين كنيم. معني اين سخن ديكتاتوري زمانبندي شده نيست. ما حق نداريم درباره سرنوشت آيندگان تصميم بگيريم اما مباني دانشي را بايد به گونهيي مهيا كنيم كه آنها هنگام تصميمگيري براي خودشان وامدار ما نباشند و بدهكار گذشته نشوند. اين كاملا به معناي يك رويكرد باز و دموكراتيك براي افزايش گزينههاي تصميم آيندگان است.»
تهمينه ميلاني هم در اين نشست به ايراد سخن پرداخت. وي ابتدا به آسيبشناسي عدم مشاركت مردم در بحران آب پرداخت و «عدم اعتماد مردم به رسانهها» را از مهمترين عوامل نازل بودن نقش رسانه و به خصوص تلويزيون در گذر از اين بحران دانست. وي در بخش ديگري از سخنانش از موضوع «شايستهسالاري» پرداخت و گفت: عدهيي از مسوولان كه در رأس امور قرار دارند، به هيچوجه به نظرات كارشناسي اهميت نميدهند و در تصميمگيريهاي خود مصالح و منافع فردي، خانوادگي، قومي و منطقهيي را در اولويت قرار ميدهند. ميلاني ريشه اين نوع رفتار را درمحدود شدن «فرديت» و رشد «فردگرايي» جستوجو كرد و گفت: واضح است كه در طول ساليان گذشته به جاي اينكه فرديت را محترم بشماريم و در عوض فردگرايي را مضموم بداريم، فرديت افراد را محدود كرديم و جامعه را به سوي فردگرايي سوق دادهايم.
منبع: تعادل